تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

کوهپیمایی از کشار به سنگان

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر بر آن پوستين نرم و نمناكش

باغ بي برگ ، روز و شب تنهاست

با سكوت سرد و غمناكش

ساز او باران و سرودش باد

جامه اش شولاي عريان

گر جز آينش جامه اي بايد

بافته بس شعله زر

تار و پودش باد

گر برويد يا نرويد              "اخوان"

مرگ برگ

كفش كوه يكي از وسايل مهم ورزش كوهنوردي است كه خوب بودن يا نبودن آن نقش مهم و بسزايي در رسيدن يا نرسيدن شما به مقصد دارد .

 

از تزار پس از پيروزي در جنگي پرسيدند : علت پيروزي سربازان شما در جنگ چه بود ؟ او پاسخ داد: سه عامل . اول كفش ، دوم كفش ، سوم كفش

 

درب خانه ای در کشار پایین

پس از تهيه يك كفش استاندارد حتما" آن را بايستي در برنامه هاي كوتاه آزمايش كرد و سپس در برنامه هاي بلند مدت و طولاني استفاده نمود . چرا كه ممكن است عوارضي براي شما داشته باشد كه مدتها شما را از كوه و طبيعت دور كند.

 

کشار بالا

در تاريخ 15/09/1387 روز جمعه با دوستان و همنوردان هميشگي آقايان صارمي و ميرصالحيان تصميم گرفتيم از روستاي كشار به سمت روستاي سنگان از توابع كن – سولقان را كوهپيمايي كنيم .

 

بدين منظور خودرويمان را در كنار جاده كن به امامزاده داوود ، نرسيده به سولقان پارك نموديم

 و سپس از طريق جاده اي باريك و خاكي در سمت چپ جاده ساعت 6:30 صبح در هوايي گرگ و ميش شروع به حركت نموديم .

 

پس از گذر از كوچه باغهاي زيبا از كنار رودخانه اي كم آب پيش ميرويم . ساعت 7 صبح به كشار پايين ميرسيم . بعضي از درب خانه هاي قديمي توجه من را جلب ميكند . با كولونهايي مخصوص آقايان و خانمها .

 

کولون مخصوص بانوان

راه را ادامه ميدهيم ، ساعت 7:30 به كشار بالا ميرسيم . از كنار خانه هايي ميگذريم كه گويا جهت خلاصي از زباله يشان راحت ترين راه را انتخاب كرده اند . محيط اطراف پُـــر بود از انواع زباله هاي مختلف كه واقعا" تاسف برانگيز بود .

 

کولون مخصوص آقایان

وقتي كمي فكر ميكنم مي فهمم كه معضل محيط زيست بيشتر يك موضوع اجتماعي است تا يك امر فني .

دره کشار

حل اين مشكل ، نه با فعاليت در آزمايشگاه ها و كتابخانه ها و اتاقهاي فكر بلكه تا حد زيادي از طريق مبارزه اجتماعي به دست مي آيد .

 

اي كاش شهرداريها و شوراهاي روستاها كمي با جديت به اين معضل فرهنگي برخورد ميكردند .

 

روشنایی در معابر کشار بالا

از طريق دره كشار راه را ادامه ميدهيم و سپس ارتفاع ميگيريم . اين افزايش ارتفاع تا ساعت 9:30  صبح ادامه پيدا ميكند .

نرسيده به بلندترين نقطه گردنه شيب تندي حدود 40 درجه را طي ميكنيم كه نفس هايمان به شماره مي افتد .

 

شیب تند به سمت گردنه

وقتي بر روي گردنه ايستاده بوديم ، مناظر بديع اطراف ، قلل مرتفع مثل بند عيش – لوارك – پهنه سار ، خط الراس توچال و روستاي زيباي سنگان همه و همه شكوه و عظمت كردگار بزرگ را يادآوري ميكرد .

 

گردنه بین کشار به سنگان

فكر ميكنم ارتفاع حدود 3000 متري ميشد و برف كمي بر روي گردنه نشسته بود ولي تا بخواهيد هوا سرد بود و باد زوزه كشان در حال حركت . آسمان نيلگون هم به جز يك لكه ابر آبي آبي بود .

 

خط الراس توچال

خيلي سريع دستهايم را از دستكش خارج كردم و چند فريم با دوربينم گرفتم و قبل از منجمد شدن دستهايم ، سريع ارتفاع كم كردم و خود را به دوستانم كه جلوتر از من به پايين آمده بودند رساندم .

پس از نيم ساعت كه به سمت سنگان ارتفاع كم نموديم در زير سايه درختان در كنار نهر آبي باصفا صبحانه را صرف كرديم . و دوباره از طريق راه پاكوب تا ساعت 11 صبح تا روستاي سنگان ادامه مسير داديم .

 

روستای سنگان

در سنگان با كرايه كردن يك تاكسي خود را به خودرويمان كه در كنار جاده انتظار ما را ميكشيد رسانديم و سپس با دلي پُــر اميد راهي شهر و ديارمان شديم .

 نمای روستای سنگان از روی گردنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/05ساعت 7:17  توسط پرویز شجاعی پارسا  |