تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

شهر ري 2

اگر ايران به جز ويران سرا نيست

من اين ويران سرا را دوست دارم

اگر آب و هوايش نيست دلچسب

من اين آب و هوا را دوست دارم

 

قديمي ترها كم و بيش با اسم چشمه علي آشنا هستند . يادمه سي سال پيش زماني كه بچه اي بيش نبودم با بعضي از جوانهاي فاميل چند باري جهت آبتني به آنجا رفته بودم .

 

چشمه علی

ولي هم اكنون خوشبختانه به همت شهرداري تهران خبري از آبتني نيست و بجاي آن تعداد زيادي آب نما و فواره دور تا دور اين مكان ديده ميشود .

 

اين چشمه سرمنشاء حيات يكي از كهن ترين تمدنهاي جهان و بنياد شهر ري است . قدمت اين چشمه به حدود 8000 سال پيش بر مي گردد .

 

اين قدمت را مي توان از سفالينه هايي كه مربوط به اوايل هزاره چهارم قبل از ميلاد است و در اين مكان كشف شده حدس زد .

 

به استناد روايتهاي مختلف مادر زرتشت نيز در اين مكان متولد شده و در ضمن اينكه آب اين چشمه طبيعي از جاجرود و قيطريه تامين مي شود .

قسمتی از حصار قدیمی ری و دیوار بازسازی شده

بد نيست بدانيد در ابتدا نام اين چشمه سورنا بوده ، چرا كه در عهد اشكانيان سرداري معروف بنام سورنا از خاندان سورن در اين مكان زندگاني مي كرده ولي در دوران پس از اسلام بنام امام اول شيعيان آن را چشمه علي نام گذاري كردند .

 

صندلی مخصوص شاه در دل کوه

مشرف بر چشمه ، سنگ برجسته بزرگي را مي بينيم كه در دل كوه كنده شده . اين سنگ برجسته يادگاري است از دوره پادشاهي فتحعلي شاه

 

فتحعلی شاه

در اين سنگ برجسته سيماي فتحعلي شاه كه بر روي تخت نشسته و برخي از شاهزادگان كه در اطراف او ايستاده اند ديده مي شوند .

 

تعدادی از شاهزادگان

در كنار اين سنگ برجسته صندلي شاهانه و پلكاني كه احتمالا" فتحعلي شاه از آن استفاده مي كرده نيز در دل كوه كنده شده است .

 

در بالاي چشمه علي و  نقش برجسته فتحعلي شاه ، حصار و ديوار قديمي ري قرار دارد كه در حال حاضر بخشي از آن تعمير و بازسازي شده است .

 

 اين ديوار حدود ري پيش از اسلام را نشان مي دهد كه دور تا دور ري كشيده شده بوده است و در گذشته هاي دور خندقي اطراف آن را احاطه كرده بوده كه در هنگام خطر براي دفاع آنرا پر از آب مي نمودند .

 

حصار قدیمی ری

طول اين ديوار 453 متر مي باشد و به دو بخش شرقي و غربي تقسيم مي گردد و حداكثر ارتفاع آن 8 متر مي باشد در نهايت اين ديوار در فتح ري در سال 152 ه. ق. توسط سرداران عرب خراب شد .

 

حصار قدیمی ری از نمایی دیگر

پس از بازديد از اين مكان به ابن بابويه كه در نزديكي چشمه علي است رفتيم و فاتحه اي بر مزار ابن بابويه يا همان شيخ صدوق و مرحوم تختي خوانديم .

 

پلکانی مخصوص فتحعلی شاه در دل کوه

 اين گورستان در 9 هكتار وسعت ، موزه اي است ارزشمند كه مردان بزرگ تاريخ معاصر ايران از جمله ميرزاده عشقي ( شاعر ) ، دهخدا ( اديب و خالق لغت نامه دهخدا ) ، دكتر حسين فاطمي ( وزير امور خارجه كابينه دكتر مصدق ) و . . . را در خود جاي داده است .

قسمتی از حصار بازسازی شده ری 

مطلب جالب توجه اي در رابطه با شيخ صدوق وجود دارد كه حكايتش خالي از لطف نيست . در سال 1238 هجري در شهر ري باران شديد وسيل باعث ايجاد شكاف در يك قبر شد .

مقبره شیخ صدوق

براي تعمير قبر ناگزير حفاري كرده و به سردابي رسيدند كه در آن بدني سالم و تر و تازه دفن شده بود . گويا كه در همان لحظه روح از آن خارج شده بود .

 

آرامگاه مرحوم غلامرضا تختی

در آن سرداب كسي جز محمد ابن بابويه قمي معروف به شيخ صدوق مدفون نبود . ماجرا به گوش فتحعلي شاه قاجار رسيد و او نيز در محل حاضر شد و علما و بزرگان را خبر كردند .

 

و همگي به سرداب وارد شدند و سالم ماندن بدن را كه حدود 858 سال از زمان وفات وي مي گذشت را تاييد كردند . پس از آن واقعه بدستور فتحعلي شاه مقبره و بارگاهي در شان ايشان ساخته شد .

 

در آخرين بازديد به برج طغرل كه در شرق ابن بابويه و در ميان باغي معروف به باغ طغرليه قرار دارد رفتيم .

 

برج طغرل

به روايتي آرامگاه طغرل اول سلجوقي در اين مكان است كه در سال 436 ه.ق. ري را تصرف و به عنوان پايتخت در آباداني آن كوشيد .

 

و به روايتي ديگر برج طغرل آرامگاه آخرين پادشاه سلجوقي به سال 590 ه.ق. ميباشد . در ضمن اينكه اين برج طاقي مخروطي نيز داشته كه ديگر اثري از آن وجود ندارد .

 

قسمتی از حصار قدیمی ری

ارتفاع اين برج 20 متر ميباشد و در سال 1300 ه.ق. تعمير شده . و  متاسفانه اكثر نقش و نگار و كتيبه هاي آن از بين رفته است .

 

درب ورودی برج طغرل

در داخل برج وقتي در مركز آن مي ايستي و صحبت ميكني انعكاس و ارتعاش صدا و تكرار حروف بسيار جالب بود و ما را چند لحظه اي به خود مشغول كرد .

 

نمایی از داخل برج طغرل

 اماكن تاريخي شهر ري آنقدر زياد هست كه با يك يا دو جلسه نميتوان همه آنها را ديد لذا ما بازديد از ديگر اماكن اين شهر تاريخي را به زمانهاي ديگر موكول كرديم  و دقيقا" ساعت 12:00 ظهر اين تور يكروزه را به پايان رسانيديم .

ديگر اماكن تاريخي شهر ري عبارتند از : برج ايناج ، قلعه طبرك ، زندان هارون ، كاروانسراهاي شاه عباسي ، كنار گرد و دوقلو ، قلعه گبري ، تپه ميل ، دژ رشكان ، آتشكده ري ، آب انبار آراد و يخچال طبيعي كلين .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/30ساعت 9:51  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

شهر ری 1

خدایا دوستت دارم

ميخوانمت در بلندي كه خودت بلند تريني

 ميخوانمت به مهرباني كه خود مهربان تريني

 ميدانمت به رحمتت كه خودت رحيم تريني

ميدانمت به بزرگي كه خودت بزرگتريني

همه اين ميخوانمت ها و ميدانمت ها بهانه اي هست تا بگويم خدايا دوستت دارم

 

مدتها بود كه مي خواستم در فرصتي مناسب به شهر ري بروم و از مناطق و مكانهاي باستاني آن ديدن كنم .

 

واقعيتش ري يكي از شهرهاي باستاني كشور پهناور ايران است كه در حدود 300 سال قبل از ميلاد يكي از جانشينان اسكندر ( سلوكوس ) نام اوريوس را بر روي آن نهاد ، اما اين نام در زمان اشكانيان به ارساكيا و ارشكيه و در زمان ساسانيان به ري تغيير يافت .

 

اين شهر در دوره اسلامي مركز فرمانروايان بني اميه بود و در دوره مغولان و تيموريان هم چندين بار مورد تاخت و تاز قرار گرفت كه وجود آثار تاريخي متعدد ، نشانه قدمت تاريخي آن است .

 

روز جمعه 20/10/1387 بلاخره فرصتي پيش آمد و به همراه دو تن از همكاران خوبم بنام آقايان  بابايي و فتحي ديداري داشتيم از شهر ري . سفري  هر چند كوتاه ولي بسيار مفيد .

با جمع و جور شدن دوستان ساعت 7 صبح به شهر ري رسيديم . اولين مكاني كه تصميم داشتيم از آن بازديد كنيم برج نقاره خانه و استودان گبرها مربوط به زرتشتيان بود كه بر فراز كوه ري يا طبَرك قرار داشتند.

 

برج نقاره خانه از داخل

برج نقاره خانه ، برجي است آجري و هشت وجهي كه ارتفاع آن به 3 متر مي رسد و در حدود 1000 سال پيش به دست شخصي بنام بزرگ اميد ساخته شده است .

 

نمای بیرونی برج نقاره خانه

بعضي از پژوهشگران بر اين اعتقادند كه ممكن است اين مكان مقبره يكي از شاهان يا شهرياران سلجوقي باشد .

 

متاسفانه اين اثر تاريخي به خاطر بي توجهي در سكوتي خاموش و مرگبار در حال تخريب و نيستي است و هر لحظه حيات تاريخي اش كوتاه و كوتاه تر ميشود .

 

استوداني بزرگ به شكل استوانه اي مدور نيز در نزديكي برج نقاره خانه قرار دارد اين استودان هم همانطور كه در برنامه سيراف توضيح آن را دادم .

 

مكاني بوده است جهت انباشت استخوان چرا كه زرتشتيان بر اين اعتقاد بوده اند كه عناصر آب ، آتش ،‌ خاك پاك هستند و آنها را با مردگان نبايد آلوده كرد .

 

برج نقاره خانه

لذا مردگان خود را در فضاهاي باز بر روي ارتفاعات مي گذاشتند و پس از تجزيه و خورده شدن به وسيله لاشخورها استخوانهاي باقيمانده را درون استودان مي ريختند .

 

بقعه بی بی شهربانو

پس از آن به زيارت بقعه بي بي شهربانو رفتيم . در اين مكان و در دل كوه بي بي شهربانو ، بصورت طبيعي اتاقي قرار دارد كه به قدمگاه معروف است

  

دهانه غار در دل کوه ، محل غيب بي بي شهربانو

مكاني كه به باور مردم ، محل غيب شهربانو دختر يزدگرد سوم و همسر امام حسين و مادر حضرت سجاد ميباشد .

 

به روايتي امام حسين پس از آن كه براي رفتن به كوفه از مدينه بيرون آمد شهربانو را روانه ايران كرد و او در ري درگذشت .

 

به باور مردم محل غیب بی بی شهربانو

  پس از گشت و گذاري كوتاه در اين مكان ، آنجا را به قصد ديدن قبرستاني قديمي و تاريخي مربوط به زرتشتيان واقع در شمال غربي كوه بي بي شهربانو ترك كرديم .

 

ولي هر چه گشتيم ، اين مكان را پيدا نكرديم كه نكرديم . در صورتي كه بخاطر وجود معادن مختلف تا بخواهيد كاميونها و لودرهاي غول پيكر در حال رفت و آمد بودند .

 

و همه جا  تقريبا" زير و رو بود و در بعضي نقاط  ، اعلائم خطر انفجار ديده مي شد . فكر كنم تا چند سال آينده ديگراز كوه بي بي شهربانو اثري باقي نمانده باشد .

خلاصه از خير ديدن قبرستان تاريخي گذشتيم و راهي چشمه علي شديم .

ادامه دارد . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت 19:23  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

بوشهر

وطن يعني ترك با فارس

وطن يعني خليج تا ابد فارس

 

وطن يعني دو دست از جان كشيدن

به تنگستان و دشتستان رسيدن

 

وطن يعني اذان عشق گفتن

وطن يعني غبار از عشق روفتن

 

ادامه از پُست قبلي . . . .

روز جمعه 29/09/1387 پس از جمع جور كردن وسايلمان ساعت 8 صبح از كنگان به سمت بوشهرحركت كرديم ولي قبل از رسيدن به بوشهر تصميم داشتيم به روستاي چاشك برويم و در آنجا كوهها ، گنبدها ، غارها و آبشارهاي نمكي را ببينيم .

 

لذا اينباربراي بازديد از ديدنيهاي روستاي چاشك از جاده منتهي به خورموج استفاده نموديم . وقتي به چاشك رسيديم از طريق گرفتن اطلاعات از مردم بومي و محلي متوجه شديم براي رسيدن به اهداف مورد نظر حداقل يك روز يا شايد هم بيشتر زمان لازم است .

 

براي همين چون پرواز ما به تهران ساعت 21:00 شب انجام مي گرفت تصميم گرفتيم بخاطر كمبود وقت  مستقيما" به بوشهر برويم تا چرخي در شهر بزنيم .

ساعت 13:00 به بوشهر رسيديم  . حال بد نيست اطلاعات زير را در باره بوشهر بدانيد : فاصله زميني بوشهر تا تهران 1218 كيلومتر است و فاصله هوايي آن 750 كيلومتر .

 

در قديم بوشهر به ليان معروف بوده و ارتفاع آن از سطح دريا 5 متر و بلندترين قله اش كوه خورموج به ارتفاع 1950 متراست .

 

در بوشهر قبل از هر چيز به عمارت ملك سري زديم .اين عمارت حدود 100 سال قدمت دارد

 و در نزديكي ميدان بهمني قرار گرفته و متعلق به يكي از ثروتمندان بوشهر بنام محمد مهدي ملك التجار بوده .

 

اين عمارت در دوره قاجاريه توسط معماران فرانسوي ساخته شده است .

 سپس اين كاخ بوسيله متجاوزان انگليس اشغال شده و بصورت مقر نظامي درآمد .

 

آنها بعد از سالها استقرار در اين كاخ با ورشكست شدن ملك التجار ، لوازم نفيس آن را به قيمت كم خريداري كرده و با خود بردند .

 در اواخر سلطنت رضا شاه اين عمارت كه خوابگاه نظاميان شده بود .

پس از چندين بار بازسازي رو به ويراني نهاد و متاسفانه به خاطر وسعت زياد هنوز هم مرمت نشده است .

 

وقتي در حال گشت زني در كوچه پس كوچه هاي محله قديمي بوشهر بوديم و از ديدن خانه ها و دربهاي چوبي قديمي لذت وافر مي برديم به ناگاه با تعداد زيادي نوجوان بوشهري برخورد كرديم كه مشغول بازي فوتبال بودند .

خلاصه كلام ، يك فوتبال جانانه هم با اين عزيزان بازي كرديم و يادي هم از ايام نوجواني نموديم .

 پس از آن راهي ساحل آرام و زيباي بوشهر شديم تا در كنار هواي بهاري و فرحبخش و نسيم جان بخش آن كه اينبار ازسوي دريا در حال وزيدن بود ازغروب زيباي بوشهر چند فريم عكس بگيريم .

 

از ديگر اماكن ديدني بوشهر ميتوان از ريشهر ، آب انبار قوام ، عمارت گلشن ،

موزه مردم شناسي

موزه مردم شناسي ، خانه قاضي ، خانه دهدشتي ، عمارت اميريه ، عمارت كازروني ، گورستان شغاب و . . . .   نام برد

 

خانه دهدشتي

كه به اميد خدا در فرصتي ديگر از آنها بازديد خواهيم كرد .

 

عمارت گلشن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/17ساعت 18:16  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

خلیج نایبند

به نظاره آسمان رفته بودم

گرم تماشا و غرق در اين درياي سبز معلقي كه بر آن ،

مرغان الماس پر

ستارگان زيبا و خاموش ،

تك تك از غيب سر مي زنند و دسته دسته

به بازي افسون كاري شنا مي كنند

 

شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد خيلج فارس هميشه به اين شكل نبوده است . در پايان عصر يخبندان ( ده تا چهارده هزار سال پيش ) كف خليج فارس خشك بوده

 

 و فقط رودي از پيوستن رودهاي  دجله ، فرات و كارون بوده كه در تنگه هرمز به درياي عمان مي ريخته . بعد از بالا آمدن آب( بعلت آب شدن يخها و گرم شدن هوا ) خليج فارس كم كم پُر از آب مي شود .

 و مردمان آن كم كم به سمت شمال ، شمال غرب و شمال شرق حركت مي كنند و در اطراف دو درياچه بزرگ كه اكنون تبديل به كوير مركزي و كوير لوت شده اند و اطراف بعضي از رودها ساكن شدند.

 

آثار اين دوره در تپه هاي سيلك كاشان ، تپه شهداد كرمان ، شهر سوخته سيستان ، تپه حصار دامغان ، تپه محمد آباد قم و تپه زاغه بويين زهرا قابل مشاهده اند .

 

پس از اين مقدمه در ادامه پُست قبلي...... ساعت يك بعد  ظهر از سيراف خارج شديم و پس از مدت كوتاهي به نخل تقي كه تا چند سال پيش روستايي كوچك و بي رونق بوده ولي حالا به بركت گاز و تاسيسات بندر عسلويه و شركت گازي پارس جنوبي به يك شهر پُر رفت و آمد و شلوغ تبديل شده ، رسيديم .

 

در آنجا بعضي از اقلام مورد نياز را تهيه كرديم و راهي بندر عسلويه كه در 12 كيلومتري نخل تقي است مي شويم . تا چشم كار مي كند همه جا لوله هاي سر به فلك كشيده و پيچ در پيچ است ، كه در هم تنيده اند  و شعله هاي آتش كه بر سر آنها در حال سوختن هستند .

بندر عسلويه هم تا چندي قبل بندر صيادي آرامي بوده كه حالا به كارگاه عظيمي مبدل شده كه هزاران كارگر ايراني و خارجي در آن مشغول كار و فعاليت اند و اين همه به خاطر ميدان گازي پارس جنوبي است .

 

 كه از قرار بيش از 14 تريليون متر مكعب گاز به همراه 18 ميليارد بشكه ميعانات در لايه هاي مختلف خود جاي داده . اين ميدان گازي كه در آبهاي خليج فارس و در فاصله 105 كيلومتري جنوب غربي بندر عسلويه قرار گرفته ،

 

 ادامه ميدان گازي گنبد شمالي اميرنشين قطر است كه طرح توسعه آن در 14 فاز مختلف طراحي شده و در دست اجراست . اين منطقه هر ساله شاهد حضور تعداد قابل توجهي از افراد جوياي كار است .

 

پس از گذر از عسلويه به سمت خليج ناي بند حركت خود را ادامه داديم . اين خليج در 320 كيلومتري جنوب شرقي شهر بوشهر واقع شده است و داراي سواحل و صخره هاي منحصر بفردي مي باشد.

 

در حال حاضر اين منطقه به خاطر جانوران خاص مناطق خشكي و دريايي تبديل به پارك ملي شده و تحت حفاظت سازمان محيط زيست قرار دارد.

 

 درختان كهنسال و تنومند انجير معابد يا لور كه در زمان استيلاي پرتغالي ها از هند شرقي وارد اين منطقه شده نيز طبيعت ناي بند را ديدني تر كرده .

 

حدود ساعت 4 بعد از ظهر وقتي در سواحل زيباي ناي بند در حال گردش و تفرج بوديم ،‌از دور خودرويي را ديديم كه گرد و غبار زيادي ايجاد كرده و در حال نزديك شدن به ما بود .

 

وقتي خوب نزديك شد متوجه شديم تويوتاي نيروي انتظامي است كه در حال گشت زني بود . پس از احوالپرسي و چاق سلامتي و اينكه مطمئن شدند ما طبيعت گرداني هستيم كه از تهران آمده ايم .

 

به ما پيشنهاد دادند با اتوميبلشان گردشي كوتاه در همان اطراف داشته باشيم و ما هم مشتاقانه قبول كرديم و در نهايت عكسي هم به يادگار در كنار هم گرفتيم.

 

در ابتدا قصد داشتيم شب دوم را در خليج ناي بند بگذرانيم ولي بخاطر صرفه جويي در زمان تصميم گرفتيم شبانه به كنگان مراجعت كنيم .

 

در تاريكي شب در عسلويه ،‌ شعله هاي آتش در حال سوختن ، بسيار زيبا و ديدني بود و روشنايي آن تمام فضاي كوهستان را روشن كرده بود .

 

ما ساعت 22 دوباره چادرهايمان را در همان پاركي كه شب گذشته آنجا بوديم برپا كرديم و به اميد ديدن مكانهاي جديد و جذاب تر به خواب رفتيم .

 

ادامه دارد.............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/10ساعت 15:19  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

سیراف

 

سبزم بهار و رستن در خاك سبز رويا

من زاده اي زمهر و مهرآفرين و جاويد

انديشه ام بلند و تا بي كرانه برپا

تاريخ سرفرازم آئين سربلندي

ايرانيم ، بلندم ، از نسل موج و دريا               " زاد مهر پارسي "

 

هواي معتدل پاييز و زمستان ، امواج ملايم دريا ، دسته هاي فراوان ماهي در كنار صخره ها و اطراف ساحل و گروه هاي پرندگان زيباي دريايي كه بر روي آب بيتوته كرده اند .

 

همه و همه ، مناظر بديع و روحنوازي را فراهم مي آورند كه اينها همه از خصوصيات سفر به استان بوشهر در طول نيمه دوم سال است .

 

روز پنجشنبه 28/09/1387 پس از خروج از كنگان حدوداي ساعت 10 صبح به بندر طاهري يا سيراف رسيديم. در حال حاضر بندر طاهري ، جايگزين بندر تاريخي سيراف شده و هم اكنون بخشي از آن است.

 

قدمت سيراف به دوره ساسانيان ميرسد و نام اوليه اين بندر اردشيرآب بوده كه در گذر تاريخ به شيلاو و بعد سيراف تبديل شده است .

 

 اين شهر زماني از بندرهاي اصلي ايران و خاورميانه و محل پهلوگيري كشتي هاي بزرگ بوده و بازرگانان سيرافي به دوردستهاي آسيا و آفريقا سفر دريايي مي كرده اند .

 

دیوارهای بجا مانده از شهر قدیم سیراف

در سيراف گروه ما ، سه مكان را مورد بازديد قرار داد . آثار شهر باستاني سيراف ، چاه هاي آب شيرين و آرامگاهها و قبور سنگي

 

در ديدار از آثار به جا مانده از سيراف ، اصطخري جغرافيدان پر آوازه قرن چهارم در كتاب مسالك و ممالك مي نويسد : " بعد از شيراز سيراف مهمترين شهر فارس است و از حيث وسعت به همان اندازه شيراز ميباشد.

 

نقشه خليج فارس از اصطخري جغرافيدان قرن چهارم

خانه هاي آن از چوبهاي سخت و محكم زنگباري ساخته شده و داراي چندين طبقه است . اين شهر در ساحل دريا واقع شده و داراي ابنيه قشنگ و جمعيت زياد ميباشد .

 

تخته سنگی که خطوط کوفی بر روی آن کنده شده

ساكنين آن به قدري به خانه هاي ظريف و خوش ساخت علاقه دارند كه گاهي تا سي هزار دينار براي ساختمان عمارات و تنظيم باغ اطراف آن خرج ميكنند .

 

 در سال 366 يا 368 زلزله سختي كه از قرار به مدت يك هفته شهر را مي لرزاند سيراف را به كلي ويران ساخت."

 

در شمال شهر باستاني سيراف چاههايي با اعماق مختلف ، بعضا" حدود 40 متر و شايد هم بيشتر وجود دارند كه از نظر نوع ساخت ، تراش سنگها ، قطر دهانه و دقت در ساخت آنها بسيار جالب و شگفت انگيز بنظر ميرسند .

 

اين چاهها ظاهرا" در جريان احداث بندر به دستور اردشير بابكان به علت اهميت حياتي آب شيرين در موقعيت سخت جغرافيايي ساخته شده بوده اند . اين چاهها واقعا" به طرز ماهرانه اي در دامنه شيب دار صخره ها حفر شده اند.

آخرين مكاني كه در سيراف مشاهده كرديم ، محوطه هاي وسيع از قبرهاي سنگي همچون لانه هاي زنبور در دل صخره ها و همچنين استودان ها ( استخوان دان ها ) بود .

 

اين قبرها در ابعاد مختلف به ارتفاع تقريبي 70 سانتي متر در دل سنگها و صخره ها كنده شده اند . در ميان قبرها ستونهايي سنگي نيز وجود داشت كه طبق گفته راهنماي محلي ، محل دفن بزرگان سيرافي بوده است .

سيرافيها به اين گورها به زبان محلي خونه گوري مي گويند كه البته مقصودشان خانه گبري است و عقيده دارند گبرها ( زرتشتيان ) در گذشته مردگانشان را در اين گورها جاي مي دادند تا در مجاورت هوا پوسيده يا طعمه حيوانات وحشي و لاشخورها شوند.

آرامگاه بزرگان سیرافی بصورت ستونهای سنگی

زیرا اعتقاد داشتند دفن مرده در خاک،‌ و یا انداختن آن در آب رودخانه و یا سوزاندن در آتش حرام است، چون عناصر چهارگانه (آب، باد، آتش و خاک) را مقدس و آلودن آن را ناروا می‌دانستند؛

 و استخوان آنرا پس از جدا شدن گوشت و خشک شدن در استودان که از سنگ یا آهک یا گل می‌ساختند قرار می‌دادند.

 

در ميان اين قبور دره اي عميق نيز وجود دارد كه به تنگه لير معروف است .

 

وقتي وارد اين تنگه شدم سوراخها و دخمه هايي كنده شده در ديواره سنگي كوه مشاهده كردم  كه به گونه اي نامنظم ديده مي شدند و زير نور خورشيد همچون حفره هاي سياهي به چشم مي خوردند  آنها  همان  استودان ها يا استخوان دان ها بودند.

 

با ديدن اين مناظر حس كنجكاويم  برانگيخته شد لذا به هر زحمتي بود خود را به نزديكي دهانه بعضي از اين استودان ها رساندم .

 باور كردنش سخت بود ولي بعضي از آنها پر از استخوان انسان بود و بعضي ديگر پوشيده از خاك نرم استخوان پوسيده .

با ديدن اين صحنه ها سئوالات زيادي در ذهنم چرخ ميزد مبني بر اينكه اين استخوانها مربوط به چه كساني بوده ، يا چطور از دنيا رفته اند . آيا بر اثر يك بيماري مهلك جان خود را از دست دادند ويا همان زلزله مهيب باعث مرگ آنها شده بوده .

امروزه هموطنان زرتشتي ما نيز ، درگذشتگان خود را همچون پيروان ديگر اديان در ايران دفن مي كنند ، ايزد همه رفتگان را بيامرزد .

 

در اوستا آمده : اي ايزد سروش ، اينك ما به او پشت مي كنيم ولي تو به او روي آور . ما او را به تو مي سپاريم ، دست او را بگير. و تو اي مرد ، مترس ، ملرز ، زيرا اين جايگاه ، هزاران سال عمر دارد . اينجا آرامگاه پدران ، مادران و نياكان ماست .

 

وقتي بر روي دامنه كوه لير بوديم به سمت دريا نگاه انداختم ، منظره قايق هاي صيادي ، عبور كشتي هاي تجاري از ميان امواج نيلگون و پرندگاني كه بر پهنه آسمان آبي پرواز مي كردند ، زيبايي هاي طبيعت روستاي بندر طاهري را دو چندان نموده بود .

 

چون ما قصد داشتيم از خليج ناي بند هم ديداري داشته باشيم ، ديگر زمان به ما اجازه بازديد از ديگر اماكن تاريخي سيراف را نمي داد.

 

تنگه و دره لير

لذا بازديد از مسجد جامع سيراف ، آرامگاه منسوب به ابن سيبويه ، كوره هاي سفال سازي ، چهارطاقي منسوب به ساسانيان و عمارت شيخ ناصر خان نصوري را به زماني ديگر موكول كرديم .

 

و ساعت 2 بعد از ظهر به سمت خليج ناي بند روانه شديم .

ادامه دارد.............

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/02ساعت 15:3  توسط پرویز شجاعی پارسا  |