تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

تپه های سیلک

من از سرزمینی می آیم

سرا پا عشق

سرزمین مرغکان عاشق

سرزمینی که تنها یک رنگ بر آن حکومت میکند

"سفید"

رنگ پاکی ها

رنگ خلوص

رنگ بی رنگ بودن

بی ریا بودن

بی غل و غش بودن

  

اسم تابستان که میاد همه یاد مسافرت میافتند ولی بابا به خدا در پاییزهم میشه مسافرت رفت . تو خونه نمونید به قول شریعتی در ماندن می پوسی . در روز عيد سعید فطر يعني روز چهارشنبه مورخ 10/07/1387 همراه خانواده تصميم گرفتيم طی یک برنامه دو روزه  به مکانهای تاریخی و جاذبه های طبیعی كاشان و نياسر سری بزنيم و همچنین بر سر مزار سهراب سپهری در مشهد اردهال فاتحه ای بخوانیم که در زمانهای مناسب در رابطه با آنها یک به یک توضیح خواهم داد .

As you hear the name of the summer you think about vacation but you can make a journey in any days. Don’t stay  in home any more .one of  the public days on 01-oct/08we decided to go to see some monuments in  Kashan  for a two day planning with the family and beside it we were planning to go to see Sohrab Sepehri(poem teller)tomb in Mashhad as well that I will explain each  later on

             

كاشان براي كوير ، همچون بندري است بر كرانه جنوبي دريايي از شن كه در كنار تمدن كهن سيلك پا گرفته ، و يكي از اولين مراكز تجمع انسان در فلات ايران است .

In fact one of the ancient  places to be discovered the  existance  of human in Iran is "falat of  iran

 

كاشان كه از قديم به آن عروس شهرهاي ايران بلكه جهان مي گفتند ، با همه عذابها كه از دست زلزله و متجاوزان گاه و بيگاه  كشيده ، پر از آثار تاريخي است . يكي از اين آثار ارزشمند تپه سيلك ميباشد كه اولين جايي بود كه ما براي ديدن آن لحظه شماري ميكرديم .

In old days they say kashan is the bride among the whole city of  Iran and against entire earth quicks and  occupations done by now , it is full of  monuments. lets know one which is realy in valuable with the name of " Tappeh Sialk " truthly it was the first place we impatienty seeking for that

  

پس از فرو نشستن آب درياچه مركزي ايران و خشك شدن تدريجي آن ،  ساكنان اطراف مجبور شدند نواحي حاصلخيزي مانند اطراف فين كه همان منطقه سيلك ميباشد را جهت زندگي و سكونت اختيار كنند .

 Ancient  days because of the shortage of the water due to decrease of the water of centeral  sea some people living there forced to be distributed around that is more prone to agricultural affairs that they call it 'Fin' .  this  place is exactly "Sialk"    

 

اين تپه ها  در مغرب مسير كاشان – فين و در مجاورت جاده قرار دارد . هر چه به تپه هاي سيلك نزديك ميشويم گويي بيشتر به درون اعماق زمين و تاريخ پيش ميروی . اين تپه ها ساختاري نامنظم با پستي و بلنديهاي فراوان دارد .

These hills located in the west side of Kashan –fin  ,parallel Kashan road . The more we get closed to the hills , the more we go to the deeps of the history . the hills have got different styles with  many ups and downs

 

تپه هايي كه هنوز در زير آن شهري نفس ميكشد . شهري كه روزگاري زنده بوده و حالا مثل در گذشتگان درون قبر خود آرميده است . شهري كه مردمانش و خانه هايشان در زير خاك مدفون شده اند و صداي خرد شدن سفالهاي آن در زير پاها شنيده ميشود .

The hills that still breathing , the city which was alive before  but it,s been slept many years, the city which the people and the houses buried and you can hear the sounds of breaking the pottery   

بي شك وجود  شهري 8000 ساله در ميان كوير غيرممكن به نظر ميرسد ولي شنيده ها آنقدر با ديده ها متضاد است كه نميتوان باور كرد. سيلك  در گذشته منطقه اي حاصلخيز بوده .زمينهاي محوطه باستاني سيلك قصه  گوي روايتي طولانی به زبان پر رمز و راز خرده سفالها ، اسكلت ها ، باقيمانده بناها و اشياء ريز و درشت پنهان شده در زير خاك هستند .

It would be impossible to consider the "SIALK " with the year of 8000 in the middle of dessert to be so fertile ,as if , the ground there narrates  a  great  story regarding the previous time   

  

تپه سیلک در حقیقت زیگورات یا محل عبادت اقوام باستانی بوده است که برای ساخت آن در حدود 1،250،000 خشت استفاده شده است .

 In fact "Tappeh Sialk" was the place to praise   that it was constructed from 1250000 mote

  

در عكس بالا بر روي تپه اي  ايستاده ام كه زماني مردماني دل شكسته از پله هاي آن پايين و بالا ميرفته اند و عبادت ميكرده اند . آري اينجا زيگوراتي  در قسمت مذهبي شهر بوده با مساحت 2500 متر مربع در سه طبقه .

In above picture , The hill that I am standing on testifying the worship of the people . the area with the span of 2500 m

 

عکسی که مشاهده میکنید متعلق به دخترکی ۱۰ ساله است که بر اثر ریزش سقف در حدود ۵۵۰۰ سال پیش جان خود را از دست داده.

مردمان سیلک اجساد و مردگان شان را در کف خانه های خود جای میدادند و روی آن را بعد از اندود کردن با گل اخرا به وسیله خشت می پوشاندند . اما محوطه باستانی سیلک دارای دو گورستان متعلق به عصر آهن هم هست . گورستانهایی که همکنون یکی زیر خیابان و دیگری زیر باغها و زمینهای کشاورزی میباشد .

The people living in the Sialk always bury the dead bodys in their houses and cover it by mud

 

 اما شهر سیلک همیشه شهری پا بر جا و پر شکوه باقی نماند . این شهر به علتی نامعلوم حدود 3000 سال پیش خالی از سکنه شد و کم کم خاک چهره شهر را در خود بلعید و سیلک را به مانند اجساد مرگانش در عمق خود فرو برد .

But gradually about three thousand years a go   , Sialk city turned to isolated city in unknown reason and the city swallowed with the earth like the dead bodys 

  

رومن گریشمن نفر نشسته سمت راست است

صدای تیشه باستان شناسان فرانسوی در سال 1312 شمسی به سرپرستی رومن گریشمن دوباره غوغایی در شهر ایجاد کرد. شهری که گرمی تابش آفتاب  3000 سالی بود که از خاطره برده بود .

But French archaeologists in 1933  with  Roman Grishman(as a head of the group ) , again gave to this city a refreshment .namely , one more time after three thousand years touched the nice warmth of the sun 

اما گریشمن کاشف زیگورات چغازنبیل ، این بار کاشف زیگورات سیلک نبود تا اینکه در طی سالهای 1380 تا 1385 دکتر صادق ملک شهمیرزادی موفق به کشف زیگورات در شهر سیلک ، که قدیمترین زیگورات کشف شده ایران است شد .

It is good to know that the discover of the praise place (zigorat) was done by MALAK  SHAHMIRZADI . which is the oldest zigorat in Iran within 2000-2005  

 

کشفی که شاید بزرگترین یافته 50 سال گذشته باستان شناسان ایران میباشد . به امید روزی که مسئولان کشور توجه بیشتری به این محوطه های باستانی داشته باشند و ارزش و اهمیت آن را بیشتر دریابند .

The greatest discover in recent 50 years by Iranian archaeologists

 

دکتر صادق ملک شهمیرزادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت 7:24  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

فرحزاد - امامزاده داوود

 هر کجا هستم  ، باشم

آسمان مال من است

پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است .

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچهای غربت؟

                            سهراب سپهری

 

مسیر کوهپیمایی فرحزاد به امامزاده داوود (2600 متر) یکی از قدیمی ترین و مشهورترین مسیرهای شمال غرب تهران است . بیشتر شهرت این مسیر 15 کیلومتری بخاطر عبور از دره های زیبا و سرسبز میباشد که مسافران و گردشگران زیادی را به سمت خود می کشد .

ONE OF THE MOST FAMOUS AND OLDEST WAYS IN THE NORTH WEST OF TEHRAN IN THE LONG OF 15KM ,  IS EMAMZADEH DAVOOD . THIS MOUNTAINING WAY FROM FARAHZAD TO EMMZADEH DAVOOD WHICH IS 2600M ATTRACTED A LARGE GROUP OF PEOPLE  DUE TO BEAUTIFUL AND GREEN PASSAGES AND  VALLEYS 

 در فصول سرد سال برف سنگینی در این منطقه می بارد که تقریبا" امکان تردد از این مسیر را ناممکن میسازد . علاوه بر برف عمیق وجود دره های خطرناک و بهمن گیر خود عاملی برای جلوگیری از تردد زمستانه در این منطقه است .

BECAUSE OF HEAVY SNOW SHOWERING , ACCESS TO THIS POINT IS RATHER DIFICULT DURING THE WINTER  . BESIDE THIS MATHER ,THE EXISTANCE OF VERY DEEP VALLEYS AND AVALANCHES ARE  THE OTHER FACTORS

 

بد نیست بدانید سب امامزاده داوود با پنج پشت به امام زین العابدین (ع) میرسد . این بقعه برای اولین بار در زمان صفویه بنا شد . مسیر اصلی این امامزاده در گذشته های نه چندان دور همین مسیر فرحزاد بوده و مسیر آسفالته جدید از طریق کن و روستای سولقان به امامزاده داوود منتهی میشود .

IN FACT EMAM ZEYNOLABEDIN( peas be upon him and his family ) IS THE GREAT .GREAT ,GREAT .GREAT ,GRAND FATHER FOR EMAMZADEH DAVOOD . THIS SHRINE HAS BEEN  BEUILT IN PERIOD OF " SAFAVI " AT FIRST TIME . IN  OLD DAYS  THE MAIN WAY TO GET THERE WAS FARAHZAD. BUT  A NEW WAY CONSTRUCTED VIA  KAN THROUGH SOLOGHAN TOWARD EMAMZADEH DAVOOD .LATER ON  

روستای کیگا که در عکس بالا دورنمایی از آن را مشاهده میکنید داستانی عجیب دارد . در بین مردم شایع است که امامزاده در حالی که زخمی بوده و از آنجا رد می شده ، قرار بوده که اهالی روستا او را لو ندهند ولی با چشمانشان اشاره به مسیر رفتن ایشان میکنند و از آن به بعد چشم های اهالی این روستا چپ میشود . البته  این موضوع ریشه در واقعیت ندارد و مردم روستا از این موضوع با خنده یاد میکنند .

KIGA VILLAGE IN ABOVE PICTURE NARRIATES AN ODD  STORY . A RUMOUR GOING AROUND THAT WHEN EMAMZADEH DAVOOD  WAS INJURED PASSING THERE ,AND SINCE THE PEOPLE THERE AS THEY HAD PLANED NOT TO IDENTIFY HIS PLACE TO BE HIDDEN ,UNFORTUNATELY THEY POINTED OUT BY THEIR EYES . HENCE  ALL THEIR EYES STYLE  TURNED SIDE THEN.BUT OF COURSE THIS MATTER IS NOT REAL AT ALL AND ALL PEOPLE LIVING THERE TAKE IT EASY 

 

در اولین جمعه فصل زیبای پاییز مورخ 05/07/1387 به عشق طبیعت و فرار از زندگی شهری و همچنین آلودگی های صوتی ، هوا ، فکری و . . . . تصمیم گرفتیم مسیر 15 کیلومتری فرحزاد تا امامزاده داوود را پیاده طی کنیم .

AT THE FIRST FRIDAY IN THE AUTUMN ON 26/SEP-2008 , WE DECIDED TO HAVE A 15KM WALK FROM FARAHZAD TO EMAMZADEH DAVOOD IN ORDER TO ENJOY  NATURE .AND RUNNING A WAY FROM ALL  NOSE  POLLUTION AND CITY PROBLEMS .

 

ما ساعت 6 صبح از فرحزاد در جاده ای خاکی و ماشین رو که تا خود امامزاده ادامه داشت شروع به حرکت نمودیم . پس از کمی راهپیمایی و گذر از دو معدن سنگ وارد دره ای زیبا میشویم . راه را ادامه میدهیم و پس از 50 دقیقه به چشمه آب زندگانی رسیدیم که متاسفانه به دلیل محسور شدن آن توسط یک قهوه خانه از دیدن آن محروم شدیم .

WE STARTED AT 6 OCLOCK WITH OUR CARS  ALONG WITH A SANDY ROAD WHICH IS CONTINUED TO EMAMZADEH DAVOOD . AFTER A SHORT WALKING AND PASSING BY TWO SAND MINE , WE JUST GOT TO  THE MARVELLOUS VALLEY AND AFTER 50 HOURS WE REACHED ONE SPRING WITH THE NAME OF “ABE ZENDEGANI "

 

هر چه به جلو پیش میرویم جاده با صفاتر و دار و درخت بیشتر میشود . رودخانه تقریبا" خشک است و آبی در بساط ندارد . 50 دقیقه دیگر راهپیمایی میکنیم و به یونجه زار رسیدیم که در زمانهای قدیم در آن یونجه کشت میشده ولی در حال حاضر منطقه ای است وسیع ، پر از باغهای زیبا با درختان متنوع .

THE MORE YOU GO FURTHER , THE MORE YOU CAN SEE GREENER PASTURE AND ENVIRONMENT AGAIN AFTER 50 MINUTE WALKING WE GOT TO THE PLACE WITH THE NAME OF “UNJEZAR” THAT AT OLD TIME THEY GREW  LUCERN BUT NOW ITS BEEN CHANGED INTO FABULOUS  GARDEN WITH VARIOUS TREES AND FLOWERS             

 

در طول مسیر هر از چند گاهی ماشینهای کمک دار و موتورسیکلت های کراس که به سمت امامزاده در حال تردد بودند را می دیدیم که وقتی ما را می دیدند بر سرعت ارابه هایشان می افزودند و خاکی هم به خورد ما میدادند گویا از این کار لذت وافری میبردند .

WHILE WALKING , WE ARE  FACED  UP SOME CARS AND MOTORCYCLES WHICH ARE GOING TOWARD EMAMZADEH DAVOOD .THAT SOME TIMES THEY WERE TEASING US BY THEIR DRIVING NEXT TO US  AS IF, THEY HAD BEEN  ENJOYING  TREATING SO    

 

بلاخره به کتل خاکی رسیدیم .  کتل خاکی پایان راهپیمایی و آغاز کوهپیمایی است . از اینجا به بعد خبری از آب و درخت نیست . فقط جاده هست و آفتاب . شیبی تند را طی میکنیم و در طول صعود محو تماشای قلل نمه (3038 متر) ، چین کلاغ (2820 متر) و دوشاخ (3045 متر) نیز هستیم تا به گردنه بین کتل خاکی و دره کیگا میرسیم .

FINALLY , WE ARRIVED AT THE PLACE THAT IS CALLED “KOTAL KHAKI” INFACT THERE MUST BE THE END OF WALKING BUT THE BEGINNING OF CLIMBING , HONESTLY ,  FROM NOW ON WE COULD NOT HAVE ANY GOOD SITUATION ABOUT THE PASSAGE AND ENVIRONMENT.  WE JUST

GOING ON AND WATCHING SOME AROUND PEAKS LIKE : NAMEH  (3038M) , CHIKALAGH (2820M) AND DOSHAKH (3045M) SOONLY WE GOT TO THE AREA  BETWEEN “KOTAL KHAKI”AND “DAREH KIGA”  

 

از گردنه مناظر زیبایی از قبیل جاده پر پیچ و خم  کن به امامزاده و روستای کیگا و همچنین قلل مرتفع مثل بند عیش ، پهنه سار ، بازارک و لوارک را مشاهده کردیم ولی هنوز خبری از خود امامزاده نبود . 20 دقیقه دیگر راهپیمایی میکنیم دقیقا" ساعت 9:30 دقیقه به ناگاه امامزاده را ازدور می نگریم که در جلوی چشمان ما نمایان میشود .

FROM THIS AREA YOU CAN SEE MANY PLACES LIKE : LAVARAK , BAZARAK, PAHNE SAR , BANDE EISH , KIGA VILLAGE AND THE ROAD OF “KAN”  WHICH IS CONNECTED TO  EMAMZADEH DAVOOD THAT IS NOT SO SHORT AND STRAIGHT .BUT YET WE HAVNOT

ARRIVED AT EMAMZADEH DAVOOD, OFCOURSE AFTER 20 MINUTE CLIMBING , AT 9:30 SUDDENLY WE  SAW  IT FROM AWAY

 

متوجه میشویم که بر روی تپه سلام ایستاده ایم برای همین به امامزاده سلامی میکنیم و بر روی تپه نیم ساعتی را صرف استراحت میکنیم و از نسیم دل انگیز صبحگاهی کوهستان ، کمال استفاده را میبریم . بادی خنک از لا به لای ما و از شکافهای جمعمان می وزد . در این هوا گلوهایمان ورم میکند جای شگفتی است که چرا زیر آواز نزدیم .

WE FOUND OUT WE WERE  STANDING ON “SALAM” HILL SO THEN  WE SAID  HELLO TO HIM

AND DECIDED TO STAY ALITTLE MORE FOR REST  AND ENJOY ING THE TIME THERE  HOW NICE BREEZING COMMING .WE WERE ENCOURAGED TO SING

 

مسیر برگشت به سمت فرحزاد را انتخاب میکنیم و 2:30 دقیقه بعد در فرحزاد بودیم .در مجموع مسیر رفت و برگشت که حدود 30 کیلومتر بود را در 6 ساعت طی کردیم یعنی به طور میانگین 5 کیلومتر در ساعت

AT THE END , WE CAME BACK  DOWN TOWARD FARAHZAD FOR 2:30 HOURS .TOTAL TIME SPENT IS ABOUT 6 HOURS (DISTANCE 30KM ) , APPROXIMATLY 5KM PER HOUR

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/16ساعت 15:33  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

روستا و آبشار رندان

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

واندرین کار دل خویش بدریا فکنم

از دل تنگ گنه کار برآرم آهی

کاش اندر گنه آدم و حوا فکنم

مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست

میکنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم

 

اگر نرفته و نديده بودم ، بي ترديد وجود چنين آبشاري را در اطراف تهران تكذيب ميكردم . آخه مگه ميشه آبشار به اين زيبايي ، آب به اين زلالي ، هوا به اين باحالي اون هم در فاصله 20 كيلومتري تهران وجود داشته باشه .

YOU CANNOT IMAGINE HOW BEAUTIFUL WATER FALL WE HAVE A ROUND TEHRAN THAT YOU SHOULD SEE IT WHICH IS ALMOST 20KM FAR FROM TEHRAN

 

اين آبشار زيبا در شمال روستاي رندان ( رندان به معني كسي كه روايت ميداند ) در منطقه سولقان واقع شده است . روستاي رندان روستايي است در دامنه كوه ، با جمعيت كم كه بيشتر به دامداري و باغداري اشتغال دارند .

THIS WATERFALL IS LOCATED IN THE NORTH OF RENDAN VILLAGE IN SOLOGHAN DISTRICT THAT IS LAID OUT IN SLOPE OF MOUNTAIN WITH NOT MANY CITIZENS ,THAY ARE USUALLY WORKING IN GARDEN  

 

محصولات عمده آن بيشتر سيب ، گيلاس ، آلبالو ، هلو و گردو ميباشد . مسير دسترسي به اين روستا بسيار دشوار بوده و در اكثر اوقات در زمستان راههاي ارتباطي به آن قطع ميگردد .

THE PRODUCTS ARE MOSTLY :APPLE , PEACH,CHERRY , SOUR CHERRY AND NUTS         THIS VILLAGE IS NOT SO EASY ACCESS TO REACH AND MERELY IN THE WINTER IS  HARD GOING THERE

 

اين روستا بين امامزاده عقيل و روستاي تالون واقع شده است و جهت رسيدن به آن به سمت امامزاده داود بعد از سولقان وارد دومين جاده سمت چپ ميشويم  كه تابلويي هم در ابتداي جاده جلب توجه ميكند كه بر روي آن نوشته شده    " تا  رندان 4 كيلومتر"

THIS VILLAGE IS BETWEEN AGHIL AND TALOON AND IF YOU WANT TO GO THERE WE SHOULD GO TO EMAMZADE DAVOOD AND THEN CONTINUE TOWARD SOLOGHAN

 

جاده روستای رندان به تالون

جاده رندان جاده اي است باريك ، پرپيچ و خم با دره هايي عميق و ‍ ژرف و فوق العاده خطرناك . ساعت 7 صبح ماشين را در رندان پارك ميكنيم و با ديگر همنوردانم آقايان صارمي و شاهي شروع  به حركت مي نماييم .

THE RENDAN ROAD IS ONE  OF THE NARROWEST ROADS AND CURVE WITH THE VERY DEEP AND DANGEROUS  VALLEY. AT 9 OCLOCK WE PARKED OUR CARS IN RENDAN AND STARTED THE CLIME IN ACCOMPANY OF MR. SAREMI AND  SHAHI 

 

تصویر بالا از سایت وبلاگ چال تهیه گردیده

در ابتدا قصد رفتن به گردنه لت و قله 3200 متري سرلت را داشتيم ولي مسير پاكوب ما را به دره اي ديگر كشاند . به قول معروف چي فكر ميكرديم چي شد........

AT FIRST WE PLANNED TO ASCEND TO THE PEAK IN THE HEIGHT OF 3200M  BUT THE PASSAGE DIRECTED US TO NOWHERE . INFACT WE WERE DEVIATED

 

در طول مسير نسيمي جان بخش گويي از سمت چمنزار پر گل مي وزيد و بصورت رايحه فرحبخش به مشام ما مي رسيد .مسير را از طريق كوچه باغهاي زيبا در كنار رودخانه رندان ادامه مي دهيم كه آب فوق العاده تميز و زلالي دارد .

DURING THE WAY TO GO UP A NICE BREEZING COMING FROM MEDOW AROUND AND YOU CAN SMELL PLEASANT .WE CONTINUED THE WAY THROUGH MAGNIFICENT GARDEN ALLEY NEAR THE RENDAN RIVER WHICH HAS GOT SO MUCH CLEAR WATER 

 

بد نيست بدانيد رودخانه رندان يكي از منابع آبي حوزه كن – سولقان است . ديگر منابع آبي اين منطقه شامل رودخانه هاي امامزاده داود – تالون – كشار – سنگان و هرياس است .

IT WOULD BE NICE TO KNOW THAT RENDAN RIVER IS ONE OF THE FIFTH RESOURCES TO PROVIDE  WATER FOR SOLOGHAN AND THE OTHERS ARE ; TALON , KESHAR ., SANGAN AND HERYASS AS WELL 

كوههاي اطراف كاملا" صخره اي و در بعضي از نقاط دهانه هاي غارهايي كوچك در دل اين صخره ها خودنمايي ميكند . به ناگاه خود را داخل دره اي زيبا و شگفت انگيز مي بينيم .

THE STYLE OF SURROUNDING MOUNTAINS ARE ROCKY AND IN SOME  POINTS YOU CAN SEE SOME CAVES INSIDE OF THEM 

 

با عبور از روي پلهاي قديمي ولي جذاب كه عبور از روي آنها بيشتر شبيه بند بازي مي ماند راه را ادامه مي دهيم . كم كم ارتفاع مي گيريم و از طريق مسير پاكوب بر روي ارتفاعات مي رويم .

WE KEPT ON PASSING THROUGH THE LADDER WHICH IS LIKE CROSSING ON ROPE . WE GRADUALLY ASCENDING UPTO GETTING THE HEIGHT 

 

بخاطر باريك شدن راه و گذر از دره هاي بلند و طولاني و عميق  ، كوهپيمايي كمي دشوار مي شود وهوشياري و دقت بيشتري را مي طلبد . پس از 75 دقيقه كوهپيمايي از طريق مسيري مشخص به سراشيبي تندي مي رسيم كه ما را دوباره به كف دره اي ديگر راهنمايي ميكند .

WE GOT SOME PROBLEMS DUE TO THE WAY  BECOMING NARROWAND PASSING BY DEEP VALLEYS, THERE FOR THE MORE ATTENTION SOULD BE TAKEN . AND AFTER 75 MINUTES WE REACHED THE BOTTOM OF ANOTHER VALLEY VIA THE WAY THAT IS SO SHARP     

  

مسير را ادامه ميدهيم بدون اينكه خودمان بدانيم كه اين مسير به كجا ختم ميشود . 15 دقيقه ديگر كوهپيمايي ميكنيم ، ناگهان آبشاري زيبا در جلوي چشمان ما ظاهر ميشود .انگار وارد بهشت شده ايم . اونقدر ذوق كرديم كه نگو . . . . . . . . . . . . . . . .

WE CONTINUED THE WAY WITHOUT KNOWING THE CORRECT WEY.  WE CONTINUED FOR 15 MINUTES AND SUDDENLY A FANTASTIC WATERFALL WAS APPEARED OPPOSITE US AS IF, WE WERE IN HEAVEN , HOW AMAZING  

 

به اين فكر ميكنم كه چه تعداد از تهراني ها از وجود چنين جايي باخبرند . آيا آنها هم اگر گذرشان به اينجا بيفتد مثل ما در حيرت اين زيبايي انگشت به دهان مي مانند ؟

BY THE WAY , I WOULD  SAY TO MY SELF,HOW MANY PEOPLE IN TEHRAN HAVE EVER  SEEN HERE . WOULD THEY BE AMAZING WHEN THEY SEE  THERE 

 

صبحانه را با صداي شــُرشــُر  آبشار رندان صرف كرديم و بعد از نيم ساعت تماشا و استراحت در كنار آبشار مسير برگشت را انتخاب كرديم . بعد از رسيدن به رندان تصميم گرفتيم در ادامه جاده اصلي با ماشين جهت شناسايي سري هم به روستاي تالون بزنيم كه اين كار را هم انجام داديم و سپس راهي تهران پر دود و دم شديم .

WHAT A DELICIOUS  BREAK FAST WE HAD AND THEN WE RESUME THE WAY TOWARD DOWN AFTER HALF AN HOUR REST . WE REACHED RENDAN AND THEN DECIDED TO HAVE A GLANCE ON TALON TOWN  FOR MORE FAMILIZATION AND WE FINSHED THE STORY WITH ENTERING  TEHRAN WHICH HAS BEEN  TOO SMOKY

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/12ساعت 8:34  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

قله شاهوار

اي ساكت صبور من

اي آشناي دل

بهتر زهر ترانه سكوتت براي دل

من عاشق شكوه توام

شاهوار من

من از توام ، صدام بزن

پس نگار من

                                                "شعری از نگار"

 

 قله شاهوار به ارتفاع 4000 متر بلندترين قله استان سمنان و البرز شرقي و دومين قله مرتفع شرق ايران پس از قله دماوند و بيست و چهارمين قله بلند ايران ميباشد .قله شاهوار نگين سفيد پوش البرز شرقي است كه در شهرستان شاهرود قرار دارد

THE SHAHVAR PEAK (WHICH IS LOCATED IN THE EAST SIDE OF SHAHROD CITY) , IS IN THE HEIGHT  OF 4000M THAT IS THE HIGHEST PEAK IN SEMNAN PROVINCE AND THE EAST OF ALBORZE TRAIL AND THE SECOND OF THE HIGHEST PEAK AMONG  THE EAST OF IRAN AFTER THE DAMAVAND PEAK

  

اين قله به علت دارا بودن چشم اندازهاي زيبا ، همه ساله پذيراي خيل عظيمي از كوهنوردان كشور است . در روزهاي غير ابري از داخل شهر شاهرود ، عظيم و با وقار ميدرخشد.

A LARGE GROPE OF MONTAINERS AND PEOPLE APPEELED TO VISIT AND GO THERE YEARLY , IN SPELLING OF ITS FABULOUS SEEING SIGHTS .IN CLEAR DAYS WE CAN SEE THIS HUGE AND CALM  MONTAIN FROM INSIDE THE SHAHROD CITY VERY WELL 

 

پیش بسوی قله

با توجه به قراري كه با 3 نفر از همنوردان خوبم بنامهاي آقايان صارمي ، شاهي و ذاكري گذاشته بوديم در ساعت 14 روز چهارشنبه 13/06/1387 از دروازه تهران خارج شديم .

AS WE HAD PLANED , WE LEFT TEHRAN ON WEDNSEDAY, 03/SEP-08- AT 14PM WITH ACCOMPANY  OF THREE FRIENDS  OF MINE WITH THE NAME OF MR SAREMI , SHAHI,AND ZAKERI   

  

پس از تقريبا" 5 ساعت به شهر زيباي شاهرود رسيديم  و پس از خريداري كردن مقداري از وسايل مورد نياز راهي روستاي تاش شديم .

AFTER 5 HOURS WE GOT TO BEAUTIFUL SHAHROD CITY AND WE LEFT TO TASH VILLAGE IMMEDIATELY AFTER GETTING SOME NESSESSARY SUPPLIMENTS

  

زنبوری اسیر آب

روستاي تاش در 30 كيلومتري شاهرود واقع گرديده است . روستايي با صفا با مردماني ساده و مهمانواز معروفترين مسيرهاي قله شاهوار نكارمن و تاش هستند كه در تاش فدراسيون كوهنوردي قرارگاه مجهزي نيز دارد .

THE TASH VILLAGE SITUATED IN 30KM FAR FROM SHAHROD . THE PEOPLE THERE  ARE REALY NICE AND  HOSPITABLE .THE POPULAR ROUTS TO GET THE SHAHROD PEAK ARE  NEKARMAN AND TASH 

 

پس از رسيدن به تاش ، يك راست به سراغ قرارگاه كوهنوردي رفتيم . جالب است بدانيد اين قرارگاه توسط شهرداري تهران در سال 1380 در زميني وقفي ساخته شده است .كه واقعا" از شهرداري تهران جاي تشكر و قدرداني دارد .

 AS WE ENTERED  THE  VILLAGE WE ACCOMODATED IN THAT SHILTER QUICKLY

IT IS GOOD TO KNOW THAT THE FEDERATION OF THE MONTAIN STABLISHED A  EQUIPED SH ILTER IN THE TASH VILLAGE . IN THE YEAR OF 2001 BY THE MAYOR OF TEHRAN . SO MANY THANKS GO FOR HIM

 

  

روز پنجشنبه 14/06/1387 ساعت 5:40 دقيقه صبح ما از قرارگاه زديم بيرون و حدود 5 كيلومتر جاده خاكي را با ماشين طي طريق كرديم .

ON THERSDAY 03/SEP-2008 WE STARTED IN THE MORNING 5:40 TOWARD THE PEAK BY OUR CARS THROUGH SANDY ROUTE  FOR 5 KM 

  

حدود ساعت 6 صبح ماشين را پارك كرديم وبا راهنمايي چند نفر از كشاورزان سحرخيز منطقه ، مسير درست به سمت قله را شناسايي كرديم و  از طريق دره ميشي ارتفاع گرفتيم .

ALMOST 6 OCLOCK WE PARKED THE CARS AND TOOK SOME GUIDANCE FROM SOME FARMERS THERE TO CONTINUE THE WAY  FROM MISHIY  VALLEY TOWARD THE PEAK 

روستای تاش

در طول مسير ، قله تقريبا" قابل مشاهده است و هر چه كوهپيمايي ميكنيم انگار از قله دور ميشويم . چرا كه روستاي تاش در انتهاي يال بلند غربي قرار دارد و براي رسيدن به سر يال بايستي مسيري طولاني را طي كرد .

DURING  THE WAY, THE PEAK IS ALMOST VISIBLE BUT THE MORE WE GO UP ,THE MORE YOU SUPPOSE THE WAY IS LONG

  

هواي بسيار خوب ، بهاري و خنك ، نويد يك صعود خاطره انگيز را م‍ژده ميدهد . در ابتداي راه از كنار رودخانه اي پر آب ميگذريم كه از چشمه هاي كوه شاهوار تغذيه ميشود .

THE WEATHER WAS  COOL AND PLEASANT THAT HELP US  ASCEND MORE COMFORTABLE . AT THE BEGINING OF THE WAY WE PASSED BY THE DEEP RIVER WHICH IS FEEDED BY SHAHVAR MOUNTAIN 

 

منطقه آنقدر بكر و زيبا بود كه  قابل توصيف نيست . مراتع ييلاقي ، چمنزارهاي زلال و خنك ، چشم اندازهاي ديدني  . به ناگاه با صحنه جالبي روبرو شديم . چهار قلاده خرس با توله هايشان كه با ديدن ما وحشت زده در حال فرار بودند.

THAT AREA WAS SO MUCH INTACT AND SUPERB THAT WAS  UNBELIVABLE . SUDDENLY WE BUMPED INTO FOUR BEARS WITH THEIR FAMILY THAT THEY HAD BEEN  SO TERRIFIED AND ESCAPED WHEN THEY SAW US

  

در طول مسير فقط دوبار و هر بار بمدت 10 دقيقه استراحت كرديم و جهت گرفتن نيروي مضاعف كمي از تنقلاتمان را نيز مصرف كرديم . مسير را ادامه مي دهيم . آرام و بي صدا ولي استوار و با انگيزه . هر چه ارتفاع ميگيريم باد تندتر و هوا سردتر ميشود .

WE  JUST HAD TWO TIMES 10 MINUTE STOP FOR REINFORCING BY HAVING SOMETHING THEN WE CONTINUED THE WAY IN QUIET AND PERSISTING MANNER THE WEATHER BECAME COOLER AND THE WIND SHARPER AS WELL 

  

پرواز دست جمعی پرندگان

نزديكي قله باد به حدي مي وزد كه ما را مجبور به پوشيدن بادگير ميكند و راه رفتن را كمي دشوار ميكند . اين باد گويا به صورت هميشگي در اين منطقه جريان دارد .

INFACT THE WIND AT THE PEAK WAS REALY SO  SHARP THAT MAKE US WEAR THE SPECIAL  COVER  AND ALSO HARD CLIMBING .AS IF ,THIS KIND OF WIND IS  LOCAL AND FREQUENT IN THIS DISTRIC    

  

به ناگاه خود را بر روي قله يافتيم . ولي پس از اندكي تامل متوجه شديم قله اصلي ، قله كناري است . و پرچم سه رنگ ايران را بر روي آن از دور نظاره كرديم .

MISTAKENLY WE FOUND OURSELVES IN THE PEAK BUT SOONLY  WE FOUND OUT THAT THE NEXT HEIGHT WHICH IS HIGHER IS THE PEAK OF THE MONTAIN , BECAUSE THE THREE COLOR FLAG OF IRAN HAS BEEING INSTALLED THERE AS A SIGN OF THE PEAK

 

براي رسيدن به قله شاهوار شيبي ملايم را پايين آمديم و دوباره از مسير اصلي بالا رفتيم . اين بار زديم به هدف . در ساعت 10:30 دقيقه روز پنجشنبه 14/06/1387 براي ما لحظه به ياد ماندني بود .

WE POINTED  OUT THE CORRECT WEY AND CONTINUED IN SHADOW SLOP TO GET THE PEAK ‘ YOU KNOW WE HIT THE TARGET  THIS TIME AND FINALLY WE REACH THE PEAK AT 10:30 ON THERSDAY 04/SEP. YOU DON’T KNOW HOW MUCH LOVE WE FELT AT THAT MOMENT . HOW LOVELY

 

از راست به چپ خودم - شاهی - ذاکری  

ما محو تماشاي عظمت بيكران خداوند در آيتي ديگر بوديم . خدا را سپاس گفتيم و يكديگر را به آغوش كشيديم و تبريك گفتيم و در كنار پرچم سه رنگ ايران عكس يادگاري گرفتيم .

WE ALL TOGETHER WERE GOGGED WHEN WE WATCHED  THESE BLESSES  AND GREATNESS OF THE LORD AND WE HUGGED EACH OTHER SAYING CONGRATULATIONS .AND ALSO WE TOOK SOME PHOTOES BESIDE THE FLAG OF IRAN   

پس از استراحتي نيم ساعته بر فراز قله ، مسيري را كه 4:30 دقيقه صعودش طول كشيده بود در كمتر از 2 ساعت برگشتيم . براي برگشتن به خانه ما مسير جنگلي چهار باغ به گرگان را انتخاب كرديم كه مسيري بسيار زيبا و چشم نواز بود .

AFTER A HALF AN HOUR REST ON THE PEAK WE CAME BACK IN TWO HOURS  WHILE WE ASCENDED THE SAME WAY IN 4:30 HOURS  SO WE SELECTED THE JUNGLE WAY  THAT WAS SO MUCH BEAUTIFUL AND ATTRACTIVE

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/04ساعت 8:21  توسط پرویز شجاعی پارسا  |