تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

دژ گلخندان

شكوفا باد فصل آرزوتان

بهارخير و خوبي روبروتان

صفاي مستي صهباي نوروز

جهان تا باد بادا در سبوتان

    

در مرور ايامي كه به گشت و گذر مي گذرانم ، هميشه برايم مسرت بخش و خوشحال كننده بوده و هست و خواهد بود . براي همين دوست دارم بنويسم و خوشحال مي شوم وقتي كه ديگران هم اين مطالب را مي خوانند و عكسها را تماشا مي كنند و لذت مي برند .

 

و وقتي اين احساس شعف را در برخورد با دوستان و آشنايان و همينطور در پيامها مي بينم و ميخوانم  ، واقعا"  باعث شادي و خوشحالي من ميشود و نيرويي مضاعف جهت ادامه برنامه هايم مي گيرم .

دژ از جناح جنوب شرقي

اين هفته مي خواهم در باره دژ گلخندان كه در تاريخ چهارم فروردين ماه در اولين برنامه سال 1388 به همراه دوستان خوبم آقايان صارمي و سيف انجام دادم برايتان بگويم .

 

برج ديدباني

همانطور كه ميدانيد در ايران قلعه ها ، دژها و كاروانسراهاي زيادي وجود دارد كه متاسفانه خيلي از آنها در حال تخريب و از بين رفتن هستند . بعضي از اين قلعه ها دراطراف و نزديكي تهران ميباشند و كمتر كسي به آنها توجه دارد ، حتي اسم آنها را هم خيلي ها نشنيده اند .

 

دژ از نمايي دورتر

ما ساعت 6 صبح تهران را به سمت بومهن كه در شرق تهران است ترك كرديم  . پس از طي 20  كيلومتر به بومهن رسيديم  و سراغ  روستاي گلخندان را از اهالي گرفتيم .

 

در نهايت از طريق جاده اي فرعي در فاصله 5 كيلومتري جاده آسفالته بومهن به دماوند در ضلع جنوبي روستاي گلخندان ساعت 7 صبح به دژ مستحكمي  كه در نقطه اي  نسبتا" مرتفع  قرار داشت رسيديم .

 

اين دژ در تقاطع دو رودخانه بومهن و رودهن قرار دارد و درهمان ابتدا بخاطر وجود تابلو سازمان ميراث  فرهنگي و خاكبرداريهايي كه شده بود متوجه شدم كه خوشبختانه  اين سازمان در حال گمانه زني و جمع آوري اطلاعات و تعمير و ترميم اين اثر ميباشد .

 

آغاز استقرار و ساخت اين دژ به دوره سلجوقيان باز مي گردد كه در دوره هاي ايلخاني ، تيموري و اوايل صفوي نيز مورد استفاده قرار گرفته است . ولي اسناد و مداركي پيدا شده كه نشان مي دهد زندگي از قرن دوم تا يازدهم در آن ادامه يافته است .

 

اين دژ داراي ويژگيهاي منحصر بفردي ميباشد و ميتواند يافته هاي حائز اهميتي را پس از كاوش به باستان شناسان ارائه دهد . بد نيست بدانيد قديمي ترين يافته ، سكه هايي است كه متعلق به قرن دوم هجري است و گفته ميشود كه متعلق به يك حاكم دوره عباسيان همدوره مامون بوده است .

 

در كاوشهاي باستان شناسان تعداد زيادي قطعات سفال ، سر پيكانهاي فلزي ، قطعات مفرغي ، شيشه ، اشياء سنگي و زينتي كشف شده است .

 

راهرويي كه به بيرون قلعه راه دارد

در حين بازديد ، ما الوارهاي مستحكمي را ديديم كه بر روي گودالهايي پوشانده شده بود و متوجه شدم باستان شناسان پس از 4 متر كاوش عمودي تازه به بستر دژ رسيده اند و لايه هايي ضخيم از خاكستر را نيز پيدا كرده اند كه نشان از آتش سوزي مهيبي را مي داده است .

 

يكي از دربهاي خروجي

ديوارهاي اين دژ از قلوه سنگهاي رودخانه اي تراش نخورده با استفاده از ملات گل ساخته شده است كه قرار است گروه باستان شناسي با استفاده از همين ملات گل جهت ترميم اين اثر همت بگمارند .

 

ديوار شرقي

كاملترين قسمت دژ ، ديوار بزرگي است كه در قسمت شرقي آن قرار دارد . عرض ديوار در دو رديف سنگ  و ارتفاع آن در بعضي جاها بنظربيش 10 متر مي باشد .

 

پلكان سنگي

در گشت و گذاري كه در داخل دژ داشتيم به راهرويي برخورد كرديم كه بصورت زيرزميني همراه با  پيچي كوتاه به سمت پايين مي رفت

و از طريق دهانه اي باريك به بيرون دژ راه پيدا مي كرد و سپس با استفاده از پلكاني سنگي كه نيمي از آن تخريب شده بود تا كنار رودخانه پيش ميرفت

 

نماي دهانه سوراخ از بيرون دژ

در قسمت جنوب غربي دژ سوراخي نسبتا" بزرگ با شيبي تند مشاهده ميشود كه به بيرون دژ ، راه پيدا ميكند كه در اولين نگاه انسان را ياد سرسره هاي پاركهاي آبي مي اندازد كه هر چي فكر كردم متوجه نشدم اين سوراخ چه نقشي در اين دژ داشته است .

 

نماي دهانه سوراخ از داخل دژ

درباره اين دژ در جايي خواندم : در اول سنه 909 موكب شاه اسمعيل صفوي با عساكر ( لشگرها ) ظفر شعار از رستمدار حركت كرد و فسحت قلعه گلخندان را كه از متانت با چرخ برين و فلك رفيع برابري داشت محاصره فرمود و آن قلعه را متصرف شدند و قتل عام نمودند و از آنجا به قلعه فيروزكوه رفتند و آنجا نيز چون گلخندان بگرفتند .

 

سنگ قبري قديمي در نزديكي امامزاده قاسم

اين اثر نخستين بار در سال 1353 شناسايي شد و در سال 1379 به شماره 2888 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است .

 

پيرمردي از روستاي برگ جهان

وقتي بر بلنداي دژ ايستاده بودم  فكر كردم در زمانهاي گذشته  براي وارد شدن به اين دژ چه مراحل سختي را بايستي طي ميكردند ولي حالا در مدت يكساعت چه راحت وارد دژي ميشدم  كه خاطرات فراواني را دل خود جاي داده است .

به سمت شمال كه نگاه كردم ، قله دماوند كاملا" مشهود بود كه كلاهكي از ابر بر روي آن سيطره پيدا كرده بود و منظره جالب و زيبايي را تداعي ميكرد و براي ما در حال طنازي بود .

 

 در سمت شرق و در فاصله 500 متري قلعه ، امامزاده اي بنام زيد بن قاسم  ديده ميشود كه گنبد آن از روي دژديده ميشد وقتي به نزديكي آن رفتيم قبرستاني قديمي با سنگ  قبرهايي كه از تاريخ آنها ميتوانستيم حدس بزنيم كه متعلق به حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال پيش است ما را حيرت زده كرد .

 

نماي قلل مذكور از نزديكي سد لتيان

ساعت 10 صبح  پس از بازديد از دژ و امامزاده تصميم گرفتيم جهت شناسايي جاده اي كه از رودهن شروع ميشود و به ده ها روستا ارتباط پيدا ميكرد گذري كنيم .

 

سد لتيان

روستاهايي كه از آنها گذر كرديم عبارتند از وسكاره ، آردينه ، جورد ، ايرا ، علاين ، كلاين ، لواسان بزرگ ، چهارباغ ، رسنان ، هنزك ، ( سد لتيان ) ، نيكنام ده ، برگ جهان  ، افجه  و در نهايت از طريق لواسان به سمت تهران راهي شديم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/26ساعت 9:48  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

كوير مرنجاب 2

پهناي ابديت ، درياي مواج ريگ و باد

دريايي ، مرصع از فرهنگ اين سرزمين ، از جنوب تهران ، تا شمال كرمان

دريايي ، بندر آن كاشان ، عروس شهرهاي جهان

دريايي ، بندر آن زواره ، نگين ظرائف

دريايي ، جزيره آن ، خور ، سبز از نخل و طلا از آفتاب

دريايي ، جزيره آن فين ، سبز از سروها و آبي از فواره هاي خجول

                                                                                          " محمد رضا اصلاني"

 

گل جالیز ( ممنون از مهشید خانم بخاطر نام این گل )

عشق با گذشت زمان كم نمي شود بلكه ريشه مي دواند و عميق تر ميشود . چه سالها ، سالهاي درازي گذشت كه من به عنوان يك ايراني علاقمند به سرزمين اش در حسرت ديدار كوير لحظه شماري كردم.

 

سالها بود كه مي خواندم و مي شنيدم كه ما از جمله كشورهايي هستيم كه بديع ترين و جالب ترين كويرها را در اختيار داريم ، ليكن فرصت و بخت ديدار اقيانوس بي كران كوير دست نداده بود .

 

تا دمي در خلوت سكوت پر رمز و رازش ، و در روزِ پُر سرابش ، و در شب غرق در ستارگانش و در يك كلام زيبايي خدا گونه اش به تفكر و تحسين بنشينم و شاكر خالقش باشم .

 

يك ساقه علف در دل كوير

وقتي بر روي رمل ها لم داده بودم ياد خاطره نه چندان خوش ماركوپولو تاجر ونيزي افتادم .

 او در خاطراتش مي نويسد: لوت بياباني است شگفت انگيز ، خشك و بي حاصل ، كه در آن نه ميوه اي يافت ميشود و نه درختي.

 

بد نيست بدانيد ، در ماسه زارها ، همان گونه كه خاصيت عمومي ماسه هاي روان است ،

 رطوبت هوا در لايه اي نمناك مابين ماسه هاي خشك لايه زبرين و لايه خشك زيرين جمع مي گردد كه در بعضي نقاط موجب رويش گياهان كويري مانند  تاغ و . . . نيز ميشود .

گياه تاغ

جالبترين قسمت سفر ما در اين برنامه گذر از درياچه نمك آران و بيدگل بود كه فاصله زيادي با تپه هاي شني ندارد .

 

خط الراسي در كوير

 از تپه هاي شني به سمت شمال شرقي ، جاده خاكي اي وجود دارد كه از شرق درياچه بزرگ نمك مي گذرد و به كاروانسراهاي قصر بهرام و عين الرشيد در شمال درياچه ميرسد .

 

موقعيت جغرافيايي درياچه نسبت به كوهها و كاروانسراهاي اطراف

در كناره هاي درياچه ، ديدن برش هاي نمك كه انسان را ياد كندوي عسل مي اندازد و به پولي گون ( چند ضلعي ) معروف هستند خالي از لطف نيست .

 

پولي گون ها

در حين پياده روي كه 1:30 دقيقه بطول انجاميد و حدود 5 تا 6 كيلومتري راه رفتيم ، وجود آب را در زير پايمان حس ميكرديم و با هر قدمي كه برميداشتيم ، پايمان حدود 10 سانتي متري در لايه اي از آب و نمك فرو مي رفت .

 

اين درياچه شكلي شبيه به يك مثلث دارد كه راس آن به سمت شمال است . طول قاعده اين مثلث 35 و ارتفاع آن 38 كيلومتر ميباشد .

 

از جمله مناطق ديدني اين درياچه جزيره سرگردان ميباشد كه در قسمت جنوبي جزيره واقع است . اتلاق نام سرگردان به این خاطر است که هنگامی که از فاصله دور به این جزیره نگاه می کنید دو انتهای جزیره در افق محو می شوند و منظره ای مانند کشتی سرگردانی در دریای بیکران کویر پدید می آورد

 

 محو شدن دو انتها به علت گرمای شدید منطقه و در نتیجه آن ، خطای دید و شکست نور است . پیشینیان معتقد بودند که این جزیره دایما در حال حرکت است و از جایی به جای دیگر نقل مکان می کند . 

هوا آفتابي بود ، و با وجود باد خنكي كه از سمت شمال در حال وزيدن بود ولي آفتاب ، صورت هايمان را ميسوزاند . غير از ما پنج نفرهيچ پرنده ، خزنده و چرنده اي در روي درياچه ديده نمي شد و اونهايي هم كه ديده مي شدند جان به جان تسليم كرده بودند

 

یکی  ديگر از دیدنی های این منطقه چاه دستکن است . اين چاه  بين درياچه ، رمل و كاروانسراي مرنجاب قرار دارد .

سطح آب این چاه حدود 2 متر است.  با وجودی كه این  چاه  در  فاصله  بسیار  نزدیك به  بزرگترین نمکزار ایران قرار دارد ولي آب آن شیرین و گواراست.

 

عقیده بر این است که امام رضا در سفر خود از بغداد به خراسان وقتی از این منطقه عبور می کرده است، دچار تشنگی شدیدی می شود و این چاه را با دست خود حفر می کنند .

 

شیرین بودن آب با وجود نزدیکی به شوره زار دلیل نسبت این چاه به امام رضاست و به همین دلیل به چاه دستکن معروف شده است.

 

پيش به سوي ناكجا آباد

قبل از غروب آفتاب و تاريكي هوا به سمت كاروانسرا حركت كرديم  تا چادرهايمان را در كنار بركه آب ، نزديك كاروانسرا برپا كنيم .

 

تا نيمه هاي شب علاقه مندان به كوير از گروه هاي مختلف دسته دسته به محل اسكان ما آمدند و در كنار ما چادرهاي خود را برپا كردند تا روز بعد از زيباييهاي كوير لذت ببرند . 

 

محل مناسب جهت اسكان

روز جمعه 23/12/1387 پس از طلوع خورشيد ساعت 7 صبح به سمت بيدگل و آران حركت كرديم ولي قبل از رفتن به كاشان تصميم گرفتيم به شهر نوش آباد كه نزديك بيدگل و آران است هم سري بزنيم .

 

طلوع خورشيد

در آنجا به  قلعه تاريخي نوش آباد يا همان قلعه سي زان  و شهر زيرزميني نوش آباد هم سري زديم كه به اميد خدا در فرصتي ديگر پس از جمع آوري اطلاعات بيشتر گزارش جداگانه اي خدمتتان ارائه خواهم كرد .

 

قلعه سيزان در نوش آباد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/19ساعت 8:50  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

كوير مرنجاب 1

مَرَنجاب باشد وَهِ اردشير

به جا مانده از دودماني دلير

به هر گوشه اي خسروي پايمرد

به چشمان دشمن به پا كرد ، گََرد

 

دكتر آلفونس گابريل : " كوير ، كسي را كه يكبار گرفتار افسونش شده باشد ، ديگر رها نخواهد كرد ."

 

كوير مرنجاب يكي از زيباترين نقاط كويري ايران محسوب ميشود . درياچه نمك آران و بيدگل ، جزيره سرگردان ، چاه دستكن ، رمل ها  و كاروانسرا و قلعه شاه عباسي مرنجاب از ديدنيهاي اين كوير است .

 

اين كوير در شمال شهرستان آران و بيدگل در استان اصفهان قرار دارد . و ارتفاع آن از سطح آبهاي آزاد در حدود 850 متر ميباشد .

 

يادمه ، قرار بود سال گذشته به كوير مرنجاب برويم ولي بخاطر حجم زياد برنامه ها قسمت نشد تا امسال . و در واپسين روزهاي سال 1387 بطور جدي برنامه ريزي كرديم و تصميم خود را اجرا كرديم .

 

مهمترين چيزي كه در اين برنامه مورد نياز بود يك وسيله نقليه دو ديفرانسيل بود كه آن هم توسط يكي از دوستان و آشنايان حل شد .

 

براي اين برنامه 5 نفر انتخاب شدند و روز پنجشنبه 22/12/1387 ساعت 5:30 دقيقه صبح پس از جمع و جور شدن گروه از دروازه تهران خارج شديم و به سمت اتوبان قم حركت كرديم .

پس از قم ، صبحانه را در مجتمع پذيرايي مارال صرف كرديم و سپس ساعت 9:30 دقيقه به كاشان رسيديم .

 

پس از تهيه كمي وسايل مورد نياز براي شب ،  بسمت آران و بيدگل ادامه مسير داديم . چون آقاي صارمي ، سرپرست گروه ، قبلا" اين مسير را طي كرده بود ، براي همين جاده منتهي به مرنجاب را خيلي سريع پيدا كرديم .  

 

و ساعت 11:30 دقيقه پس از طي 40 كيلومتر جاده خاكي نسبتا" خوب كه كاميونهاي حامل نمك نيز زياد از آن استفاده ميكردند به كاروانسرا  و قلعه مرنجاب رسيديم .

 

قلعه مرنجاب ، كاروانسرايي است در دل كوير كه در مسير راه ابريشم قرار دارد و كاروانها براي سفر به خراسان ، اصفهان ، ري و بالعكس از اين مسير مي گذشتند .

 

اين كاروانسرا از چندين اتاق و شاه نشين تشكيل شده و با گچ و آجر ساخته شده و داراي اتاقها و اصطبل هاي متعدد و 6 برج ديدباني ميباشد و بالاي كاروانسرا به شكل سنگرهاي ديدباني است . 

 

در باره دليل ساخت اين قلعه و كاروانسرا در كنار درياچه نمك ، نقل است كه شاه عباس با وجود ايجاد كاروانسرا و قلعه هاي متعدد در سراسر كشور ، در اين منطقه تاسيسات دفاعي تعبيه نكرده بود .

 

چون تا آن زمان دشمنان به خاطر درياچه نمك و گستره كوير ، از اين سوي به پايتخت هجوم نبرده بودند .  پس از حمله ازبكها و افغانها از طريق درياچه نمك به كاشان كه تا اصفهان پيش رفتند .

 

شاه عباس را به صرافت انداخت تا در سال 1012 قمري سريعا" يك پايگاه نظامي در اين منطقه ايجاد كند و جلوي تهديد را بگيرد .

 

 و ذكر شده است كه هميشه 500 پاسدار مسلح در قلعه حضور داشتند و امنيت عبور كالا از چين به اروپا و بالعكس را در اين منطقه تامين مي كردند .

 

در حقيقت اين توان تدبير و امنيت شمشير او بود كه بار دگر مايه رونق اين شاهرگ اقتصاد جهان باستان شد.

 

 به گونه اي كه خاقان چين به جهت سپاس از اين حركت ارزنده دوازده هزار چيني نفيس به او هديه داد كه زينت بخش عمارت چيني خانه در جوار آرامگاه شيخ صفي الدين اردبيلي بود .

 

همانا كه توسط روسهاي عبوس به يغما رفته ، اينك زينت بخش موزه هاي اغيار قدرناشناس و بيگانگان جهان آشوب شده است و حسرت ديدن جايگاه تهي آنها نصيب ما .

 

 قنات كنار كاروانسرا كه بركه بزرگي به وجود آورده است ، آب شيرين و گوارايي دارد و اين در كوير نمك و شوره زار يك معجزه است  و رهگذران و مسافران در سايه درختان شاه گز و تره بيد خستگي را از تن به دور ميكنند .

 

پس از استراحتي چند ساعته به سمت رمل ها و تپه هاي روان شني كه در چند كيلومتري كاروانسرا قرار دارد روان شديم .

اين تپه هاي شني در محدوده اي تقريبا" وسيع و با شيب هاي تند ، مكان بسيار مناسبي براي آن دسته از دوستداران طبيعت است كه به دنبال سوژه هاي بديع و جذاب در طبيعت بكر و زيباي كوير هستند.

 

ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/12ساعت 10:30  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

آبشار شوي 2

 برآمد باد صبح و بوي نوروز

بكام دوستان و بخت پيروز

مبارك بادت اين سال و همه سال

همايون بادت اين روز و همه روز

. . . ادامه برنامه قبل

 

هواي لطيف صبحگاهي ، طبيعت پر جاذبه منطقه ، طراوت و مرطوبي هواي پيرامون آبشار همگي مان را سخت جذب شگفتي ها و زيبايي هاي محيط اطرافمان كرده و همه غرق در تماشاي مناظر بديع بوديم .

 

آبشار اول شوي

اين آبشار ديدني ( آبشار اول ) در ارتفاع 850 متري از سطح دريا با ارتفاع تقريبي 85 متر و عرض 70 متر يكي از كم نظيرترين آبشارهاي ايران ميباشد .

 

 و در غربي ترين نقطه سالن كوه قرار دارد و يكي از خصوصيات اين آبشار ارتباط آن با سفره هاي آب زيرزميني است به اين معني كه سرچشمه آبشار از دل كوه است .

افشانه هاي آب و ذرات و پودر آب كه به صورت هايمان ميخورد و نسيمي كه از سمت آبشار بوجود مي آيد ، خستگي راه را از تنمان به كلي بيرون كرد و نيرويي دوباره به جانمان تزريق شد.

 

دوزيست منحصر بفرد معروف به قيصر لرستان

در اين قسمت رودخانه يك نوع دوزيست ( سمندر ) بسيار زيبا و منحصر بفرد هم به رنگهاي زرد ، سفيد و سياه شبيه مارمولك وجود دارد كه اين رنگها بصورت شطرنجي بر روي پوست اين حيوان خودنمايي مي كند .

 

آبشاري خالي از آب و يكي از مسيرهاي صعب العبور

 پس ازصرف نهار و استراحتي كوتاه ساعت 13 دوباره به سمت جنوب شروع به حركت نموديم . پس از نيم ساعت اينبار به آبشار دوم شوي رسيديم كه از زيبايي و عظمت چيزي از آبشار اول شوي كم نداشت .

 

آبشار دوم شوي

 استخري بزرگ و زيبا با آبي سبز در جلوي اين آبشار وجود دارد و  زلالي آب آبشار كه حاصل جوشش چشمه اي ديگر بود ما را مبهوت اين همه زيبايي كرده بود .

آبشار دوم شوي

شاید یکی از دلایل عمده که باعث شده است آبشار شوی بکر و دست نخورده باقی بماند سختی مسیرراه آن است زیرا اولا این محل ، جاده اتومبیل رو ندارد و فقط از طریق قطار یا جاده های کوهستانی از شمال خوزستان باید به این منطقه رفت

 

 ثانیا خود مسیر هم طولانی است وتنها باید پیاده یا حد اکثر با قاطر پیموده شود و وجود پرتگاههای صخره ای در بخشی از مسیر راه ، همه از عواملی است که باعث شده تعداد کمی بتوانند به این محل بروند و همچنان پاک و نسبتا تمیز باقی بماند .

 

غار شوي

پس از يك ربع ساعت ديگر به غار شوي با ورودي بزرگ رسيديم كه تنها مي توانستيم آن را از دور نظاره كنيم . در گزارش برنامه اي در مجله كوه خوانده بودم كه براي رفتن به اين غار احتياج به تجهيزات تخصصي و نفرات خبره ميباشد .

 

آبشار سوم شوي

در ساعت 14پس از حركت در جهت مسير رودخانه به آبشارسوم شوي رسيديم كه متاسفانه بخاطر خشكي بستر رودخانه و چشمه ساران ، آبي در بساط  نداشت .

 

آبشار سوم از نماي بالا

 ولي وجود رد آب بر روي تخته سنگي بزرگ ، حكايت از آبشاري زيبا و هيبت انگيز داشته كه در حال حاضر در حسرت  بي آبي مي سوخت . 

 

كودكان روستاي سرتنگه

پس از يكساعت ديگر كوهپيمايي وصعود و گذر از تنگه هاي صعب العبور ، به دره اي مي رسيم  . كه در انتهاي دره راس ساعت 15 به روستاي سرتنگه رسيديم كه اهالي مهربان آن ميزبان ما بودند .

 

گروه ما همراه با عبدالرضا رحيمي (بزرگ روستا) و دخترش

قله سالن كوه به ارتفاع 2500 متر بر اين روستا اشراف دارد ،  اين روستا كه حدود 100 نفر سكنه دارد از عشاير ايل بختياري و از طايفه حاجي وند هستند . بزرگ روستاي سر تنگه عبدالرضا رحيمي بود كه  بسيار مهمانواز و خونگرم بود و ما را بگرمي پذيرا شد .

 

موقعيت جغرافيايي آبشار شوي نسبت به دزفول و انديمشك

 بهرحال شب سرد و پرخاطره اي را در كنار عشاير غيور سپري كرديم ومردم روستا نيزاز دوغ ، كره و نان محلي از ما پذيرايي كردند  .

 

مدرسه و معلم روستاي سرتنگه

در ضمن اينكه از معلم اين روستا نيز بايستي تشكر و قدرداني كرد كه  ماهي 15 روز از دره شهر از توابع سردشت با وجود مسير سخت و صعب العبور با پاي پياده به آنجا مي آمد .

 

محيط اطراف روستاي شوي

روز جمعه 16/12/1387 پس از جمع و جور كردن وسايل و چادرهايمان ساعت 7:30 دقيقه صبح به سمت روستاي تله زنگ شروع بحركت نموديم .

 

اگر چه مشكلات مسير رفت در بازگشت هم تكرار شد  ولي مطمئنا" از رفتن به اين سفر پشيمان نبوديم . در ساعت 15 پس از 5:30 دقيقه كوهپيمايي و 2 ساعت استراحت به ايستگاه تله زنگ رسيديم .

 

پس از استراحتي كوتاه ساعت 16:30 دقيقه ، قطار از انديمشك وارد ايستگاه تله زنگ شد و بعد از يك سفر طولاني ساعت 9 صبح روز شنبه به تهران رسيديم .

 

 به هر حال اين آبشار زيبا ، يكي از موهبات خداوند متعال به مردم شريف ايران زمين است  و بايد قدر اين نعمتهاي خدادادي را بدانيم . در ضمن يادتان باشد بهترين زمان ديدار از آبشار شوي از اسفندماه تا نيمه دوم ارديبهشت ماه هر سال ميباشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/05ساعت 12:29  توسط پرویز شجاعی پارسا  |