غار رودافشان
امروز اين منم كه ستايشگر توام
از توست ريشه و رگ وخون و خروش من
فرزند حقگزار تو و شاكر توام
بس روزگار گشت و بهار و خزان گذشت
غار رودافشان در دهكده رودافشان از توابع شهرستان دماوند و در كوهستان البرز مركزي در ارتفاع ۱۹۴۵ متري واقع گرديده است .

ديدار از اين غار تجربه جالبي بود . بهرحال براي فرار از هواي دودآلود تهران هيچ كجا بهتر از آغوش پر مهر طبيعت نيست .

در تاريخ ۷/۴/۱۳۸۷ تصميم گرفتم به همراه جمعي از همكاران خوبم بنامهاي آقايان مصطفي حضرتي ، محمد حسين بابايي ، حميد فتحي به اتفاق محسن و اميرحسين شجاعي پارسا بازديدي داشته باشيم از غار زيباي رودافشان

براي رسيدن به اين غار شگفت انگيز بايستي از طريق جاده فيروزكوه در كيلومتر۸۵ بعد از سربندان و پمپ بنزين سيد آباد وارد جاده اي در سمت راست شويم كه ما را مستقيما" پس از طي ۲۰ كيلومتر به روستاي رودافشان راهنمايي ميكند.

ماشين را در پاركينگي كه جهت بازديد كنندگان غار آماده شده پارك ميكنيم . با عبور از مزارع كشاورزي و رودخانه دليچاي و همچنين با ۲۰ دقيقه صعود به بالاي تپه اي كه مشرف بر روستا است ميرسيم .

زماني كه بر فراز تپه قرار مي گيريم . از يك سو چشم انداز روستا و از سوي ديگر منظره پرابهت بزرگترين دهانه غار ايران به ارتفاع تقريبي ۲۰ متر و طول ۲۹ متر ما را مبهوت خود ميكند .

دهانه ورودي بيضي شكل اين غار ، زيبا و ديدني است و هر بيننده اي را شگفت زده ميكند . به جرات ميتوان گفت دهانه عظيم غار ديدني تر از خود غار است .

حدود ۳۵ هزار سال پيش بر اثر وقوع آتشفشان در كوه دماوند ، دهانه فعلي كه در پشت صخرهاي عظيم قرار داشته شكاف برداشته و مي شكند و اين فضا بر اثر ترك و شكاف عميق ايجاد شده ، نمايان ميشود .

هر چه به دهانه اصلي غار نزديك و نزديكتر ميشويم به عظمت غار بيشتر پي مي بريم . با ورود به دهانه اصلي تازه متوجه ميشويم كه بايستي ارتفاع كم كنيم تا به دهليز و سالي بزرگ در كف غار برسيم كه مسير كاملا" روشن و مشخص است .

از اينجا به بعد تازه راهپيمايي درون غار شروع ميشود كه با چراغ قوه اي كه همراه داشتم اين كار بسيار آسان ، لذت بخش البته كمي هم ترسناك بود .

بر اساس بررسي هاي زمين شناسي اين غار بيشتر به صورت سفره هاي آب زير زميني بوده و مسيرهاي داخلي غار حاصل تراشيده شدن بدنه ها در اثر رسوبات آبهايي است كه در داخل آن جريان داشته است .

اين غار از نوع غارهاي مرطوب با پوشش گياهي ( خزه ) است اما هيچگونه جريان آبي در داخل مسيرها و حفرهاي آن ديده نمي شود.

جنس اين غار از لحاظ مواد با توجه به تبلور و تلالويي كه دارد ، در اثر نورافشاني تقريبا" رنگ مرمرين به خود گرفته و داراي درخشندگي خاصي است .

ما تا عمق ۳۰۰ يا ۴۰۰ متري پيش رفتيم . زمين خيس ، ناهموار و لغزنده بود و در بعضي از نقاط از نردبانهايي كه از قبل تهيه شده بود نيز استفاده كرديم . وجود قنديلها و ستونهاي استلاگميت و استلاكتيت واقعا" خيره كننده بود .

ولي ادامه مسير بدون تجهيزات غارنوردي و يك راهنماي مجرب ، كاري بود خطرناك . لذا ترجيح داديم برگرديم .

چيزي كه در اين برنامه خيلي ناراحت كننده بود و جاي تاسف نيز داشت . يكي وجود انبوه زباله در كف غار و شكستن سطلهاي زباله با سنگهاي بزرگ بود و ديگري اينكه ، گروهي زحمت برق كشي و نصب پرژكتور را تا انتهايي ترين دهليزهاي غار كشيده بود ولي متاسفانه كليه پروژكتورها و فيوزهاي برق با سنگ خورد شده بود .

و ديگر اينكه به علت بازديدهاي افرادي به ظاهر علاقمند ، از چكنده هاي سقف غار اثر زيادي باقي نمانده بود و مشخص بود با سنگ ، نشانه گيري شده است .

ولي واقعا" هدف اين جور افراد چيست ؟ چرا . . . ؟ كي . . . ؟
و چه زمان ما مي خواهيم . . . . . .
