تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

قلعه بابک

وطن ، خاك اشو زرتشت

كه دل را مي برد تا اوج خورشيد

وطن يعني اوستا خواندن دل

به آيين اهورا ماندن دل

وطن تير و كمان آرش ماست

سياووش هاي غرق آتش ماست 

خيالمان ميرسد كه زندگي ، همان زندگي دلخواه ، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند .

 مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم مي كنيم ، كاري كه بايد تمام كنيم ، زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم ، بدهي هايي كه بايد پرداخت كنيم و ....  

بعد از آن ، زندگي ما ، زيبا و لذت بخش خواهد بود ! بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم ، تازه مي فهميم كه زندگي ، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي شناسيم .   

اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده اي به سوي خوشبختي وجود ندارد . خوشبختي ، خودِ همين جاده است . 

جاده ای بسوی بهشت

در دومين روز سفر به شمال غرب ايران يعني روز سه شنبه 17/06/1388 مسير را طوري انتخاب كردم كه از جاده هميشه مه گرفته اسالم به خلخال كه جاده اي بسيار زيبا و ديدني ميباشد حركت كنيم .

 

در طول مسير گوسفندان زيادي در حال چرا بودند و دلي سير علف ميخوردند .از آنجا خود را به خلخال و سپس به  اردبيل رسانديم  و در كنار درياچه زيباي شورابيل با هوايي بسيار خنك و دلچسب شب را به صبح رسانيديم . 

صبح روز چهارشنبه پس از طي 70 كيلومتر و از طريق شهر لاهرود خود را به مجتمع آب درماني و آبگرم شابيل رسانديم  و تني به آب زديم و خستگي راه را از تن زدوديم .

 
مجتمع آب درمانی شابیل

 اين چشمه آبگرم  در مسير صعود به قله سبلان و با دماي 49 درجه قرار دارد . مجتمع آب درماني شابيل در دو طبقه شامل بخش هاي مجزاي زنانه و مردانه و هر كدام مجهز به استخر ، سالن دوش ، رستوران ، سوئيت ، سونا و جكوزي ميباشد . 

مسجد و بقعه شیخ شهاب الدین اهری

همان روز به سمت  اهر حركت كرديم  و شب را در كنار بقعه شيخ شهاب الدين اهري گذرانديم . ساختمان مسجد و بقعه اين عالم و عارف  قرن هفتم  از يادگاريهاي  دوران صفوي ( احتمالا" شاه عباس اول ) ميباشد . 

نمایی از جاده کلیبر به قلعه بابک

صبح روز پنجشنبه از اهر به سمت كليبر حركت كرديم و پس از طي حدود 66 كيلومتر و گذر از جاده اي كوهستاني و باصفا به اين شهر رسيديم . 

 پيدا كردن قلعه بابك بسيار آسان است چرا كه از روي علامتها شما به راحتي به سمت اين دژ تاريخي هدايت خواهيد شد .

 از كليبر حدود 3 كيلومترديگر به سمت روستاي اسكلو حركت مي كنيم  تا به هتل بابك برسيم .

 

وقتي به كيلومترشمار اتومبيل نگاه  كردم متوجه شدم دقيقا" از تهران تا هتل بابك 1100 كيلومتر راه را پيموديم . 

از هتل بابك تا قلعه بابك حدود 1:30 دقيقه كوهپيمايي داريم كه آسانترين مسير همين راه است .

در ابتدا بايستي تعداد زيادي پله را بالا برويم و بتدريج در مسير پاكوپ قرار خواهيم گرفت . 

بد نيست با شخصيت قهرمان ايراني يعني بابك كمي آشنا شويم . بابك متولد سال 177 خورشيدي در روستايي در حومه اردبيل ميباشد . پدر او مِرداس از اهالي تيسفون و مادرش ماه رو از اهالي آذربايجان بود .

بابك در سال 195 خورشيدي همزمان با خلافت مامون ، خليفه عباسي در شمال آرتاويل ( اردبيل كنوني ) عليه عباسيون قيام كرد . هدف نهايي بابك اتحاد مجدد ايران و رهايي ايران از قيد خلفاي عباسي بود .

قيام بابك 21 سال طول كشيد . 21 سال عربها به قصد محاصره و كوبيدن جنبش او آمدند ولي در كوهها و كوتلها و با شبيخونهاي او بهلاكت مي رسيدند و مجبور به عقب نشيني مي شدند .

 بابك زماني شكست خورد كه متحد پيشين او ، افشين به او خيانت كرد . با شكست بابك و دستگيري او بسياري از پيروان او به امپراطوري بيزانس پناهنده شدند . 

بابك به دستور معتصم بالله در روز 21 دي ماه سال 216 خورشيدي كشته شد . ابتدا دست و پاي وي را بتدريج قطع كردند . سپس جنازه مثله شده اش را در شهر سامرا بر سر دار كشيدند . 

خواجه نظام الملك طوسي در كتاب سياست نامه نقل ميكند در هنگامي كه دست اول بابك را مي بريدند . بابك صورتش را با دست ديگرش به خون آلوده ميكرد . 

وقتي معتصم علت را پرسيد . بابك پاسخ داد كه چون خونريزي باعث رنگ پريدگي صورت مي شود من صورتم را خونين ميكنم كه كسي گمان نكند كه بابك ترسي به دل راه داده است .

 

قلعه بابك را به نامهايي همچون قلعه بذ ، قلعه جمهورو دژ بابك  نيز مي شناسند . اين قلعه در ارتفاع حدود 2500 متري از سطح دريا قرار دارد . 

 و اطراف اين قلعه را از هر طرف دره هايي به عمق 400 تا 600 متر فرا گرفته است . 200 متر مانده  به دروازه قلعه ، بايستي از معبري به صورت دالاني باريك كه زير سلطه و نظر نگهبان بوده است ، عبور كنيم . 

 وقتي از دروازه قلعه مي گذريم تازه متوجه ميشويم كه خود قلعه بر فراز قله اي سنگي ساخته شده است . از پلكاني پيچ در پيچ كه براي رسيدن به قلعه ساخته شده است بالا مي رويم تا به جايگاه اصلي قهرمان ملي و دلاور آذربايجاني برسيم .

وقتي از بالاي قلعه به پايين و پرتگاههاي وحشتناك آن نگاه ميكني ، از ترس تنت مي لرزد . به مخيله ات خطور نميكند كه در زمانهاي قديم ، كسي مي توانسته اين قلعه را تصرف كند . 

با اين همه ، براي اينكه قلعه در دسترس دشمنان نباشد ، راه هاي ورودي و شيارهاي كوه را با ديوارهاي سنگي و آجري مسدود كرده بودند

 

از بالاي قلعه  تا بخواهيد چشم اندازی وسیع از کوههای پوشیده از درخت و دشتهای ارسباران را خواهي ديد . به راستی که این قلعه  زیباست.

بد نيست بدانيد  در بسیاری از روزهای تعطیل در این قلعه، مراسم شعرخوانی، موسیقی سنتی و رقص لزگی (رقص محلی آذربایجان) برگزار می‌شود.

 

این قلعه و طبیعت اطراف آن برای کوهنوردان و طبیعت‌گردان ايراني و بخصوص هموطنان آذربایجانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.



اگر در روزهای تعطیل در اطراف قلعه باشید کوهنوردانی را می‌بینید که مصالح و سنگ‌های لازم برای ترمیم قلعه را حمل می‌کنند.
 

 آنان با این کار خود می‌خواهند نام و خاطره سردار بزرگی را به یاد بسپارند که عشق به وطن را از نیاکان خود به ارث برده بوده است. 

 در پايان اين برنامه  ، درودي بي پايان بر روان پاك بابك خردمدين مي فرستم كه يادش هميشه در تاريخ ايران جاودانه است .  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/29ساعت 7:36  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

قلعه رودخان

بس بگرديد و بگردد روزگار

دل به دنيا در نبندد هوشيار

اي كه دستت مي رسد كاري بكن

پيش از آن كز تو نيايد هيچ كار

اينكه در شهنامه ها آورده اند

رستم و رويينه تن اسفنديار

تا بدانند اين خداوندان ملك

كز بسي خلقست دنيا يادگار                "سعدي" 

درآخرين روزهاي تابستان سال 1388 تصميم گرفتم به همراه خانواده به سفري 5 روزه به شمال و شمال غرب ايران بروم .

در اين برنامه از دو قلعه ، دو آبشار ، دو روستا ، يك درياچه ، يك چشمه آبگرم و يك كليسا ديدن كرديم . ( البته بازديد از روستاي ماسوله جزو همين برنامه ها بود ، كه مشاهده كرديد )

 

قبل از شروع موضوع سفر، بايد متذكر بشم  چه در داخل كشور و چه در خارج ، وقتي مي خواهيد به سفر برويد فرمان هايي را كه در هر هفته خدمتتان عرض مي كنم را به خاطر داشته باشيد و آنها را بكار ببنديد . 

 تا سفري لذت بخش ، آرام و دلپذير و همراه با خاطراتي دلنشين در انتظارتان باشد و با كوله باري از سوغاتي هاي رنگارنگ تجربه و دانش به خانه برگرديد .

" با ذهني متواضع سفر كنيد و با شوقي صادقانه با افراد محلي برخورد و صحبت كنيد ، براي ديدن و آشنا شدن سفر كنيد نه براي تصرف كردن . " 

" دوستدار محيط زيست باشيد . از انرژي ، آب و ساير منابع ، بجا و درست استفاده كنيد و با رسوم محلي همگام شويد . فقط وسايل فني ضروري را به همراه داشته باشيد ."

 

اما از هر چه بگذريم سخن قلعه رودخان خوش تر است . در 20 كيلومتري جنوب غربي فومن ، بقاياي دژ عظيم و غول آسايي است كه آدم وقتي مي بينه حيرت مي كنه.

 

با ديدن اين قلعه به اين فكر مي افتي كه واقعا" همه جاي گيلان دريا نيست .اين قلعه بلند و مستحكم در آخرين لايه هاي شمالي البرز ساخته شده است . 

براي رسيدن به اين قلعه پس از گذشتن از چند روستا و سپس روستايي به نام خود قلعه رودخان به آبادي حيدرآلات مي رسيم . 

 از اينجا تا حوالي قلعه ، يك راه باريك و سنگ فرش شده بطول تقريبي 3 كيلومتر وجود دارد .  

حالا اگر توان داشته باشيد با حدود يك ساعت راهپيمايي و با ارتفاع گرفتن  حدود 300 متر (حدود 1000 پله ) از ميان جنگلي انبوه در مسيري پر پيچ و خم با شيبي تند از ميان درختان سر به فلك كشيده  ون  و افرا به پاي ديواره هاي بلند قلعه مي رسيم . 

مي گويند اين قلعه در زمان ساسانيان ساخته شده و زماني هم  يكي از دژهاي دفاعي اصلي فرقه اسماعيليه محسوب ميشده است . اين قلعه در نزد عموم به غير از رودخان به هزار پله و همينطور قلعه حسام  نيز شهرت دارد .

سلاطين اسحاقوند  (مقارن با سلجوقيان) كه از سال 550 تا 1002 هجري  در خطه گيلان حكمراني مي كردند ، 

 از اين قلعه با توجه به موقعيت دفاعي ممتاز و سوق الجيشي آن به عنوان مقر فرمانروايي خود استفاده كرده اند . 

در متون تاريخي تنها موردي كه نشان مي دهد كه از اين قلعه بعنوان قلعه نظامي استفاده مي شده اين است كه هدايت خان يكي از امراي محلي

 در سال 1175 هجري برعليه كريم خان زند قيام كرد كه بعد از آن به قلعه رودخان پناهنده مي شود و توپهايي نيز براي دفاع در آنجا نصب مي كند .

منوچهر ستوده  در كتاب " آستارا تا اسدآباد " قلعه رودخان را سومين بنا از بناهاي عجيب هفتگانه معرفي كرده و مي گويد : من تا كنون دژي به عظمت و استحكام قلعه رودخان نديده ام . 

همينطور براي نخستين بار در سال 1830 الكساندر خچكو محقق لهستاني هنگام تحقيق در گيلان متوجه اين قلعه شد و در سفرنامه خود موقعيت اين بنا را ثبت كرد . 

وي در باره قلعه مي نويسد : " دژي است بر بالاي كوهي در قسمت علياي رودخانه اي به همين نام ، بام آن سنگي است و طرفين ورودي داراي دو برج دفاعي مستحكم است و  

بر روي كتيبه سر در ورودي آن حك شده است كه اين قلعه براي نخستين بار در سال 918 تا 921 هجري براي سلطان حسام الدين امير دباج بن امير علاء الدين اسحقي تجديد بنا شد " . 

اين قلعه از لحاظ  دفاعي  نيز بهترين شكل را دارد . ديوارهاي قلعه بيشتر روي امتداد صخره ها واقع شده اند كه در برخي قسمتها بلندي آن از بيرون قلعه به 20 متر مي رسد . 

پس از ديوارها ، بزرگترين عنصر ساختمان قلعه ، برجها هستند كه شمار آنها به حدود 47 عدد مي رسد . برجها مسقف بوده و با طاق آجري پوشش داده شده است .  

شماري از آنها دو طبقه هستند و در همه برجها اطاقي براي آتش افروختن و شكافهايي براي تيراندازي تعبيه شده است . شيب تند زمين و ابعاد قلعه موجب شده تا سازندگان بنا ، شمار زيادي پله  در جاي جاي قلعه تعبيه كنند .

 

مهمترين مساله تاسيساتي اين مجموعه ، آب آشاميدني آن بوده است . امروز نيز آب آشاميدني قلعه از فاصله دوري با لوله به قلعه منتقل مي شود

 

و در آب انباري كه يكي از سالمترين ابنيه بجاي مانده از معماري قديم قلعه است ذخيره مي شود . 

بنا به شواهد موجود ، بناي قلعه از رويش گياهان هرز و ريشه درختان خودرو ، بيشترين صدمه را متحمل مي شود . به همين منظور گياه زدايي داخل قلعه شروع شده وكماكان ادامه دارد .

 

قلعه رودخان از جاذبه هاي  شاخص تاريخي استان گيلان است كه در دل جنگل هاي انبوه با معماري سنتي ايران بنا شده است . و نمادي از كوشش گيلانيان براي حفاظت و صيانت از اين سرزمين است .

اين شاهكار تاريخي طبيعي باعث شده خيل عظيمي از گردشگران براي ديدار اين ابنيه تاريخي به استان گيلان و شهرستان فومن سفر كنند و ساعاتي خوش را در كنار اين قلعه زيباي تاريخي بگذرانند .  

مي گويند غير از رطوبت وصف ناپذير شهرهاي گيلان ، هيچ دشمني هرگز نتوانسته كوچكترين آسيبي به اين دژ برساند  

و پاي هيچ غير خودي جسوري به اتاق ها و برج هاي قلعه رودخان باز نشده بوده است .

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 18:17  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

ماسوله

وطن يعني درختي ريشه در خاك

اصيل و سالم و پر بهره و پاك

وطن خاك سراسر افتخار است

كه از جمشيد و از كي يادگار است 

بارها و بارها نام ماسوله به گوشم خورده بود و زيبايي آن را هميشه از اطرافيانم مي شنيدم  ولي نمي دونم چرا هر وقت مي خواستم به اين روستاي زيبا پا بگذارم قسمت نمي شد كه نمي شد . 

بلاخره در مسافرت اخير طلسم شكسته شد و درهمان اولين روزسفر، برنامه بازديد از اين روستاي پله اي را چيدم . ولي قبل از توضيح ماسوله ، دو نكته از رهنمودهاي سفر را نيز بخوانيد . 

" در جريان رسومات محلي قرار گرفته و از آنها مطلع شويد . از لحاظ فرهنگي حساسيت به خرج دهيد . به خصوص در زمينه عكاسي ، انگاه افراد با رضايت به شما كمك خواهند كرد . " 

" هر روز روي تجربيات خود تامل كنيد . سعي كنيد كه شناخت و آگاهي خود را بيشتر و عميق تر كنيد . آنچه شما را غني مي سازد ممكن است باعث محروميت و تجاوز به ديگران گردد . " 

حدود 800 تا 1000 سال پيش مردماني از نقاط محتلف سرزمين گسترده ايران به دلائل نامعلومي به منطقه ماسوله كوچ كردند . برخي از مردمان محلي نيز از منطقه اي به نام كهنه ماسوله واقع در 6 كيلومتري شمال غرب اين شهر با اين افراد همراه شدند . 

ماسوله در 55 كيلومتري رشت و33 كيلومتري فومن واقع گرديده است .

 اين شهر در ناحيه اي كوهستاني و جنگلي در دامنه اي صخره اي در ارتفاع 1050 متري از سطح دريا ساخته شده است .

 

ماسوله داراي معماري منحصر به فردي است . محوطه جلوي خانه ها و پشت بام ها هر دو به عنوان پياده رو استفاده مي شوند . خيابانهاي كوچك و پله هاي بسيار به هيچ وسيله نقليه موتوري اجازه ورود نمي دهد .

 

معماري ماسوله در يك جمله به اين صورت توصيف مي شود : حياط ساختمان بالايي پشت بام ساختمان پاييني است . ساختمانها معمولا" از دو يا سه طبقه تجاوز نمي كنند .

اين روستا به سبب نوع معماري خانه هايش شهرتي جهاني يافته است ، در شيب كوه واقع شده و نماي خانه هاي پله اي آن در دامنه سرسبز و سربرافراشته كوهها  ، از دل انگيزترين و ديدني ترين مناظر گيلان و ايران است .

ويژگي بارز اين روستا حضور مردم و جاري بودن زندگي روزمره در آن است .شكل پلكاني شهر ماسوله چشم اندازي بديع و به ياد ماندني را در دل كوهستان پديد آورده است .

اختلاف ارتفاع بلندترين و پايين ترين سطح روستا حدود 100 متر است. از محلات ماسوله مي توان از كشه سرعليا ، كشه سرسفلي ، ريحانه بر ، خانه بر ، مسجد بر و اسد محله نام برد .

كوههاي ماسوله سرشار از معادن آهن ، كوارتزيت ، روي و سرب مي باشد كه وجود همين معادن سبب گرديده بود كه در زمان فتحعلي شاه ، ماسوله تحت اختيار ارتش قرار داشت و براي توپخانه ايران گلوله مي ساخت .

خانه هاي ماسوله در مجموع از دو قسمت تشكيل شده است . قسمت زمستاني كه به زبان محلي "سومه" مي نامند . و قسمت تابستاني كه اتاقكي بر بام منزل دارند كه به زبان محلي به آن "برج" مي گويند . 

وجود آبشارها و چشمه هاي متعدد در اطراف ماسوله ، زيبايي طبيعت آن را دو چندان نموده است .آبشارهاي اين منطقه بصورت پراكنده در اطراف ان ديده مي شوند . 

از آبشارهاي ماسوله ميتوان به آبشار كوشم ، آبشار ماسوله رودخان ، آبشار خرم بو ( خربو ) و آبشار لار چشمه اشاره نمود كه هر كدام ميتوانند بهانه اي جهت بازديد از طبيعت زيباي ماسوله باشند . 

اگر اهل سياحت و سفر هستيد ، ماسوله را از دست ندهيد و سعي كنيد در ماسوله طوري اقامت و رفتار كنيد كه به زيست بوم آن آسيب نرسانيد .

در ماسوله خواهيد ديد چگونه شكوه خيره كننده جلوه هاي طبيعت بويژه در فصول بهار و پاييز ، شما را در عالم خيال و احساس رها مي كند .

 

پس از اين بازديد به سمت قلعه رودخان كه در نزديكي فومن بود حركت كرديم .

مراجع : كتاب ميراث فرهنگي استان گيلان

           كتاب آبشارهاي ايران 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/15ساعت 11:8  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

غار نياسر

چه گوارا اين آب !

چه زلال اين رود !

مردم بالادست چه صفايي دارند !

چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شيرافشان باد !

من نديدم دِهشان

بي گمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست .                    " سهراب سپهري "

در نقشه بالا مشهد اردهال زادگاه سهراب سپهري نيز با فلش مشخص شده است .

در آخرين بازديدمان در شهر نياسر مستقيم به سمت غار نياسر یا غار  رئيس  رفتيم . درب ورودي اين غار داخل باغ تالار است . اين غار معبدي بوده متعلق به پيروان آيين ميترا ( خداي ايران باستان )

قدمت اين معبد به اوايل دوره پارتها برمي گردد ، اين را ميتوان از ظروف سفالي كه از داخل غار كشف شده فهميد . اين غار بطور كامل ساخته دست انسان است .

سازندگان اين غار همان قومي بوده اند كه تپه سيلك كاشان را بنا نهاده اند .                    ارتفاع دهانه غار از سطح دريا 1700 متر و مشرف به نياسر است . اين غار داراي           ساختماني پيچيده و تو در تو است .

غار نياسر داراي كانال هاي دست كنده و تعدادي چاه است . مقطع كانال ها به شكل        مربع و ابعاد آنها در بخشهاي مختلف ، متفاوت است .

                

 

از ديگر عوارض موجود در غار ، دو راهي ها و سه راهي هايي هستند كه فقط يكي از آنها بازديد كننده را به انتهاي غار راهنمايي مي كند و ساير مسيرها انحرافي و گمراه كننده اند .

 

نكته بسيار جالب توجه در ساختمان غار ، وجود اتاقك هايي است كه به راحتي                  مي توانيم درون آنها بنشينيم . تمامي اين اتاقك ها در ابتداي چاه ها ساخته شده اند.

 

متاسفانه هموطنان عزيزمان در غارهاي تاريخي هم از ريختن زباله خودداري نكرده اند .

 وقتي به داخل غار وارد ميشويم بوي نم و خاك به مشام مي رسد . خوشبختانه         بخاطر وجود روشنايي كه در داخل غار تعبيه شده ميتوانيد  انتهايي ترين قسمت                 غار را نيز مورد بازديد قرار دهيم . 

ارتفاع بيشتر دالانهاي غار حدود يك متر و نيم مي باشد و بايستي خميده از آنها                عبور كرد . در بعضي از قسمتها نيز مجبور بوديم بطور نشسته به جلو حركت كنيم .    

عمق چاههاي غار ، از 2 تا 10 متر متغير است و با پلكاني كه در آنها تعبيه شده ميتوانيد از آنها بالا و پايين برويد . شما ميتوانيد بطور همزمان شكوه و شگفتي را در اين غار ببينيد . 

در انتهاي غار و آنجا كه فاصله كف و سقف زياد مي شود ، محل كنده شدن سنگ آسيايي به قطر 80 سانتي متر است كه متاسفانه اكنون ريزش كرده ولي خود سنگ آسياب را ميتوانيد ببينيد . 

به هر حال براي رسيدن به انتهاي غار بايد به روشهاي مختلف خزيده ، نشسته روي          پاها و در برخي مكان ها ايستاده حركت كنيم و پيش برويم .

 

اين غار خلوتگاه سهراب سپهري هم بوده . او در باره اين غار مي گويد : " در زمين فرو مي رويم ، تا اگر جاي پايي ديديم ، مسافر كهن اين ديار را از پي برويم ،

شايد بايد رفت ، تا انتهاي بودن ، بايد به بوي خاك فنا رفت . " پس از بازديد از غار و قبل از حركت بسوي تهران تصميم گرفتيم به سمت مشهد اردهال كه در نزديكي نياسر است برويم و فاتحه اي نثار روح سهراب نماييم .

 

بر روي قبر او چنين نوشته : به سراغ من اگر مي آييد  ، نرم و آهسته بياييد ، مبادا كه ترك بردارد ، چيني نازك تنهايي من

 

نكته : پيشنهاد ميكنم كساني كه مشكل تنفسي ، قلبي و همينطور احساس درد در      ناحيه كمر دارند از ديدن اين غار بپرهيزند .

مرجع اطلاعات : غارهاي ايران كاري از مصطفي سلاحي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/08ساعت 8:25  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

آبشار نياسر

آب را گل نكنيم:
در فرودست انگار، كفتري مي‌خورد آب
يا كه در بيشه دور، سره‌يي پر مي‌شويد
يا در آبادي، كوزه‌يي پُر مي‌گردد
آب را گل نكنيم:
شايد اين آب روان، مي‌رود پاي سپيداري، تا فرو شويد اندوه دلي
دست درويشي شايد، نان خشكيده فرو برده در آب                    " سهراب سپهري "

 

نياسر از توابع كاشان و استان اصفهان است . اين شهر در فاصله 24 كيلومتري غرب كاشان قرار دارد . نياسر از طريق اتوبان در فاصله 240 كيلومتري تهران قرار دارد .            

       

چارطاقي نياسر 

نياسر يكي از كهن ترين مراكز سكونت بشري است . اين را ميتوان براحتي از آثاري همچون چارطاقي ، غار رييس ، چشمه اسكندريه ، چنار كهنسال ، باغ تالار و . . . فهميد .  

نياسر شهر گلهاي محمدي است . شهر آلاله هاي عاشق ، شهر شقايق هاي سوزان ، شهر جوي هاي زلال آب ، و در يک کلام ، شهر سرسبزي ها! 

يكي از مراكز گلاب گيري
نياسر ، سرسبزي ، طراوت و آب و هواي روحبخش خود را مرهون قرار گرفتن در دامان مهربان کوه کرکس ، وجود قنات  هاي متعدد، چشمه تاريخي اسکندريه و
 

آبشار سبز و زيبايي است که قطرات آب فروجسته آن، در آميزش با عطر گل ، روح و جان هر رهگذري را به ساحل آرامش مي رساند.

 در بعد از ظهر يك روز پنجشنبه به همراه خانواده تصميم گرفتيم به شهر زيباي نياسر سفر كنيم .

پس از 3 ساعت به نياسر رسيديم و اولين جايي كه رفتيم آبشار زيباي نياسر بود . به مدد آبشار ، غبار ره از تن گرفتيم و ساعتي بر لب جوي نشستيم .

سهراب سپهري در رابطه با آبشار اين چنين مي گويد : " آبشار نياسر ، شيدايي بگريخته ، آويخته بر دامان تالار و نشسته در چشمان داراب ، گره زده است سايه ها را با آب و شاخه ها را با باد  

و با رقص زيبا ، اين رگ ناآرام كوير ، به پيچ و تابي سيمگون ، زير و بم زندگي را زمزمه سبز مي بخشد ."

به راستي كه با ديدن اين آبشار خستگي از تنمان بيرون رفت و ريزش آب در دل چشمانمان نشست . 

چادرمان را در باغ تالار برپا كرديم . اين باغ حاصل وجود چشمه تالار ( اسكندريه ) ميباشد كه بر بالاي باغ قرار دارد و بر تمام شهر و باغات نياسر مشرف است .

شب را با هوايي خنك ، لطيف و باصفا به صبح رسانيديم . صبح زود پس از ورزشي كوتاه ، از باغ تالار خوب به شهر نگريستم ، گويي تكه اي از بهشت را مي ديدم . همه جاي شهر تا انتها ، سبز بود و خرمي .

روز جمعه ابتدا به ديدن چشمه اسكندريه رفتيم . وجه تسميه نام چشمه به اين خاطر است كه گويند اسكندر كه به علم كشف الاسرار آشنايي داشته ، وقتي عبورش به محل مذبور رسيده متوجه ميشود كه در دل سنگ ، آبي بزرگ ، مستور و پنهان است .

حجاران را مي طلبد و در يك شبانه روز چشمه احداث و احيا ميشود . پس از بازديد از چشمه ، به سراغ چنار كهنسال 2000 ساله رفتيم كه در مجاورت چشمه قرار دارد .

چشمه اسكندريه

و پس از آن به ديدن چارطاقي كه در مرتفع ترين نقطه شهر به ارتفاع 1750 متر ساخته شده است رفتيم .   

اين بنا ، يکي از منحصر به فردترين تقويم هاي نجومي باستان را در خود جاي داده است .

درخت كهنسال و چارطاقي

اين بنا تنها نمونه سالم باقيمانده از ميان ده ها چارطاقي ايران است كه پس از حدود دو هزار سال، همچنان كاربري تقويمي و رصدي خود را تا به امروز حفظ كرده است .

اين بنا به گونه يي ساخته شده تا در ابتداي هر يک از فصل هاي سال بتوان طلوع خورشيد را در يکي از روزنه هاي متشکله در ميان پايه هاي آن مشاهده و زمان آغاز فصل هاي سال را تشخيص داد.

 هفته آينده در باره غار نياسر مطالبي جمع آوري كرده ام كه خدمتتان عرض خواهم كرد .

ماخذ : راهنماي گردشگري شهرستانهاي كاشان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/01ساعت 8:56  توسط پرویز شجاعی پارسا  |