تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

باتلاق گاوخونی 1

كمي نيست در بخشش دادگر

همي شادي افزاي و اندوه مخور

تو دل را بجز شادمانه مدار

روان را به بد در گمانه مدار

سراينده باش و فزاينده باش

شب و روز با رامش و خنده باش       "شاهنامه فردوسي" 

گابريل مي نويسد : " در انزواي مطلق ، گذر زمان مفهومي ندارد " اين را ميتوان در باتلاق گاوخوني كاملا" حس كرد . 

باتلاق از بالای سیاه کوه

گاوخوني ، اين نام ما را به زمان درس و مدرسه مي برد و از آن نامهايي بود كه براي به خاطر سپردنش به مشقت نمي افتاديم و به آساني از يادمان نمي رفت . 

در كتاب آورده بودند كه گاوخوني باتلاقي است كه زاينده رود در آن فرو مي رود . زاينده رود رودخانه اي است كه از كوههاي زردكوه بختياري سرچشمه مي گيرد و پس از مشروب كردن خاك اصفهان و عبور از اين شهر در باتلاق گاوخوني فرو مي رود .

مسیر طی شده از اصفهان تا میبد

باتلاق گاوخوني ، يك گودي است و ارتفاعش از سطح دريا 1475 متر ميباشد . حداكثر عمق باتلاق يك متر و مساحت تالاب بين 450 تا 700 كيلومتر مربع است و عرض آن 15 و طول آن 25 كيلومتر ميباشد . 

بسوی سیاه کوه

وجه تسميه گاوخوني : گورخوني ، گودخوني ، گاوخانه و گاوخوني . روايت است بهرام گور كه در پي  گوري به باتلاق مي رسد ، در آن گير مي افتد و جان خود را از دست ميدهد و از آن پس به آن گور خوني مي گفته اند . 

رودخانه زاينده رود بر خلاف همه  رودخانه ها ، به جاي آنكه به دريا بپيوندد و به حيات خود ادامه دهد در يك ناحيه كويري فرو ميرود و از حركت باز مي ايستد و منشاء اثرات فراوان طبيعي است . 

نقطه آخر زاینده رود

گروه 5 نفره ما در تاريخ  24/02/1388 روز چهارشنبه  از تهران با قطار ساعت 22:15 دقيقه  به سمت اصفهان حركت كرد . و ساعت 5:30 دقيقه صبح پنجشنبه به شهر فيروزه اي اصفهان رسيد. 

طبق هماهنگي قبلي يكدستگاه ميني بوس در اصفهان انتظار ما را مي كشيد ، لذا بيدرنگ به سمت ورزنه حركت كرديم . ورزنه شهري قديمي بر كنار جاده ابريشم با فرهنگي اصيل  و نزديكترين شهر به باتلاق گاوخوني ميباشد .  

ورزنه مردماني مهمانواز دارد و زنان چادر سفيدش توجه هر غريبه اي را به خود معطوف مي كند . . ورزنه مركز بخش بن رود است ( بن رود به معني پايان زاينده رود )  

کاروانسرای شاه عباسی

 اين شهر آثار باستاني متعددي دارد . از جمله پل قديمي شهر ، كبوترخانه ، مسجد جامع ، آب انبارها و آسيابهاي بادي ، چاههاي آرتزين (جهنده ) ، تپه هاي ماسه اي ، قلعه 1000 ساله قورتان و رباط شاه عباسي . . . .

نمای بیرونی کاروانسرای شاه عباسی

 ما فرصت كرديم به بعضي از اين آثار سري بزنيم . اولين مكاني كه بازديد داشتيم رباط شاه عباسي ورزنه بود . اين رباط يكي از 999 رباطي است كه در عصر صفوي ايجاد شده است . 

نمای بیرونی کبوتر خانه

اين مكان نشان از موقعيت ارتباطي ورزنه ميباشد كه بر سر راههاي مهم قرار داشته است و در طول زمانهاي مختلف كاربري مختلفي داشته است . 

نمای داخلی کبوتر خانه

ورزنه در قديم الايام در مسير راههاي ادويه و ابريشم بوده است بطوريكه در مسير راههاي تخت جمشيد و يزد و كرمان به اصفهان و شهر ري قرار داشته است . 

مكان بعدي مسجد جامع ورزنه بود ، با توجه به شواهد بدست آمده ، بناي اوليه مسجد بر روي آتشكده ساساني بنا شده است ولي بناي فعلي با توجه به كتيبه ها ، مربوط به سال 848 ه.ق. ( 581 سال قبل ) مربوط به عصر تيموري ميباشد .

اولين پلي كه بر روي زاينده رود ساخته شده ، پل ورزنه ميباشد و اتفاقا" همين پل ، آخرين پلي است كه روي زاينده رود وجود دارد . گفته ميشود تاريخ ساخت اين پل به عصر صفوي برمي گردد . 

كبوترخانه ها كه قدمت بعضي از آنها به سيصد سال مي رسد با توجه به اهميتي كه كشاورزي منطقه داشته جهت تهيه كود استفاده مي شده است و در داخل آن معماري بسيار زيبايي شبيه كندوي عسل تعبيه شده است . 

 از شهر ورزنه كه 15 كيلومتراز طريق جاده شوسه به سمت شرق مي رويم به بند شاخ كنار و شاخ ميان مي رسيم . دو روستا پس از ورزنه با همين نام قرار داشته كه ديگر اثري از آنها نيست .

آب انبار

 اين بند آخرين سد  روي رودخانه جهت تنظيم و هدايت آب زاينده رود جهت مصارف كشاورزي و راه اندازي آسيابها مورد استفاده قرار مي گرفته .  

آب بند شاخ کنار

با اينكه اين بند زيبا هنوز در دل كوير خود مي نماياند ، اما قطعا" اگر توجهي به آن نشود به زودي از ميان خواهد رفت .  پس از بند شاخ كنار ، رودخانه شاخه شاخه مي شود و تالاب را تشكيل مي دهد .  

تالاب گاوخوني به عنوان يك اسفنج ، در فصلهاي پر آب ، آب را به خود جذب و در فصلهاي  ديگر پس ميدهد . مسير را ادامه مي دهيم ، پس از 10 كيلومتر ديگر به سياه كوه مي رسيم .

 

آب بند شاخ کنار

ادامه دارد . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت 16:0  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

قله بند عيش

زندگي با همه وسعت خويش

محمل ساكت غم خوردن نيست

حاصلش تن به قضا دادن نيست

اضطراب و هوس و ديدن و ناديدن نيست

زندگي كوشش و راهي شدن است

زندگي جوشش و جاري شدن است

از تماشاگه آغاز حيات

تا به آنجا كه خدا مي داند

 

در هر كجاي دنيا كه هستيد ، حضور سبز شما پر از بوي خوش پونه ها ، سرشار از ترنم باران هاي كوهستاني ، لبريز ازصداي دل انگيز پرندگان وحشي ، سيراب از چشمه ساران نقره فام ايران ،

 سربلند چون قله ها ي دماوند ، دنا ، بينالود ، كه آفتاب عالم تاب هر روز در آنها طلوع  و غروب را در آغوش مي كشد، و دل گرمتان پر از عشق باد . دست شما را به مهر مي فشارم .

 

اين هفته قصد دارم  شما را به قله زيبا و ذوزنقه اي شكل بند عيش ببرم .اين قله از ارتفاعات شمال غرب تهران و در منطقه عمومي حصارك واقع شده است .

  

روستای حصارک

 در تاريخ 17/2/1388 به اتفاق دوست خوبم آقاي ميرصالحيان ساعت 6 صبح از روستاي حصارك واقع در منتهي اليه جنت آباد و سپس از كنار دانشگاه آزاد شروع به حركت نموديم .  

 

اگر در غرب تهران بايستيد براحتي ميتوانيد  اين قله 2760 متري را ببينيد . در همان ابتداي مسير وارد دره حصارك شديم .

 

قله بند عیش از شکاف سنگها

 مسير پاكوپ از كنار رودخانه اي زيبا و پرآب همراه با آبشارهاي ديدني مي گذشت و منطقه پر بود از درختان گردو ، توت و گلابي و همچنين انواع و اقسام گلهاي مختلف كه زيبايي و طراوت خاصي به منطقه بخشيده بود .

 

متاسفانه تگرگ روز گذشته بسياري از شكوفه هاي درختان ميوه و گلهاي وحشي  را از بين برده بود ولي تا دلتون ميخواست ميتوانستيد از بوي خاك ، بوي عطر گل هاي كوهستان ، بوي نم ، بوي باران ، بوي گلهاي شقايق و لاله و . . .  استشمام كنيد .

 

آبشاری زیبا در دره حصارک

ساعت 8:30 به چشمه اي رسيديم كه آب بسيار گوارا و سبكي داشت . پس از برداشتن مقداري از اين آب به مسير خود ادامه داديم و دوباره پس از اندك زماني به چشمه دوم رسيديم .

 

اين چشمه ، آخرين چشمه جهت پر كردن آب قمقمه هايمان بود ، چرا كه ديگر تا خود قله اثري از آب وجود ندارد . تا ساعت 9 ما هنوز از لا به لاي دره حصارك به پيش ميرويم و حتي خود قله را نمي توانيم نظاره كنيم .

 

لاله و قله

بلاخره قله نمايان ميشود  مسير را ادامه ميدهيم تا به يك استخر آب ميرسيم و در كنار آن كمي استراحت ميكنيم و صبحانه مختصري نيز ميخوريم .

 تا اينجاي كار بيشتر راهپيمايي كرديم تا كوهپيمايي .

 

از اينجا به بعد شيب كوه تند و نفس گير مي شود و آفتاب نيز پوست را مي سوزاند كه داشتن يك كلاه آفتاب گير و مقداري كرم ضد آفتاب كار را كمي آسان تر ميكند .

 

 قله بند عیش از جناح شرقی

وقتي به خود مي آييم . خود را  در ميان انبوه  لاله ها و شقايق هاي وحشي پيدا مي كنيم . طبيعت در اين فصل آنقدر زيبا و ديدني است كه قابل توصيف نيست .

 

در ساعت 10:30 بر فراز قله صخره اي و زيباي بند عيش ايستاده بوديم . جالب اينجا بود كه بر روي قله نيز انواع گلهاي رنگارنگ ديده ميشود و بوي عطر و اسانس در فضا پيچيده بود .

خانه ای امن بر روی قله بند عیش

بر فراز قله محو اين همه زيبايي و عظمت پروردگار و شكرگذار او بخاطر آفرينش اين همه زيبايي بودم .

 

 پس از استراحتي كوتاه و خوردن مقداري مواد مغذي ساعت 11 از طريق دره اي كه منتهي به باغ گردو دوچناران يا به قول محلي ها دوچنارون ميشد به سمت تهران راهي شديم .

 

مسير برگشتمان كاملا" اشتباه بود . در حقيقت باغ گردو كه در وسعتي بسيار زياد  در دره دوچناران قرار دارد كاملا" خصوصي است .

 

نقشه ماهواره ای از موقعیت قله بند عیش

 اين باغ با استفاده از سيستم آبياري قطره اي و از طريق دو مخزن بزرگ آب كه بيشتر شبيه درياچه بودند تغذيه مي شد .

 

اين باغ توسط چند كارگر افغاني و سه سگ بزرگ كه متاسفانه بطور آزادانه در باغ مي گردند ، مراقبت  ميشود . ما وقتي اين موضوع را فهميديم كه در ميان محاصره سگها بوديم .

 

خوشبختانه بخاطر عدم فرارمان و مقابله با سگها و اقدام به موقع كارگران افغاني از اين مهلكه جان سالم بدر برديم .

ولي مجبور شديم كمي راهمان را دور كنيم و از مسيري ديگر به سمت تهران برگرديم ، براي همين ساعت 3 بعد از ظهر به تهران رسيديم .

نكته :

-          دره حصارك ، بهترين گزينه جهت برگشت از قله بند عيش است . هم مطمئن و هم زيباست .  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/20ساعت 8:0  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

آبشار كبودوال

آي با شما هستم !

اين درها را باز كنيد !

من به دنبال فضايي مي گردم / لب بامي /سر كوهي !

دل صحرايي كه در آنجا نفسي تازه كنم .                                   "فريدون مشيري" 

شهر نشيني و گسترش شهرها‌ ، مساله مهمي را در زمينه زندگي طبيعي انسان مطرح مي سازد . امروز كه انسان تحت فشار زندگي ماشيني و اوضاع سخت و سنگين ناشي از آن قرار دارد . 

سلامت خود را درخطر مي بيند و با پديده اي بنام فقر حركتي رو به رو است . ليكن ناچار به تحمل آهنگ يكنواخت اين زندگي جهنمي است . 

حاصل اين زندگي ماشيني و ارمغان آن براي بشر امروزي به ويژه فرزندان ما كه در دوران رشد و نمو خويش به سر مي برند چه بوده است ؟

 

در تاريخ 10/02/1388 وقتي در حال برگشت از خالد نبي در استان گلستان به سمت گرگان و سپس تهران بوديم در علي آباد كتول به اين فكر افتاديم تا سري هم به آبشار زيبا و باشكوه كبودوال بزنيم . 

براي رفتن به اين آبشار بايستي به سمت پارك جنگلي كبودوال در چهاركيلومتري جنوب شرق علي آباد كتول برويم .

 از پارك  جنگلي تا محل آبشار اصلي كبودوال حدود 20 دقيقه پياده روي زمان مي برد كه مسيري بسيار زيبا است .

 

مسير جنگلي به سمت آبشار كبودوال

آب اين آبشار از دامنه شمالي كوه هارون به ارتفاع 1780 متر سرچشمه مي گيرد و با عبور از جنگل زيباي كبودوال منظره بسيار بديعي را بوجود مي آورد . 

در طول مسير به سمت آبشار ، مناظر بديع و پل هاي چوبي در كنار آبي روان و درختان جنگلي ، شما را به وجد مي آورد . 

همچنين ، آبشارهاي كوچك و بزرگ زيادي در امتداد رودخانه خودنمايي مي كنند كه در زير هر آبشار حوضچه هاي جالبي بوجود آمده كه بعضي از جوانان منطقه  از آنها براي شنا و آبتني استفاده مي كنند . 

پارك جنگلي و آبشار كبودوال به دليل چشم اندازهاي طبيعي و دسترسي آسان به جاده اصلي گرگان به مشهد مقدس ، موقعيت بسيار مناسبي براي جذب گردشگران خارجي و داخلي دارد . 

اين پارك با تنوع و تراكم پوشش گياهي يكي از زيستگاههاي گياهي با ارزش به حساب مي آيد .  

براي همين شهرداري علي آباد كتول با ايجاد زيرساختها و ساختن مسير و واحدهاي پذيرايي متناسب با الگوي معماري پارك ، سعي دارد زمينه هاي جذب گردشگران بيشتري را فراهم نمايد .  

در نزديكي آبشار با منظره شكسته شدن عمدي يك درخت روبرو شدم و با خود فكر كردم : اي كاش ، برخوردي جدي با كساني كه به جان درختان بي دفاع مي افتند نيزميشد .  

اي كاش قبل از اينكه اين مواهب طبيعي را در دسترس عموم قرار دهيم با آموزش صحيح در بين آحاد مردم ، بهداشت كوهستان و محيط زيست را به آنها آموزش مي داديم تا بيش از اين شاهد نابودي و لطمه به طبيعت ايران زمين نباشيم .

مرجع اطلاعات: كتاب آبشارهاي ايران – مهندس مجيد اسكندري

 

آبشار كبودوال

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/13ساعت 8:0  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

خالد نبی

اي بهار

اي بهار

اي بهار

تو پرنده ات رها

بنفشه ات به بار

مي وزي پر از ترانه

مي رسي پر از نگار

هر كجا رهگذار تست

شاخه هاي ارغوان شكوفه ريز

خوشه اقاقيا ستاره بار

بيدمشك زرفشان

لشكر ترا طلايه دار

بوي نرگسي كه ميكني نثار

برگ تازه اي كه مي دهي به شاخسار

چهره تو در فضاي كوچه باغ

شعر دلنشين روزگار

آفرين آفريدگار                                  " فريدون مشيري " 

در اين جهان پهناور و در طول تاريخ حيات بشري ، بر روي اين كره خاكي ، انسان همواره جايي براي كشف كردن داشته است . 

هنوز هم همينطور است . آنهايي كه به دنبال يك احساس ناشناخته پا در راه سفرهاي اكتشافي ميگذارند 

مقبره خالد نبي

 و يا آنهايي كه به سفرهاي ماجراجويانه مي روند و يا همين گردشگران معمولي همه و همه به دنيال يك احساس ناشناخته هستند. 

طبق برنامه ريزي از قبل تعيين شده در تاريخ 09/02/1388 روز چهارشنبه در غالب يك گروه 4 نفره شامل خودم و آقايان صارمي ، ميرصالحيان و ذاكري ، كه ساعت 15:30 از تهران به سمت استان گلستان سفر خود را شروع كرديم .

هدف ما از اين مسافرت ديدن مقابر خالد نبي ( خالد بن سنان ) ، چوپان آتا ( خادم و چوپان خالد نبي ) و حضرت عالم بابا و گورستاني بسيار قديمي بود كه توسط آقاي دكتر محمد رضا صارمي از مدتها قبل طراحي و برنامه ريزي شده بود .

 مقبره چوپان آتا

بد نيست بدانيد كه قبر 14 پيامبر در خاك ايران قرار دارد كه عبارتند از حيقوق نبي در تويسركان ، شموئيل نبي در ساوه ، حجي و مردخاي نبي در همدان ، 

 يوشع و شيعا نبي در اصفهان ، قيدار نبي در خدابنده ، سلام ، سلوم و سهولي نبي در قزوين ، ايوب نبي در بجنورد ، دانيال نبي در شوش و در آخر خالد نبي در كلاله  

مقبره چوپان آتا از زاويه اي ديگر

ما ساعت 21:30 به جنگل قرق در فاصله 20 كيلومتري گرگان رسيديم و شب را در آرامش و سكوت زيباي جنگل به خواب رفتيم و صبح با صداي دلنشين پرندگان از خواب بيدار شديم . 

جنگل قرق

ساعت 7 صبح روز پنجشنبه به سمت شهرستان مينودشت ، شهر كلاله حركت كرديم .

در حقيقت شهرستان مينودشت داراي سه بخش مركزي ، كلاله و مراوه تپه ميباشد كه خالد نبي جزو مراوه تپه است .

 

ساعت 10 صبح پس از طي 580 كيلومتر به كلاله رسيديم و از آنجا به سمت خالد نبي ( شمال شرقي مينودشت )  

كه بر فراز قله كوه گوگجه داغ در ارتفاع 800 متري و در فاصله 55 كيلومتري كلاله واقع شده بود حركت كرديم . 

پس از يك ساعت و گذر از ميان دشتي حاصلخيز ، با انواع گلها و شقايق هاي وحشي ساعت 11 به خالد نبي رسيديم . 

 در همان ابتدا بخاطر  وجود جمعيتي زياد از تركمن ها ( بيشتر اهل تسنن ) ، اهميت اين زيارتگاه را در نزد مردم اين خطه از كشورمان را حس كرديم .  

آرامگاه خالد نبي داراي يك بقعه اصلي بود و در فاصله اي نه چندان دور، آرامگاه حضرت عالم بابا ، پدر همسر خالد نبي و كمي دورتر از آن آرامگاه چوپان آتا ، خادم و چوپان خالد نبي وجود دارد .  

قابل ذكر است كه تركمن هاي ساكن تركمن صحرا و شرق مازندران كرامات و معجزات بسياري را به خالد نبي نسبت ميدهند . در باره خالد بن سنان در كتاب ناسخ التواريخ آمده :  

" در 6123 سال پس از حضرت آدم به نبوت رسيده و مردم آن عصر را به شريعت عيسي دعوت مينمايد . نسبت آن حضرت به حضرت اسمعيل ميرسد ." 

 همچنين در كتاب تفسير روح البيان ، روايتي از قول كلبي نقل شده كه طبق آن ما بين پيامبري حضرت عيسي و حضرت محمد(ص) چهار نبي تبليغي بوده اند كه سه تن از آنان از قوم بني اسرائيل و يكي از آنان عرب بوده كه همان خالد بن سنان ميباشد . 

از همه اينها كه بگذري در اين فصل وقتي از آرامگاه خالد نبي در ارتفاع 700 متري به اطراف مي نگري ، زيبايي خيره كننده اي را تا دور دستها مي بيني . 

طبيعت زيبا و بكر اطراف آرامگاه خالد نبي و چوپان آتا ، با انواع و اقسام گلها ، با رنگها و عطرهاي متفاوت ، هر بيننده اي را مجذوب خود ميكند .  

در فاصله 2 تا 3 كيلومتري خالد نبي ، گورستاني  با سنگهايي به اشكال مختلف كه نشان دهنده گورستاني بسيار قديمي است ديده ميشود . 

اين منطقه يكي از مناطق بكر باستان شناسي ايران است كه متاسفانه بطور جدي مورد مطالعه و كاوش قرار نگرفته است . 

وقتي به اين سنگها خوب دقت بكنيم ، در ميانشان سنگ قبرهايي خواهيم ديد كه در طراحي آن از نقش شاخ قوچ استفاده شده است .

اين نقش ها را ميتوان با تلفيقي از نقش گياه و شاخ قوچ بر روي قالي ها ، نمدها و گليم هاي تركمن ها نيز ديد . 

پس از بازديد از اين منطقه ما راهي علي آباد كتول جهت بازديد از آبشار زيباي كبودوال شديم .............

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/06ساعت 7:49  توسط پرویز شجاعی پارسا  |