ایران سرزمین من
خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران 
قالب وبلاگ
تورهاي در دست اقدام
لينک هاي مفيد
<آرش نورآقايي>
<آيين نگارش و نامه نگاري اداري>
<انجمن پزشکی کوهستان >
< انجمن صنفي راهنمايان گردشگري تهران>
<اورامانات بهشت گمشده>
<ايران بهشت>
<ايران را بگرديم>
<ايران سرزمين مهر>
<ايران شناخت>
<ايرانگردي با دوچرخه>
<ايرانگردي سرای جاودان>
<ايلام ، سرزمين ناشناخته ها>
<باشگاه كوهنوردي آوا>
<باشگاه كوهنوردي توس دماوند>
<باغداري تجربي>
<براي رسيدن بايد نشانه ها را دنبال كني>
<بر بالهای کتاب>
<برجساز بزرگ>
<بر فراز قله ها>
<بوي كوچ،بوي سفر،بوي راه>
<بيا تا برويم>
<بيدستون>
<پرسه بر زمین>
<پلوار 70>
<پيام نما>
<تارا>
<تاريخ و تمدن سيستان>
<تصاوير كوهنوردي من>
<تمدن راگا>
<جهانگرد>
<جهانگردي ارزان و خاطرات سفر>
<چون كوه استوار>
<چیتبال>
<حشمت ا...رحيمي بويراحمدي>
<حمايت از پرندگان شكاري>
<خاطرات امير پارسا>
<خاطرات سفر شيما و علي>
<خداوندگاران مهرگان كده>
< دستيار گردشگر>
< دکتر منوچهر ستوده>
<دل مشغوليهاي من>
<دوچرخه ها>
<دهكده پيله ورين>
<ديار الوند>
<دیرشناسی>
<ديوانه كوه>
<دئنا>
<راز شقايق>
<راز کوه>
<رد پاي اين روزها>
<ره توشه نو>
<زاگرس کوه>
<زمرد سفيدرود - بهزاد سواري>
<سازمان هواشناسي>
<سرزمین آسمانی ما>
<سرزمين تايباد>
<سرشتين>
<سفر با دوچرخه>
<سفر به دور دنيا>
<سفر به ديگر سو>
<سفر در طبيعت ايران >
<سفرنامه حلاج >
<سفرنامه دیدنو >
<سفرنويس >
<سفر يعني زندگي >
<سفري ديگر-سحر موسوي >
<سلامي به گرمي آفتاب >
<سنگنورد كوچك >
<سيد با دوچرخه كربلا>
<شما ميتوانيد زبان انگليسي ياد بگيريد >
<صدای کوهستان >
<طبیعت زیبای ایران>
<طبیعت دوستان سبز سبزوار>
<عشق پاك>
<عليرضا مختار>
<غارهاي ايران>
<فانوس>
<قصه گو>
<قله هاي مه گرفته >
<كاپيتان محمود>
<كافه تهرون>
<كانون كاهنوردان اوراز مهاباد>
<كانون كوهنوردي فرهنگسراي بهمن>
<کشتی میرزا کوچک خان>
<كشكول>
<كوله پشتي نارنجي>
<كوه چليشا>
<كوير بي انتها>
<كويرهاي ايران>
<کوهدخت>
<کوهساران>
<کوهستان ایران >
<كوهنوردان تبريز >
<كوهنوردي ... نشاط زندگي >
<کیجا>
<گردش>
<گردشگري>
<گردشگري بندپی شرقی>
<گردشگري تیما>
<گردونه>
<گروه دوچرخه سواري باران>
<گروه طبيعت گردي پرچين>
<گروه كوهنوردي آلوارس زنجان>
<گروه كوهنوردي شاهين نظنز>
<گروه كوهنوردي داغ داش>
<گروه كوهنوردي كلكچال>
<گروه كوهنوردي نواي كوهستان>
<گروه گردشگري باچون>
<گروه گردشگري پرواز>
<گروه ورزشي هومه>
< گنگ خوابیده
< لاکپشت ها از تمام موجودات جهان بيشتر
< مسافر
<مشق کوه>
<من و پدر
< من و زیباییهای طبیعت این مرز و بوم
<مهران كوه>
<مهر سپند>
<نسیم کوه>
<نشاط كوهستان>
<نگاهي به طبيعت>
<نقاب كوهستان>
<نقشه راههاي ايران>
<وبلاگ صعود قلم>
<وب گرد>
<ورجين>
<وصله پينه>
<هزاری>
<همطناب من>
<يادداشتهاي جهانگردي>
<يادداشتهاي يك كوهنورد>
<یشیل داغ کوه سبز>

مثلِ جانِ نازنینم ، سرزمینم

اینک، اینک ، هر کجا باید دوباره بال گیرد این طنینم:

آن که آبادت نمی خواهد، مَباد

آن که آزادت نمی خواهد، مَباد

آن که در هر گوشه ی این چرخِ گردون

نورِ مهتابِ تو و مهرِ تو و بادت نمی خواهد، مَباد.

سرزمینم ، سرزمین نازنینم

تو میانِ پیکرِ من نبضِ فریادی برای نغمه ی آزادبودن

هر که آزادیِ فریادت نمی خواهد، مباد.     از دكتر علي غضنفري

 

آبان سال گذشته تصميم داشتيم كه همين برنامه يعني پيمايش فيلبند به اليمستان را در يك برنامه يك روزه طي كنيم ولي بدليل حجم زياد برف بر روي خط الراس كنسل شد و اون برنامه را در حد پيمايش روستاي سنگچال به روستاي فيلبند اجرا كرديم .

 

از اونجايي كه برنامه سال گذشته از يك برنامه جدي تبديل به يك برنامه گلگشت شده بود لذا تصميم گرفته بوديم با يك اعلام عمومي با يك گروه 20 نفره همراه شويم .

 

ولي امسال تصميم بر آن شده بود كه با يك گروه 10 نفره اين مسير طي شود . سرپرست برنامه خانم مريم محمودي و كمك سرپرست هم آقاي محمد گائيني ، وبلاگ ايران را بگرديم انتخاب شدند .

 

روز پنجشنبه 4 آبانماه 1391 ساعت 13 تهران را به مقصد روستاي سنگچال ترك ميكنيم ولي در جاده هراز به دعوت يكي از دوستان بنام حسام جهت صرف نهار راهمان را به سمت باغي مصفا در روستاي اميري و وانا ترك ميكنيم .

 

از اونجايي كه خيلي خجالتي هستم برنامه اي را براي سال آينده با حسام ترتيب ميدهيم كه پس از شبماني در منزل حسام از روستاي اميري به ارتفاعات و آبشار وانا و يا شايد صعودي به قله ا ُنيسه و يا دشت ارنيس انجام دهيم .

 

هوا رو به تاريكي است و روستاي اميري را ترك ميكنيم و به سمت جاده هراز حركت خود را ادامه ميدهيم . در 32 كيلومتري آمل ، جاده لهاش را به راننده ون نشان ميدهيم ( با تابلويي كه نوشته شده بطرف امامزاده لهاش مشخص شده ) كه روز جمعه بايستي از طريق اين جاده خود را به روستاي اليمستان برساند .

 

و در 20 كيلومتري آمل در منطقه اي بنام چلاو وارد جاده اي ديگر در سمت راست ميشويم و بعد از 20 كيلومتر ديگر در اين جاده و عبور از روستاهاي گنجرجكلا و چمن بـُن به روستاي سنگچال ميرسيم .

 

شب را در منزل آقاي محمودي عزيز به صبح ميرسانيم و روز جمعه 5 آبانماه ساعت 5 صبح با اتومبيل به سمت فيلبند حركت كرده و در ساعت 5:30 دقيقه حركت خود را به اتفاق 20 كوهنورد ديگر از گروه نيشاي آمل آغاز ميكنيم .

 

گروه نيشا ، جمعي از كوهنوردان باتجربه آملي هستند كه اين گروه را تشكيل داده اند و با برنامه هاي منظم به قلل مرتفع ايران مخصوصا" استان مازندران ، جوانان علاقمند به ورزش كوهنوردي را تشويق ميكنند ، لازم به ذكر است نيشا به معني غنچه ميباشد .

منطقه نرو 

پس از عبور از روستاي فيلبند به ارتفاع 2270 متر ، باد شديد و سردي به همراه قطرات ريز باران شروع به وزيدن و بارش ميكند و بيشتر همنوردان را مجبور به استفاده از لباسهاي گرم و ضد باد و باران ميكند البته اين وضعيت زياد دوام نمي آورد و خيلي زود به پايان ميرسد و آسمان آرام ميگيرد .

 

تا ساعت 7 صبح در حدود 3 كيلومتر كوهپيمايي ميكنيم و جهت صرف صبحانه در گوسفندسرايي زيبا و سرسبز و پر از بوته هاي زرشك بنام نرو در ارتفاع 2574 متر توقف مي نماييم .

 

زرشكها اينقدر ترش و درشت و خوشمزه هستند كه كمتر كسي از گروه را ميبيني كه لبان و دستانشان قرمز نشده باشد و هر كسي به قدر كفايت از آنها استفاده ميكند ، در ضمن بد نيست بدانيد كه زرشك براي قلب و كبد بسيار مفيد است و يكي از خوراكيهاي مورد توجه خرسها در اين مناطق هستند .

قله امامزاده قاسم 

پس از صرف صبحانه ساعت 8 صبح مسير را ادامه ميدهيم و به اتفاق ديگر همنوردان در يك خط منظم با استفاده از مسير پاكوپ از كنار قله فيلبند به ارتفاع 3250 متر مي گذريم .

چشمه لاش درون 

پس از 6 كيلومتر به چشمه اي زيبا بنام لاش درون به ارتفاع 2733 متر مي رسيم كه البته بعضي از دوستان آملي اسم اين چشمه را آروس خني هم مي نامند ، آروس بمعني عروس و خني بمعني چشمه

 

آسمان ابريست و نور كافي جهت عكاسي مهيا نيست ولي خورشيد با نور انرژي بخشش تلاش زيادي دارد كه خود را از لا به لاي ابرها به ما نشان دهد و هر زمان كه اين اتفاق مي افتد عكاسان گروه از فرصت ايجاد شده كمال استفاده را ميكنند و عكسهاي فوق العاده زيبايي از جنگل هزار رنگ زير پايمان مي گيرند .

 

اسپرز (Esperez)

در ساعت 10 صبح به گوسفندسراي زيبايي بنام اسپرز (Esperez) در ارتفاع 2800 متر مي رسيم كه محل مناسبي جهت كمپينگ ميباشد و در اين منطقه عكسي دسته جمعي به يادگار ميگيريم .

 

با ديدن جنگل زيبايي كه در پايين دست ما وجود دارد ميتوانيم حس زيباي فصل پاييز را با گوشت و استخوان خود حس كنيم چرا كه درختان به هزاران رنگ شادمانه و رنگارنگ تبديل شده اند و زيبايي فوق العاده اي به طبيعت بخشيده اند .

 

به دليل كمبود وقت مسير را ادامه ميدهيم و پس از 19 كيلومتر در مدت 8 ساعت و عبور از مناطقي بنام شلمون ، بهرك و كنگلو در نهايت در ساعت 13:30 دقيقه پا بر روي قله امامزاده قاسم به ارتفاع 2512 متر مي گذاريم .

 

بر روي قله باد شديدي در حال وزيدن است و ما تصميم ميگيريم هر چه زودتر نهار را بخوريم تا قبل از تاريکي هوا از جنگل اليمستان عبور كنيم تا با مشكل خاصي روبرو نشويم .

 

هر چند جي پي اس مسير را در دستگاه خود دارم ولي بهرحال احتياط شرط عقل است و با فرود از روي قله امامزاده قاسم به سمت دشتي سرسبز روان ميشويم كه دو چاله بزرگ توجه ما را بخود جلب ميكند .

 

رستم چال

اين منطقه بنام رستم چال معروف است و به روايت افسانه هاي محلي دليل بوجود آمدن اين دو چاله اين بوده است كه رستم در اين منطقه زانو زده و از آب درياي خزر نوش جان فرموده اند كه البته اين موضوع افسانه اي بيش نيست .

 

پس از حدود يكساعت فرود از روي قله و با عبور از چمنزارهاي زيبا به ناگاه وارد جنگل ميشويم ، جنگلي زيبا با درختان قطور و كهنسال كه چهره پاييزي بخود گرفته اند ولي متاسفانه بدليل تاريك شدن هوا نميتوانيم عكسهاي خوبي بگيريم .

 

از آنجايي كه جنگل اليمستان يكي از زيباترين جنگلهاي ايران است تصميم ميگيرم هفته آينده را فقط براي ديدن اين جنگل زيبا به اين منطقه مراجعه كنم تا يك دل سير از اين جنگل الوان عكس بگيرم

بهرحال گروه ما ساعت 18 به روستاي اليمستان به ارتفاع 1600 متر رسيد و پس از جمع و جور كردن وسايل به طرف تهران راهي شديم .

نكات مهم :

·         فاصله روستاي فيلبند تا قله امامزاده قاسم 19كيلومتر اندازه گيري شد .

·         فاصله قله امامزاده قاسم تا روستاي اليمستان 6 كيلومتر اندازه گيري شد .

·         كل مسير پيمايش حدود 12 ساعت بطول انجاميد .

·         با وجود مسير پاكوب در جنگل بهتر است از راهنما و يا دستگاه جي پي اس استفاده شود .

·         بد نيست بدانيد كه وجه تسميه روستاي اليمستان از نام گياهي بنام اليما كه بصورت سبزي مورد استفاده افراد بومي قرار ميگيرد گرفته شده است .

.         وجه تسميه چلاو : به مازندراني به معني تندآب و يا باران تند و شديد ميباشد و از كلمه طبرستاني شلاب ( شل+آب ) بر گرفته شده است .

.        برای بدست آوردن اطلاعات جی پی اس این مسیر لطفا" به سایت wikiloc مراجعه کنید .

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۹ ] [ 5:14 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

به دل دارم هوای کوه و صحرا
رسم تا قله ی آلانه سرها
به دیدار مه ی آغوش کشیده
رمه را در رمه پوشیده از مه
نوای کپک پران از سر سنگ
صدای آبشاران از دل تنگ

نسیم وموج پونه در کشاکش
عقابی در پی اوجی فراکش
به دل پوشیده دارم شوق جان را
ز هر بر سر برون آرم دلم را
جوانه از جوانه شوق از شوق
به پرواز آید او از این همه ذوق

 

ما كوهنوردان باور داريم كه آرامش در بلندي هاست و آسودگي در طبيعت ، تماشا و گام نهادن بر چكاد كوهها لذت بخش و زندگي بخشيدن دوباره وقتي ميتواند استمرار يابد كه بتوانيم همزيستي با آن را ياد بگيريم و انگيزه كارهاي مان جدي و مسئوليت پذيري را سرلوحه كارمان بدانيم .   " سلام اسماعيل سرخ "

 

چند روز قبل از اجراي اين برنامه دوست خوبم رضا صارمي تلفني مرا در جريان صعود به قله برف انبار يكي از بلندترين قله هاي استان قم قرار داد كه بلافاصله اين پيشنهاد را قبول كردم و روز جمعه ۲۸ مهرماه ۱۳۹۱ را براي صعود انتخاب كرديم .

 

در نزدیکی قله برف انبار

اولين باري كه اين قله را از راه دور ديدم ، دي ماه سال گذشته بود كه بر فراز قله ويليجيا يكي از قلل استان مركزي ايستاده بودم و همنوردان خوبم از شهر قم مرا با اين قله آشنا كردند .

 

قله برف انبار به ارتفاع 3235 متر قله اي نه چندان معروف است كه آن را بيشتر از همه كوهنوردان قمي مي شناسند كه در ميان قم و كاشان قرار گرفته است .

 

اين قله و ارتفاعات اطرافش با وجود اينكه خشك است ولي بسيار خوش آب و هوا و زيباست و چندين چشمه در طول دره هاي آن قرار گرفته است و براي همين باغات زيادي در دره ها و دشتهاي منطقه و با همت باغداران بوجود آمده است .  

 

براي رسيدن به قله برف انبار بايد به روستاي فــُردو مي رفتيم ولي حالا سوال اينه كه چطور به روستاي فــُردو برويم . بعد از رسيدن به قم مي بايست مسير و جهت شهر كهك را سوال كنيم .

 

و پس از گذشتن از روستاهاي خورآباد ، صرم و ورجان و طي حدود 20 كيلومتر به كهك رسيدم و تازه از اين شهر و بعد از گذشتن ازروستاهاي چنارك ، ميم و خاوه و طي حدود 21 كيلومتر به روستاي فــُردو به ارتفاع 2100 متر رسيديم .

 

امامزاده بوره

ولي هنوز حدود 4 كيلومتر ديگر تا مبدا حركت يعني امامزاده بوره راه داريم و با پارك اتومبيل در كنار امامزاده به ارتفاع 2330 متر  و صرف صبحانه در ساعت 8:40 دقيقه صبح از پشت امامزاده صعودمان را شروع ميكنيم .

 

در مسير برگشت از قله

در مدت كوتاهي و بعد گذر از چندين باغ ميوه كه ديگر در اين فصل از سال در حال تغيير چهره و تغيير رنگ بودند وارد دره اي بنام دره زهاب ميشويم .

 

البته قابل ذكر است تا دو كيلومتر ديگر بعد از امامزاده جاده اي خاكي جهت دسترسي به باغات وجود دارد كه ميتوان  براي سهولت كار با ماشين تا آخرين نقطه نيز تردد كرد ولي ما ترجيح داديم كه پياده اين مسير را طي كنيم .

 

پس از طي حدود يكساعت كه به سمت جنوب غرب حركت ميكرديم و در ارتفاع 2650 متر به چشمه اي مي رسيم كه بر روي سنگي در همان نزديكي نوشته شده چشمه پارسا ولي صحت و سـُقم آن را نمي دانم .

 

 چند جرعه از آب چشمه مي نوشيم و با استراحتي كوتاه از سمت راستمان يعني در جهت غرب و به سمت يالي مي رويم كه اين يال با شيبي ملايم و كاملا" پاكوب و مشخص ما را بسمت قله هدايت ميكند .

 

مسير سمت راست چشمه

در طول مسير ميتوانيم ميله هايي را ببينيم كه كوهنوردان جهت گم نكردن مسير بخاطر هواي طوفاني و مه آلود در زمستانها نصب كرده اند و اين يعني نجات جان انسانها ( ممنون از كوهنورداني كه زحمت اينكار را كشيده اند )

 

از اينجا ديگر قله براحتي قابل تشخيص است و مسير همچنان مشخص و معلوم ، درنهايت در ساعت 12 ظهر و پس از 3 ساعت و نيم بر روي قله 3220 متري  برف انبار مي ايستيم و به يكديگر تبريك مي گويم .

 

حالا از اينجا و بر روي قله و در جهت جنوب ميتوانم براحتي قله ويليجيا را ببينم و اگر در سمت جنوب شرق خوب توجه كنيم قله كركس و گركز براحتي قابل رويت هستند .

 

قله ويليجيا كه سال گذشته آن را از طريق نراق و روستاي جاسب صعود كرديم

قله غليق نيز در نزديكي قله برف انبار وجود دارد كه با نيم ساعت پياده روي ميتوانيم بر روي آن نيز بايستيم ولي بخاطر كمبود وقت از خير صعود آن مي گذريم و پس از نيم ساعت استراحت از همان راهي كه آمده بوديم به سمت امامزاده بوره  و سپس تهران بر ميگرديم .

 

بر فراز قله برف انبار

نكات مهم :

·         مسافت از تهران تا روستاي فــُردو حدود 200 كيلومتر و زمان لازم حدود 3 ساعت بطول انجاميد .

·         مسافت از كنار امامزاده بوره تا قله برف انبار 6 كيلومتر اندازه گيري شد كه در مدت 3:30 دقيقه و در برگشت 2 ساعت طي شد.

·         امامزاده بوره مجهز به سرويس بهداشتي و آب مي باشد .

·         آنتن موبايل در كل مسير قابل دسترسي است .

 .        برای بدست آوردن اطلاعات جی پی اس این مسیر به سایت wikiloc مراجعه کنید .

 

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۲ ] [ 5:42 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

ميهنم ! اي مهد مهر و مهرگان

ميهنم ! اي خاك پاك عاشقان

سرزمين باستاني كهن

ميهنم ! ايران من ايران من

اي وطن اي سرزمين جاودان

خاك پاكت قبله آزادگان

مهر تو آميخته با جان من

راه تو هم دين و هم ايمان من     " ايراندخت آريا منش "

 

در هر كجا كه باشي آسانترين انتخاب براي سفر اين است كه جايي از ايران را انتخاب كني . شمال ، جنوب ، مشرق و يا مغرب فرق نمی كند .

 

هر كجاي ايران كه باشد مطمئن باش هرگز پيمودن مسير ، يافتن سرپناهي براي خواب و يا غذايي براي خوردن چندان دشوار نخواهد بود .

 

كافي است به اولين گروه از آدمهايي كه در مسير مي بيني مشكلت را بگويي ، قطعا" يكي از آنها به تو كمك خواهد كرد تا در راه نماني .

 

اينبار به سفري در نزديكي همين تهران خودمان مي رويم ، به مكاني زيبا كه كمتر از 100 كيلومتر با ما فاصله دارد ، مكاني كه نه آب چنداني در بساط دارد و نه سبزه زاري

 

ولي تا دلتان بخواهد جذابيت دارد ، آنهم از نوع نمكي اش ، گنبدهاي نمكي گرمسار يكي از مناطق ديدني اطراف تهران است كه بيشتر هفته ها پذيراي گردشگراني است كه براي ديدن بلورها و كريستالهاي نمكي به اينجا مي آيند . بطور كلي برجستگيهايي كه توسط نمك به علت حركات و بالا آمدن آن ايجاد ميگردد را گنبد نمكي گويند .

 

گل نمك

 تا چند روز قبل از انجام اين برنامه اصلا" از وجود و يا عدم وجود اين گنبدهاي نمكي آنهم در نزديكي تهران خبر نداشتم تا اينكه دوست خوبم رضا حبشي اطلاع داد كه با گروهي راهي اين منطقه است .

 

هر چند برنامه رضا و دوستانش تغيير كرد و تصميم گرفتند به ديدار غار رودافشان بروند ولي من مصمم بودم كه روز جمعه 21 مهرماه 1390 به اتفاق حسين ميرلوحي و همسرشان از اين گنبدهاي نمكي بازديدي بعمل آورم .

 

سنگ نمكهاي بلورين به كارخانجات سرم سازي ارسال ميشود

قبل از هر كاري طبق معمول دنبال فايل جي پي اس مسير بودم و با تماس كوچكي با محمد گائيني وبلاگ ايران را بگرديم خوشبختانه اين فايل را بدست آوردم

 

ساعت 5 صبح تهران را به سمت جاده قديم خراسان ترك ميكنيم و بعد از فاصله گرفتن 15 كيلومتر از ايوانكي و طي مسير 70 كيلومتر از سه راه افسريه و با كمك دستگاه جي پي اس وارد جاده اي اسفالته در سمت راست ميشويم .

 

اينجا همه چيزش نمكيه حتي ديواراش

در ابتداي جاده دو تابلوي قرار گرفته كه معادن نمك مرواريد و قائم را مشخص كرده است . بعد از 2 كيلومتر به سمت جنوب به يك ساختمان نگهباني قديمي و متروكه مي رسيم كه اولين معدن در اين منطقه است .

 

اتومبيل را در كنار ساختمان پارك ميكنيم و با يك كيلومتر پياده روي با كمك دستگاه جي پي اس به سمت جنوب غرب حركت ميكنيم و بعد از مدت كوتاهي وارد دره اي بزرگ ميشويم كه آثار نمك و بلوكهاي بزرگ كريستالي و نمكي نمايان ميشود .

 

در انتهاي دره دو غار بزرگ توجه ما را به خود جلب ميكند كه بسوي آنها مي رويم ، هر چه به آنها نزديكتر ميشويم كريستالهاي نمكي متفاوتي را مي بينيم كه واقعا" خيره كننده هستند .

  

طيفي از رنگهاي متفاوت از سفيد ، آبي و قرمز گرفته تا سبز ، زرد ، سياه و . . . و آن بدليل ناخالصي و عناصر در تركيب نمك ميباشد و يا به اشكال مختلفي همچون گل كلمي ، تخم مرغي ، لايه اي و اشكال ديگر نمايان شده اند .

  

بارش باران و شسته شدن نمكها دليل اصلي بوجود آمدن اين شيارهاي زيبا هستند

سياهي دهانه غارها كمي ترسناك ، دلهره آور و شگفت انگيز بنظر مي آيد و سكوت منطقه به اين قضايا بيشتر كمك ميكند .

جالب اينكه وقتي وارد غارها ميشويم با كمال تعجب به يك درياچه نمك برمي خوريم و در اين فكر بودم كه اگر يك قايق داشتم ميتوانستم گردشي كوتاه در اين درياچه نمكي داشته باشم .

  

شايد علت وجود آب در اين غار را بتوان در رسوبات تبخيري و يا در سفره هاي آب زير زميني كه به سطح نزديك هستند جستجو كرد يعني اينكه اين منطقه در زمانهاي دور درياچه اي بوده است كه حالا خشك شده و آب آن در زير زمين محفوظ مانده است .

  

اينجا زماني معادن نمك بوده كه حالا از آب پر شده اند .

و وقتي معدن كاران دل زمين را اين چنين حفر ميكنند بعد از مدتي آبهاي زيرزميني به سطح برميگردند و عملا" ديگر استخراج در آنها غير ممكن ميشود . البته تا آنجايي كه بتوانند سعي ميكنند آبها را تخليه كنند ولي بعد از مدتي ديگر برايشان صرفه اقتصادي ندارد لذا آنها را ترك ميكنند .

 

در بعضي از معادن سوراخهاي بر روي سقف ايجاد كرده بودند كه هم نقش نورگير را داشت و هم هواكش

 البته معدن كاران سعي ميكنند غارها را تا آنجايي كه امكان دارد در طول سطح افق و يا بالاتر از آن حفر كنند و زياد به اعماق زمين نروند تا با مشكل نشت آب و نفوذ آن كمتر روبرو شوند و مجبور به تخليه آن نگردند .

 

لازم به ذكر است كه معادن نمك گرمسار جزء معدود معادن زير زميني نمك در جهان هستند و علت روباز نبودن اين معادن به دليل بارندگي در منطقه است كه موجب تخريب معدن روباز و شسته شدن نمك مي گردد .

 

بهرحال اين غار زيبا را با تمام زيباييهايش و همچنين گل نمكهاي شگفت انگيزش كه از سقف آويزان بودند را ترك ميكنيم و سراغ معدن غرب قائم مي رويم كه چند كيلومتر جلوتر از اين معدن قرار داشت .

    

اين معدن نيز به نوبه خود شگفت انگيز بود و غارهاي حفر شده با ستونهاي بزرگ و پرهيبت واقعا" زيبا بنظر مي رسيدند و در بعضي از اين غارهاي نمكي سوراخهايي بوجود آورده بودند كه حكم هواكش و نورگير را بازي ميكردند.

بعضي ديگر از غارها نيز به مرور زمان از آب پر شده بودند و سرنوشتي همچون غارهاي ديگر به سرشان آمده بود بطوري كه اگر كارگر معدن به ما نمي گفت ما نمي توانستيم متوجه وجود غار شويم .

 

در پايان اين برنامه بد نيست بدانيد كه اين گونه گنبدهاي نمكي محل گير افتادن نفت ( تله هاي نفتي ) نيز ميباشد و احتمالا" در آينده بايد شاهد استخراج نفت نيز از اين مكان باشيم .

 

نكات مهم :

·         كريستالهاي نمكي بسيار بُرنده و تيز هستند پس مواظب خودتان باشيد .

·         به دليل تابش آفتاب حتما" كلاه و كرم ضد آفتاب همراه داشته باشيد .

.         برای بدست آوردن اطلاعات جی پی اس این مسیر لطفا" به سایت wikiloc مراجعه کنید .

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۵ ] [ 5:38 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست

من دلم مي خواهد

قدر اين خاطره را دريابيم

 

اولین آبشار دره آتشگاه

پس از مدتها بلاخره نوبت به بازديد از آبشارهاي آتشگاه در استان چهارمحال بختياري رسيد . اولين باري كه اسم اين مكان به گوشم خورد 4 سال پيش بود كه پيشنهاد بازديد از آن توسط يكي از دوستان اصفهاني داده شد .

 

دومین آبشار دره آتشگاه

در تاريخ 5 مهرماه 1391 به اتفاق ديگر دوستان راهي اصفهان ميشويم تا شب را در منزل دوستمان سپري كنيم و روز 5 شنبه ساعت 6 صبح اصفهان را به مقصد لردگان ترك كنيم .

 

سومین آبشار دره آتشگاه

براي رسيدن به لردگان بهتر است از مسير بروجن استفاده كنيم كه كوتاهتر از مسير شهرضا ميباشد . در طول مسير تصميم ميگيريم به ديدن دره وستگان هم برويم .

 

لذا پس از عبور از شهر بروجن كه در استان چهار محال بختياري قرار دارد حالا به سمت گندمان حركت ميكنيم كه تالابي هم به همين نام در اين منطقه وجود دارد كه ديدن آن را به زمان ديگري موكول ميكنيم .

 

با عبور از گندمان وارد جاده اي آسفالته در سمت راست ميشويم كه بايستي تا انتهاي جاده آسفالته پيش برويم كه به روستاي وستگان برسيم .

 

البته قبل از رسيدن به روستاي وستگان از روستاهاي كنارك پايين ، كنارك بالا ، مورچگان هم بايستي عبور كنيم . سپس با 1.5 كيلومتر پياده روي در يك جاده خاكي و با عبور در كنار باغات سيب به سمت دره وستگان حركت ميكنيم .

ابتدای دره وستگان 

خيلي زود به دره ميرسيم كه بخاطر ديواره هاي بلند و سر به فلك كشيده اش توجه ما را بخود جلب ميكند . وجود آثار آب بر روي تخته سنگهاي بزرگ نشان از پر آبي اين دره در فصل بهار ميباشد .

 

چهارمین آبشار دره آتشگاه

بخاطر كمبود وقت ساعت 10 صبح تصميم به برگشت ميگيريم ولي قبل از حركت به سمت لردگان به پاي درد دل پيرمرد وستگاني مي نشينيم كه بخاطر عدم توجه مسئولين به روستاي وستگان گله مند است .

 

دره وستگان

ساعت 12:30 دقيقه به لردگان ميرسيم و پس از اجاره كردن يك اطاق در خانه معلم بسرعت بسمت روستاي آتشگاه كه در 40 كيلومتري جنوب لردگان قرار دارد حركت ميكنيم .

 

در نزديكي روستا ، تاسيسات سد خرسان كه در حال ساخت است قابل مشاهده ميباشد . اينطور كه متوجه شديم تا 2 سال آينده كه سد شروع به آبگيري نمايد روستا و بخشي از آبشارهاي آن به زير آب خواهند رفت .

 

پس از گذر از روستاهاي ميلاس و سردشت در ساعت 14 به روستاي آتشگاه مي رسيم و با جمع و جور كردن وسايلمان بسرعت وارد دره آتشگاه ميشويم .

پنجمین آبشار دره آتشگاه 

دره آتشگاه ، دره اي تنگ و زيبا با خصوصيات بكر و طبيعي است كه از ميان آن نهر خروشاني جاريست و سنگهاي آهكي و گچي ، درختان كهن سال گردو ، چنار ،  بلوط و زبان گنجشك پيرامون آن را فرا گرفته است .

 

کودکان بازیگوش روستای آتشگاه

شيب تند و پستي و بلنديهاي جاي جاي اين دره باعث شده است كه آبشارهاي كوچك و بزرگي در طول 3 كيلومتر ايجاد شود كه بسيار سحرانگيز و فوق العاده هستند .

 

ششمین آبشار دره آتشگاه

تا بحال در هيچ كجاي ايران عزيزمان چنين دره اي با اين حجم از آبشارهاي كوچك و بزرگ را نه ديده بودم و نه تجربه كرده بودم . انگار آبشارها تمامی ندارند ، هر چه به جلو پیش می رویم به نمایی جدید و آبشاری جدیدتر و زیباتر از قبلی روبرو میشویم . 

 

با آنكه منطقه هواي معتدل متمايل به گرم دارد ليكن در ميان دره هوا به شدت خنك و روح افزا است و كمي تامل در آن خستگي راه را از تن آدمي به در ميكند .

 

هفتمین آبشار دره آتشگاه

در ايام تعطيلات آخر هفته اين آبشارها پذيراي مسافراني هستند كه از راههاي دور و نزديك براي ديدن آنها به اين منطقه و دره مي آيند و همگي با خاطرات خوشي كه در كنار اين آبشارها بدست آورده اند راهي شهر و ديار خود ميشوند .

 

هرکول

بد نيست بدانيد كه گردشگران ميتوانند تا آبشار دوم را بدون دردسر ببينند ولي براي ديدن آبشارهاي بعدي اولا" احتياج به يك راهنماي مجرب و دوما" احتياج به طناب ميباشد .

 

نكات مهم :

·         اجاره يك اطاق 5 تخته در خانه معلم لردگان 30000 تومان ميباشد .

·         شماره موبايل آقاي علي خالدي دهيار روستاي آتشگاه جهت هماهنگي هاي لازم 09133854379

·         در طول مسير به سمت روستاي آتشگاه مواظب سنگپراني بعضي از بچه هاي خردسال باشيد .

·         سعي كنيد قبل از فرو رفتن روستاي آتشگاه به داخل درياچه سد از اين روستا و آبشارهايش ديدن كنيد .

·         حداقل يك طناب 6 متري همراه داشته باشيد .

·         اگر با فن سنگنوردي آشنا نيستيد نميتوانيد تا آخرين آبشار پيش برويد .

قسمت بالای آبشار هفتم معروف به فواره

·         حتما" كيت كمكهاي اوليه همراه داشته باشيد البته اميدوارم كه مورد استفاده واقع نشود .

·         از لردگان به سمت روستاي آتشگاه مواظب دست اندازها باشيد .

.         برای بدست آوردن اطلاعات جی پی اس این مسیر به سایت wikiloc مراجعه کنید .

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۸ ] [ 5:18 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

 تويي زيباتر از خورشيد زيبايم ، تويي والاترين مهمان دنيايم

كه دنيا بي تو چيزي چون تو را كم داشت ، وقتي تو را من آفريدم بر خودم احسنت ميگفتم

مگر آيا كسي هم با خدايش قهر ميگردد؟

هزاران توبه ات را گر چه بشكستي ، ببينم من تو را از درگهم راندم ؟

كه ميترساندت از من ، رها كن آن خداي دور ، آن نامهربان معبود ، آن مخلوق خود را

اين منم پروردگار مهربانت ، خالقت ، اينك صدايم كن مرا ، با قطره ي اشكي

به پيش آور دو دست خالي خود را ، با زبان بسته ات كاري ندارم

ليك غوغاي دل بشكسته ات را من شنيدم ، غريب اين زمين خاكي ام ، آيا عزيزم حاجتي داري ؟

بگو جز من كس ديگر نميفهمد ، به نجوايي صدايم كن ، بدان آغوش من باز است .  "سهراب سپهري"

 

اينبار ميخواهم شما را با خود به آبشاري در منطقه طالقان ببرم . نام اين آبشار كركبود است كه در شمال روستاي كركبود و در ميان يك تنگه قرار گرفته است .

 

طبیعت زیبای طالقان

 آبشار كركبود يكي از زيباترين و مشهورترين آبشارهاي منطقه طالقان است كه اگر چه ارتفاع بلندي ندارد ولي قدرت و حجم آب عبوري از آن كه از دهانه اي باريك مي گذرد بسيار با شكوه جلوه ميكند .

 

به این میگن استتار

 صبح روز جمعه 31 شهريور ماه 1391 به اتفاق ديگر دوستان از طريق اتوبان تهران كرج و بعد از آبيك وارد منطقه طالقان ميشويم و با عبور از روستاهاي مختلف به شهرك كه مركز طالقان است مي رسيم .

 

با عبور از شهرك و همچنين روستاهاي اوانك ، كرون و سگرانچال و بعد از 9 كيلومتر از ابتداي شهرك به سمت شرق به جاده اي اسفالته در سمت چپمان ميرسيم كه با 5 كيلومتر رانندگي در شيبي تند ميتوانيم خود را به روستاي كركبود برسانيم .

 

دریاچه سد طالقان

در فاصله يك كيلومتري كركبود ميتوانيم بهترين منظره از اين روستاي زيبا را مشاهده كنيم كه بر روي تپه اي ساخته شده است و اطراف آن پوشيده از درختان ميوه و كهنسالي ست كه خودنمايي ميكنند .

 

در فاصله یک کیلومتری روستای کرکبود

دشتهاي پرگل ، كوههاي يكپارچه و رودخانه زيباي اين منطقه بيشتر به تابلوهاي نقاشي شبيه است تا واقعيت .

 البته بهترين زمان ديدن اين منطقه و آبشار كركبود در بهار است كه زيباييها به اوج خود مي رسد .

 

دریاچه سد طالقان

با عبور از كنار خانه هاي زيباي روستا به سمت شمال و به ميان دره اي سنگي پيش مي رويم و در حين عبور از روستا نصب شير آب آشاميدني در بيرون بعضي از خانه ها توجه مرا بخود جلب ميكند و به اين حركت زيبا اهالي روستا تحسين مي گويم .

 

نمایی از روستای کرکبود

پس از 20 دقيقه حركت به سمت شمال روستا و در ميان يك دره صخره اي و عظيم ميتوانيم صداي پر هيبت جريان رودخانه و آبشار را كه با قدرت زياد به تخته سنگهاي اطراف برخورد ميكند را بشنويم .

 

نمایی از خانه های روستای کرکبود

براي ديدن آبشار از نماي نزديك شما مجبور هستيد از طريق يك مسير پاكوب و مشخص ولي با شيبي تند به سمت پايين حركت كنيد البته بايستي مواظب سنگهاي لغزنده باشيد تا مبادا سر بخوريد يادتان باشد كه حادثه هميشه در كمين است .

 

آبشار در میان صخره های پایین دست میباشد

اطراف آبشار در فصل بهار مكان مناسبي براي رويش گلها و گياهان دارويي و كوهي از قبيل ريواس ، والك و تره كوهي است كه البته در اين فصل از سال خبري از آنها نبود .

 

اگر اهل راهپيمايي هستيد حتما" به دره پشت آبشار و كوههاي اطراف آن هم ميتوانيد سري بزنيد . طبيعتي بكر و زيبا با تلفيقي دل انگيز از كوه و رود و گياه  كه روحيه شما را دگرگون ميكند .

 

رود و آبشار كركبود از ارتفاعات حصارچال طالقان سرچشمه ميگيرد ، اين ارتفاعات زيبا با صخرهها و كوههاي ستبر خود هميشه پذيراي علاقمندان كوهنوردي و هيجان است .

 

رنگین کمانی زیبا در دل آبشار

از ديگر آبشارهاي ذكر شده از منطقه طالقان ميتوان به آبشار سفيد آب در غرب قله شاه البرز اشاره كرد كه بيشتر مورد بازديد كوهنوردان قرار ميگيرد .

 

قابل ذكر است كه در روستاهاي مختلف طالقان ميتوانيد در فصل بهار آبشارهاي زيادي را مشاهده كنيد براي مثال آبشار اورازان در شرق روستاي اورازان ( زادگاه جلال آل احمد )

 

بافت زیبای روستای گلیرد

آبشار شلبن در غرب روستاي بزج ، آبشار اوچان در 45 كيلومتري غرب شهرك طالقان در روستاي اوچان ، آبشار تونو يا قره نو در شرق روستاي جزينان دربند ، آبشار سوهان در شمال روستاي سوهان در 25 كيلومتري غرب شهرك طالقان و آبشار سگران در روستاي سگران

 

پس از بازديد از آبشار به سمت روستاي گليرد حركت ميكنيم كه در نزديكي كركبود واقع گرديده تا  از خانه قديمي و زيباي مرحوم طالقاني بازديدي داشته باشيم .

منزل آیت ا... طالقانی

نكات مهم :

·         براي يافتن مسير ، بهتر است از اهالي محل راهنمايي بگيريد .

·         مرجع اطلاعات كتاب آبشارهاي ايران نوشته مجيد اسكندري

.         برای بدست آوردن اطلاعات جی پی اس این مسیر به سایت wikiloc مراجعه کنید .

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۱ ] [ 5:5 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

زندگي رسم پذيرايي از تقدير است

زندگي شايد آن لبخندي ست كه دريغش كرديم

آخرين فرصت همراهي با اميد است

زندگي زمزمه ي پاك حيات است ميان دو سكوت

زندگي خاطره ي آمدن و رفتن ماست

لحظه ي آمدن و رفتن ما ، تنهايي ست

من دلم مي خواهد ، قدر اين خاطره ها را دريابيم

 

در شمال همين تهران خودمان شايد دهها قله كوچك و بزرگ قرار دارد كه شايد خيلي ها از وجود آنها هيچ اطلاعي ندارند و بدتر اينكه حتي اسامي آنها به گوششان هم نرسيده .

 

امروز ميخواهم در رابطه با مسير دسترسي به دو قله در شمال تهران برايتان بگويم كه مطمئنا" آنهايي كه اهل كوه و كوهنوردي اند جزو كساني هستند كه اسامي آنها به گوششان خورده است .

 

قله لزون غربي به ارتفاع 3614 متر و قله لزون شرقي به ارتفاع 3570 متر دو قله اي هستند كه در شرق قله توچال و در غرب دشت پياز چال و قله كلكچال قرار دارند . دو قله اي كه اگر در فصل بهار به ديدن آنها برويد از ديدن چشمه سارها ، گلها ، گياهان ، چمنزارها و حيات وحش اطراف آن سير نخواهيد شد .

 

برای دیدن اين دو قله زيبا ميتوانيد آنها را از هر كجاي تهران ببينيد ولی براي رسيدن به آنها بايستي ابتدا به تجريش و سپس خيابان نياوران رفته و با ورود به خيابان فيضيه خود را به پارك جمشيديه به ارتفاع 1800 متر برسانيد .

 

اگر خودرويتان به دزد گير مجهز است ميتوانيد پايين تر از درب ورودي پارك جمشيديه آن را مجانا" پارك نماييد ، در غير اينصورت با يك وروديه 1000 توماني و يك خروجي 2000 توماني يعني در مجموع 3000 تومان ميتوانيد اتومبيل خود را در بالاي درب پارك جمشيديه پارك کنید .

 

شما بايد از يكي از دربهاي شرقي پارك وارد شويد و از درب شمال غرب پارك خارج شويد و براحتي ميتوانيد مسير سنگفرش را ادامه دهيد تا به مسيل رودخانه برسيد .  

 

گروه 4 نفره ما روز چهارشنبه 22 شهريور ماه 1391 راس ساعت 6 صبح از كنار مسيل رودخانه شروع به كوهپيمايي كرد و خيلي سريع در مسير پاكوب قرار گرفت . با دو ساعت كوهپيمايي سبك و با شيبي ملايم ، در حدود ساعت 8 صبح به قرارگاه كوهنوردي كلكچال به ارتفاع 2600 متر مي رسيم .

علی بیات (وبلاگ دیار الوند) مهمان این هفته ما از همدان 

در اين برنامه به غير از دوستان خوبم يدالله طهوري و رضا حبشي ، سعادت همراهي با دوست عزيز و مهربانم علي بيات ( وبلاگ ديار الوند ) كه از همدان به ما ملحق شده بود را هم داشتيم و با شيرين زباني هاي او تمام مسير را گفتيم و خنديديم .

 

بد نيست بدانيد كه قرارگاه كوهنوردي كلكچال متعلق به وزارت آموزش و پرورش در سال 1339 و توسط سازمان پيش آهنگي ساخته شده است و در كنار اين قرارگاه برج سفيدي نيز به چشم ميخورد كه نام گروههاي پيش آهنگي ايران بر روي تك تك آجرهاي آن حك شده است .

 

پس از يكساعت استراحت و خوردن صبحانه در محوطه بيروني قرارگاه كلكچال بطور اتفاقي به زوج معروف دوچرخه سوار جعفر ادريسي و نسيم يوسفي مواجه مي شويم كه آنها هم قصد صعود به قله كلكچال را داشتند و از مصاحبت با آنها كلي انرژي گرفتيم .قابل ذکر است این زوج خوشبخت موفق شدند با دوچرخه دور دنیا را رکاب بزنند .

 

قابل ذكر است كه اين زوج خوشبخت در سالهاي گذشته موفق به دوچرخه سواري به دور دنيا شدند . بهرحال ساعت 9 صبح به سمت شمال غرب قرارگاه صعودمان را شروع ميكنيم و آرام آرام به سمت گردنه زين اسبي نزديك ميشويم .

  

این هم یک مرتاض هندی

هوا عالي و آسمان آبي ست و ما پس از يكساعت كوهپيمايي به گردنه زين اسبي مي رسيم و ميتوانيم براحتي قله اسپيلت با 3000 متر ارتفاع را در سمت چپمان ببينيم . براي صعود به قله كلكچال بايستي از همين نقطه بسوي يالي كه بسمت شمال شرق مي رود حركت كرد ولي ما براي رسيدن به قلل لزونها بايستي مسير دره را بسوي شمال ادامه دهيم .

 

 بر روي گردنه تابلويي وجود دارد كه توجه هر تازه واردي را بخود جلب ميكند . بر روي تابلو اين چنين نوشته : اينجا مدفن سه جوان بنامهاي پيام ميرآخوري ، بصير روزبهاني و داريوش همري بوده است كه بهمن ناگهان جانشان را به يغما برد و البرز جسمشان را براي هميشه در خود جاي داد .

 

با نثار فاتحه اي ياد اين عزيزان را گرامي ميداريم و سپس به سمت شمال و داخل دره ادامه مسير ميدهيم تا با تراورس ( عبور از عرض كوه ) خود را به چشمه پيازچال برسانيم .

 

در ساعت 11:30 دقيقه به چشمه پيازچال به ارتفاع 3188 متر مي رسيم و تا ميتوانيم از آب گوارا و خنك آن مي نوشيم و خود را سيراب ميكنيم و قوطي هاي خالي را نيز از اين آب معدني و طبيعي پر ميكنيم .

 

خط الراس توچال

پس از استراحتي كوتاه دوباره مسير را ادامه ميدهيم و در مدت كوتاهي به دشت پيازچال در ارتفاع 3300 متر ميرسيم كه در فصل بهار سرسبز و زيباست ولي در اين فصل از سال خالي از سبزينگي ست .

  

مسير كاملا" مشخص و معلوم است و كافيست كه پاكوب را ادامه دهيم . مسير پاكوب طوري ميباشد كه ابتدا شما را بسوي قله لزون غربي هدايت ميكند و ما با گامهاي استوار و پي در پي در ساعت 13:13 دقيقه پا بر روي قله 3614 متري لزون غربي ميگذاريم .

 

خط الراس قوسی شکل توچال از دارآباد تا لزونها

در سمت غرب ميتوانيم قله برفچال و قله توچال را مشاهده كنيم و در سمت شرق ميتوانيم براحتي خط الراس توچال كه از قله دارآباد شروع ميشود و از چندين قله بلند همچون                                    تشكيل شده است را مشاهده كنيم .

 

قله دارآباد

در سمت شمال به تماشاي قلل زيباي البرز مركزي همچون آزادكوه كه در يك غبار مه آلود در حال گم شدن است مي نشينيم و در سمت جنوب غرب ميتوانيم براحتي قلل چين كلاغ و دوشاخ را مشاهده كنيم .

 

با نيم ساعت استراحت به سمت قله لزون شرقي به ارتفاع 3570 متر حركت ميكنيم و در عرض چند دقيقه بر روي اين قله زيبا نيز گام برميداريم و بخاطر صعود به اين دو قله بلند كشورمان خداي بزرگ را شكر ميگوييم .

 

خيلي سريع به سمت چشمه پيازچال ارتفاع كم ميكنيم و پس از صرف نهار در كنار چشمه ، بسوي قرارگاه كوهنوردي كلكچال و سپس پارك جمشيديه حركت ميكنيم و ساعت 17 برنامه را به اتمام مي رسانيم .

نکات مهم :

.     برای دیدن وبلاگ دوچرخه سواری به دور دنیا متعلق به جعفر ادریسی و نسیم یوسفی  اینجا کلیک کنید .

.     برای مشاهده وبلاگ دیار الوند متعلق به علی بیات اینجا کلیک کنید .

.     برای بدست آوردن اطلاعات جی پی اس این مسیر به سایت wikiloc مراجعه کنید .

به گفته دوست خوبم جناب آقای زیاری برج کلکچال به همت مرد میهن پرستی بنام دکتر بنایی ساخته شده است و آن نام هایی که برروی سنگهای روی دیواره برج حک شده نام ان هموندان کمک دهنده می باشد و نکته مهم دیگر اینکه این چنین مرد نازنینی در دیار غربت از این دنیا رخت بر بست وپیکرش اجازه نیافت به خاک ایران سپرده شود و اکنون در دیار بیگانه خفته است روانش شاد باد

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۴ ] [ 5:30 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

سرزمینم ، سرزمینم ، خوش تر از جانِ عزیزم

نازنینم ، من ترا با نامِ ایران می شناسم

در پناهِ فَرِّ یزدان می شناسم ، من جنوبَت را به نامِ پارس و خلیج ات را به نامِ فارس

من ترا این گونه این سان می شناسم . ذرّه ذرّه، خاكِ خفته، در دلِ این نیل گون،

تُنبِ بزرگ، تُنبِ كوچك، ابوموسی ، تُربَتِ پاكِ جَبینَم ، می دَمَد در پهنه ی آغوشِ تنگستان،

دوباره این طنینم ، زنده باد این سرزمینم ، زنده باد ایران زمینم

زنده باد این جانِ جانان ، زنده باد ایران، ایران .

 

برنامه صعود به قله دماوند را از چند ماه پيش برنامه ريزي كرده بودم و با صعود به قلل مرتفع جهت آمادگي بدني و همينطور هم هوايي ديگه وقتش رسيده بود كه به اين قله پر عظمت صعود كنم .

 

همانطور كه ميدانيد در برنامه هاي صعود به قلل مرتفع روند هم هوايي يك روند حياتي براي ورزش كوهنوردي محسوب ميشود و اين روند بايستي بصورت تدريجي انجام گيرد .

 

در حقيقت براي كامل شدن اين روند نياز به هفته ها زمان مي باشد . لذا هر كوهنوردي بايستي با پيش برنامه هاي مناسب بدن خود را در شرايط ايده آل نگه دارد .

 

لازم به ذكر است كه كليه اتفاقاتي كه در روند هم هوايي رخ مي دهند در طول زمان برگشت پذيرند و به اين معني است كه در صورت بوجود آمدن وقفه در تمرين ها و فعاليت كوهنوردي بدن فرد ممكن است از حالت آمادگي خارج شود .

 

همانطور كه در گزارشات هفته هاي قبل خوانديد در چند هفته گذشته به قلل زيادي همچون علم كوه ، حوض دال دنا ، سيچاني ، وره وشت ، چهل نابالغان ، ساكا و آتشكوه صعود كردم تا جهت صعود به قله دماوند با مشكلي روبرو نشوم .

 

روز پنجشنبه 26 مردادماه 1391 به اتفاق يكي از دوستان و همنوردان ، تهران را به سمت پلور ترك ميكنيم و در پلور وارد جاده اي در سمت چپ ميشويم كه مجسمه اي بزرگ از يك كوهنورد در ابتداي اين جاده خودنمايي ميكند .

 

پس از گذر از يك پل قديمي و طي حدود 2 كيلومتر مسافت از پلور به قرارگاه فدراسيون كوهنوردي مي رسيم كه ميتوانيد اتومبيل خود را با كمال اطمينان در اينجا پارك كنيد و سپس ميتوانيد براحتي يك وانت نيسان يا لندرور جهت مسيرهاي جنوبي و غربي قله دماوند كرايه كنيد .

 

دیدار با استاد مصطفی سلاحی نویسنده کتاب غارهای ایران در فدراسیون کوهنوردی

از قبل با نعمت و مصطفي لاريجاني جهت رفتن به سمت (چاك اسكندر) مسير غربي قله دماوند صحبت كرده ام و خيلي سريع يك تيم 4 نفره از شيراز هم به ما مي پيوندند و در ساعت 10 صبح به سمت سد لار حركت ميكنيم .

 

پس از 6 كيلومتر كه از فدراسيون كوهنوردي دور ميشويم وارد يك جاده خاكي در سمت راست ميشويم و پس از گذر از مناطق عشايري بنامهاي چال چال ، وازن ، ژول دره ، سرداغ در نهايت پس از 17 كيلومتر در ساعت 11:30 دقيقه به منطقه اي بنام چاك اسكندر مي رسيم .

 

کمپینگ در کنار پناهگاه سیمرغ

چاك اسكندر به ارتفاع 3400 متر ابتداي مسير كوهپيمايي به سمت پناهگاه سيمرغ و يال غربي قله دماوند ميباشد و گويا امسال اولين سالي است كه قاطر جهت حمل كوله هاي سنگين مهيا شده است .

 

پس از تحويل كوله هايمان از راننده لندرور خيلي سريع به سمت پناهگاه سيمرغ حركت ميكنيم . تصميم داريم هر 50 دقيقه ، 10 دقيقه استراحت كنيم و آب بنوشيم و اين قانون را تا قله ادامه دهيم .

 

در ابتدا مسير با شيب خيلي ملايم شروع مي شود و انگار در يك پارك حيات وحش در حال قدم زدن هستي ولي بعد از تقريبا" 2 ساعت به شيبهاي تندتري مي رسيم و با كوله هاي سنگيني كه داريم حركتمان كندتر ميشود .

 

محل استراحت در طبقه دوم پناهگاه سیمرغ

در ميانه راه ديگر ميتوانستيم پناهگاه سيمرغ را براحتي ببينيم و بالاتر از آن قله مقتدر و رويايي دماوند و در پايين دست هم درياچه و دشت لار و جاده هايي كه بصورت مارپيچ در همه جاي دشت وجود داشتند براحتي قابل رويت بودند .

 

در نهايت پس از 4 ساعت و 30 دقيقه تلاش بي وقفه به پناهگاه سيمرغ در ارتفاع 4211 متري مي رسيم و بلافاصله چادرمان را در يك منطقه مناسب برپا ميكنيم و پس از خوردن نهار به تماشاي طبيعت زيباي پيرامونمان و غروب زيباي خورشيد مي نشينيم.

 

روز جمعه ساعت 3:30 دقيقه بامداد از خواب بر مي خيزيم و با خوردن يك صبحانه و برداشتن يك كوله سبك كه بيشتر محتويات آن يك بطري1.5 ليتري آب ، 1 ليتر نوشابه كوكاكولا ، يك كنسرو آناناس ، مقداري تنقلات ، بيسكوبيت ، تعدادي شكلات ،6 متر طناب ، كلنگ و لباس گرم است در ساعت 4:30 دقيقه به سمت قله دماوند صعودمان را شروع ميكنيم .

 

هوا سرد است و باد چنان مي وزد كه ميتواني سرماي آن را تا مغز استخوانت حس كني ، با اينكه يك دستكش از نوع استرچ به دستانم است ولي جواب نمي دهد و انگشتانم تقريبا" بي حس شده و به خودم ناسزا مي گويم كه چرا دستكش هاي پر را با خودم نياورده ام .

 

مسير كاملا" پاكوب و مشخص است ولي با كمي شن اسكي بالا رفتن كمي مشكل مي باشد . پس از مدتي به يخچالهاي عظيمي مي رسيم كه ترجيح ميدهيم تا آنجايي كه ممكن است از آنها دوري كنيم .

 

البته شواهد اينطور بنظر مي رسد كه اگر همنوردان شما كاملا" مجهز به طناب و كلنگ باشند و دوره هاي يخ و برف را نيز گذرانده باشند بهتر است كه مسير يخچال طي شود .

 

کاسه قله دماوند

 ولي از آنجايي كه همنورد من فاقد لوازم مناسب بود و دوره هاي لازم را نيز طي نكرده بود براي همين ترجيح مي دهيم به سمت صخره هاي سنگي پيش برويم تا از روي آنها به صعودمان ادامه دهيم .

 

يواش يواش طلوع خورشيد از سمت شرق بوقوع مي پيوندد و سايه قله دماوند بصورت يك مخروط سياه رنگ در پشت سر ما و بر روي دشت لار چنان خودنمايي مي كند كه ما مجبور ميشويم براي ديدن اين پديده زيبا هر چند دقيقه يكبار نگاهي به عقب بياندازيم .

 

در ارتفاع حدود 5000 متر و زماني كه به سمت غرب و در امتداد افق خوب توجه ميكنم ميتوانم كروي بودن كره زمين را كاملا" مشاهده كنيم . هوا نيز همچنان بيرحمانه سرد است و ما در آرزوي تابيدن نور خورشيد بر وجودمان هستيم تا از طريق آن دستان سردمان را گرم كنيم .

پناهگاه سیمرغ 

صخره ها را يكي پس از ديگري با گامهاي استوار طي ميكنيم و آهسته آهسته و با قدمهاي كوچك مسير را ادامه مي دهيم تا شرايط هم هوايي نيز در بدنهاي ما شكل بگيرد .

 

در نهايت راس ساعت 12 ظهر به قله زيبا و فراموش نشدني دماوند گام برميداريم و باز اشك شوق بر ديده گانمان جاري ميشود و از اينكه براي بار سوم سعادت حضور بر روي بام ايران را پيدا كردم خداوند متعال را شكر ميكنم .

 

پس از 15 دقيقه عكاسي از مناطق اطراف قله ، دوباره به سمت پناهگاه سيمرغ روانه ميشويم . بايد يادمان باشد كه هميشه بيشتر اتفاقات كوهنوردي در برگشت رخ ميدهد و مخصوصا" در ارتفاعات بلند مسئله كوه گرفتگي يكي از عوامل ايجاد حادثه ميباشد .

 

كوه گرفتگي را بيشتر كوهنوردان ميشناسند . اين عارضه ، در اثر تحليل و نقصان فوق العاده قوا ايجاد ميشود و انسان را بدون توانايي و اراده ، با ميل شديد به خواب روبرو ميكند و بطور ناگهاني ايجاد مي شود و همين قدر كه شخص كوهنورد چند صد متري پايين بيايد ، عارضه از بين مي رود .

 

مسیر جبهه جنوبی و شلوغترین مسیر قله دماوند

در ساعت 16 به پناهگاه سيمرغ مي رسيم و با جمع و جور كردن چادر و كوله ها و كمي استراحت ساعت 17:30 دقيقه به سمت چاك اسكندر روانه ميشويم تا بتوانيم قبل از تاريكي هوا به آنجا برسيم .

 

از اينجا به بعد دوباره با كوله هايي سنگين حركت ميكنيم و در ساعت 19 به چاك اسكندر مي رسيم . خوشبختانه با ميني بوسي كه گروهي را به آنجا آورده صحبت ميكنيم تا ما را در به قرارگاه كوهنوردي پلور برساند .

نكات مهم :

·        كرايه لندرور نفري حدود 20 هزار تومان مي باشد و وانت نيسان هم بستگي به نفرات گروه داره ولي معمولا" بين 100 تا 120 هزار تومان دريافت ميكنند .

·        هزينه پاركينگ اتومبيل در قرارگاه كوهنوردي پلور شبي 3000 تومان ميباشد .

·        شماره موبايل نعمت جهت كرايه لندرور 09369563046

·        شماره موبايل مصطفي لاريجاني جهت كرايه نيسان 09123068011

·        هزينه حمل هر كوله سنگين در چاك اسكندر با قاطر 20 هزار تومان مي باشد .

·        در طول مسير به سمت چاك اسكندر وقتي به دو راهي ها ميرسيم مسيرهاي سمت راست را بايستي انتخاب كنيم .

·        داشتن كلنگ در اين برنامه الزاميست .

 

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۷ ] [ 5:30 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

سرزمینم , سرزمین نازنینم

من میانِ خلوتِ شیرینِ آغوشِ دل انگیزت

تیشه را , بر هر چَکادی نوش خواهم گفت

من ترا , از لابلایِ تلخِ واوِیلایِ دوران

در میانِ دشت هایِ شوق و شادی

تا سروشِ کهکشانِ سربلندی , بال خواهم داد

فوج فوجِ همرهانت را , در عطش های رسیدن

صبح و شب سیراب خواهم کرد.

من شرابِ چشمه هایت را , به هر میخانه خواهم برد

و همه دُردی کشان را , از مِی سازندگی سرمست خواهم کرد

و ساقیان را در میان دشت هایت باز خواهم خواند

قله دماوند 

این هفته قرار بود به همراه دیگر همنوردان قله دماوند را صعود کنیم ولی بخاطر بدی شرایط جوی از رفتن به پلور صرفه نظر کردیم و تصمیم گرفتیم تا در یک شرایط بهتر اینکار را انجام دهیم .

 

بسمت یابوچال

لذا تصمیم گرفتم برای اینکه هم آمادگی بدنی ام حفظ شود و هم از جهت هم هوایی آمادگیهای لازم را داشته باشم به یکی از قلل مرتفع اطراف تهران صعودی داشته باشیم لذا قله آتشکوه را انتخاب کردیم .

 

 ولی دوباره تصمیم عوض شد و بجای یک قله , سه قله را انتخاب کردم , قله یابوچال , قله آتشکوه و در برگشت قله ساکا  و به همین منظور روز 20 مرداد ماه 1391 ساعت 5 صبح تهران را به مقصد روستای افجه ترک کردیم .

 

قله ریزان و در دور دستها قله دماوند

اینبار دوست و همنورد خوبم یدا... طهوری همراه من بود . ما ساعت 6:15 دقیقه بامداد از روستای افجه به ارتفاع 2150 متر و با نسیم صبحگاهی و آسمانی آبی و صاف حرکت خود را آغاز کردیم .

 

پس از دقایقی در همان نزدیکی روستا در سمت راستمان , آبشار زیبا و دیدنی پس کوهک را از میان باغات گیلاس و سیب و آلبالو مشاهده میکنیم که به دو نیم تقسیم شده و آب آن بشدت به سمت پایین در جریان است .

 

در تعجبم که به شکر خدا در مردادماه هنوز این آبشار از آب فراوانی سیراب میشود . مسیر را ادامه میدهیم تا پس از یکساعت به دشت سرسبز و زیبای هویج یا گرچال می رسیم .

 

البته امسال شورای روستای افجه در این دشت اقدام به کاشتن نهالهای گیلاس کرده بود و تمام دشت را حصار بندی کرده بودند و تنها یک راه باریک برای تردد کوهنوردان و دیگر گردشگران باقیمانده بود . با این حساب طبق شواهد تا چند سال آینده به این دشت , دشت گیلاس خواهند گفت .

 

گویا قرار است تمامی عواید فروش گیلاسها جهت بهسازی روستا هزینه شود , بهرحال در کنار چشمه و نهر پر آب دشت هویج سفره صبحانه را پهن می کنیم و نیم ساعتی را در این مکان فرحبخش خوش میگذرانیم .

 

نمای روستاهای کند علیا و کند سفلی از قله ساکا

همانطور که در گزارشات قبلی هم خدمتتان عرض کردم به دلیل کاشت هویج در سالیان گذشته به این دشت , هویج می گویند ولی خیلی قبل تر از این به این دشت گرچال Garchal و یا گـُـرچال Gorchal می گفته اند .

 

قله یابوچال

گــُر به معنی آتش و محل گرم و چال به معنی گود و گودال و مکان , دلیل نامگذاریش هم این بوده که چون در اطراف این دشت قلل مرتفع ای همچون ساکا , آتشکوه , یابوچال , ریزان , پرسون و سرسیاه غارها وجود دارند , در زمستانها این دشت نسبت به این قلل مکان امن و گرمتری بوده است .

 

از سمت غرب دشت هویج خود را به رودخانه ای خشک می رسانیم و با عبور از آن به سمت دشت سوستون حرکت میکنیم و از دور میتوانیم به راحتی آبشار زیبای سوستون و یا همان چــُرند را مشاهده کنیم .

 

مسير طي شده از روستاي افجه و برگشت

ما قصد داریم ابتدا به سراغ قله 3522 متری یابو چال که مابین قلل ریزان و آتشکوه است برویم برای همین پس از دشت سوستون و عبور از کنار یک کلبه وارد دره ای که بسمت آبشار میروید میشویم .

 

یال منتهی به قله یابوچال

ولی خیلی زود دوباره به سمت راست رودخانه می رویم و خود را در مسیر یک پاکوب مشخص قرار میدهیم و به سمت یکی از چشمه های چرند که از دل کوه به بیرون می جهد ادامه مسیر می دهیم .

 

قله ریزان

با اینکه جی پی اس مسیر را همراه دارم ولی با این حال با دقت به مسیر سه کوهنورد با تجربه که جلوتر از ما در حال صعود هستند توجه میکنم که مبادا ما مسیر را اشتباه انتخاب کنیم .

 

پس از رسیدن به چشمه , مشتی آب می نوشیم و مشتی دیگر به صورتمان می زنیم تا خنکی آب را کاملا" حس کنیم و انگار که جان تازه ای گرفته ایم و پر انرژی برای رسیدن به قللی که مد نظر داریم ادامه مسیر می دهیم .

 

پس از 30 متر صعود به ناگاه مسیرمان را که به سمت شمال است تغییر میدهیم و از طریق یک یال پر شیب سنگی و بدون پاکوب بسمت شرق , ارتفاعمان را افزایش می دهیم .

 

بر فراز قله آتشکوه

وقتی کمی ارتفاع می گیریم قله نوک تیز یابوچال را می بینیم که با سنگهای سبز تزیین شده است و هر چه به آن نزدیکتر میشویم ابهت خود را بیشتر به رخ ما میکشد .

 

در نزدیکی قله و در ارتفاع حدود 3200 متر مسیر جی پی اس ما با مسیر کوهنوردان باتجربه که جلوتر از ما در حال حرکت هستند تغییر میکند لذا ما با یک بررسی سریع مسیر دوستان کوهنورد را انتخاب میکنیم .

یدا... طهوری بر فراز یابوچال 

چرا که با صعود از یک دامنه پرشیب بر روی یالی قرار میگیریم که مستقیما" شما را به سمت قله هدایت میکند و در نهایت در ساعت 11 صبح بر روی قله 3522 متری یابوچال قرار میگیریم .  

 

بر فراز قله آ‌تشکوه

پس از گرفتن عکسهای یادگاری بسرعت به سمت قله آتشکوه که در سمت غرب قرار دارد حرکت میکنیم و با عبور از روی یک یال سنگی , صخره ای و فوق العاده خطرناک مسیر را ادامه می دهیم .

 

یادمان باشد برای عبور از مسیرهای این چنینی حتما" بایستی حداقل دوره سنگنوردی مقدماتی را آموزش دیده باشید تا بتوانیم آموزه های خود را در این نقاط حساس بکار گیریم .

آبشار سه طبقه سوستون

با عبور از این مسیر خطرناک در ساعت 11:30 دقیقه بر فراز قله آتشکوه به ارتفاع 3750 متر می ایستیم و با دیگر کوهنوردانی که زودتر از ما رسیده بودند عکسی به یادگار می گیریم .

 

طبق معمول مناظر اطراف زیبا و دیدنی بودند , در سمت شمال غرب دو قله مهرچال و پیرزن کلوم , در سمت جنوب قله ساکا , در سمت جنوب شرق رشته کوه توچال , در سمت شرق قله دماوند و ریزان و در سمت شمال شرق قلل چپکرو و دوخواهرون را میتوانم شناسایی کنم .

 

قلل مهرچال و پیرزن کلون

بخاطر اینکه طبق گزارشات هواشناسی بعد از ظهر هوایی بارانی و خراب را پیش رو داشتیم لذا پس از نیم ساعت استراحت به سمت قله ساکا حرکت میکنیم , از اینجا به بعد جی پی اسی در کار نیست و بایستی از تجارب خود استفاده کنیم برای همین از طریق یال جنوبی قله خود را به پایین صخره های سنگی و سپس با یک تراورس طولانی به یال اصلی که مستقیم به قله ساکا می رسد می رسانیم .

 

پیش بسوی قله ساکا

در همان ابتدای یال به سنگهای چیده شده ای برخورد میکنیم که همچون ستونهای سنگی بر روی هم بطور منظم چیدمان شده اند و یادگاریهایی که بر روی آنها نوشته شده مدتی ما را بخود مشغول میکند .

 

پس از این ستونهای سنگی دوباره به صخره های خطرناکی می رسیم که جهت دوری از آنها میتوانیم از سمت راست یال و از یک مسیر پاکوب و مشخص عبور کنیم و در مدت کوتاهی به گردنه ساکا در ارتفاع 3200 متری برسیم .

 

در ساعت 14:30 دقیقه به سومین قله این منطقه یعنی ساکا به ارتفاع 3320 متر می رسیم و دوباره خدا را شکر میکنیم که سعادت حضور در این قلل زیبا را برای ما فراهم کرده است .

 

قله ساکا و منطقه زیبای لواسانات

اینجا بام لواسانات است و تمامی منطقه لواسانات از دریاچه لتیان گرفته تا روستاهای افجه , کند علیا و سفلی و ....... در زیر پایمان خودنمایی میکند و از دیدن این همه زیبایی به وجد می آییم .

 

ساعت 15 به سمت دشت هویج سرازیر میشویم و با قرار گرفتن بر روی یال اصلی ابتدا به آبشار و دشت سوستون و سپس در ساعت 16:30 دقیقه به دشت سرسبز هویج می رسیم .

 

نمای روستای افجه از قله ساکا 

پس از صرف نهار و استراحتی کوتاه بمدت یک ساعت به سمت روستای افجه حرکت میکنیم و در ساعت 18:15 دقیقه یعنی دقیقا" 12 ساعت از شروع حرکت , سوار بر ماشین و خوشحال از اجرای یک برنامه خوب به سمت تهران روانه میشویم .

از راست به چپ : قله ریزان ـ قله یابوچال و قله آتشکوه

نکات مهم :

·        مسافت کل رفت و برگشت و صعود به سه قله 19 کیلومتر اندازه گیری شد .

·        مسافت قله آتشکوه تا ساکا 3 کیلومتر اندازه گیری شد .

·        مسافت روستای افجه تا دشت هویج هم 3 کیلومتر اندازه گیری شد .

·        دانستن فن سنگنوردی در حد مقدماتی در این برنامه الزامی است .

·        حتما" زباله های خود را به پایین منتقل کنید و طبیعت زیبای این منطقه را همانطور زیبا و بکر حفظ کنیم .

·        بدون راهنمای مجرب و یا جی پی اس دقیق تصمیم به اجرای این برنامه نگیرید .

·        برای بدست آوردن جی پی اس مسیر  اینجا کلیک کنید .

·        چهارشنبه هفته آینده با گزارش صعود به قله دماوند از جبهه غربی به روز خواهم شد .

 

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ ] [ 5:41 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

زندگي ، راز بزرگي ست كه در ما جاري ست

زندگي ، وزن نگاهي ست كه در خاطره ها مي ماند

زندگي ، سبزترين آيه در انديشه ي مرگ

زندگي ، خاطر دريايي يك قطره ، در آرامش رود

زندگي ، حس شكوفايي يك مزرعه ، در باور بذر

زندگي ، باور درياهاست در انديشه ي ماهي در تنگ

زندگي ، درك همين اكنون است .

 

از خودتان به اندازه­ی توانایی­ تان انتظار داشته باشید. سعی کنید حد توانایی ­تان را بشناسيد.

 

بعد از صعود به چند قله 4000 متری وقت اون رسیده بود که به قله 4842 متري علم کوه دومین قله بلند ایران که در مرکز رشته کوههای تخت سلیمان قرار دارد صعود کنم . بعد از انتخاب نفرات روز 5شنبه 5 مرداد ماه ساعت 6 صبح تهران را به مقصد مرزن آباد در جاده چالوس ترک کردیم .

 

در طول مسير و در نزديكي پيست اسكي ديزين صبحانه را مي خوريم و در حدود ساعت 11:30 دقيقه صبح به مرزن آباد مي رسيم كه از اينجا به بعد بايد جاده سمت چپ را انتخاب كنيم و پس از مرزن آباد به سمت كلاردشت ، حسن كيف و سپس رودبارك ادامه مسير بدهيم .

 

در حسن كيف ، كمي با ترافيك و با رسيدن به رودبارك با جاده خراب آن روبرو ميشويم ، تصميم ميگيريم كه با ماشين شخصي خود تا ونداربُن ادامه مسير دهيم ولي بعد از انجام اينكار پشيمان ميشويم چرا كه جاده خاكي تا ونداربُن براي ماشين هاي سواري مناسب نيست مخصوصا" اگر 5 نفر با كوله هاي سنگين در ماشين جا خوش كرده باشند .

 

بعد از يك ساعت به قرارگاه كوهنوردي ونداربُن مي رسيم كه هنوز آثار سيل دو سال پيش در پيرامون قرارگاه هويداست ، پس از صرف نهار در اين قرارگاه شيك و مجهز با راننده يك نيسان بنام مهران  قرار ميگذاريم تا به ازاي هر نفر 5000 تومان ما را تا تنگه گلو ببرد .

 

 ساعت 14:30 دقيقه سوار بر نيسان به سمت تنگ گلو پيش مي رويم . جاده فوق العاده خراب است و تردد در اين جاده فقط با ماشينهاي شاسي بلند مقدور است .

 

پس از حدود 15 دقيقه به ناگاه جواني را مي بينيم كه با پاي پياده هراسان به سمت ونداربُن در حال حركت است و به ما گفت : براي گروه ما حادثه رخ داده و يك نفر كشته و دو نفر زخمي هم داريم ، لطفا" ماشين را به من بديد تا به قرارگاه ونداربن برم و كمك بيارم .

 

پس از كمي صحبت با او ، به اتفاق ديگر همنوردان از ماشين پيدا ميشويم و نيسان با راننده را در اختيار دوست جوان ميگذاريم تا شايد كمكي كرده باشيم و پياده با كوله هايمان به سمت تنگه گلو روانه ميشويم .

 

از شنيدن اين واقع همگي كمي شوكه هستيم تا اينكه بعد از دقايقي نيسان ديگري از راه ميرسد و با كوهنوردان آملي همراه ميشويم تا جايي كه بايستي از رودخانه عبور كنيم ولي متاسفانه راننده نيسان از عبور كردن از عرض رودخانه ممانعت ميكند و ما مجبوريم دوباره تا تنگه گلو پياده ادامه مسير دهيم .

 

کوهنوردان در حال حمل مجروح

دقايقي ديگر نيسان ديگري از راه ميرسد وما را تا تنگه گلو به ارتفاع 3275 متر ميبرد و در بدو ورود با پيكر بي جان كوهنورد حادثه ديده ( مرحوم مهدي زمردي ) مواجه مي شويم كه به خوابي ابدي فرو رفته بود و ديدن اين صحنه يعني تخليه انرژي

 

کوهنوردان در حال حمل پیکر بی جان مرحوم زمردی در داخل وانت

خانم كوهنوردي در كنار پيكر بي جان همنوردش با چهره غمزده و مبهوت نشسته انگار هنوز از دست دادن همنوردش را باور نكرده و فقط ميگويد : مواظب يخچالهاي پيشرو باشيد و اينكه همنوردش بر اثر سقوط از يكي از اين يخچالها به داخل رودخانه خفه شده ولي از شواهد معلوم بود كه ابتدا ضربه مغزي شده

 

قله منار

با دلي آزرده و غمي بزرگ در دلمان شروع به حركت ميكنيم و از روي يك يخچال دائمي بر روي رودخانه كه همچون يك پل ارتباطي عمل ميكرد عبور كرده و بعد از كمي كوهپيمايي به يخچال دوم ميرسيم .

 

مسير پاكوب دقيقا" از روي يخچال دوم در سمت چپ رودخانه را نشان ميدهد و ما به اشتباه از همين مسير عبور ميكنيم ولي بعدا" متوجه شديم كه مسير صحيح را بايستي با عبور از روي دو تخته سنگ بزرگ به سمت راست رودخانه ادامه مسير ميداديم .

 

تنگه گلو در حقيقت دره اي كوچك و صخره ايست كه روي آن را برفچال بزرگي پوشانده و رودخانه اي خروشان از زير آن جاريست كه در بعضي از نقاط اين رودخانه خودنمايي ميكند و قدرت خود را به رخ ميكشد و تصور اينكه اگر بر روي برفچال سر بخوري و به داخل رودخانه بروي چه اتفاقي مي افتد لرزه به تنم مي افته .

 

بهرحال خود را با هزار زحمت به مسير پاكوب سمت راست رودخانه مي رسانيم تا پس از يكساعت كوهپيمايي و در نزديكي يك يخچال نه چندان بزرگ ولي با شيب بسيار تند به تعدادي زيادي كوهنورد مواجه ميشويم كه در حال حمل دو مجروح حادثه ديده به سمت پايين تنگه گلو هستند.

 

محل سقوط و لیز خوردن کوهنوردان جان باخته و مجروح

آهسته و با احتياط و با عبور از عرض برفچال از روي رودخانه عبور ميكنيم تا خود را به سمت چپ رودخانه برسانيم تا خود را از يخچال خطرناك دور كنيم و افسوس ميخوريم كه چرا بايستي اين اتفاق آنهم در روز روشن و در تابستان بيافتد ،

 

شايد با كمي احتياط بيشتر اين اتفاق نمي افتاد پس يادمان باشد كه هيچگاه قدرت كوهستان و طبيعت را دست كم نگيريم و هميشه و در همه حال جانب احتياط را رعايت كنيم . در ضمن جهت اطلاع دوستانی که دستگاه جی پی اس دارند میرسانم که طول و عرض جغرافیایی این یخچال خطرناک اینه : N36 21 10.9    E50 59 46.9

 

با تغيير مسير از راه مالرو مشخصي خود را به منطقه وسيع و فضاي زيبا و چمنزاري فرحبخش بنام حصارچال ميرسانيم كه از هر طرف جويهاي آب كه حاصل ذوب يخچالها و برفچالها است آن را احاطه كرده است .

 

حصارچال بهشتي فراموش نشدني است كه در ارتفاع حدود 3800 متري واقع گرديده است و توسط قله هاي بزرگ بالاي 4000 متر احاطه شده است ، قللي همچون خرسان بزرگ و کوچک , ستاره ، منار ، گردونکوه شمالی , لشگرک بزرگ و دیوچال.

 

در غرب حصارچال مسير مالرويي وجود دارد كه ميتوان از طريق گردنه هزار چم که ما بین دو قله بزرگ گردونکوه شمالی و لشگرک بزرگ است به سمت روستاي پراچان و طالقان و يا دره سه هزار و تنكابن راهپيمايي كرد كه نقشه انجام آن را براي سال آينده در ذهنم ترسيم كردم .

 

در مكاني مناسب چادرها را برپا ميكنيم و با تماشاي ماه و آسمان پرستاره مي نشينيم و شبي به يادماندني با هوايي بسيار خنك را به اتفاق ديگر همنوردان به صبح ميرسانيم .

 

ساعت 6 صبح از خواب برميخيزيم و با برداشتن يك كوله سبك يك روزه ساعت 7 صبح حركت خود را آغاز ميكنيم . هوا فوق العاده تميز ، لطيف و آفتابيست و نسيم صبحگاهي در حال وزيدن و حتي يك لكه ابر در آسمان ديده نميشود و اين يعني نويد يك صعود خوب و عالي

 

پس از گذر از دو يخچال بزرگ از طريق مسير مالرويي مشخص جهت مسير ما از شرق به شمال تغيير پيدا ميكند و مستقيم" به سمت قله مرجيكش در ارتفاع 4500 متري ادامه مسير ميدهيم .

 

در حين اوج گرفتن بر رشته كوههاي تخت سليمان ، بخاطر صاف بودن آسمان به ناگاه در سمت غربمان قلل زيباي دماوند و آزاد كوه كه در يك امتداد هستند و همينطور ديگر قلل البرز مركزي خودنمايي و دلربايي ميكنند .

 

حدود ساعت 11 صبح در نزديكي قله مرجيكش هستيم ولي نرسيده به قله بايستي به سمت گردنه مابين مرجيكش و علم كوه حركت كنيم و پس از فرود كوتاهي به گردنه رسيده و از شيب تند و سنگلاخي آن به سوي علم كوه مي رويم.

 

هر چه بالاتر مي رويم ، قلل خرسان بزرگ و كوچك و همينطور يخچال عظيم خرسان كه در سمت چپمان قرار دارد زيبا و زيباتر به نظر مي آيند . در جایی خواندم که منطقه تخت سلیمان 160 قله بالای 4000 متر دارد که میتوان در روی قله علم کوه آنها را بوضوح ببینید و از دیدن آنها لذت ببرید .

 

در ساعت 12:30 دقيقه بر قله سنگي 4842 متري علم كوه مي ايستيم و بار ديگر خداي بزرگ را شكر ميكنيم كه توانستيم پا بر روي يكي ديگر از قلل زيباي ايران زمين گام برداريم .

 

رشته كوههاي البرز غربي و مركزي

قلل خرسان ها و پناهگاه آن در سمت شرق ، قلل تخت سليمان ، كرماكوه در شمال ، قلل چالون ، شاخكها و سياه سنگها در غرب و قلل لشگرك و منار در جنوب و يخچالهاي عظيم سرچال و علم چال نيز در زير پايمان خودنمايي ميكنند .

 

قله دماوند و آزادكوه

مناظر به حدي بديع و زيبا هستند كه دل كندن از اين همه زيبايي كار بسيار مشكليست ولي بهرحال مسير طي شده را بايستي زودتر برگرديم تا به تاريكي هوا برنخوريم لذا همنوردان ساعت 13:15 دقيقه به سمت حصارچال حركت ميكنند و قرار ميگذاريم كه از همان مسير آمده بازگرديم و من هم با 15 دقيقه تاخير حركت ميكنم .

 

در نقطه اي كه مسير به يك دو راهي ميرسد همنوردان برخلاف قراري كه گذاشته ايم مسير ديگري را انتخاب ميكنند ، بدون اينكه قبلا" اين مسير را آمده باشند و يا جي پي اس مسير را داشته باشند فقط به اين دليل كه احتمالا" و يا شايد مسير بهتر و نزديكتري را انتخاب كرده اند .

 

 خوب من هم بعد از رسيدن به دو راهي مجبور ميشوم كه مسير ديگر دوستان را انتخاب كنم و بعد از دقايقي به يخچالي مي رسيم كه بدليل تردد كم كوهنوردان جاي پاكوب خوبي ندارد و قسمتي از آن كاملا" يخ زده است كه ناگهان يكي از همنوردان كه در جلوي من قرار دارد پايش سر ميخورد .

 

ناخداگاه و بي اختيار من براي كمك او دستم را دراز ميكنم و براي رسيدن به او يك پاي خود را پايين تر قرار ميدهم ولي غافل از اينكه دوستي ديگر دست او را از آنسو گرفته و من تعادل خود را از دست داده و به پايين يخچال سقوط ميكنم .

 

خوشبختانه طول يخچال حدود 10 متر بود و پس از اتمام يخچال فقط چند متري بر روي قلوه سنگهاي تيز قلت ميزنم . همه چيز خيلي سريع اتفاق افتاد ولي شوك عجيبي بهم وارد شده بود و باورم نميشد كه هيچ جايي از بدنم نشكسته .

 

كوله اي كه حمل ميكردم كمك بزرگي بود جهت كمتر آسيب ديدن ولي بهرحال آثار خراشيدگي و كبودي در نقاط مختلف ران و ساق پايم مشهود بود .

 

اعتراف ميكنم اول بي احتياطي خودم بخاطر همراه نداشتن کلنگ و دوم انتخاب مسير اشتباه توسط دوستانم باعث بروز اين اتفاق بود ولي بهرحال حضرت عزرائيل را يكبار ديگه نااميد كردم و خدا ميدونه دوباره كي و كجا گيرم بندازه .

 

ساعت 16 به حصارچال مي رسيم و پس از جمع و جور كردن چادرها و بستن كوله هاي بزرگ ساعت 17 راهي تنگه گلو ميشويم و پس از 1:30 دقيقه به مبدا حركت مي رسيم و با كرايه كردن يك وانت نيسان به ونداربن و سپس به تهران بازميگرديم .

 

نكات مهم :

·        بهتر است يك دستگاه نيسان از رودبارك تا تنگ گلو تهيه شود چرا كه امكان دارد در ونداربُن ماشين گيرتان نيايد و در ضمن شرط كنيد تا از رودخانه هم بايستي عبور كند و تا خود تنگه شما را ببرد .

·        كرايه يك دستگاه نيسان از رودبارك تا تنگ گلو بين 50 تا 60 هزار تومان است و اگر تعدادتان كم بود ميتوانيد نفري 10 هزار تومان كرايه پرداخت كنيد .

قله لشكرگ و گردنه اي كه به سمت دره سه هزار راه دارد

·        اگر دقيقا" ميدانيد كه در چه زماني بازميگرديد با راننده نيسان جهت بازگردانندن شما از تنگ گلو تا رودبارك صحبت كنيد .

·        گذراندن دوره يخ و برف قبل از انجام اين برنامه الزاميست .

·        داشتن كلنگ براي عبور از روي يخچالها  از الزامات اين برنامه است .

·        مسافت طي شده از تنگه گلو تا حصارچال 3 كيلومتر و زمان لازم با كوله سنگين حدود 2:30 دقيقه اندازه گيري شد .

·        مسافت طي شده از حصارچال تا قله علم كوه 5 كيلومتر و زمان لازم با كوله سبك 5 ساعت اندازه گيري شد.

برای بدست آوردن جی پی اس این مسیر لطفا" به سایت Wikiloc مراجعه کنید .

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۳ ] [ 5:25 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

پیشِ روی هر که آبادات نخواهد ، هر که آزادت نخواهد

بُغض و کینَم ، آری، آری ، سرزمینِ نازنینم ، این منم

من این چنینَم ، من چنان انگشتری ، دورِ نگینم ، دوستی را انگبینم

دشمنی را بغض و کینَم . من ترا ای سرزمینم ، دوست دارم

مثلِ جانِ نازنینم ، و برای هر زلالِ تکه خاکت

در سروشِ چشمه های سرزده ، از ابرهای روشنِ آزادگی ها

شادمانی آفرینم. من ترا ای سرزمینم دوست دارم

 

طبق برنامه از قبل تعيين شده و به سرپرستي خانم شادي گنجي از ملايري هاي مقيم تهران روز چهارشنبه 28 تيرماه 1391 ساعت 5 بعد از ظهر عازم شهر ملاير ميشويم .

 

بعد از 5 ساعت رانندگي به ملاير مي رسيم و پس از خريدهاي مورد نياز براي كوهپيمايي روز 5شنبه به منزل آقاي گنجي مي رويم و با استقبال گرم ايشان روبرو مي شويم .

 

ساعت 4 صبح بيدار ميشم و بلافاصله ديگر دوستان را هم بيدار ميكنم كه با اعتراض دوستان مواجه ميشم ، گويا قرار بوده كه ساعت 4:30 بيدار شويم ، بهرحال با جمع و جور كردن كوله ها ساعت 5 صبح خود را به ميدان امام خميني شهر ملاير مي رسانيم .

 

آب خوردن زنبور را نديده بوديم كه ديديم

كم كم سر و كله كوهنوردان انجمن فرهنگيان ملايري هم پيدا ميشود و در يك اكيپ 15 نفره در ساعت 5:30 دقيقه به يك دستگاه ميني بوس به سمت جنوب غربي شهر ملاير حركت ميكنيم تا خود را به گردنه نورآباد برسانيم .

 

طلوع خورشيد

 دقيقا" بعد از يك ساعت و 66 كيلومتر مسافت و گذر از چشمه معروف گاماسياب در نزديكي گردنه نورآباد حركت گروه به سمت قله چهل نابالغان از قلل رشته كوه گرين شروع ميشود .

 

تراورس به سمت شرق

رشته كوه گرين مرز بين استان همدان و لرستان است كه قلل زيادي بر روي اين خط الراس خودنمايي ميكنند كه قلل چهل نابالغان ، يال كبود ، هجده يال ، بازگير و سه كوزان  از معروفترين قلل اين رشته كوه بشمار مي آيند .

 

شاهكاري از طبيعت

طول اين خط الراس 35 كيلومتر و بلندترين قله آن يال كبود ميباشد كه حدود 3700 متر ارتفاع دارد و در بيشتر ماههاي سال بر روي اين قلل برف موجود است .

 

بر روي قله چهل نابالغان

بد نيست بدانيد اهالي بومي منطقه نامگذاري قله چهل نابالغان را بدين علت مي دانند كه بعد از ورود سپاه اعراب و حمله به ايران در جنگ معروف نهاوند 40 تن از شاهزادگان جوان و نوجوان ايراني را بر روي قله برده و در آنجا بقتل مي رسانند .

 

در همان ابتداي مسير خود را از چشمه اي گوارا سيراب ميكنيم و از طريق مسير پاكوب و با شيب ملايم به سمت شرق تراورس ميكنيم تا اينكه وارد يك دره باريك ميشويم كه به سمت شمال امتداد دارد .

 

 دره اي سنگلاخ و پر از بوته هاي تيغ ولي در عين حال زيبا با هواي صبحگاهي خنك و باد ملايمي از لا به لاي صخرهها در حال وزيدن است و ما حالا به سمت شمال و دقيقا" قله چهل نابالغان در حال صعود هستيم .

بعد از دوساعت كوهپيمايي در سايه سار صخره اي بزرگ مشغول به خوردن صبحانه ميشويم تا ضمن تجديد قوا ، استراحتي نيز كرده باشيم .

 

گوسفندسرايي در ميانه راه

مسير را دوباره به شمال دره ادامه ميدهيم و بعد از عبور از دو يخچال نسبتا" بزرگ در ارتفاع 3100 متر استراحت ميكنيم و نفسي چاق ميكنيم و از بو و عطر گياهان منطقه لذت ببريم و نيم نگاهي هم به دشتهاي پهناور و سرسبز نهاوند كه در جنوب مان خوددنمايي ميكند مي اندازيم .

 

در گوشه اي ديگر از كوهستان گله هاي بزرگ از گوسفندان در حال چرا هستند و در رديفهاي منظم به دستور چوپان و سگ گله با تراورس به سمتي ديگر از كوهستان هدايت ميشوند .

 

 تا قله حدود 300 متر دیگر بایستی افزایش ارتفاع داشته باشیم و این یعنی حدود یکساعت دیگر به قله خواهیم رسید , در ارتفاع 3350 متر به ابتدای یک دهلیز می رسیم که شیب زیادی دارد و بالا رفتن از آن انرژی زیادی می طلبد .

 

دشت الشتر

در نهایت راس ساعت 12 بر روی قله 3442 متری چهل نابالغان می ایستیم و از دیدن مناظر بدیع اطرافمان لذت می بریم . در جنوب دشت زیبای الشتر و در شمال دشت سرسبز نهاوند خودنمایی میکنند .

 

بزرگترين كاشي متعلق به قبرها كه بر روي قله باقيمانده است

بر روي قله حدود ۴۰ قبر ديده ميشود كه با ديوارهاي كوتاه سنگ چين مشخص شده اند كه متاسفانه بخاطر پيدا كردن گنج كليه قبرها تقريبا" شخم زده شده اند .

 

سایه ابرها بر پیکره کوهها چنان سایه افکنده که گویی خداوند تابلوی بزرگی از نقاشی را در حال ترسیم است و خدای بزرگ را بار دیگر شکر میکنیم که امکان دیدن این مناظر فوق العاده زیبا را به ما داده . 

 

پس از 45 دقیقه استراحت و گرفتن عکسهای یادگاری به سمت غرب راهی میشویم و در کمتر از یک کیلومتر در ارتفاع 3300 متری و در ساعت 13:15 دقیقه به یک گودال بزرگ بنام یخچال گاو ماهی مبرسیم

 

اين گودال بزرگ در تمامي ماه هاي سال داراي برف است که از ذوب اين برفها و یخچالها ، يك برکه کوچک تشکیل شده و این یعنی زندگی و حیات در اين منطقه 

 

يخچال گاو ماهي

اینجا بهترین مکان برای اطراق و استراحت چوپانان و رمه هایشان و همچنین استراحت گروه ما و خوردن نهار بود . تقریبا" بیشتر همنوردان آبی در بساط نداشتند و مجبور بودیم از آبی که از ذوب یخچالها بوجود می آمد استفاده کنیم .

 

چوپانان زحمتكش منطقه گرين در حال استراحت

مصرف برف بصورت برف میتواند سبب کاهش کم آبی بدن شود و حتما" برف را قبل از مصرف بایستی در بطری ریخته و در معرض مستقیم خورشید قرار دهیم تا هر چه زودتر تبدیل به آب شود .

 

بد نیست بدانید کم آبی سبب تغییراتی در وضعیت بدن میشود که نتیجه آن اختلال در سیستم عضلانی , قلب و سیستم تنظیم دمای مرکزی بدن می باشد که در عین حال قدرت تصمیم گیری را هم مختل میکند .

 

نهار را با یک دسر ( برف و شیره ) خوشمزه به پایان می رسانیم و ساعت 14:30 دقیقه به سمت پایین سرازیر میشویم و از لا به لای دره های باریک و سنگلاخ گذر میکنیم تا به گردنه نور آباد مي رسيم و ساعت 18 با ميني بوس به سمت ملاير حركت ميكنيم .

 

چهارشنبه هفته آِینده با گزارش صعود به قله علم کوه به ارتفاع 4842 متر دومین قله بلند ایران به روز خواهم بود.

 

لطفا" از مسير عبور عابر پياده تردد كنيد

نكات مهم :

·         بهترين فصل صعود به رشته كوه گرين ارديبهشت و خرداد است .

·         آنتن موبايل در كل مسير در دسترس مي باشد .

·         براي بدست آوردن جي پي اس مسير اينجا كليك كنيد .

 

·         یادمان باشد که حفظ آب بدن برای داشتن یک روز سالم و موفق کوهنوردی الزامی است , پس همیشه آب کافی همراه داشته باشیم .

·         سریعترین روش برای تعیین میزان نیاز بدن به مایعات , تست ادرار است . ادرار تیره , معیاری است که نشان میدهد بدن شما به آب بیشتری نیاز دارد .

·         متاسفانه در بیشتر اوقات مشاهده میشود که تعداد معدودی از هموطنان عزیز پس از استفاده از بطریهای آب آنها را در کوهستان رها میکنند. لذا از کلیه هموطنان عزیزم خواهش میکنم بطریهای خالی و زباله های خود را به شهرها بازگردانند .

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۲۶ ] [ 5:34 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

سرزمینم ، سرزمین نازنینم ، من ترا پُرجوش و تابان

در خروشِ دوستی ها، در تمامِ سرزمین ها ، شادمان

بی جَنگ می خواهم ، من ترا ای سرزمینم ، سرزمینِ نازنینم

تا زمین باقیست دور از نَنگ می خواهم

چهره ات را تا ابد پُررنگ می خواهم

 

بخشهايي از جاده زندگي ، جذابند و دلفريب ، يادم باشد جاده ها براي رفتن ساخته شدند نه ماندن ، جاده ها براي گذرند نه قرار

 

قله وره وشت يا دهلا  واقع در سلسله كوههاي البرز مركزي در بخش نور و در حاشيه جاده چالوس قرار دارد و براي رسيدن به آن بايد ابتدا خود را به روستاي هريجان يا ولي آباد برسانيم .

 

نوار سفید مسیر حرکت از روستای هریجان و نوار سبز مسیر حرکت از روستای ولی آباد تا قله را نشان میدهد

روز جمعه 16 تيرماه 1391 ساعت پنج صبح به همراه پنج همنورد ديگر ميدان ونك تهران را به سمت گردنه ديزين ترك ميكنيم و پس از 80 كيلومتر و از طريق جاده ولايت رود و گاجره خود را به جاده چالوس مي رسانيم .

 

ابتدای حرکت از روستای هریجان

پس از عبور از تونل كندوان ميتوانيد به راحتي منظره زيباي كوه  وره وشت با يالهای طولاني و ديواره هايش را ببينيد كه در جلوي ديده گان شما ظاهر خواهد شد كه همچون تپه اي بزرگ در رو به روي آزادكوه قد برافراشته

 

دریای مه

از پل زنگوله و جاده يوش بلده هم عبور ميكنيم و سپس وارد اولين جاده خاكي در سمت راست ميشويم كه رستوران ياس هم در كنار اين جاده قرار گرفته است .

 

بسمت گردنه مابین روستاهای هریجان و ولی آباد

اين جاده خاكي پس از 3 كيلومتر بصورت پيچ در پيچ و با عبور از مه و 300 متر تغيير ارتفاع از بر جاده شما را به روستاي زيباي هريجان مي رساند كه آبشار زيباي هريجان در همان بدو ورود غافلگيرتان ميكند .

 

آبشار هريجان از دل تخته سنگهاي ستبر و از ارتفاع بلندي شتابان به پايين در حال غلطيدن بود ولي متاسفانه به دليل دور بودن و مناسب نبودن نور مناسب نتوانستم عكس خوبي از آن بگيرم .

 

نمایی از روستای هریجان

ساعت 8 صبح با خيالي آسوده و با نمايي زيبا و رويايي از مه كه دره چالوس را پوشانده بود و همينطور دورنمايي از سد سياه بيشه صبحانه را ميل ميكنيم و پس از جمع و جور كردن وسايل اضافه در داخل اتومبيل ، با يك كوله سبك حركتمان را شروع ميكنيم .

 

سد سیاه بیشه

فايل جي پي اس مسير را قبلا" از دوست خوبم محمد والي نژاد وبلاگ يادداشتهاي يك كوهنورد دريافت كرده بودم و براي همين جهت صحيح مسير را براحتي پيدا كردم .

 

هنوز 100 متر از ابتداي مسير دور نشده ايم كه صدايي بگوشمان مي رسد كه كجا مي رويد ؟ مجوز داريد ؟ دوباره برميگرديم و كلي چك و چانه با مامور محيط باني كه وا... بخدا خبر نداشتيم كه اين منطقه مجوز ورود مي خواهد . بهرحال با كلي خواهش و تمنا و ماچ و بوسه مجوز صادر ميشود .

 

در ابتدا وارد دره اي به سمت شمال ميشويم كه پس از دقايقي به مرتعي سرسبز با تعداد زيادي گاو و گوساله مي رسيم كه حسابي مشغول خوردن علفها هستند و صداي آوازشان گوشهايمان را نوازش مي دهد .

 

در ارتفاع 2460 متر به چشمه آبي گوارا مي رسيم كه نوشيدن يك ليوان آب از آن مساويست با صعود به قله وره وشت براي همين هر كدام 2 ليوان آب مي نوشيم و باز دوباره مسير را از طريق يك مسير پاكوب مشخص به سمت گردنه ادامه مي دهيم .

 

بد نيست بدانيد كه نوشيدن آب در كوه و در فواصل زماني مشخص بسيار مفيد است و بايستي هر يكساعت حداقل يك ليوان آب نوشيد تا به كليه ها و ديگر اعضاي بدنتان آسيب وارد نشود .

 

روستای ولی آباد

پس از يكساعت كوهپيمايي سبك بر روي گردنه 2600 متري مابين روستاي هريجان و ولي آباد به استراحت مي نشينيم و به تماشاي صحنه هاي زيبايي كه طبيعت خلق كرده است مي پردازيم .

 

از اينجا به سمت شرق و دره خشكدر مي رويم كه گلهاي شقايقش به اندازه يك كف دست است و زبانزد هر بيننده و تازه وارديست كه پا به اين منطقه مي گذارد .

 

گوسفندسرای دره خشکدر

فاصله 2 كيلومتري گردنه تا گوسفندسراي دره خشكدر را با شيبي ملايم طي ميكنيم . هر چه به پيش مي رويم تعداد شقايق ها بيشتر و بيشتر ميشوند .

 

ساعت 11 صبح به گوسفندسراي دره خشكدر به ارتفاع 2820 متر ميرسيم و در كنار چشمه آبش كمي مي آساييم و از ديدن شقايق ها لذت مي بريم .

 

دوباره حركت تا آخرين چشمه دره خشكدر به ارتفاع 3040 متر ادامه پيدا ميكند و قوطي هاي آب را پر ميكنيم چرا كه ميدانيم تا قله كه حدود 4 ساعت ديگر زمان نياز دارد هيچ چشمه آبي وجود ندارد .

 

ساعت 12 ظهر را نشان ميدهد و از اينجا تا روي قله كه مسافتي حدود 3 كيلومتر ميباشد بايستي در حدود 1000 متر ارتفاع بگيريم و با شيب هاي تندي كه پيش رو داريم و سرعت آهسته اي كه گروه دارد بنظر ميرسد كه در هر ساعت 250 متر صعود خواهيم كرد .

 

پس از يكساعت ديگر كه از يك شيب تند عبور ميكنيم دو نفر از همنوردان ترجيح ميدهند كه به سمت آخرين چشمه باز گردند و منتظر ما بمانند تا ماباقي روز را از ديدن شقايق ها لذت ببرند .

 

سعي و تلاش گروه چهار نفره ما به سمت قله ، مصمم و باجديت همچنان ادامه دارد و با هر گام كه به جلو برميداريم لحظه به لحظه به هدفمان نزديك تر ميشويم .

 

سعيد زُهَري كه يكي از همنوردان است ، اولين قله بالاي 4000 متريست كه در حال صعود است و قول شام را از او گرفته ايم ، براي همين با سلام و صلوات و ماشاا... سعيد و . . .  او را تا گردنه 3850 متري وره وشت همراهي ميكنيم .

 

از روي گردنه ، قلل دماوند و آزادكوه و . . .  همينطور قلل تخت سليمان مثل علم كوه و . . .  براحتي قابل رويت هستند و در زير پايمان دريايي از مه از شمال تا جنوب همه جا را فرا گرفته

 

سعید عزیز بر فراز قله وره وشت

 در نهايت ساعت 16:10 دقيقه پا بر روي قله 4025 متري وره وشت مي گذاريم و دقايقي را محو اين همه زيبايي ميشويم و بار ديگر خداوند بزرگ را شكر ميكنيم كه توانايي صعود به يكي ديگر از قلل ايران زمين را به ما عنايت كرده است .

 

خيلي خوش شانس هستيم كه بر روي قله اي ايستاده ايم كه بيشتر اوقات پوشيده از مه است ولي امروز هوا آفتابي و بدون باد است و از باران هم خبري نيست . البته از شما چه پنهان كه گزارشات هواشناسي هم روزي آفتابي را نويد مي داد .

 

تا ساعت 17 مشغول عكاسي ، استراحت و صرف نهار ميشويم و با جمع كردن كوله ها به سمت شيبهاي تندي سرازير ميشويم كه ساعاتي قبل نفس زنان در حال صعود اين شيب ها بوديم .

 

پس از 1:30 دقيقه 1000 متر ارتفاع كم ميكنيم و به آخرين چشمه و انتهاي دره خشكدر مي رسيم و دوستانمان با بطري هاي آب خنك به استقبالمان مي آيند و من هم بدون معطلي يك ليتر آب را يك نفس بالا ميكشم .

 

پس از استراحت به سمت روستاي هريجان حركت ميكنيم تا قبل از تاريكي هوا به روستا برسيم ولي ساعت 20:30 با وارد شدن به داخل مه و در 500 متري مانده به روستا تقريبا" تاريكي مطلق همه جا را فرا مي گيرد .

 

از اينجا به بعد دستگاه جي پي اس به كمك مي آيد و ما را تا خود روستا دقيقا" راهنمايي ميكند كه اگر نبود بايد شب را تا صبح در كوهستان پرسه مي زديم .

 

ساعت 21 همه آماده جهت بازگشت به تهران هستيم ولي اين پايان برنامه نيست چرا كه ماجرايي جديد بوجود مي آيد و در لحظه حركت يكي از همنوردان اظهار ميدارد كه كليد ماشين را در داخل صندوق عقب جا گذاشته و درب آن نيز بسته شده است .

 

و پس از 2 ساعت كلنجار رفتن به ماشين در نهايت با تهيه يك آچار و باز كردن صندلي هاي عقب تونستيم كليد را پيدا كنيم و ساعت يك نيمه شب به تهران بازگرديم البته يه خوبي داشت اونهم اين بود كه يك شام مفصل خورديم .

 

چهارشنبه هفته آینده با گزارش قله چهل نابالغان از قلل رشته کوه گرین به روز خواهم بود.

نكات مهم :

·         فاصله تهران ( از ميدان ونك ) تا تقاطع جاده ولايت رود (گاجره) و جاده چالوس 80 كيلومتر است ، در صورتي كه همين فاصله از طريق اتوبان كرج و جاده چالوس بيش از 120 كيلومتر ميباشد .

·         آنتن موبايل در تمامي طول مسير ميسر است .

·         روستاي هريجان حدود 200 متر از روستاي ولي آباد مرتفع تر و همينطور مسيرش به سمت دشت شقايق ها و  قله وره وشت زيباتر و پر گل تر است .

·         ارتفاع روستاي هريجان 2270 متر ميباشد .

·         داشتن مجوز از اداره كل محيط زيست تهران يا مازندران الزاميست .

·         داشتن 3 ليتر آب از آخرين چشمه دره خشكدر تا قله و برگشت الزاميست .

·         مسافت رفت و برگشت از روستاي هريجان تا قله وره وشت 18 كيلومتر اندازه گيري شد .

·         بهتر است اين برنامه را دو روزه انجام دهيد شب اول را مي توانيد در روستاي هريجان بمانيد و صبح زود روز دوم با كوله اي سبك به سمت قله حركت كنيد و يا با يك كوله سنگين به انتهاي دره خشكدر برويد و در آنجا شبماني كنيد و صبح زود از آنجا به سمت قله استارت بزنيد .

·         يادمان باشد قبل از بستن درب صندوق عقب اتومبيل از جا نگذاشتن كليدها در داخل صندوق مطمئن شويم .

برای بدست آوردن اطلاعات جی پی اس این مسیر از روستای هریجان میتوانید به سایت wikiloc مراجعه کنید .

 

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۱۹ ] [ 5:15 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

سرزمینم ،سرزمین نازنینم، من ترا آزاد می خواهم

نغمه های مَردُمت را شاد می خواهم ، من ترا در مهربانی ها

در تمام خدمتِ تاریخ ، بر سَریرِ علم و دانش ، در جهانِ تازه های صلح

سربلند، آباد می خواهم ، سربلند و شادمان و برقرار ، با گُلِ آزادگی دَم ساز

در تبِ آزاد بودن های انسان ساز ، روز و شب خندان و خوش

در ساز و در آواز ، زنده باشی سرزمینم ، سرزمین نازنینم

زنده باشد مَردُمت ، زنده باشم من ، ترا و خویش را

هر زمان در اوجِ این امیدهای خوش ببینم.

قله حوض دال يا به قولي بيژن ، قله مرتفعي به ارتفاع ۴۳۶۰ متر است كه جزو يكي از قلل دنا از رشته كوههاي زاگرس ميباشد و ميتوان آن را از سه راه صعود كرد 1- مسير تنگ بُزكش 2- مسير يال يابو 3- مسير گردنه بيژن

تنگ بُزكش

با بررسي هايي كه كردم متوجه شدم كه مسير گردنه بيژن از همه راههاي ديگر ساده تر و در دسترس تر مي باشد ، حالا ميماند پيدا كردن جي پي اس مسير كه با گشتي كوچك در اينترنت دريافتم گروه كوهنوردي زاگرس جي پي اس مسير را دارد .

 

و با يك مكاتبه اینترنتی كوچك جناب آقاي قلمي مدير وب سايت زاگرس به غير از انتقال فايل جی پی اس اطلاعات مفیدی دیگری هم در اختیارم گذاشت که از ایشان تشکر و قدردانی میکنم که اگر کمکهای ایشان نبود احتمالا" این برنامه حالا حالا انجام نمی شد . 

Hozdal Dena

مسیر حرکت از شهر سی سخت تا محل پارکنیگ و شروع حرکت از گردنه بیژن تا قله

روز چهارشنبه ۷ تیرماه ساعت ۱۴ تهران را به سمت یاسوج ترک میکنیم . برای رسیدن به یاسوج , از طریق اتوبان قم , کاشان و اصفهان خود را به شهرضا و سپس سمیرم و در نهایت به یاسوج می رسانیم .

روز 5 شنبه ساعت 5 صبح از خواب برمی خیزیم و خیلی سریع با جمع و جور کردن وسایل , یاسوج را به سمت شهر مرتفع سی سخت با ارتفاع ۲۳۰۰ متر از سطح دریا که در ۲۵ کیلومتری این شهر است ترک میکنیم .

 

جنگلهای بلوط

براي رسيدن به سي سخت بايد از جنگلهاي زيباي بلوط بگذريم كه در دامنه هاي كوههاي زاگرس خودنمايي ميكنند . اينجا بهشت سنجاب هاست .

Gardane bijan 

گردنه بیژن

با هماهنگی یکی از همنوردان , کوهنوردی از طرف خانه کوهنورد سی سخت به استقبال ما می آید تا ما را به سمت گردنه بیژن راهنمایی کند .

از شهر به سمت گردنه بیژن که در فاصله چند کیلومتری شهر قرار دارد حرکت میکنیم ، جاده پیچ در پیچ به سمت بالا ادامه دارد تا در ارتفاع ۲۹۳۰ متری متوقف میشویم .

پس از خوردن صبحانه ساعت ۷:۳۰ دقیقه صبح کوهپیمایی را به سمت شمال و از طریق یک جاده پاکوب بزرگ و مشخص در داخل دره بزرگ سيچاني شروع میکنیم .

 

 در همان ابتدای مسیر دو زن سی سختی که برای جمع آوری سبزی و گیاهان کوهی به منطقه آمده اند توجه ما را بخود جلب میکنند که مشغول خوردن صبحانه هستند و از صميم قلب ما را هم  به صبحانه شان تعارف ميكنند .

 

مسیر را ادامه می دهیم و از دو یخچال کوچک و بزرگ که در ابتدای دره قرار دارند می گذریم . بعد از مدتی به دامنه های شیب دار دره می رسیم و ناخواسته مسير پاكوب ما را به سمت غرب هدايت ميكند و ما همچنان از مسیر پاکوب مشخص در سینه کش تند دره بالا می رویم .

 

بعد از ۲ ساعت و در ساعت ۹:۳۰دقیقه به چشمه سیچانی در ارتفاع ۳۷۰۰ متری می رسیم که بنظر آب این چشمه از ذوب یخچالهای بالا دست است و تمیز بنظر نمی آید و برای همین ترجیح دادم از آب چشمه استفاده نکنم .

 

بعد از نیم ساعت استراحت در کنار چشمه سيچاني حرکت ادامه پیدا میکند و خیلی سریع بعد از چشمه به سمت چپ منحرف میشویم و به يكباره بر بلنداي ديواره اي بزرگ بر فراز شهر سي سخت قرار مي گيريم .

 

هوا از لطافت عجیبی آکنده است و آسمان آبي و صاف و ما همگي سرشار از انرژيي هستيم كه از كوهستان و اين منطقه بكر بدست آورده ايم و بي صبرانه منتظر رسيدن به قله حوض دال هستيم .

 

شهر سی سخت

بعد از گرفتن تعدادي عكس يادگاري متوجه ميشويم از اين نقطه دو انتخاب داريم يا به سمت يال شمالي حركت كنيم و از نزديك قله سيچاني عبور كرده و از طريق يك خط الراس خود را به حوض دال برسانيم .

و يا به سمت غرب تراورس كنيم و بعد از ۲ كيلومتر خود را به پناهگاه پي دني در ارتفاع ۳۸۲۰ متري برسانيم و از طريق يك دهليز و يك مسير شن اسكي خود را به قله برسانيم .

براي اينكه هر دو مسير را تجربه كنيم تصميم مي گيريم كه از يال شمالي و از نزديك قله سيچاني به ارتفاع ۴۲۰۰ متر خود را به قله حوض دال برسانيم و در مسير برگشت از طريق مسير شن اسكي به سمت پناهگاه پي دني فرود بياييم .

 

موقعیت پناهگاه و شهر سی سخت

به سمت يال شمالي حركت ميكنيم و در مدت كمتر از يكساعت بر بالاي خط الراس مي ايستيم ، همنوردان به سمت غرب خط الراس حركت ميكنند تا خود را به قله برسانند ولي من در يك حركت سريع به سمت شرق حركت ميكنم تا خود را به قله سيچاني برسانم .

در ساعت ۱۲ بر فراز قله سيچاني عكسي به يادگار مي اندازم و قله دنا را در شمال غرب خود به وضوح مي بينم . براي اينكه از ديگر دوستان عقب نيافتم سريع به سمت خط الراس سيچاني و حوض دال حركت ميكنم و پس از دو كيلومتر پستي و بلندي به يال آخر مي رسم .

 

نمایی از قله حوض دال دنا

 در چند صد متري قله انگار ديگر رمقي برايم نمانده ، هر چه شكلات ، آب و تنقلات دارم را سر ميكشم تا شايد نتيجه اي داشته باشد . احساس ميكنم كمي ارتفاع زده شده ام ، يك حس بي حالي

 

شايد دليلش اين بود كه بيش از ۱۰ ماه از آخرين قله ۴۰۰۰ متري كه صعود كرده بودم گذشته بود و بدنم آمادگي لازم را نداشت بهرحال مشاهده حضور همنوردانم كه يكي پس از ديگري به قله مي رسيدند انرژي مضاعفي در من ايجاد كرد.

در ساعت ۱۳:۳۰ دقيقه همزمان با دوست خوبم عليرضا عالم نژاد ( كافه تهرون ) پا بر روي قله ۴۳۶۰ متري حوض دال مي گذاريم و يكديگر را به آغوش مي كشيم و تبريك مي گوييم .

 

كوهنوردان ديگري هم از تهران بر روي قله هستند و پس از مدتي كوهنورداني ديگر از گروه فرهنگ دانيال شوش به ما مي پيوندند . تقريبا" قله پر از كوهنورد است و ديدن اين همه كوهنورد واقعا" باعث شعف و شادماني ما بود .

 

نهار را بر روي قله مي خوريم و عكسهاي زيادي هم بر روي قله  مي گيريم و گپ و گفتگوي كوتاهي هم با ديگر كوهنوردان انجام ميدهيم و در نهايت در ساعت ۱۵ به سمت پناهگاه پي دني به سمت پايين حركت ميكنيم .

 

 پناهگاه پی دنی

در مدت ۴۰ دقيقه از طريق مسير شن اسكي به پناهگاه مي رسيم و از آنجا به سمت شرق ادامه مسير مي دهيم . ناگهان هوا دگرگون ميشود و آسمان آبي ، تيره و تار مي گردد و در مدت كوتاهي نزول باران بر سرمان شروع ميشود .

 

مسیر شن اسکی از قله به سمت پناهگاه

با اينكه وضعيت هوا را در سايتهاي هواشناسي ديده بودم ، ديدن باران آنهم با اين شدت و حدت واقعا" باعث تعجب بود . با اين حساب ديگر نميتوان به سايتهاي هواشناسي اطمينان كرد .

 

بخاطر باران يك سره تا گردنه بيژن بدون استراحت فرود مي آييم و در ساعت ۱۸ به محل پارك اتومبيل مان ميرسيم و دوباره جهت استراحت به سمت ياسوج در منزل يك از دوستان حركت ميكنيم و روز جمعه به تهران باز ميگرديم .

 

چهارشنبه هفته آينده ميتوانيد گزارش قله ورِوشت به ارتفاع ۴۰۰۰ متر از قلل البرز مركزي را مطالعه بفرماييد .

 

نكات مهم :

·        داشتن حداقل ۳ ليتر آب براي هر نفر در اين برنامه الزاميست .

·        يادمان باشه هميشه در مسير برگشت از كوهستان يك پلاستيك داشته باشيم و زباله هايي كه از ديگر همنوطنان بجا مانده را جمع آوري كنيم .

·        مدت زمان لازم تا قله حوض دال حداقل ۶ ساعت زمان نياز دارد .

·        مسير رفت و برگشت ۱۴ كيلومتر اندازه گيري شد .

·        اختلاف ارتفاع از گردنه بيژن تا قله حوض دال ۱۴۳۰ متر اندازه گيري شد .

·        در بيشتر مسير آنتن موبايل موجود ميباشد حتي بر روي قله .

·        اگر گزارشات هواشناسي ، پيش بيني هوايي آفتابي و صاف را ميكرد ، توجه نكنيد حتما" لباسهاي مناسب باران را همراه داشته باشيد .

برای بدست آوردن مسیر جی پی اس اين برنامه اينجا كليك كنيد .

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ ] [ 5:34 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

 سرزمینم، سرزمینم ، سرزمینِ نازنینم ، سبزی و شادابی ات را دوست دارم

روزهای آبی ات ، ابرهایت را ، شبِ مهتابی ات را دوست دارم

من گلِ آزادی ات را دوست دارم ، لحظه لحظه شادی ات را دوست دارم

نو نهالی سرزده ، از خاکِ پاکِ این زمینم ، از تبارِ آریایی، افتخارِ سرزمینم

مهرِ تو ، در خونِ من می جوشد و بِنشسته در جان و جبینم ، من برایِ سر بلندی ها

که از دیرینه داری ، با درفشِ کاوه و در تیرِ آرش ، دوستی می آفرینم.

سرزمینم، سرزمینِ نازنینم ، من ترا با نامِ ایران می شناسم

 

قسمت اول

پس از اينكه وارد دره كوشكك ميشويم با انبوهی از بوته های گون با گلهای بنفش روبرو می شویم ، در ساعت 16 و در منطقه اي مسطح با چشم اندازي از طبيعت زيباي منطقه و در ارتفاع 3170 متري نهار ميخوريم و در حين نهار نيم نگاهي هم به قلل زيبا و باشكوه اطراف می اندازیم .

     

مسير را از طريق دستگاه جي پي اس رديابي ميكنيم و به سمت غرب دره كوشكك و روستاي يالرود ركاب ميزنيم . بعد از چند كيلومتر ركاب زني و چند صد متر كم كردن ارتفاع به دشت و گوسفندسراي چهل چشمه مي رسيم .

 

آبشار یالرود

همه جا سبز است و رودخانه دره كوشكك خروشان و پر تلاطم به سمت يالرود در حال حركت است و ما با دوچرخه در امتداد جاده مالرو پرهيجان مسير را طي ميكنيم , اينجا فقط صداي جريان آب است كه سكوت كوهستان را مي شكند .

 

مثل خر تو آب گیر کرده

در ابتدا قصد داشتيم شب را در يالرود و يا بلده بگذرانيم ولي بخاطر فرارسيدن غروب خورشيد تصميم مي گيريم بعد از گوسفندسراي چهل چشمه ، در چمن سراي مناسبي در ارتفاع 2800 متری شبماني كنيم . در بالادست كلبه اي متعلق به چوپانان منطقه وجود دارد و در پايين دستمان رودخانه پر شتاب در حال حركت به سمت یالرود

 

پرویز - مهدی - علی - محمد - امیر

پس از برپايي چادرها بخاطر پهن گاو و گوساله ها كه در جاي جاي دشت وجود دارد حشرات باعث مزاحمت ميشوند كه چاره را در روشن كردن آتش مي يابيم و پس از مدتي حشرات بخاطر دود فرار را برقرار ترجيح ميدهند .

 

محل شبمانی

شام را ميخوريم و ساعت 22 از خستگي در درون كيسه خوابهايمان تقريبا" بيهوش ميشويم و برنامه روز دوم به پايان مي رسد . قابل ذکر است از گرمابدر تا این چمن سرا حدود 30 کیلومتر رکاب زده ایم .

 

یک روستایی اهل یالرود

صبح ساعت 6 با صداي علي رزمخواه از خواب بيدار ميشويم و با جمع و جور كردن چادرها و خوردن صبحانه و بستن خورجين ها ، مسير را بسمت يالرود ادامه ميدهيم ، طبيعت اطراف بكر و ديدني است و از هر طرف چشمه هاي آب از داخل زمين مي جوشند .

 

در روستای یالرود

بعد از مدتي به يك جاده خاكي ميرسيم كه گويا قرار بوده اين جاده تا گردنه پاكبود و سرخك و از آنجا به دشت لار و سپس گرمابدر ادامه پيدا كند ولي بخاطر مخالفت سازمان محيط زيست نيمه كاره باقيمانده است .

 

چند كيلومتري را در اين جاده به سمت يالرود ادامه ميدهيم تا به يك پل چوبي باريك مي رسيم . از اينجا دو راه در پيش رو داريد يا جاده خاكي را ادامه دهيد كه در نتيجه بايستي از دل سرد رودخانه عبور كنيد و يا از پل چوبي باريك عبور كنيد و با گذر از يك مسير مالرو و خطرناك و همچنين يك صخره و پرتگاه به مسير اصلي برسيد .

 

عبور از رودخانه خروشان

ما مسير عبور از رودخانه را انتخاب ميكنيم . عبور از يك رودخانه پر آب و سرد كار آساني نيست و شدت جريان آب بحديست كه دوچرخه ها را ميخواهد با خود ببرد ولي به هر زحمتي است تك به تك از رودخانه عبور ميكنيم .

 

امیر عزیز و سرپرست برنامه

با عبور از مسيرهاي سنگلاخ به پل چوبي عريضي ميرسيم كه با عبور از آن وارد يك جاده خاكي ديگر مي شويم و بايد يك كيلومتري دوچرخه ها را تا بالاي كوه بكشانيم .در حين صعود ، آبشار فصلي و زيباي يالرود توجه ما را بخود جلب ميكند كه بسيار جذاب است ولي اين آبشار ، آبشار اصلي يالرود نيست و براي ديدن آبشار اصلي بايد از خود روستا وارد دره يالرود شويم .

 

روستای یالرود و طبیعت زیبای اطرافش 

 در يك لحظه سربالايي ها به اتمام ميرسد و روستاي یالرود و طبیعت زیبای آن خود را به ما نشان میدهد . از اینجا به بعد حدود 5 کیلومتر در این جاده خاکی تا خود روستای یالرود سرازیر میشویم .

 

مسیر بین یالرود به بلده

در ساعت 12 به روستای یالرود می رسیم و پس از تعمیر ترمز یکی از دوچرخه ها به سمت بلده که در 7 کیلومتری یالرود قرار دارد ادامه مسیر می دهیم .

 

پس از رسیدن به بلده به ارتفاع 2050 متر هیجان خاصی در گروه دیده می شود و همگی در کنار تابلوی ورودی به بلده عکسی به یادگار می گیریم . با یک محاسبه کوچک متوجه میشویم که از گرمابدر تا بلده حدود 60 کیلومتر رکاب زده ایم.

 

بالای گردنه قُرق - به سمت رویان

طبق برنامه بایستی بعد از عبور از بلده به سمت گردنه قُرق به ارتفاع 2988 متر حرکت کنیم یعنی حدود 900 متر از طریق جاده آسفالت افزایش ارتفاع داشته باشیم .

 

در ارتفاع ۲۸۰۰ متر

ولی زمان اجازه رکاب زدن تا بالای گردنه را به ما نمی دهد لذا برای صرفه جویی در زمان و پس از صرف نهار با اجاره کردن یک ون , مسافت 22 کیلومتری بلده تا گردنه قرق را طی میکنیم  .

 

محمد - مهدی - علی و امیر

خیلی خوش شانس هستیم که هوا صاف و آسمان بدون هیچ لکه ابریست چرا که در اکثر مواقع بر روی این گردنه به سمت علمده یا رویان , مه همه جا را فرا گرفته و عبور کردن و تردد در این جاده حتي با ماشين کار دشواریست .

 

سرازیریها - قسمت خوب برنامه

بر روي گردنه ميتواني قلل سر به فلك كشيده البرز مركزي را ببيني مثل آزادكوه ، دوخواهرون ، ناظر كوچك و بزرگ و اگر خوش شانس باشي و هوا ايده آل باشد و غباري نباشد قله زيبا و هميشه سرافراز دماوند

 

از اينجا تا علمده حدود 60 كيلومتر سرازيري داريم ، اونهم در طبيعتي بكر و سرسبز با مناظر منحصر بفرد كه شايد در كمتر جايي بتوانيد اين مناظر را ببينيد .

 

طبیعت منطقه

هر چه به سمت شمال يا دريا نزديكتر ميشويم رطوبت هوا را بيشتر حس ميكنيم و هواي خنك كوهستاني يواش يواش تبديل به هوايي شرجي و مناظر كوهستاني تبديل به مراتع و چمنزار و سپس جنگلهاي انبوه ميشود .

 

بعد از حدود 4 كيلومتر و عبور از گردنه قرق در ارتفاع 2935 متري به يك جاده خاكي در سمت چپ مي رسيم كه بوسيله تابلويي كجور را نشان ميدهد . در حقيقت از طريق اين جاده خاكي ميتوان به روستاهاي زيادي كه مهمترين آنها لوس ، فيروزكلا ، كجور ، پُل و كندلوس است رسيد و در نهايت جاده چالوس و مرزن آباد .

 

آبشار حرام او

در سرازيريها گهگاه سرعتم را از طريق دستگاه جي پي اس چك ميكنم . ماكزيمم سرعتم 68 كيلومتر در ساعت است كه نسبتا" زياد است و به هيچوجه اين سرعت را پيشنهاد نميكنم ولي تا بخواهيد هيجان داشت .

 

بخاطر عبور و مرور اتومبيل ها در اين جاده و در روز جمعه بايستي خيلي مراقب باشيم . البته خود رانندگان هم با ديدن ما احتياطهاي لازم را انجام ميدادند و بعضا" با بوق زدن و دست تكان دادن حمايت خود را اعلام ميكردند .

 

روستای کُپ سفلی

سرازيريها همچنان ادامه دارد تا در روستاي كُپ سفلي به ارتفاع 1600 متري جهت استراحت و ديدن خانه هاي كاهگلي و باصفاي اين روستا و همچنين ديدار با امامزاده سيد بيژن (ع) دقايقي متوقف مي شويم .

 

سپس به روستاي كالج مي رسيم كه از طريق يك جاده خاكي در سمت راست ميتوانيد به روستاي پس پرس ، سنگ نو ، نشو ، فيروزكلا و باز به جاده كجور برسيد . از روستاي كالج به بعد دور نمايي از درياي مه را مي بينيم كه واقعا" شگفت انگيز است و كوههاي جنگلي همچون جزايري از درياي مه سر برون كشيده اند .

 

ديگر وارد جنگلهاي انبوه شده ايم و صداي آواز پرندگان بيشتر بگوش مي رسد و بعد از مدتي وارد مه مي شويم كه تا دقايقي قبل بر بالاي آن بوديم و با يك توقف كوتاه دوچرخه ها را مجهز به سيستم هاي هشدار دهنده در مه ميكنيم كه رانندگان اتومبيل ها بيشتر متوجه ما باشند .

 

 در ادامه و بعد از روستاي وازك و در ارتفاع 635 متري از سطح دريا به يك سه راهي خواهيم رسيد كه مسير سمت راست مستقيم به سمت رويان مي رود و مسير سمت چپ در ميان جنگل به سمت روستاهاي پيمط ، كدير ، بين ، بركن ، كليك ، امامزاده سيد خاتون و در نهايت كهنه ده منتهي ميشود .

 

ما به سمت رويان پيش مي رويم تا در ارتفاع 415 متري از سطح دريا به آبشار آب پري برسيم كه متاسفانه مدتي است كه از بي آبي در رنج است و دليلش شايد بخاطر خشك شدن سرچشمه مي باشد و هنوز بعد از مدتها كه از بي آبي اين آبشار ميگذرد مردماني زيادي براي ديدن آن دل خوش كرده اند .

 

خط سیر ما از گرمابدر تا علمده

بلاخره در ساعت 20 به شهر رويان يا همان علمده به ارتفاع صفر مي رسيم و يكي ديگر از آرزوهايمان را با توكل به خدا و تلاش بي وقفه در مدت دو و نيم روز و طي مسافت حدود 150 كيلومتر به پايان مي رسانيم .

 

خلاصه در اين برنامه ما همه چيز را تجربه كرديم ، از طبيعت زيبا گرفته تا دشتهاي پر گل ، كوهپيمايي تا دوچرخه سواري ، ماجراجويي در دل كوهستان تا دوچرخه سواري در جاده هاي آسفالته ،  گذر از رودخانه هاي خروشان تا ديدار با آبشارهاي زيبا و رويايي ، از پرندگان تا چهارپايان ،  . . . .

 نكات مهم :

·        قبل از انجام برنامه حتما" وضعیت هوا را چک کنید .

·        لباس گرم همراه داشته باشید . یادتان باشه بر روی گردنه ها هوا سرد است و همیشه باد داریم .

·        اگر توقف طولانی دارید سریعا" لباس گرم بپوشید تا سرما نخورید .

·        باز هم تکرار میکنم این برنامه را تنها و یا بدون راهنما یا جی پی اس انجام ندهید .

·        آب بقدر کفایت همراه داشته باشید و بخاطر چراگاهها قبل از استفاده آب رودخانه حتما" آن را بجوشانید .

·        از نرسیده به یالرود تا بلده و علمده آنتن موبایل موجود است .

·        لطفا" زباله های خود را به شهر بازگردانید و آنها را در طبیعت بکر رها نکنید .

·        کمکهای اولیه و داروهای ضروری همراه داشته باشید .

·        شکلات و خشکبار به قدر کفایت همراه داشته باشید . آنها میتوانند انرژی خوبی به شما بدهند .

چهارشنبه هفته آینده با گزارشی از صعود به قله حوض دال دنا به روز خواهم بود .

گزارش اين برنامه را در روزنامه ایران مشاهد كنيد .

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۰۵ ] [ 5:31 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

كه زيبا بنده ام را دوست ميدارم ، تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو ميگويد

ترا در بيكران دنياي تنهايان ، رهايت من نخواهم كرد ، رها كن غير من را

آشتي كن با خداي خود ، تو غير از من چه ميجويي ؟ تو با هر كس به غير از من چه ميگويي ؟

تو راه بندگي طي كن عزيز من ، خدايي خوب ميدانم ، تو دعوت كن مرا با خود به اشكي

يا خدايي ميهمانم كن كه من چشمان اشك آلوده ات را دوست ميدارم

طلب كن خالق خود را ، بجو ما را تو خواهي يافت كه عاشق ميشوي بر ما و عاشق ميشوم بر تو

كه وصل عاشق و معشوق هم ، آهسته ميگويم ، خدايي عالمي دارد .

 

طلوعی دل انگیز در گردنه خاتون بارگاه

در دنيا دو نوع انسان وجود دارد ، انسانهايي كه به دنبال راه هاي هموار و از قبل آماده مي روند و انسانهايي كه به دنبال راههاي ناهموار و ناشناخته اند .

 

عبور از تنگه یونزا یا اژدها

احتمالا" من هم جزو دسته دوم هستم و ذاتا" يك مسير را نمي توانم دوبار طي كنم و از تكرار مكررات بيرازم مگر اينكه مجبور باشم و هميشه دنبال مسيرهاي جديد و تازه هستم .

 

مسیر حرکت از گرمابدر تا علمده ( رویان )

اينبار ميخواهم گزارش سفري را برايتان بازگو كنم كه بسيار ماجراجويانه بود ، سفر از گرمابدر به رويان يا همان علمده سابق يعني تقريبا" از تهران تا شمال آنهم با دوچرخه كوهستان در مدت دو روز و نيم .

 

فکر اینکه باید از لا به لای کوهستان البرز مرکزی تا شمال بری هیجان انگیزه

از مدتها قبل اين مسير در ذهنم بود و تصميم داشتم با پاي پياده اين مسير را فقط تا بلده طي كنم ولي كاملا" با مسير آشنا نبودم تا اينكه در سايت wikiloc آقاي حجازي track اين مسير را قرار داده بودند و بلافاصله اجراي اين برنامه با دوچرخه به ذهنم خطور كرد .

 

مهدی ، علي ، محمد

اجراي اين برنامه را با امير يكتا و محمد گائيني مطرح كردم و با موافقت آنها  ، مهدي گنجي و علي رزمخواه هم با ما همراه شدند و شديم يك تيم 5 نفره

 

باز هم اطلاعاتم كافي نبود لذا از طريق كتاب دوچرخه كوهستان نوشته آقاي محمد علي معمار صادقي و شهريار صادقي اطلاعات اين مسير را مطالعه كردم و كمك خيلي خوبي بود تا با مشكلات اين مسير آشنا شوم .

 

روز چهارشنبه 31 خرداد ماه 91 ساعت 17 تهران را به مقصد میدان فشم با یک ون ترک میکنیم و پس از رسیدن به این میدان وارد جاده سمت راست میشویم یعنی به سمت لالان , زایگان , آبنیک , حسندر و در نهایت گرمابدر

 

جاده بعد از محیط بانی گرمابدر خاکی میشود و ما تصمیم داریم تا گردنه خاتون بارگاه با ماشین این مسیر را طی کنیم تا قبل از تاریکی هوا به دشت لار برسیم ولی پس از 3 کیلومتر به مسیرهای ناهموار میرسیم و مجبور به پیاده شدن از ماشين میشویم.

 

عبور از رودخانه لار

ساعت 19:45 دقيقه پس از بستن خورجین ها رکاب زنی را تا بالای گردنه 3120 متری خاتون بارگاه شروع میکنیم . در جنوب گردنه خاتون بارگاه قلل پیرزن کلون و مهرچال خودنمایی میکنند که مسیر دسترسی به آنها روستای امامه میباشد . راس ساعت 21 به بالای گردنه 3120 متري خاتون بارگاه می رسیم

دشت لار

و جهت پیدا کردن یک مکان امن جهت برپایی چادرهایمان به سمت پایین سرازیر میشویم . هوا تاریک شده و با کمک نور چراغ قوه هایمان 120 متری پایین می آییم و خوشبختانه ساعت 21:30 در ارتفاع 3000 متری در کنار يك جوی آب ، مکان مناسبی جهت اطراق و شبمانی پیدا میکنیم . طبق دستگاه جی پی اس 8 کیلومتر رکاب زده ایم .

صبح روز 5 شنبه با نمايي فوق العاده از ابر و مه از خواب بر مي خيزيم . ابرها در زير پاي ما هستند و منظره اي رويايي را بوجود آورده اند .

 

پس از صرف صبحانه و بستن خورجين ها ساعت 8 صبح شروع بحرکت میکنیم و از طريق جاده خاكي در مدت 15 دقيقه و با عبور از كنار يك معدن زغال سنگ به تنگه يونزا يا تنگه اژدها مي رسيم . اين تنگه خود به تنهايي يكي از جاذبه هاي اين منطقه است .

 

جاده خاكي در ابتداي اين تنگه به پايان مي رسد و ما بايستي مسير مالرو سمت راست را ادامه دهيم و وارد تنگه شويم . تنگه اي سنگلاخ با دو ديواره بلند كه از دو طرف سر به آسمان كشيده و رودخانه اي نه چندان خروشان كه از ميان آن در حال گذر است و ما مجبوريم دوچرخه ها را در دست گرفته و از تنگه عبور كنيم .

 

بعد از تنگه وارد يك جاده خاكي ميشويم كه منتهي به دشت لار ميشود ولي قبل از رسيدن به دشت لار با چادرهاي عشاير مواجه خواهيم شد كه از عشاير مهدي شهر يا همان سنگسر هستند و جهت ييلاق به اين منطقه خوش آب و هوا كوچ كرده اند .

 در اين منطقه خيلي خيلي بايد مراقب سگهاي عشاير باشيم . يادتان باشد اگر با دوچرخه هستيد به هيچوجه ركاب نزنيد و فكر نكنيد ميتوانيد از دست آنها فرار كنيد و اگر پياده هستيد ندويد .

 

چه ركاب بزنيد و چه نزنيد و چه بدويد يا ندويد بهرحال آنها به سمت شما خواهند آمد چرا كه شما غريبه هستيد . بهترين راه حل اين است كه شما حركت نكنيد و بايستيد . مطمئنا" عشاير با صداي پارس سگها به سراغ شما خواهند آمد و شما ميتوانيد با تكان دادن دست خود به عشاير ، به سگها بفهمانيد كه دوست هستيد نه دشمن

 

يك خانم مهربان عشايري كه به همراه دخترش در حال ريختن ماست داخل يك كيسه و تهيه كشك هستند به گرمي از ما با كشك هاي لقمه اي پذيرايي ميكنند . بد نيست بدانيد كه كشك با وجود حجم كم داراي كلسيم ، پروتئين ، چربي ، نمك و نياسين يا همان ويتامين ب 3 است.

 

با كودكان و نوجوانان عشايري

بعد از عبور از عشاير به رودخانه لار ميرسيم كه در اين فصل از سال پر آب و بسيار سرد است . با كمي جستجو منطقه عريض رودخانه را پيدا ميكنيم تا بتوانيم به راحتي از آن بگذريم .

قله سرافراز و پر هيبت آسمانكوه 

نام اين منطقه پشم لشم است و درياچه يا بهتر بگويم بركه اي هم در نزديكي اين منطقه بنام كرزك دره وجود دارد كه بخاطر ذيق وقت نتوانستيم از آن ديدن كنيم .

 

علي ، رودخانه و دشت لار ، قله پالون گردن

در سمت شمال شرقي ، قلل سر به فلك كشيده پالون گردن و خلنو به وضوح ديده ميشوند و در جنوب قله زيبا و پر ابهت آسمان كوه خودنمايي ميكند .

قله زيباي چپكرو ( اين قله شباهت زيادي به قله آزادكوه دارد )

از ميان دشتهاي گل زرد عبور ميكنيم تا در سمت چپمان به اولين دره مي رسيم نام اين دره آب سفيد است و آبشار آب سفيد يا آبشار قو از دور كاملا" مشخص است و مسير ما به سمت آبشار است .

نمايي از گردنه پاكبود 

پس از يكساعت و با عبور از كنار عشاير منطقه و همينطور يك كاروانسراي مخروبه در ساعت 11 صبح به آبشار دو طبقه و فوق العاده زيباي قو يا آب سفيد در ارتفاع 2800 متري ميرسيم كه از زيبايي و جذابيت چيزي از آبشارهاي استان لرستان كم نداشت .

 

آبشار قو

پس از يكساعت استراحت و خوردن چاي و لذت بردن در كنار آبشار قو ، جاده خاكي را دوباره ادامه ميدهيم تا به منطقه عشايري سرخك برسيم . در اين اينجا جاده خاكي به اتمام ميرسد و وارد مسير مالرويي ميشويم كه به جاده برنج معروف است . شايد به اين دليل كه در زمانهاي قديم با استفاده از اين جاده برنج مصرفي مردم اينسوي كوه تامين ميشده است .

گردنه پاکبود 

 ما بايستي با دوچرخه هاي سنگين تا گردنه پاكبود يا گردنه قو پيش برويم . مسير كاملا" پاكوب است ولي شيب مسير تا گردنه بسيار تند است و حركت دادن دوچرخه ها كه وزن خورجين هايشان هر كدام حدود 10 تا 15 كيلو گرم ميباشد خود ، كاري طاقت فرسا و بسيار مشكل است .

 

تقريبا" هر 20 متر صعود يك دقيقه استراحت ميكنيم . ساعت 15 بر روي گردنه اول پاكبود به ارتفاع 3280 متري مي رسيم و خوشحال از اينكه سربالايي ها به اتمام رسيده و حالا بايد وارد دره كوشكك شويم و تا خود روستاي يالرود سرازير شويم .

 

ولي غافل از اينكه گردنه اصلي پاكبود ارتفاعي بالغ بر 3400 متر دارد و فاصله اين دو گردنه نيز بيش از يك كيلومتر ميباشد و ما بين اين دو گردنه چندين يخچال برفي كوچك مشاهده ميشود كه بايستي با احتياط از روي آنها بگذريم .

عبور از روی یخچالهای عظیم گردنه پاکبود 

هوا عالي و باد خنكي در حال وزيدن است و هر از چند گاهي لكه هاي ابر ظاهر و سپس با وزش باد به اشكال مختلفي در مي آيند شاید اینها بخاطر اینکه ما دیگه وارد استان مازندران شده ایم .

 

 در اين فكرم كه چرا به اين گردنه پاكبود ميگويند شايد در زمستانها بخاطر برودت هوا و شدت سرما پاهاي هر تازه واردي در اين منطقه كبود ميشود .

 

قسمت دوم و پایانی سفر از گرمابدر به علمده با دوچرخه را چهارشنبه هفته آینده بخوانید .

 نكات مهم :

·         اين برنامه را ميتوان بشرط آمادگي جسماني بالا دو روزه اجرا كرد ، روز اول از گرمابدر تا بلده و روز دوم از بلده تا علمده

·         داشتن كيسه خواب و چادر الزامي است چرا كه اگر شما حتي بتوانيد يك روزه خود را به بلده برسانيد بايد احتمال پنجر شدن و يا حوادث ديگر را هم بدهيد .

·         برای جاسازی دوچرخه ها در درون ون ، چرخهای جلو دوچرخه ها و صندلی عقب ون را باز نمودیم .

·         اين سفر ، يك برنامه ماجراجويانه سخت است ، اگر تجربه و توان جسماني كافي داريد براي اين سفر برنامه ريزي كنيد در غير اينصورت با مشكل مواجه خواهيد شد .

·         بدون راهنما ، يا نداشتن مسير جي پي اس و يا به تنهايي اقدام به اين سفر نكنيد .

·         در بيشتر مسير از آنتن موبايل خبري نيست .

·         براي رد شدن از محيط باني گرمابدر احتياج به مجوز سازمان محيط زيست مي باشد ، هر چند كسي از ما مجوز نخواست ولي سعي كنيد با مجوز وارد شويد .

·         تلفن اداره كل حفاظت محيط زيست استان تهران 77355781  و اداره محيط زيست لار 01223242441

·         بهترين زمان براي اجراي اين برنامه اوايل تابستان است .

گزارش و عکسهای دیگر دوستان و همسفران

امیر یکتا

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۶/۲۹ ] [ 5:14 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

قسم بر عاشقان پاك با ايمان ، قسم بر اسبهاي خسته در ميدان ، تو را در بهترين اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن ، تكيه كن بر من ، قسم بر روز ، هنگامي كه عالم را بگيرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور ، رهايت من نخواهم كرد

براي درك آغوشم ، شروع كن ، يك قدم با تو ، تمام گامهاي مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو ميگويد ، ترا در بيكران دنياي تنهايان ، رهايت من نخواهم كرد

زنده ياد سهراب سپهري

 

بعد از چند هفته خانه نشين بودن بخاطر عمل ميخچه پا بلاخره تلسمو شكستم و روز جمعه ۲۶ خرداد ماه دل به كوه و طبيعت دادم . تا دو روز پيش تصميم داشتم برم ياسوج و بعد سي سخت جهت صعود به قله حوض دال ( دنا )

 

ولي هنوز پام اجازه اينكار را نمي داد و ديگه برنامه خاصي نداشتم تا اينكه تلفني از كافه تهرون زده شد و پيشنهاد يك برنامه سبك اطراف تهران داده شد ، كمي فكر كردم و تصميم گرفتم برم آبشار برگ جهان كه سوژه خوبيه و اجراي برنامه اش را در فايلهايم داشتم .

 

آبشار نارون در مسیر روستای افجه و در کنار جاده

سال گذشته از دوستي شنيده بودم كه روستاي برگ جهان از توابع لواسانات داراي آبشاري زيبا است كه با يك كوهپيمايي يك ساعته به آن خواهيم رسيد .

 

اولين كاري كه كردم كتاب آبشارهاي ايران نوشته مجيد اسكندري را بررسي كردم تا شايد نشاني از آن پيدا كنم ولي پيدا نكردم . بعدش سراغ كتاب گردشگري روستاهاي ايران نوشته حسن زنده دل رفتم .

 

جالب اين بود كه در اين كتاب اطلاعات خوبي راجع به روستاي برگ جهان نوشته شده بود ولي هيچ اطلاعاتي از بودن يا نبودن آبشار برگ جهان نوشته نشده بود . بعد سراغ سايت google earth رفتم و روستاي برگ جهان را پيدا كردم و خوشبختانه در آنجا و در ميان يك دره علامتي از آبشار نشان داده شده بود .

 

قله ساکا و روستای افجه

اولين كار برداشتن طول و عرض يا مختصات جغرافيايي آبشار بود و بعدش مختصات خود روستا ، خود روستا را قبلا" از ميانش گذر كرده بودم ولي هيچ آشنايي با اين منطقه نداشتم .سپس سراغ دوستي رفتم كه اين آبشار را از نزديك ديده بود و تونستم اطلاعات خوبي از او بگيرم و بعد باقي ماجرا . . . .

 

 با يك اطلاع رساني كوچك 9 نفر اعلام آمادگي كردند كه در اين برنامه شركت كنند و به همگي اعلام كردم كه من هم اولين بار است كه به ديدن اين آبشار مي روم يعني اينكه به مسير آشنا نيستم و غر زدن ممنوع

 

ساعت 6 صبح در ميدان هفت تير قرار گذاشتم كه همه اونجا باشند ، معمولا" قول و قرارها را در اين ميدان يا ميدان ونك ميگذاريم كه هر كسي از هر جاي تهران به راحتي بتونه بياد . صبح روز جمعه 26 خرداد ماه ،  3 نفر از دوستان بخاطر خواب ماندن ، دل درد و مسموميت از برنامه جا موندند و ما در غالب يك گروه 7 نفره راس ساعت 6 صبح بعد از يك معارفه كوچولو تهران را به مقصد لواسان ترك كرديم .

 

بعد از رسيدن به لواسان به سمت افجه و سپس روستاي برگ جهان ادامه مسير مي دهيم . البته در طول مسير در چند نقطه توقفهاي كوتاهي داريم و توضيحات مختصري در باره روستاي افجه و مسيرهاي كوهنوردي اين منطقه مي دهم .

 

روستای برگ جهان

اگر ميخواهيد روستاگردي كنيد ميتوانيد در ادامه روستاي برگ جهان ، به روستاي نيكنام ده برويد و باز در ادامه به يك سه راهي خواهيد رسيد كه سمت راست شما را به سد لتيان و جاجرود مي رساند و سمت چپ به روستاهاي هنزك ، رسنان ، چهارباغ ، لواسان بزرگ ، كلان ، علائين ، ايرا ، جورد ، سنگ دروازه ، آردينه ، وسگاره ، مندانك و در نهايت به شهرستان رودهن  .

 

دره سرسبز برگ جهان

ساعت 8 صبح از روستاي برگ جهان به ارتفاع 2020 متر به سمت شمال روستا حركت ميكنيم ، هوا فوق العاده خنك و بوي گل و گياه و نم رودخانه به مشام ميرسد و محيط پيرامونمان پر از باغهاي گيلاس و آلبالوست .

 تنفس هواي پاك و ديدن آسمان آبي غنيمتي است كه شما ميتوانيد در طي مدت 1 ساعت و در فاصله حدود 50 كيلومتري هر كجاي اطراف تهران به آن برسيد . بد نيست بدانيد كه در زمانهاي قديم روستاي برگ جهان از چهار محله سردره ، پادره ، رودبار و شاهان تشكيل شده بوده ولي امروزه هويت پيشين خود را از دست داده .

 

طبق اطلاعات كتاب گردشگري روستاي ايران و پرس جو از اهالي متوجه شدم در فاصله 3 كيلومتري شمال روستاي برگ جهان و در ارتفاع 2720 متري نيز بقاياي قلعه اي به جا مانده است كه به قلعه دختر يا قلعه بند معروف است .

 

همچنين در ارتفاعات شمال غربي اين روستا غاري وجود دارد كه به زندان خانه لار معروف است . ظاهرا" در گذشته اين غار به عنوان زندان مورد استفاده قرار ميگرفته است . اميدوارم كه در آينده و در يك فرصت مناسب بتونم از غار و قلعه بازديد بعمل بياورم .

 

با راهنمايي يكي از روستاييان مسير خوبي را انتخاب ميكنيم كه از بالاي روستا و به دره اي كه در شمال روستا ختم ميشود هدايت ميشويم .

 

بعد از مدتي كوتاه به كنار نهر آبي ميرسيم كه چشم اندازي جذاب به همراه دورنمايي از ارتفاعات قلل سرسياه غارها را به نمايش ميگذارد ، گستره باغات سرسبز و مزارع پيرامون و حواشي رودخانه برگ جهان همگي باعث شده تا روستاي كوهستاني برگ جهان يكي از زيباترين و جذاب ترين روستاهاي استان تهران به شمار بيايد .

 

گاهي اوقات نميخواهي به مقصد برسي چرا كه خود مسير آنقدر زيبا و دلفريب ميباشد كه انگار به مقصد رسيده اي ، با اين وجود به سمت آبشار برگ جهان ادامه مسير ميدهيم .

 

بعد از 45 دقيقه به يك دو راهي يا بهتر بگويم به دو دره خواهيم رسيد كه آب از هر دو آنها جاريست و ما دره سمت راست را ادامه ميدهيم كه رودخانه اي خروشان در آن جريان دارد .

 

از اينجا به بعد بايستي چندين بار از عرض رودخانه عبور كنيم ولي بهترين مسير ، در سمت راست رودخانه است فقط بايد كمي دقت كنيم و مسير پاكوب را پيدا كنيم .

 

در مجموع بعد از 1:30 دقيقه به آبشار سه طبقه و زيباي برگ جهان ميرسيم . هيچوقت فكر نميكردم چنين آبشار خروشان و كم نظيري در اين دره وجود داشته باشد .

 

صبحانه را در كنار آبشار و با نسيم خنك و دلپذير صبحگاهي و صداي ضربات شلاق گونه آب به تخته سنگهاي پايين آبشار ميل ميكنيم و پس يكساعت استراحت حدود ساعت 10:30 دقيقه به سمت روستا بازمي گرديم .

 

چهارشنبه هفته آينده گزارش دوچرخه سواري از گرمابدر تا بلده را خواهيد خواهند .

نكات مهم :

·         مسافت روستاي برگ جهان تا آبشار 6 كيلومتر اندازه گيري شد .

·         حتما" دو عدد باتوم همراه داشته باشيد براي عبور از رودخانه بسيار مفيد است .

·         سنگهاي رودخانه بسيار لغزنده هستند ، دقت كنيد .

·         بدون اجازه از باغداران از ميوه هاي درختان استفاده نكنيد .

·         براي بدست آوردن جي پي اس مسير ميتوانيد اینجا كليك كنيد .

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۶/۲۲ ] [ 5:6 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]
غم فراق تکیه گاهی پر شکوه چون پدر ، اگر چه بسيار سخت و جانفرساست اما لطف حضرت حق و همراهي و همدردي شما بزرگواران تحمل اين مصيبت را بر من ميسر ساخت .

عكس

به شكرانه اين همه لطف و مهر بي دريغ ، از محضر همه سروران و عزيزاني كه به اشكال مختلف مرا مورد عنايت خود قرار دادند متواضعانه سپاسگزاري نموده و از خداوند متعال توفيق جبران محبتهاي خالصانه شما را در شادترين لحظات زندگيتان آرزو مي نمايم .

                                                       سرافراز و سربلند باشيد

                                                          پرويز شجاعي پارسا

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۶/۱۵ ] [ 17:48 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

 

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۶/۰۸ ] [ 1:6 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

زيبا وطن ، هستي تو مهد ماهرويان و گلرخان

با افتخار حرمتي ، مشهور آفاق و جهان

اوصاف تو اكنون شده ورد زبان عاشقان

دروازه خاور تويي ، خورشيد را هستي ببر

مهر سواد دانشي ، كانون شعري و هنر

http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_02.jpg 

شادترين مردم لزوما" بهترين چيزا رو ندارن اونا فقط از چيزايي كه سر راهشون مياد بهترين استفاده رو مي كنند.

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_01.jpg

در فصل بهار همه جای ایران بهشت گیتی است , یکی از این بهشتها , دشت لار است . شما میتوانید در فصل بهار یک روز به یادماندنی را در این دشت رویایی سپری کنید .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_03.jpg

دشتی که در فاصله 70 کیلومتری تهران است و میتوانید در مدت 2 ساعت به آن برسید , برای رسیدن به این دشت زیبا بایستی از تهران به سمت بومهن حرکت کنیم .

http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_04.jpg 

وقتی به دو راهی جاده فیروزکوه و هراز می رسیم , مسیر جاده هراز را انتخاب میکنیم و بعد از گذر از رودهن و پیست اسکی آبعلی و عبور از جاده های پیچ در پیچ , اینقدر ارتفاع می گیریم تا به گردنه 2800 متری امامزاده هاشم برسیم .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_05.jpg

از اینجا جاده تا خود دریا سرازیر میشود و اگر ترافیک نباشد در مدت کمتر از 15 دقیقه به پلور خواهیم رسید , اگر کمی خوش شانس باشید وهوا صاف و آسمان آبی باشد از پلور میتوانید نمایی زیبا و جذاب از قله دماوند را هم ببینید.

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_06.jpg

وقتی به پلور می رسیم جاده ای در سمت چپ قرار دارد که کوهنوردان و طبیعت دوستان کاملا" با آن آشنا هستند .

http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_07.jpg 

کوهنوردانی که قصد صعود به قله دماوند از جبهه جنوبی و غربی را دارند و طبیعت دوستانی که قصد بازدید از دشت پر گل و با صفای لار و دریاچه رویایی آن را دارند بایستی از این جاده استفاده کنند .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_08.jpg

پس از طی کردن 10 کیلومتر به تاسیسات سد لار می رسیم , از اینجا به بعد جاده خاکی میشود و ما قصد داریم با دوچرخه ادامه مسیر دهیم .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_09.jpg

هوا عالی است و آسمان آبی , خورشید با تمام قوا در حال تابش و درخشیدن است و ما هم گرسنه , بساط صبحانه را می چینیم و با آرامش صبحانه را صرف میکنیم .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_10.jpg

حالا نوبت خورجین ها ست , وسایل مورد نیاز از قبیل آب , یک وعده نهار , کتری , گاز پیک نیکی , زیر انداز , جی پی اس , دوربین و . . .  را در خورجین ها می چینیم .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_11.jpg

خورجین ها را محکم به ترک بند دوچرخه ها می بندیم . همه آماده و بی تابانه در انتظار گذراندن یک روز رویایی در میان یکی از بهترین و قشنگترین دشتهای ایران زمین هستند .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_12.jpg

ساعت 9 صبح استارت حرکت زده میشود , جاده ای که به سمت دشت لار می رود جاده ای است که جون میدهد برای دوچرخه های کوهستان .

http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_13.jpg 

اصلا" این دوچرخه ها ساخته شده اند برای این جور جاده ها . از همان ابتدای مسیر بوی انواع گلهای وحشی و پونه به مشام می رسد و ما را مست خود می کنند .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_14.jpg

بعد از دو کیلومتر به پاسگاه محیط بانی پارک ملی لار می رسیم , یادمان باشد اینجا شکار ممنوع است و ماهیگیری هم در زمانهای خاصی مجاز است و حتما" برای ماهیگیری بایستی مجوز گرفت .

http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_15.jpg 

ورود به پارک ملی اگر برای هیچکس مجاز نباشد مطمئنا" برای دوچرخه سواران مجاز است . هم زمان با ما یک گروه 20 نفره دوچرخه سوار هم در قالب یک تور ورزشی به دشت لار آمده اند .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_16.jpg

اینجا همه چیز وجود دارد از پرنده تا مارمولک , از آسمان آبی تا خورشید درخشان , از دریاچه آبی نیلگون تا دشتهای بی کران گلهای زرد

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_17.jpg

از آواز پرندگان تا غورغور قورباغه ها , از ماشینهای دو دیفرانسیل تا پراید , پژو و پیکان , از شکارچیان بی مجوز و بی انصاف تا دوچرخه سواران طبیعت دوست ,

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_18.jpg

از بچه های کوچولو تا آدمهای مسن , از رودخانه های خروشان تا کوههای سر به فلک کشیده , از دماوند همیشه سرافراز سپید پوش تا دامنه های سرسبز کوهپایه ها ,

http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_19.jpg 

از صدای موزیک آهنگهای پاپ تا صدای چهچهه پرندگان , از رقص و آواز مردمان شهرنشین تا آب بازی جوانان کنار رودخانه , از بوی گل و علف تا بوی جوجه و کباب و جیگر

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_20.jpg

از قله های پر از برف تا آفتاب سوزان , راستی گفتم آفتاب , تا یادم نرفته باید بگم برای جلوگیری از سوختن دست و صورت حتما" کرم ضد آفتاب و یه پیراهن آستین بلند همراه داشته باشید .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_21.jpg

بعد از 15 كيلومتر و 2 ساعت ركاب زني حالا به يك رودخانه پر آب ميرسيم كه رد شدن از آن كار هر ماشيني نيست بقول معروف گاو نر ميخواهد و مرد كهن

http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_22.jpg  

اينجاست كه اتومبيلهاي دو ديفرنسيل جواب ميده و فقط اين نوع اتومبيلها ميتوانند از رودخانه به راحتي رد شوند ‘ البته دوچرخه ها هم مستثني هستند .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_23.jpg

هر چي به ماشينهاي پژو و پرايد و پيكان تذكر ميديم كه رد نشويد ، گير ميكنيد ، فايده اي نداشت كه نداشت ، بعد كه گير ميكردند كاسه چه كنم چه كنم دستشون ميگرفتند .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_24.jpg

دشتهای گل زرد لار

دو نفر از دوستان تصميم ميگيرند در كنار رودخانه استراحت كنند و دو نفر ديگر تصميم ميگيريم كه دوچرخه هايمان  را به كول بكشيم و به دل آب بزنيم و از عرض رودخانه عبور كنيم و ادامه مسير دهيم .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_25.jpg

همان رودخانه خروشان باعث شده بود كه جمعيت كمتري به اين منطقه بيايند و براي همين دشت لار واقعي را بايد از بعد از رودخانه جستجو كرد . دشتهايي پر از گل و بوي خوش ، دشتهايي بكرتر ، زيباتر و پرگل تر

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_28.jpg

پنج كيلومتر ديگر ادامه ميدهيم و تقريبا تا انتهاي سد لار پيش مي رويم و تصميم ميگيرم كه بازگرديم . ولي قبل از بازگشت نقطه پاياني را در دستگاه جي پي اس وارد ميكنم و كل مسير را ذخيره ميكنم .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_27.jpg

منطقه و كوههاي اطراف را خوب بررسي ميكنم و نقشه اي در سرم ميكشم ، اون نقشه هم اينه كه در آينده از طريق لواسان ، روستاي افجه ، دشت هويج ، گردنه پرسون به سمت دشت لار بيام اون هم با دوچرخه  . . .

 http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_26.jpg

مسیری بسوی بهشت

چهارشنبه هفته آينده گزارش بازديد از آبشار برگ جهان را ميخوانيم .

نكات مهم :

·        مسافت طي شده 20 كيلومتر و 20 تا هم برگشت ، رويهم 40 كيلومتر اندازه گيري شد .

·        براي بدست آوردن جي پي اس مسير اينجا کلیک كنيد .

http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_29.jpg

·        يادتان باشد در رابطه با خرید عسل در این منطقه بیشتر تحقیق کنید .

http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_31.jpg

·        در صورت حضور در دشت لار لطفا" زباله هاي خود را به شهر برگردانيد منتظر نباشيد كه ديگران زباله هاي شما را بازگردانند .

http://www.parvizshojaeeparsa.com/Lar%20Desert/Dashte%20Lar_30.jpg

·        لطفا" از ايجاد سر و صدا جلوگيري كنيد چرا كه خيلي ها بخاطر كسب آرامش به اين منطقه آمده اند .

·        از ايجاد آتش جلوگيري كنيد و بوته ها را آتش نزنيد .

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۶/۰۱ ] [ 5:2 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

قانون هاي ذهني ميگن خوشبختي يعني رضايت ، مهم نيست چي داشته باشي يا چقدر ، مهم اينه كه از هموني كه داري راضي هستي يا نه  ؟

خیارک

 چون يه وقتهايي آدم خيلي چيزها داره اما باز هم احساس خوشبختي نداره !!!!! و برعكسش ... پس يه قانون وجود داره كه ميگه : ميزان خوشبختي = ميزان رضايت 

عكسي پاناروما از چشمه هاي ديمه

تنها يك راه براي جوان ماندن ، شاد بودن و دستيابي به موفقيت وجود دارد ، شما بايد بخنديد و هر روز رضايت داشته باشيد .

 

آبشار شيخ عليخان

ادامه از پست قبل

حدود ساعت 19 روز چهارشنبه 27 ارديبهشت ماه به شهركرد رسيديم و طبق هماهنگي آژانس ماركوپولو در هتل آزادي اين شهر اتاقهاي خود را تحويل گرفتيم . البته خيلي خوش شانس بوديم كه اتاقي به سمت شهر قسمت ما شد چرا كه ميتوانستيم شب نوراني و چراغاني آن را ببينيم .

 

صبح روز پنجشنبه پس از صرف صبحانه ، ساعت 9 شهركرد را به سمت كوهرنگ ترك ميكنيم . كوهرنگ نام با مسماعي است ، چرا كه كوههاي در هم تنيده را هر كدام به رنگي مي بيني .

 

آبشار تونل كوهرنگ

هنگامي كه از كوهرنگ سخن مي گوييم ، نخستين جاذبه اش كه همه مي شناسند تونل آن است ، تونلي كه آب آنسوي كوهها را به اين سوي هدايت ميكند و از طريق كانالي همچون يك آبشار به پايين سرازير ميكند .

 

طبيعت اطراف تونل كوهرنگ

چشمه كوهرنگ در دامنه كوه سيدان و در ابتداي تنگ بازفت قرار گرفته است . اين چشمه آبدهي بسيار بالايي دارد به طوري كه دهانه آن حوض بزرگي است كه به يك غار پر از آب منتهي ميشود .

 

تونل كوهرنگ ، جهت انتقال آب چشمه كوهرنگ و ديگر چشمه هاي اطراف به زاينده رود در سال 1332 ايجاد گرديد . تلاش براي انتقال اين آب به زمان هاي بسيار دور بر ميگردد .

یک گفتگوی خانوادگی

در زمان صفويان تلاش براي ايجاد شكاف در كوه و انتقال آب ، راه به جايي نبرد ( اين شكاف در نزديكي تونل واقع بوده و يكي از ديدني هاي تاريخي منطقه به شمار مي رود . )

 

آبشار تونل كوهرنگ از جريان آب اين تونل به وجود آمده است كه در شيبي تند و با زيبايي تمام به پايين سرازير ميشود . اين آبشار و طبيعت اطراف آن مناظر بسيار زيبايي را براي هر بيننده اي ايجاد كرده است .

 

طبيعت زيباي كوهرنگ

در تمام فصول سال حتي زمستان به سبب نزديكي با پيست اسكي چلگرد اين مكان مورد بازديد گردشگران قرار ميگيرد . يادتان باشد شهر چلگرد ابتداي مسير حركت به سمت قله هاي زردكوه بختياري ميباشد .

 

سپس به سمت آبشار شيخ عليخان حركت ميكنيم كه در نزديكي شهر چلگرد قرار دارد . اين شهر كوچك با مردماني مهربان و با صفا در ميان لطف بي دريغ طبيعت محصور شده است .

 

دوستان و همسفران

آبشار شيخ عليخان در دامنه هاي پر آب كوهرنگ و در كنار روستاي شيخ عليخان ، يكي از صدها جاذبه طبيعي اين شهر است .

 

يك مرد عشايري از اهالي روستاي شيخ عليخان

در ورودي روستاي شيخ عليخان ، آب اين آبشار از ميان يك تنگه پر شيب جاري شده و با خود نسيم سردي را در پيش روي رهگذران و گردشگران قرار داده است .

 

تنگه ورودي آبشار شيخ عليخان 

در ماههاي مناسب سال لاله هاي واژگون ، گل هاي رنگارنگ و گياهان دارويي جلوه اي از طبيعت افسونگر ايران را در قدم گردشگران ارزاني ميكنند .

 

چشمه اي جاري در كنار آبشار شيخ عليخان

 قله هاي زيبا و با شكوه زردكوه در غرب چلگرد قرار دارند و يكي از اين قله ها كه در روبروي روستاي شيخ عليخان خودنمايي ميكند ، قله شاه شهيدان است كه ارتفاعي بالغ بر 4300 متر دارد .

 

قله شاه شهيدان

مهمترين ويژگي زردكوه ، وجود دره ها و گذرگاههاي عميق و بلندي است كه در لا به لاي دامنه هاي رشته رشته آن پراكنده بوده و در زبان محلي به آنها تنگ مي گويند .

 

بطور يقين ، در كاوش بيشتر در اين تنگ ها ميتوان آبشارهاي زيبا و ناشناخته بيشتري را يافت . چشمه هاي جوشان  ديمه كه از گواراترين آبهاي ايران ميباشد نيز در نزديكي همين مكان قرار دارد .

 

چشمه ديمه در مجاورت روستايي به همين نام كه اهالي آن را به كيكاووس از قهرمانان شاهنامه نسبت ميدهند ، سرچشمه ي اصلي زاينده رود قبل از ايجاد تونل كوهرنگ است .

 

همسفران

اين چشمه در 12 كيلومتري چلگرد قرار دارد و بي اغراق آب اين چشمه گواراست و خواص درماني فراواني دارد . كافي است جرعه اي از آب اين چشمه بنوشي تا خنكا و سبكي آن را حس كني .

 

چشمه ديمه شامل دهها چشمه است كه از دل كوه فوران مي زنند

اين مكان به دليل دارا بودن فضاهاي سرسبز و خرم و راه دسترسي آسفالته و خدمات بهداشتي و سكوي نشيمن اطراف خود از ديرباز به عنوان يكي از تجمع گاه هاي ايلات و عشاير بختياري و گردشگران شناخته شده است .

 نكات مهم :

مرجع اطلاعات : كتاب آبشارهاي ايران نوشته مجيد اسكندري

گزارش اين برنامه در روزنامه ايران

چهارشنبه هفته آينده گزارش دوچرخه سواري در دشت لار را مي خوانيم .

 

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۲۵ ] [ 5:12 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]

قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد     "سهراب سپهری"

 Golestan koh_2.jpg

    تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی! یکی دیروز و یکی فردا

ادامه از پُست قلعه گوگد و دشت لاله هاي واژگون

پس از بازديد از دشت لاله هاي واژگون در دامنه هاي قله گلستان كوه در نزديكي خوانسار در استان اصفهان به سمت شهركرد ادامه مسير ميدهيم و در پنج كيلومتري اين شهر به شهرستان چالش تُر ( Chaleshtor ) مي رسيم .

 Chaleshtor Castle_11.jpg

قلعه چالش تُر

در حقيقت ما ديگر در استان چهارمحال بختياري هستيم و مركز آن شهركرد با 2150 متر ارتفاع كه مرتفع ترين مركز استان كشور ايران است .

 Chaleshtor Castle_10.jpg

منطقه چالش تُر زماني مركز حكمراني چهارمحالي ها بوده و مهمترين اثر تاريخي اين شهرستان و حتي خود شهركرد مجموعه تاريخي چالش تُر است .

 Chaleshtor Castle_12.jpg

 در اين مجموعه كه محل حكمراني ايلخانان چهارمحالي و كلانتران روستاها بوده است ميتواني نمونه يك قلعه عياني و خان نشين بختياري را مشاهده كني .

Chaleshtor Castle_09.jpg 

اين مجموعه داراي دو قلعه ميباشد يكي قلعه چالش تُر يا قلعه خدا رحم خان يا قلعه خاني و ديگري كه از طريق يك اندروني ميتوانيد به آن دسترسي پيدا كنيد قلعه ستوده است .

 Chaleshtor Castle_07.jpg

قلعه ستوده

تاريخ ساخت اين مجموعه به سال 1323 قمري برميگردد يعني حدود 110 سال پيش و زمان حكومت ناصرالدين شاه قاجار كه در يكي از سرستونهاي سنگي اين مجموعه نيز حك شده است .

 Chaleshtor Castle_04.jpg

 ويژگي بارز قلعه چالش تُر نقوش افسانه اي و اسطوره اي و نقش گل و بوته است كه به صورت ماهرانه و زيبا خلق شده و در برخي موارد حجاري برجسته دارد .

 Chaleshtor Castle_02.jpg

سر در سنگي مجموعه

اين مجموعه شامل سر در سنگي ، خان نشين ، اندروني ، حمام ، انبارها و اصطبلها است و در مجموع داراي 38 ستون سنگي با سر در و ايوان است .

 Chaleshtor Castle_08.jpg

قلعه ستوده

قلعه ستوده نيز داراي دو طبقه و پنج اطاق پنج دري است و در حياط هر دو قلعه ميتوانيد دو حوض سنگي بيضوي شكل نيز مشاهده كنيد كه بر روي سنگهاي آن نقوش زيبايي حجاري شده است .

 Chaleshtor Castle_05.jpg

حمام خصوصي اين مجموعه كه با كاشي هاي آبي فيروزه اي مزين شده است از دو طرف داراي دالان ارتباطي به هر دو ساختمان يا قلعه ميباشد .

 Chaleshtor Castle_06.jpg

در نزديكي چالش تُر و در مجاورت شهر سامان پل تاريخي و معروفي هم وجود دارد كه به پل زمانخان معروف است كه بدستور زمانخان يكي از سران ايل قشقايي در عهد صفويه بنا شده است .

 Chaleshtor Castle_13.jpg

تفكر اوليه ساخت پل به دوره ساسانيان باز ميگردد ولي از آنجايي كه دامنه كوچ ايل قشقايي تا اين منطقه كشيده ميشده است ، جهت سهولت در تردد ، اين پل ساخته شد .

 Chaleshtor.jpg

اين پل داراي دو دهانه و 30 متر طول است بر روي سه پايه سنگي طبيعي بنا شده و در 20 كيلومتري شهركرد قرار دارد .

 zamankhan_4.jpg

پُل زمانخان

از آنجايي كه اين منطقه يعني سامان داراي آب و هواي معتدل و بسيار لطيف و پاكيزه است براي همين در روزهاي تعطيل پذيراي سيل گردشگران زيادي ميباشد .

 zamankhan_3.jpg

در مسير زلال زاينده رود درختاني انبوه و سر به فلك كشيده چتر زيبايي از سرسبزي را در حاشيه رودخانه گسترانيده اند كه هم چشم نواز براي تماشا و هم دلنشين براي نشستن است .

 zamankhan_1.jpg

آسياب آبي پل زمانخان كه در جنوب پل قرار دارد از نمونه ابنيه آبي است كه در گذشته بسيار متداول بوده و در حال حاضر بعنوان چايخانه سنتي مورد استفاده قرار ميگيرد كه متاسفانه بسته بود .

 zamankhan_2.jpg

درب ورودي آسياب آبي سابق و چايخانه سنتي فعلي

چهارشنبه هفته آينده به ديدن آبشار تونل كوهرنگ ، آبشار شيخ عليخان و چشمه ديمه مي رويم

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ] [ 5:49 ] [ پرویز شجاعی پارسا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ديدار از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي اين مرز پر گهر ، عشق به كوهنوردي و سفر كردن ، جزئي از زندگي روزمره ام شده است . بنظرم لذتي كه با طبيعت زيستن و با طبيعت درآميختن وجود دارد را نمي توانيد در جايي ديگر پيدا كنيد .
------------------------------------
اين وبلاگ هر چهارشنبه با يكي از جاذبه هاي ايران زمين به روز خواهد شد .
آرشیو موضوعی مطالب

-آذربايجان شرقي

<قله سهند و جام>
<آبشار آسياب خرابه >
< كندوان>
<قلعه بابك>
<كليساي سنت استپانوس>
<مراغه>
<تبريز1>
<تبريز2 >
<جلفا>

- آذربايجان غربي

<قله قلات شاه >
<آبشار شلماش و چشمه گراوان>
<غار تمتمان و قلعه اسماعيل آقا >
<غار سهولان >
<تالاب كاني برازان >
< قينرجه>
<زندان سليمان>
<تخت سليمان>
<ماکو>
<چالدران>
<مهاباد >

-اردبيل

<قله سبلان>
<جنگل فندقلو>
<دشت مغان قسمت اول>
<دشت مغان قسمت دوم>
<شيخ صفي الدين اردبيلي>

- اصفهان

<آبشار نياسر >
<غار نياسر>
<ابیانه>
<كوير مرنجاب1>
<كوير مرنجاب2>
<باتلاق گاوخوني1>
<باتلاق گاوخوني2>
<قلعه طرق>
<قلعه گوگد و لاله های واژگون>
<باغ فين كاشان>
<مسجد جامع اردستان>
<تپه سيلك>
<خانه هاي قديمي كاشان>
<اصفهان 1>
<اصفهان 2>
<اصفهان 3>
<قله كركس>
<نايين>
<انارک و چوپانان>
<كوير مصر و فرحزاد>
<جندق>

- البرز

<قله يخچال>
<قله كهار>
<قله دشتك>
<آبشارهاي آدران،هفت چشمه و ارنگه >
<دشت كمان>
<آبشار كركبود >
<درياچه سد طالقان>
< گليرد>
<برغان و سيباندره>
<واريان ، نوجان ، دُروان و خوارس>
<قله قبله یا پورا>
<قله شمزار يا شامه زار>
<قله منار>
<قله سکه نو یا سینو>
<قله جارو>

- ايلام

<آبشارهاي چم او ، نام طافان و غار زينگان >
<آبشار اما و تنگ رازيانه >

- بوشهر

<طبيعت دلوار تا كنگان>
<خليج ناي بند>
< بوشهر تا عسلويه با دوچرخه-قسمت اول>
< بوشهر تا عسلويه با دوچرخه-قسمت دوم>
< بوشهر تا عسلويه با دوچرخه-قسمت سوم>
<جزيره خارك - قسمت اول >
<جزيره خارك - قسمت دوم >
<گنبد نمكي جاشك >
<دلوار>
<بوشهر>
<سيراف>

- تهران

<قله عرقچين>
<قله چين كلاغ>
<قله اسپيلت>
<قله تنگ چال>
<قله كلكچال>
<قله دارآباد>
<قله توچال>
<قله كلون بستك>
<قله سنگ سياه>
<قله دوشاخ>
<قله بندعيش>
<قله ليچه>
<قله ريزان تابستان>
<قله ريزان پاييز>
<قله سركچال يك>
<قله ساكا>
<قله ورجين>
<قله سيچال>
<قله پرسون>
<قله برج>
<قله روته>
<قله خلنو>
<قله زرينه كوه>
<قله پلنگچال>
<قلل يابوچال،آتشكوه و ساكا>
<قلل لزون شرقي و غربي>
<قله پهنه سار>
<قله قوچ>
<خط الراس توچال>
<قله مهرچال>
<قله دشتك يا دشته>
<آبشار شكراب>
<آبشار چال پونه >
<آبشار سنگان >
<آبشار ساواشي,تنگه واشي >
<آبشار دوقلو >
<آبشار آيينه ورزان >
<آبشار رندان >
<آبشار كمرد>
<آبشار خور>
<آبشار سپهسالار >
<آبشار پسكوهك,چرند>
<آبشار حسندر>
<آبشار برگ جهان >
<لالون>
<چشمه و دره فراخلا>
<هفت چشمه دركه>
<دره وزباد>
<اسون>
<گردنه وزباد>
<سوهانك>
<دشت جانستون>
< دشت هويج تابستان>
<دشت هويج زمستان>
<فرحزاد-امامزاده داود>
<طبيعت كشار تا سنگان>
<بند يخچال>
<كبوتردره>
<توچال به شهرستانك>
< از لواسان به آهار ، شهرستانك و كرج با دوچرخه>
<غار رودافشان>
<غار بورنيك>
<غارهاي هَمِلون >
<درياچه تار>
< آيينه ورزان>
< ده تنگه>
< شهرستانك>
<مرا ، مرانك ، كيلان ، ساران ، توچال>
<شمس العماره و شهرك سينمايي غزالي>
<برج ميلاد>
<برج آزادي>
<موزه ايران باستان>
<باغ داروهاي گياهي>
<پيست دوچرخه سواري پارك چيتگر>
<كاخ موزه هاي سعدآباد>
<دژ گلخندان>
<شهر ري1>
<شهر ري2>
<درياچه آه هنك>
<از کلوگان تا امامه>
<تنگه واشی و تالاب ساح>
<تنگه لزور و درياچه سياه رود>
<قله لونیز>
<قله سرلت يا تالون>
<قله قلعه دختر>
<از زرين دشت تا سيمين دشت>
<منطقه حفاظت شده ورجين>
<موزه هاي اتومبيل و زمان>

-چهارمحال و بختياري

< از چهارمحال بختياري تا خوزستان-قسمت اول>
< از چهارمحال بختياري تا خوزستان-قسمت دوم>
<آبشارهاي دره آتشگاه >
<قلعه چالش تُر و قلعه ستوده>

- خراسان جنوبي

<قله ناي بند>
<ناي بند>
<كوير مركزي-حلوان>

- خراسان رضوي

<آبشار اخلمد >

- خراسان شمالي

<آبشار قره سو >
<قلعه گبري ها>
<كلات نادر>
<از مياندشت تا خارتوران با دوچرخه - قسمت اول>
<از مياندشت تا خارتوران با دوچرخه - قسمت دوم >

- خوزستان

<آبشار شوی >
<آبشار شيوند >
<آبشارهاي تنگه كُرد >
< دوچرخه سواري از آبادان تا تالاب شادگان>
< دوچرخه سواري از آبادان تا اروندكنار>
<قلعه شاداب>
<قلعه بردي يا معبد بردنشانده>
<قلعه تُل و تشكوه>
<چُغازنبيل>
<شوش >
<دزفول >
<شوشتر >
<ايذه 1 >
<ايذه 2 >

- زنجان

<غار كتله خور >
<سلطانيه >
<زنجان>

- سمنان

<قله شاهوار>
<گنبد نمكي گرمسار >
<كاروانسراي قصر بهرام>
<كاروانسراگردي از گرمسار تا دامغان>
<بسطام>
<دامغان >

- سيستان و بلوچستان

<قله تفتان >
<غار لاديز >
<درياچه هامون پوزك >
<تمين >
<قلعه سه كوهه و قلعه رستم>
<شهر سوخته >
<چابهار 1 >
<چابهار 2 >

- فارس

<تخت جمشيد>
<شيراز >

- قزوين

<قله شجاع الدين از باراجين>
<باشگل>
< نياق >
<قلعه الموت>
<قز قلعه>
<قزوين1>
<قزوين2>
<قله شجاع الدين از رزجرد>

- قم

<قله برف انبار>
<قله الوند وشنوه>
<دریاچه حوض سلطان >
<كاروانسراي ديرگچين>
<قله پلنگ آبي>

-كردستان

<غار كرفتو >
<روستای اورامانات تختی >

- كرمان

<قله هزار>
<آبشار وُروار >
<غار شُعيب >
<دهانه آتشفشاني كل نمكي >
<كلوتها - كوير لوت>
<گندم بريان - كوير لوت>
<حمام گنجعليخان كرمان>
<باغ شازده و شاه نعمت ا...ولي>

- كرمانشاه

<آبشار آب تاف و روستای کندوله>
<روستای پالنگان>
<سراب روانسر ، غار قوری قلعه ، پاوه ، روستاي هجيج و چشمه بل >

- كهگيلويه و بوير احمد

<قله حوض دال دنا>
<آبشارهاي تونل کوهرنگ و شیخ علیخان >

- گلستان

<قله قلعه ماران>
<آبشار كبودوال >
<آبشارهاي زيارت و شيرآباد >
<خالدنبي>

- گيلان

<قله سماموس>
<آبشار لاتون >
<هلودشت و خسيل دشت>
< از درياچه نئور به سوباتان>
< از سوباتان تا آق اولر>
< ماسوله>
<قلعه رودخان>
<لاهيجان>
<تالاب امير كلايه>
<تالابهاي بوجاق و انزلي>
<از هنيز تا عسل محله>

- لرستان

<آبشار بيشه>
<آبشار آب سفيد>

- مازندران

<آبشار گزو>
<قله دماوند از جبهه جنوبی>
<قله شاه علمدار>
<قله پاشوره>
<قله خيرونرو>
<قله ارفع كوه>
<قله آزاد كوه>
<قله دماوند از شمال شمال شرقي>
<قله انگمار و دوبرار غربي>
<قلل يخچال ، سرماهو و كمانكوه>
<قله وره وشت>
<قله علم كوه از حصارچال>
<قله دماوند از جبهه غربي>
<قله اليمستان يا امامزاده قاسم>
<قله دماوند از جنوبي>
<قله ميشينه مرگ>
<قله شاپيل كوه>
< قله عباس علی یا لاکمر>
<آبشار شاهاندشت >
<آبشارهاي شوراب و دُراسله >
<آبشار ورسك >
< از اُروست تا بهشهر>
<استقرار در طبيعت>
<از طالقان به تنكابن >
<از سنگچال به فيل بند >
<سفر به ساری با قطار>
<فرني كلا>
< از فيل بند به اليمستان>
< طبيعت گردي در جاده لاسم و هراز>
<جنگلنوردی از گت کلا تا دیوا >
<سفر به جاده كجور>
<دوچرخه سواري در دشت لار>
<گرمابدر به علمده با دوچرخه - قسمت اول>
<گرمابدر به علمده با دوچرخه - قسمت دوم>
< ركابزني از آستارا تا رامسر فاز اول>
< ركابزني از گرگان تا تنكابن فاز دوم>
< دوچرخه سواري از گرمابدر تا رودهن>
< دوچرخه سواري از چاشم تا پل سفيد>
<غار اسپهبد خورشيد>
<غارها يا دخمه هاي كافركلي >
<غار دانيال و دشت درياسر >
<درياچه سد لار>
<درياچه شورمست>
<سد آويدر>
<شبه جزيره ميانكاله >
<هفت تنان و شيخ محله>
<يوش>
<بلده>
<آلاشت و امامزاده حسن>
<قلعه ملك بهمن>
<رامسر>
<قوهای مهاجر سرخرود >
< قله اُنيسه >
< از گرمابدر تا جنگل سي سنگان با دوچرخه >
< قله اوريم >
< قله دونا >
< برجهاي رسكت و لاجيم ، آبشار پلنگ دره و درياچه گل >
< قله شاه زيد >
< قله شاه پيل كوه از فيروزآباد >

- مركزي

<قله ويليجيا>
<قله شاه پسند>
<ورده ، الوير ، چناقچي و چلسبان >
<خورهه و سنگ نگاره هاي تيمره>
<نراق >
<قله شهباز >
<قله شاه كيخسرو >
<قله شاهزاده مسم >

- هرمزگان

<قله بُنه >
<آبشار گنو>
<دره نيان>
<جزيره قشم -قسمت اول >
<جزيره قشم وهنگام-قسمت دوم >
<جزيره قشم -قسمت سوم >
<جزيره قشم -قسمت چهارم >
<جزيره قشم -قسمت آخر >
<غار خربس>
<جزيره كيش>
<جزيره هرمز>
<جزيره لاوان>
<جزاير شيتور و هندورابي>
<جزيره هرمز>
<قلعه پرتغالي ها هرمز>
<قلعه پرتغالي ها قشم>
<قلعه لشتان>
<بندر خمير>
<جزيره هند و رابي>
<قله هماگ يا تشگرد>

- همدان

<قله الوند>
<قله يخچال>
<قله چهل نابالغان>
<قله دائم برف و قزل ارسلان>

- يزد

<قله شيركوه>
<روستای سریزد>
<چك چك>
<ميبد>
<یزد >
<مهريز>
<بافق>
-سفرهاي خارجي
<استانبول>
<وين 1>
<وين 2>
<وين 3>
<شهر ممنوعه - پكن>
<كوالالامپور>
<كوالالامپور-پارك پرندگان>
<كوالالامپور-غار باتو و آكواريوم>
<كوالالامپور-برجهاي پتروناس>
<وكشو و مالمو>
<اوپسالا و استكهلم>
<فرانكفورت>
<جزاير في في - تايلند>
<جزاير جيمزباند - تايلند>
<شهر بانكوك - تايلند>
-حادثه
<سقوط بهمن در گردنه ديزين به شمشك>
-متفرقه
<مروري بر سفرهاي سال 1390>
<مروري بر سفرهاي سال 1391>
<مروري بر سفرهاي سال 1392>
<مروري بر سفرهاي سال 1393>
<درگذشت پدر عزيزم>
<پيام تشكر>
<ملاقات با دكتر منوچهر ستوده>
< آموزش جی پی اس - 1 >
امکانات وب
موزيك