قله چين كلاغ

هر قدر عوارض زندگي ماشيني بيشتر رخ مي نمايد نياز آدمي به آرامش در طبيعت بيشتر ميگردد. اگر اين واقعيت را قبول كنيم اين سئوال پيش مي آيد چرا انسان خود را در گرداب زندگي ماشيني اسير كرده و نسبت به ضرورت ارتباط با طبيعت بي تفاوت شده است؟

دليل آن را ميتوان در شرايط اقتصادي ، مسائل فرهنگي و ده ها پارامتر ريز و درشت جست و جو كرد كه مانند ريسماني عظيم دور انسان پيچيده و او را رها نمي سازد . در واقع بخشي از اين گرفتاريها ارمغاني است كه زندگي ماشيني به بشر هديه كرده است .

روز پنجشنبه ۱۰/۱۲/۱۳۸۶ به اتفاق همنوردان خوبم آقايان محمد رضا صارمي - عبدالحسين شاهي و خسرو نزيه به قله ۲۸۲۰ متري چين كلاغ صعود كرديم.

براي رفتن به اين قله زيبا بايستي از دركه - خيابان احمدپور - سه راه معدن - جاده معدن شروع به حركت كرد. همانطور كه در نقشه ملاحظه ميكنيد مسير نقطه چين قرمز رنگ پايين ميدان دركه كه همان جاده معدن است پس از گذر از معادن متروكه سنگ سبز امامي و شعيبي ، بر روي يالي قرار خواهيد گرفت كه مستقيما" به قله ختم ميشود.

دو معدن متروكه سنگ سبز كه در مواقعي كه هواي تهران تميز است از جنوبي ترين قسمتهاي تهران قابل رويت هستند.

ما ساعت ۶:۳۰ صبح از ميدان دركه حركت كرديم و در ساعت ۱۰ صبح بر روي قله ايستاده بوديم. هوا بسيار عالي و آفتابي بود و تابش خورشيد گرماي لذت بخشي را به وجودمان تزريق ميكرد.

و در بعضي از مواقع لكه هاي بزرگ ابر جلوي درخشش زيباي خورشيد را ميگرفت كه خود اين امر باعث بوجود آمدن صحنه هاي جالبي ميشد كه البته وزش باد اجازه ماندن را به آنها نميداد.

حدس بزنيد در اين عكس چند تا تپه برفي مي بينيد ؟
جواب : فقط يك تپه دو تا ديگه لكه هاي ابر هستند.
در نزديكي قله ناگهان مه شديدي همه جا را فرا گرفت و بخاطر وزش باد بسرعت هم دور شد. وقتي به قله رسيديم بخاطر مناظر زيباي اطرافمان خستگي صعود را فراموش كرديم و مات و مبهوت محو تماشاي اين همه زيبايي بوديم.

تا ساعت ۱۰:۳۰ بر روي قله مشغول صرف يك صبحانه مفصل شديم كه دوباره يك ابر بزرگ بصورت يك ستون عمودي همانطور كه ميبينيد در حال نزديك شدن به ما بود كه با جمع و جور كردن وسايلمان راه پايين را پيش گرفتيم و در ساعت ۱۲ در ميدان دركه بوديم.

