تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

آبشار اخلمد

مهد من گشته ايران

من كودك دلبند تو ، تو نيز والا مادرم

بي تو ندارم زندگي ، جاني تو اندر پيكرم

در هر مكان ، در هر زمان ، هر جا روم ، هر سو پرم

رو آورم بر سوي تو ، زيرا تو هستي لانه ام

اقوام و خويشاوند من ، ما واي من ، كاشانه ام

آنچه انسان از بهشت در تصور خود دارد ، تصوير باغي است سرسبز با درختان سر به فلك كشيده ، رودها و جويبارهاي جاري ، گلها و گياهان متنوع ، آسماني آبي و . . .

 

اين تابلوي زيبا ، در واقع آن چيزي است كه انسان در زمين به عنوان زيباترين ديده و همواره از آن به عنوان بهشتي بر روي زمين ياد كرده است .

 

به طور يقين ميتوان گفت مسير آبشار اخلمد يكي از زيباترين مكانهاي ايران زمين است و ميتوان از آن به عنوان بهشتي  در اين جهان خاكي ياد كرد .

 

آبشار دوم

همان بهشتي كه ما هميشه در فكرمان است .  درختان بزرگ و تنومند ، چشمه ساران فراوان كه از لا به لاي سنگها فوران ميكند ، دره اي ژرف و عميق با آبشارهاي ديدني و . . . .

 

روستاي اخلمد ( اخلومد ) در فاصله 85 كيلومتري شمال غرب شهرستان مشهد و در مسير جاده مشهد به قوچان واقع شده است .

قبل از حركت به سمت روستا ، دو تن از دوستداران طبيعت كه براي سفري چند روزه به مشهد آمده بودند به پيشنهادم جواب مثبت دادند و با من همراه شدند 

لذا در تاريخ 9/01/1388  ساعت 7 صبح  از مشهد به سمت روستا حركت كرديم و حدود 4 كيلومتر بعد از شهرستان چناران مسيري فرعي ( حدود بيست كيلومتر ) ما را به سمت روستاي اخلمد راهنمايي كرد .

سد بايسنغري

نرسيده به روستاي اخلمد ، بند يا سدي قديمي و جالب بنام سد بايسنغري توجه ما را به خود معطوف كرد كه در حال تخريب و فرسايش بود .

 

پيرزني در حال تميز كردن مكاني جهت اسكان مسافران

اين سد در حدود سالهاي 840 قمري ساخته شده است زماني كه بايسنغر حاكم طوس بود .

 

بد نيست كمي در باره بايسنغر هم بدانيم : بايسنغر پسر سوم شاهرخ  ، سلطان قدرتمند تيموري بود . او از ادب دوستي و هنرپروري نيز چيزي كم نداشت و از خوشنويسان بنام عصر خود بود .

 

در متون تاريخي به دفعات از بايسنغر و نقش او در اوضاع سياسي روزگار و جنگها و نبردهاي وي سخن گفته اند . او باني مكتب كتاب سازي در ايران است .

آبشار اول

شاهنامه بايسنغري ( موزه كاخ گلستان ) و قران بايسنغري ( موزه قران آستان قدس ) از او به يادگار مانده است .

 

جانپناه جهت علاقه مندان به سنگنوردي

دره زيباي اخلمد مكان بسيار مناسبي براي سنگوردي ، كوهنوردي ، و مهمتر از همه لذت بردن از مواهب زيباي طبيعي است . در اين برنامه هم باز كتاب آبشارهاي ايران ( آقاي مهندس مجيد اسكندري ) راهنما و رهگشاي بسيار خوبي براي ما بود .

 

روستاي اخلمد داراي باغهاي زيبا و پر محصولي ميباشد و از ميان محصولات اين منطقه سيب و گلابي آن بسيار معروف است . و مسير آبشار از دل اين باغهاي پرثمر عبور ميكند .

 

 از روستاي اخلمد تا اولين آبشار 2 كيلومتر فاصله ميباشد . و در حدود نيم ساعت شما از طريق مسير پاكوپ به آبشار اول ميرسيد .

آبشاري زيبا كه مرا ياد آبشار شوي انداخت البته در اندازه اي كوچكتر

 

حيف اين طبيعت زيبا كه با زباله كثيف شود .

روايت است شاه عباس دوم پس از فتح قندهار در راه بازگشت به اصفهان چند روزي را نزديكي آبشار اخلمد اقامت كرد .

 

 مسير را پس از آبشار اول ادامه داديم و دوباره پس از نيم ساعت به آبشار دوم رسيديم كه از ميان تخته سنگي بزرگ به ارتفاع تقريبي 10 متر به پايين پرتاب ميشد .

 

به ريزش آب در اطراف اين غار كوچك توجه كنيد.

پس از آن به سمت آبشار سوم راهي شديم كه در ميان دره اي عظيم با ديواره هاي بلند و از كنار رودخانه بايستي گذر كرد .

اين آبشارها در اوايل سال يعني فصل بهار بخاطر بارندگي هاي فراوان بيشترين مقدار آب و همينطور زيبايي فريبنده اي دارند .

 

 هر چند اهالي اخلمد معتقد بودند امسال ، آب آبشارها بخاطر خشكسالي نسبت به سالهاي گذشته كمتر بوده است . ولي چيزي از زيباييهاي آن كم نكرده بود .

 

در كنار آبشار سوم ، خداوند متعال تخته سنگ بزرگي چسبيده به كوه را آفريده بود . اين تخته سنگ بسيار شبيه پنجه گرگ است و به همين نام هم معروف است

 

 و آب چشمه ساران از هر طرف آن در حال ريزش مي بود و منظره غير قابل وصف و شاعرانه اي را بوجود آورده بود .  ساعت 10 صبح مسير برگشت را انتخاب كرديم و ساعت 12 به روستا رسيديم و از آنجا به سمت مشهد راهي شديم .

 

خيارك

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/30ساعت 8:12  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

قلعه گبری ها

ترا به اين سرزمين دعوتي ست

ترا آغوش به روي تمام سفيدي ها بازست

بيا به سرزمين پاكي ها قدم بگذار

و بياموز بي رنگ بودن را

و فرياد بزن :" من همان بي رنگ بي رنگم "

 

تلاش ما ايرانيان براي حفظ  و بازيابي هويت ايراني خود ، واكنشي طبيعي جهت جلوگيري از نابودي هويت غني ايراني ماست . هويت ايراني ، لايه لايه است و ريشه در تاريخي چند هزار ساله دارد .

 

به نظر مي آيد پرداختن به هويت ايراني و كشف پيوندهاي انسان ايراني با موطن و پيشينه اش ، ميتواند در بسط اخلاق و فرهنگ در اين سرزمين اثر گذار باشد و ايراني بهتر را براي ما رقم بزند .

 

در ادامه بازديد از مناطق ديدني شهرستان كلات ، پس از ترك آبشار قره سو ،

به سمت روستاي سررود كه در فاصله 35 كيلومتري كلات به سمت مشهد بود حركت كردم يعني پس از طي 6 كيلومتر ديگر به اين روستا رسيدم .

 

 در حقيقت سررود در كيلومتر 110 جاده مشهد – كلات بعد از شهر زاوين در سمت چپ جاده قرار دارد . اين روستا با 850 نفر سكنه در بخش زاوين شهرستان كلات قرار گرفته .

منطقه سررود يكي ديگر از مناطق ييلاقي شهرستان كلات ميباشد كه علاوه بر باغات و رودخانه پر آب دو امامزاده نيز در آن وجود دارد كه مردم منطقه اعتقادات خاصي به آنها دارند .

 

ساعت 17 به سررود رسيدم . اگه حقيقتش را بخواهيد اصلا" نمي دانستم كه در اين منطقه همچين قلعه اي وجود دارد

 و در ابتدا قصد داشتم به ابشار ارتكند سري بزنم ولي بخاطر نزديك بودن به غروب آفتاب از ديدن آن صرف نظر كردم و به بازديد اين قلعه اكتفا كردم.

 

در همان ابتداي  ورود به روستا ، قلعه گبري ها يا بقول محلي ها قلعه سوراخه كاملا" مشهود بود كه بصورت سوراخهايي ريز از دور ديده ميشد . پس از پارك اتومبيل ، به سمت قلعه راهي شدم

 

با نيم ساعت پياده روي و پس از گذر از عرض يك رودخانه و همچنين با عبور از مزارع و كشتزارهاي زيبا به نزديكي  قلعه مذكور رسيدم .  خلوتي ، سكوت منطقه و هيبت ترسناك قلعه و تنها بودنم ، ترسي عجيب وجودم را فرا گرفته بود .

 

پس از بازديد قلعه و در مسير برگشت به گورستاني قديمي ( مربوط به زرتشتيان ) برخورد كردم كه از شواهد پيدا بود عده اي بخاطر پيدا كردن گنج ، بخشي از گورستان را زير و رو كرده بودند

 

 و تكه هايي از استخوان و كوزه در آنجا ديده ميشد كه با پرس و جو از طريق چوپان جواني كه آن نزديكي بود حدس مرا تبديل به يقين كرد .

 

وجود همين گورستان ، گوياي قدمت تاريخي اين مكان بود . اين نكته نيز حائز اهميت است كه بعد از شكست ساسانيان از اعراب ، گروه زيادي از زرتشتيان از غرب ايران كه مركز اصلي دين زرتشت بود .

 

جهت حفظ دين خود به نواحي شرقي ايران آمدند . چنانچه يزدگرد سوم هم بعد از شكست به نواحي شرقي گريخت و در مرو كشته شد و نام سبد كوه يا سپيد كوه به خاطر حضور گسترده زرتشتيان به هزار مزكت يعني جايگاه هزار پيشوا تغيير نام پيدا كرده بود .

 

كه البته پس از گسترش اسلام دوباره به هزار مسجد تغيير نام داد . قلعه يا خانه گبري ها در روستاي سررود نيز مويد حضور زرتشتيان در اين منطقه ميباشد

 

آبشار زيباي ارتكند نيز در فاصله 15 كيلومتري اين روستا قرار دارد كه بخاطر تاريكي هوا و كمبود وقت ديدن آن را به زماني ديگر موكول كردم  و بسمت مشهد حركت كردم .

 

ماخذ : كتاب سيماي گردشگري كلات نادري نوشته شعبانعلي فرهمند

 

ادامه دارد ......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/23ساعت 13:9  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

آبشار قره سو

وطنم سرزمين عشق و غزل

وطنم نور و آب و عطر و عسل

وطنم چشمه ي سپيد و شير

وطنم آفتاب عالم گير

وطنم دست خط تاريخي

نه زميني ، كه ماه و مريخي

 

سياحت راهي است براي رفتن و آزموده شدن . فطرت انسانها هميشه در جستجوي ناشناخته هاست .

ارزش سفر آنقدر بالاست كه خداوند در قران كريم بارها و بارها به آن اشاره مي فرمايد .

 

در سوره ملك آيه 15 به صراحت گفته است : " او آن خدايي است كه زمين را براي شما  نرم و هموار گردانيد .

پس شما  در پستيها و بلندي هاي آن حركت كنيد ، روزي او خوريد و شكرش گوييد كه بازگشت خلق بسوي اوست . "

 

 در حقيقت او ميخواهد تا ما از اين طريق در اوقات فراغت مان هم با بهره گيري از نعمات زميني در مسير حق قرار گيريم  و هم به بيراه نرويم .

 

در ادامه گشت و گذار در شهرستان كلات ساعت 13 روز 07/1/1388 به روستا قره سو كه در 10 كيلومتري غرب شهر كلات واقع شده است رسيدم .

 

وجود 8 آبشار زيبا با دره هاي تنگ و چشمه ساران فراوان موقعيت روستاي  قره سو به ارتفاع 1190 متر را ممتاز كرده است .

قره سو واژه اي است تركي و به معني آب سياه است و چون بستر و كف رودخانه را سنگهاي سياه پوشانده ، وقتي آب روي آنها حركت ميكند ، مسير رودخانه سياه ديده ميشود .

 

قبل از شروع توضيحاتي در باره اين آبشار زيبا بايستي از آقاي مهندس مجيد اسكندري بخاطر نگارش كتاب آبشارهاي ايران تقدير و تشكر بنمايم .

 

 انصافا" اين كتاب راهنماي بسيار خوبي براي افرادي ميباشد كه علاقمند به آشنايي با آبشارهاي ايران هستند .

پس از پارك اتومبيل و پرداخت 1500 تومان وروديه با 10 دقيقه پياده روي  وارد دره قره سو ميشويم . راهي وجود ندارد بايد قيد كفش هايمان را بزنيم و بريم تو دل آب .

 

اين منطقه كوهستاني پر آب و مصفا مكاني جذاب براي گردشگران بوجود آورده است و آبشارهاي ديدني و زيبايي را در دل خويش جاي داده است .

 

در طول مسير بر ديواره هاي سنگي آبشارها نردبان هاي فلزي نصب گرديده تا مسير رفت و آمد به آبشارها براي گردشگران آسان و سهل گردد .

 

آنچه به زيبايي اين آبشارها افزده بود و اين مكان را زيباتر نموده بود ، دره هاي تنگ و پيچ در پيچ با ديواره هايي 90 درجه كه سر به فلك كشيده بود ، بودند .

 

 پس از اينكه از طريق نردبانها از چند آبشار گذر كردم به آبشاري رسيدم كه بسيار هيجان انگيز بود ،

چرا كه بايستي تقريبا" از ميان آب رد ميشدم و آب آبشار را مثل قطرات تند باران بر روي سرم حس ميكردم .

 

چاره اي نبود "خود راه بگويدت كه چون بايد رفت" پس از گذر از اين آبشار مثل موش آب كشيده شده بودم ولي خوشبختانه هوا بسيار خنك و بهاري بود و غصه اي بابت سرما خوردگي نداشتم .

 

محل خروج آب شيرين قره سو از سردابه عمارت خورشيد در كلات

بد نيست بدانيد به خاطر آب شيرين و گواراي قره سو ، نادر شاه با استفاده از توان مهندسين خود ، آب اين روستا را از طريق لوله كشي  به مسافت 5 كيلومتر جهت مصرف مردم كلات تا عمارت خورشيد هدايت كرده بود .

 

همينطور كه به جلو پيش ميرفتم  و از هر پيچي كه ميگذشتم منظره و آبشاري زيبا مرا غافلگير ميكرد و مشتاق اين بودم كه ببينم در انتها ، اين دره به كجا ختم ميشود .

 

پس از يك ساعت عبور از ميان رودخانه و گذر از8 آبشار زيبا و دره هاي  تنگ و باريك و بلند به دشتي سرسبز و مفرح با سكوتي ملكوتي و هوايي پاك ، لطيف و استرليزه رسيدم و دستگاه تنفسي ام نيز حضي وافر برد .

 

پس از استراحت و تماشايي كوتاه تصميم گرفتم  قبل از تاريكي هوا به قلعه يا خانه گبري ها يا بقول محلي ها قلعه سوراخه  نيز سري بزنم لذا به روستاي قره سو برگشتم

 

ادامه دارد ......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 9:9  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

كلات نادر

گذر بر كلات ايچ گونه مكن

كز آن ره روي خام گردد سخن

كنون در كلات است و با مادر است

جهاندار با فر و با لشگر است

همان به كه سوي كلات و چرم

برانيم و منزل كنيم از ميم

بگفت و بفرمود تا بگذرند

بسوي كلات و چرم ره برند

به سوي كلات اندر آمد ز راه

گرفته همه راه و بيره سپاه                          "شاهنامه فرودسي"

 

بناهاي تاريخي و قديمي بخشي از ميراث گذشتگان ما هستند . اين ميراث نه تنها پيوند ما را به گذشته فراهم مي آورد بلكه هويت ، نحوه زيست ، شيوه تفكر و ... يا به عبارت ساده تر تاريخ آنان را به ما ميدهد .

 

ميراث گذشتگان ، سند و شناسنامه و ماحصل تجربه اسلاف و پدران ما در طي روزگار است . با اتكاء به اين تجارب است كه مي توان افق هاي بينشي گسترده اي را فرا روي خود قرار دهيم .

 

نماي دره اي عظيم از روي بند نادر

مدتها بود دوست داشتم كلات نادر را از نزديك ببينم . براي همين قبل از حركت از تهران به مشهد ، نقشه يك برنامه يك روزه را كشيدم و در روز جمعه 07/1/1388 توفيق ديدن شهر تاريخي كلات را پيدا كردم .

 

شهر كلات با ارتفاع 2100 متر در 145 كيلومتري شمال مشهد و نزديك مرز تركمنستان ميباشد . اين شهر با طبيعتي بكر و آثاري تاريخي از نقاط ديدني شمال شرق ايران است . كلات در لغت به معني آبادي و زيستگاهي بر فراز كوه است .

 

عمارت خورشيد

زمينهاي حاصلخيز ، سرسبزي دامنه ها و كوهپايه ها ، گله ها و رمه ها ، آب و هواي معتدل كوهستاني ، همه و همه توجه هر گردشگري را به خود جلب ميكند .

 

نقش هاي برجسته بر روي عمارت خورشيد

البته دليل آن را ميتوان بخاطر بارانهاي بهاري و پاييزي مداوم و مستمر دانست . اولين باري كه در باره كلات نادر مطالبي خواندم از كتاب خواجه تاجدار نوشته ذبيح ا... منصوري بود . كلات مركز گنجينه هاي نادر بود .

 

نمايي از داخل عمارت خورشيد

 نادر پس از كشتارها و جهان گشايي ها بلاخره در سال 1160 قمري زمانيكه از مشهد ( پايتخت آن زمان ) عازم كلات جهت بازديد از گنجينه هاي خود بود در فتح آباد قوچان توسط سرداران خود از پاي درآمد .

 

نماي مسجد كبود از عمارت خورشيد

در حقيقت علي قلي ميرزا برادرزاده نادر با تحريك تني چند از سرداران سپاه نادر شبانگاه و در حال خواب و در چادرش سر از بدن اش جدا كرده و تاج و تخت اش را به تاراج بردند .

 

دولت نادر يك شبه چنان از ميان رخ بربست كه گويي هرگز نبوده است .

شب ، سر قتل و تاراج داشت

سحر گاه نه تن سر ، نه سر، نه تاج داشت

بيك گردش چرخ نيلوفري

نه نادر بجا ماند و نه نادري

بنازم من اين چرخ پيروز را

پريروز و ديروز و امروز را

 

استاديوم شهر كلات

نادر هر آنچه كه از بابت ماليات و زر و سيم و جواهر از مردم و جنگها بدست مي آورد در آنجا نگهداري ميكرد . در همين كتاب آمده  در كلات نادر بيش از 30 كرور طلا و جواهر ( 1 كرور = 500000 ) وجود داشته است . بدون اينكه نادراز آنها براي رفاه مردم استفاده كند .

سوراخي در ديواره بند نادر

در صورتي كه نادر با پولي كه در خزانه داشت ميتوانست كشور ايران را آبادترين كشور دنيا در آن زمان بكند ولي آن كار را نكرد و فشار مامورين ماليات باعث شد هزارها قصبه و قريه از بين رفت و اراضي زراعتي آن مبدل به بيابان لم يزرع شود .

 

بند نادر

 پس از 3 ساعت و گذر از روستاهاي متعدد به كلات رسيدم  ولي قبل از ورود به آن داخل تونلي عجيب و غريب شدم كه ديواره هاي آن بسيار ناهموار بود و با سيمان پوشيده شده بود و عرض تونل نيز در نقاط  مختلف كاملا" متفاوت بود .

 

تونل ورودي به كلات

وجود آثار تاريخي بي شمار و طبيعتي زيبا ، بكر و فراموش نشدني در كلات و سادگي و صميميت اهالي آن  مامني براي روح  ناآرام من بود تا دمي آسوده در كلات و اطراف آن پرسه بزنم .

 

مسجد كبود

اولين جايي كه سرك كشيدم عمارت يا قصرخورشيد بود كه دستور ساخت آن در سال 1151 قمري توسط نادر شاه صادر گرديد . اين بنا از گور تيمور در سمرقند اقتباس شده است .

 

اين بنا در سال 1160 نيمه كاره رها شد و دليل آن اين بود كه وقتي خبر كشته شدن نادر به معماران و هنرمندان هندي كه مسئول ساخت بنا بودند مي رسد ، فرار را برقرار دانسته و به موطن خود مي گريزند .

 

در ابتدا اين بنا قرار بوده كه مقبره نادرشاه باشد كه پس از قتل نادر اين قضيه منتفي ميشود . در حال حاضر در سردابه  اين بنا موزه مردم  شناسي داير گرديده است كه شما ميتوانيد با آداب و رسوم ، مشاغل و فنون ، زندگي و معيشت مردمان گذشته آشنا شويد .

 

مسجد كبود گنبد ، در فاصله 200 متري شرق عمارت خورشيد قرار دارد . احتمالا" در اين مكان ابتدا آرامگاهي متعلق به دوران ايلخاني وجود داشته كه در دوره هاي بعد ساختار مسجد پيدا كرده است . برخی بنای اصلی این مسجد را متعلق به دوره سلجوقی میدانند

 

به فاصله حدود 5 كيلومتري شمال كلات ، باقيمانده بند ( سد ) بزرگي از سنگ و ساروج ديده ميشود كه در ميان دره اي ژرف بنا شده است كه به بند نادر معروف است و در گذشته زمین های آن حدود را مشروب میکرده است

 

ديواره بند نادر

برخي بناي سد را به دوره سلطنت نادر و عده اي هم زمان ساخت آن را بعهده سلجوقيان و حتي قديمتر نسبت مي دهند . ارتفاع سد ااز بستر رودخانه در حدود 70 متر و عرض آن حدود 2 متر است.

 

در گوشه اي ديگر از شهر كلات و بر دیواره سنگی و نزديك  دربند ارغوانشاه کتیبه سنگی به خط نستعلیق با حاشیه اي زيبا دیده میشود که در ارتفاع 15 متری از کف رودخانه قرار دارد .

 

برج ارغونشاه

این کتیبه سنگی شامل 24 بیت شعر میباشد كه يك بیت آن فارسی و بقیه به زبان ترکی ميباشد و توسط گلبن افشار ، شاعر عهد نادرشاه سروده شده است و بيشتر در مدح اين پادشاه است

 

دو بيت اول و دوم آن بدين مضمون است :

ابتدا حمد خداي احمد و فرد قديم

قادر لم يزل و عالم و دانا و حكيم

او كي بو كن و مكاني ياراتوپ قدرتدن

اوكي بو بحر و بري خلق ادب شوكتدن

 

 کتیبه مذکور تاریخی ندارد ولی از قرائن تاریخی چنین برمی آید که متعلق به سال های 1155 تا 1160 قمري يعني سالهاي آخر زندگي نادر ميباشد كه با قتل نادر ناتمام مانده است .

 

موقعیت جغرافیایی کلات نادر نسبت به مشهد

در حدود 200 متری بعد از کتیبه نادری و مشرف به شهر كلات ، برج و بارویی از سنگ و آجر به چشم میخورد که جایگاه مناسبی برای نظارت بر کلیه رفت و آمد ها به داخل و خارج کلات بوده است.

 

دکتر علی شریعتی در کتاب راهنما ی خراسان مینویسد :

(ساختمانی است آجری و دانه  دار که به شکل مخروطی ناقص به ارتفاع 35 متر از کف ژرف رود و هشت متر از کف زمین بالا رفته است . این بارو ، محل سکونت و دیده بانی قلعه بیگ بوده 

 

و قلعه بیگی سمتی بود که تا اواسط دوران مظفر الدین شاه در این محل وجود داشته است. قلعه بیگ مامور حفاظت قلعه کلات بود و هشت آبادی درون کلات را دیده بانی می کرده و ورود به کلات و دیدن عمارت و آبادی های آن با اجازه وی بود.)

 

آثار تاريخي و طبيعي شهرستان كلات  آنقدر زياد است كه با يك يا دو روز نميتوان تمامي آنها را تماشا كرد . غير از تپه هاي باستاني ، ارگ ها و قلعه ها ، كوره هاي آجر پزي ، آسياب هاي قديمي ، مساجد تاريخي ، گورهاي گبري ها و . . . اين شهرستان داراي آبشارها و ارتفاعات زيبا و ديدني نيز ميباشد . كه من در چند پست ، تعدادي از آنها را كه خود از نزديك مشاهده كردم برايتان معرفي ميكنم .

 

ادامه دارد . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 7:43  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

بسطام

هر كس در اين سرا درآيد

نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد

چه آن كس كه به درگاه باري تعالي به جان ارزد

البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد

                 " متن كتيبه سر در خانقاه شيخ ابوالحسن خرقاني "

 

گنبد غازان خان

سفرنامه نويسي عنصري زنده در پيكر ادبيات گردشگري است و در كنار خاطرات ، يادداشتها و دست نوشته هاي محققان و ماجراجويان و بطوركلي گردشگران از اهميت فراواني برخوردار است .

 

وقتي به بسياري از آثار مكتوب پيشين ( سفرنامه ) مي نگريم ، اطلاعات جالب و خوبي را در اختيار ما علاقه مندان قرار مي دهند . پس بد نيست همه ما علاقه مندان نيز در سفرها ، خاطرات و دست نوشته هاي خود را جمع آوري و دسته بندي كرده تا ديگران نيز بتوانند از تجربيات سفر ما در حد امكان استفاده نمايند .

 

در ايام نوروز تصميم گرفتم همراه با خانواده به مشهد مقدس سفري داشته باشم . ولي هيچ وقت فكر نمي كردم در مدت 4 روز سفرم ، به جاهاي ديگري نيز بتوانم سفر كنم .

 

گنبد و ايوان غازان خان

در اين مدت مجموعا" 2750 كيلومتر راه را با اتومبيل طي كردم و مكانهاي تاريخي و آبشارهاي زيبا و جاهاي ديدني بسياري را از نزديك نظاره كردم .

 

شهر بسطام ، روستاي قلعه نو خرقان ، آبشار قره سو ، آبشار اخلمد ، كلات نادر ، بند يا سد نادر ، كتيبه نادر ، عمارت خورشيد ، مسجد كبود ، برج ارغونشاه  و قلعه سوراخه يا گبري ها از آن جمله بودند .

 

در تاريخ 6/1/1388 روز پنجشنبه به سمت مشهد حركت خود را آغاز كرديم  پس از 5 ساعت از طريق جاده خراسان به شاهرود رسيديم . در اين مسير ميتوان شهر شاهرود را نيمه راه تا مشهد دانست .

 

در 10 كيلومتري شاهرود به سمت گرگان شهر كوچكي قرار دارد بنام بسطام يا بستام كه خاطرات تلخ و شيرين فراواني از گذشته در دل خود جاي داده است .

 

مي گويند در سال 334 قبل از ميلاد ، اسكندر در يورش به ايران ، پس از آنكه مدتي در شهر صد دروازه بسر برد . جهت حركت به جرجان مدتي در بسطام اقامت گزيد .

 

برخي از مورخين ، بسطام را از بناهاي سردار معروف ، خسرو پرويز، پادشاه ساساني مي دانند و فردوسي شاعر حماسه سرا نيز در شاهنامه از اين شهر نام برده است .

 

منار بسطام

به آمدي و راه بيابان مرو

به زمين بود يكسر چو پر تذرو

چنين تا به بسطام گرگان رسيد

تو گويي زمين آسمان را نديد

 

 در مركز شهر مجموعه تاريخي بسطام  قرار دارد كه حيف است وقتي از نزديكي آن گذر ميكنيم به آنجا سري نزنيم . اين مجموعه كه  آثاري است از دوران سلجوقي و به بعد عبارتند از: مسجد ، مقبره و خانقاه بايزيد بسطامي ، مسجد جامع ، منار بسطام ، برج كاشانه ، گنبد و ايوان غازان خان . و من قصد دارم بطور مختصر توضيحاتي كوتاه در باره اين آثار برايتان بگويم .

 

مجموعه بايزيد بسطامي

بد نيست بدانيد بايزيد بسطامي ملقب به سلطان العارفين از عرفاي نامي و مشهور ايران در قرن سوم هجري قمري بوده است . اين شاعر و عارف در سال 131 قمري در بسطام بدنيا آمد .

 

بر روي قبر بايزيد سنگ مرمري قرار دارد كه كلماتي از مناجات حضرت علي بر آن به خط كوفي حك شده است .ميگويند با يزيد مقام والاي خود را به واسطه نيكي و احترام زياد به مادر بدست آورده است .

 

منار بسطام نيز در سمت شرق مسجد با يزيد و متصل به آن قرار گرفته است و تاريخ بناي آن سال 514 قمري ميباشد .

پلكان هاي منار بصورت مارپيچي است و بوسيله روزنه هايي كه در بدنه منار تعبيه شده نور داخل را تامين ميكند .

 

برج كاشانه

مسجد جامع بسطام در جنوب مجموعه تاريخي بايزيد بسطامي  قرار گرفته است و توسط غازان خان در بين سالهاي 700 تا 706 قمري ساخته شده است و داراي محرابي زيبا با گچبري نفيس با نقوش هندسي ميباشد .

 

برج كاشانه نيز در جنوب مجموعه تاريخي بايزيد و در كنار مسجد جامع بسطام قرار دارد كه بر اساس كتيبه سر در ورودي ، تاريخ بناي برج ، سال 700 قمري را نشان ميدهد ارتفاع اين برج 20 متر است و در بالاي برج نوشته اي به خط كوفي ديده ميشود كه در آن نام الجاتيو ثبت شده است .

 

پس از بازديد از مجموعه تاريخ بسطام قبل از اينكه به سمت مشهد حركت كنيم به روستاي قلعه نو خرقان كه در 14 كيلومتري بسطام به سمت گرگان قرار دارد نيز سري زديم

 و فاتحه اي بر مزار عارف و شاعر بزرگ ايران زمين شيخ ابوالحسن خرقاني خوانديم .

 

آرامگاه شيخ ابوالحسن خرقاني

وجود آرامگاه اين عارف نامدار قرن چهارم و پنجم قمري در خرقان نيز نشانگر پيشينه تاريخي اين منطقه ميباشد . شيخ ابوسعيد ابوالخير در خصوص وي ميگويد : من خشت خام بودم چون به خرقان رسيدم گوهر بازگشتم .

 

از ديگر اماكن و بقاياي تاريخي اين روستا ميتوان به بقاياي كهنه قلعه ، تپه تاريخي كولي ، يخدان و آب انبار قديمي  و همينطور جنگل ابر كه در 5 كيلومتري اين روستا واقع است اشاره كرد كه در فرصتي ديگر به آنها سري ميزنم .

 

 بازديد از بسطام و روستاي قلعه نوخرقان 3 ساعت بطول انجاميد و سپس دوباره به سمت مشهد ادامه مسير داديم .

در طول مسير و در كنار جاده  كاروانسراها و يخچالها و بناهاي تاريخي بسيار زيادي  ديده مي شدند كه بيشتر مردم اعتنايي به آنها نمي كردند .

 

 ساعت 8 بعد از ظهر به مشهد رسيديم  و  روز جمعه ساعت 6 صبح به تنهايي به سمت شهر كلات حركت كردم .......... ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/02ساعت 7:57  توسط پرویز شجاعی پارسا  |