قله لیچه
من بچه ايرانم
من عاشق ايرانم
من تشنه يك قطره آب چشمه هاتم
من عاشق جنگل ها و اون پرنده هاتم
رو قله كوههات و به ياد درياهاتم
من زنده و من عاشق دلتنگي براتم

به كوه مي رويم تا به سهم خويش از نقش فرخنده او در تامين امنيت انساني سپاسگزار باشيم . كوه يكي از نشانه هاي آشكار خداوند است .

در آغوش كشيدن كوه به معناي سير در نشانه هاي توحيدي آفريدگار هستي است .

روستای واریش
به كوه مي رويم تا موحدانه به سيماي پرهيبت و پر ابهت كوه بنگريم و به نوعي هيمنه و هيبت آفريدگار كوه را تجربه كنيم .

در تاريخ 10/03/1388 به همراه دوستانم ، آقايان محمدرضا صارمي ، سعيد ذاكري و حسن ميرصالحيان به قله 2878 متري ليچه صعود كرديم .

اولين بار ، سال گذشته آقاي صارمي پيشنهاد رفتن به روستاهاي ورديج و واريش را به من داد ولي به خاطر ازدحام برنامه ها مقدور نشد كه نشد .

در هفته هاي گذشته دوباره رفتن به اين مسير مطرح شد . با اين تفاوت كه به قله ليچه هم كه در نزديكي روستاي واريش مي باشد نيز صعودي داشته باشيم .

قله لیچه
براي رفتن به قله ليچه بايستي از طريق خروجي وردآورد در اتوبان تهران – كرج اقدام نمود .

پس از وارد شدن به اين جاده و گذر از شهرك آتي شهر به ناگاه وارد جاده اي باريك و كوهستاني مي شويم .

قله پهنه سار
جاده در بعضي نقاط به حدي باريك مي شود كه امكان عبور دو خودرو از كنار هم نمي باشد . پس از گذر از روستاي ورديج شيب جاده با پيچ هاي تند و پيچ در پيچ ادامه مي يابد .

به مكاني مي رسيم كه قسمتي از كوهستان داراي سنگهاي عجيب و غريب است كه بسيار جالب و جذاب و ديدني است .

پس از رسيدن به روستاي واريش با استقبال نه چندان خوش تعدادي از روستاييان بخاطر پارك اتومبيل قرار ميگيريم .

بهرحال ساعت 6:30 دقيقه از روستاي واريش به سمت قله ليچه شروع به حركت نموديم . در بالادست روستاي واريش ، باغات ميوه كه بصورت جنگلي انبوه درآمده ديده مي شوند .
و در بالادست باغات ، ده ها استخر آب جهت ذخيره تابستاني و آبياري درختان ميوه وجود دارد . هوا بسيار خنك است ، بحدي كه سرماي كمي در وجودم حس ميكنم .

بدنهاي ما هنوز گرم نشده ولي با ديدن نور آفتاب بر نوك قله ها ي سربه فلك كشيده ، و شوق رسيدن به ارتفاعات و انرژي كه از هواي تازه استشمام ميكنيم ، همه و همه به انسان گرمي مي بخشد .

پس از روستاي واريش وارد دره اي زيبا با جويباري كوچك مي شويم . هنوز ميتوان بهار را ديد . اينجا منطقه اي است بكر ، با سكوتي فراموش نشدني .

به غير از گروه ما ، گروه اي 10 تا 15 نفره در مسافتي دورتر و جلوتر از ما در حال پيشروي بودند . احتمالا" قصد صعود به قله پهنه سار را داشتند .

به غير از دره و آبشار سنگان ، اين مسير نيز يكي ديگر از مسيرهاي اين قله ميباشد . پس از دقيقا" يكساعت راهپيمايي از ميان دره واريش به دشتي زيبا با گلهاي زرد مي رسيم .
بوي گلهاي زرد كوهستاني ، صداي وز وز زنبورها ، صداي جريان آب ، نماي زيباي قله پهنه سار ، آسماني آبي ، هوايي خنك و مصاحبت با همنوردان خوبم ، اين سفر نيم روزه را دل انگيزتر مي كرد .

چون اين اولين باري بود كه مي خواستيم به قله ليچه صعود كنيم ، لذا با كمي سعي و خطا قله مذكور را پيدا كرديم . در حقيقت در سمت چپ همان چمنزار با گلهاي زرد قله ليچه بود .

پس از صعود از يك شيب تند و نفس گير ، ساعت 9:30 دقيقه بر فراز قله 2878 متري ليچه ايستاده بوديم . در يك طرف شهر كرج و قله دشته به ارتفاع ۲۶۵۰ متر و روستاي كندر ديده مي شود.
روستای کُندر در پايين دست ديده ميشود
بد نيست بدانيد قله دشته همان قله اي است كه به سمت كرج كه رهسپار مي شويد در سمت راست خود مي بينيد و تاسيسات مخابرات بر روي آن ديده مي شود .

و در طرف ديگر ، شهر تهران و قلل بند عيش ، چين كلاغ ، دوشاخ ، خط الراس توچال ، شاه نشين ، بازارك ، لوارك ، پلنگ چال و در دور دست آنها قله گل زرد قابل رويت هستند .

در سمت شمال ، قله پهنه سار و تقريبا" در شمال غرب مان قلل كهار و ناز قابل رويت بودند .




































