تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

دشت هویج

به دشتی که گــَرچال باشد به نام

بیامد زپی مردم نیک نام

کمر بسته کوههای سُـترگ

به آبشخورش کبک و میش است و گرگ

 

اولین چیزی که به ذهن هر کسی در رابطه با دشت هویج خطور میکنه اینه که با دشتی پر از هویج روبرو میشه ولی در حال حاضر اثری از هویج نیست .

 

البته به گفته کشاورزان در گذشته ها در آن هویج کشت میشده است ولی در حال حاضر کشاورزان روستای افجه در آن محصولات مختلف کشت میکنند.

 

در تاریخ 11/05/1387 روز جمعه به همراه محسن و امیرحسین شجاعی پارسا قصد رفتن به دشت زیبای هویج را کردیم .

 

لذا در ساعت 7 صبح پس از گذر از روستای افجه

و پارک اتومبیل در امتداد رودخانه و مسیر مالرو شروع به حرکت نمودیم .

 

پس از 1:30 دقیقه کوهپیمایی به این دشت و مرغزار زیبا و سرسبز رسیدیم .

 که با نسیم خنک و فرحبخش خود ما را چند ساعتی اسیر و محو خود کرد.

 

در ضلع شمالی این دشت , راه مالرویی قرار دارد که کوهپیمایان و طبیعت گران را به دشت زیبای لار راهنمایی میکند .

روایت است که ناصرالدین شاه از این راه جهت رفتن به دشت لار استفاده میکرده است .

 

از قله های معروف اطراف دشت هویج میتوان از قله ریزان ( 3850 متر ) , پرسون ( 3100 متر ) , آتشکوه ( 3850 متر ) و مهرچال ( 3920 متر ) نام برد .

 

قله ریزان

نام قدیم  دشت هویج گَــَرچال بوده است . گــُر به معنی آتش و چال به معنی جایگاه .

 

قله ریزان از نمای دشت هویج

 شاید علت این نامگذاری گرمتر بودن این دشت نسبت به قله های سر به فلک کشیده اطرافش میباشد و پدید آمدن جانپناهی برای فرار از سرمای مرگبار.

 

دشت سواستان و همچنین آبشار چــُـرند ( به ارتفاع 45 متر ) در ضلع شمال غرب همین دشت قرار دارند که در مسیر صعود به قله آتشکوه میباشد که به امید خدا در فرصتی دیگر سری به آنجا خواهم زد .

 

در مسیر برگشت در محله چراغان روستای افجه سری هم  به چنار کهنسال 400 ساله در نزدیکی سقاخانه حضرت ابوالفضل زدم و عکسی نیز به رسم یادگار از آن گرفتم  .  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 7:23  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

دریاچه سد لار

ای طلوع بی غروب , باران نو بهار

به چشم من بتاب , به وجودم ببار

ای ترانه درود , بر لب ما بمان

تو صدای بودنی , صدای عاشقان

ای دیار خوب من , تو تسلایی

 

در تاریخ 3 و 4 مرداد ماه 1387 در یک جمع خانوادگی تصمیم گرفتیم در یک برنامه دو روزه بازدیدی داشته باشیم از دریاچه سد لار. دریاچه ای در مجاور قله دماوند.

 

دریاچه سد لار در 84 کیلومتری تهران و 100 کیلومتری آمل قرار دارد . این دریاچه بخاطر نزدیک بودن به قله دماوند هوایی مطبوع  و خنک دارد .

 

پارک ملی لار در مجاورت همین دریاچه میباشد که کندوهای عسل فراوانی نیز در این منطقه به وفور دیده میشود و عشایر زیادی هم با دام هایشان در این منطقه در حال گذران زندگی هستند.

 

برای رفتن به دریاچه سد لار بایستی دقیقا" همان مسیری را رفت که برای قله دماوند قبلا" اشاره  کرده ام یعنی از طریق جاده هراز و پس از گذر از یک پل قدیمی که بر روی رودخانه لار زده شده مستقیما" به سمت دریاچه سد لار ادامه مسیر می دهیم .

 

ما پنجشنبه شب چادر خود را در نزدیکی دریاچه برپا کردیم همان شب باران شدیدی شروع به باریدن گرفت . شدت باران به حدی بود که پوشش دوم کاملا" خیس شد و نزدیک بود آب به داخل چادر هم سرایت کند که بلاخره باران بند اومد .

 

شب را با هوایی بسیار خنک و مطبوع و نسیمی فرحبخش تا صبح سپری کردیم و صبح جمعه را با پیاده روی در اطراف دریاچه و تماشای گلهای زیبا و دورنمای قله دماوند و گشت و گذار در پارک ملی لار شروع کردیم .

 

احداث سد لار از سال 1353 شروع شد و در سال 1361 به بهره برداری رسید . این سد بر روی رودخانه های لار و دلیچای ساخته شده است .

 

در حال حاضر بخاطر بحران بی آبی بخشی از آب سد لار به سمت شالیزارهای مازندران روان میشود و بخشی دیگر از آن از طریق یک تونل به سمت سد لتیان جهت آب شرب مردم تهران سرازیر میشود .

 

برای بازدید از پارک ملی لار با خودرو بیش از یک ساعت  زمان نیاز ندارد و به ازای ورود هر خودرو به منطقه حفاظت شده لار نیز بایستی 1000 تومان پرداخت کرد . اگر هم قصد ماهیگیری دارید قیمت پروانه ماهیگیری به ازای هر 5 عدد ماهی 3000 تومان میباشد .

 

ماهی قزل آلای خال قرمز از ماهیان نادر است که فقط در این دریاچه یافت میشود . البته فصل ماهیگیری هم از اواسط خرداد تا پایان مرداد ماه روزهای دوشنبه و چهارشنبه میباشد . ساعت مجاز هم یک ساعت پس از طلوع آفتاب و یک ساعت قبل از غروب آفتاب است .

 

در ضمن مسئله کم آبی واقعا" جدی است تا به چشم سدهای کم آب در دور و اطراف تهران را نبینیم شاید به مسئله بحرانی کم آبی پی نمی بریم . بحران آب یک هشدار جدی است . خیلی جدی . . . . . . . . . . . . .

 

پس بیاییم قدر قطره قطره آب مصرفی را بدانیم . چرا که این بحران میتواند گریبانگیر خودمان هم بشود . بدون آب زندگی چقدر زود می میرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 13:1  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

قله دماوند 2

اي نام قشنگ تو دماوند
هم قافيه گشته با خداوند
البرز به ناز رفته تا عرش
اي ديو سپيد پاي دربند
اي گنبد گيتي اي دماوند
زآهن به ميان يكي كمربند
تا چشم بشر نبيندت  روي
بنهفته به ابر چهر دلبند


 .........ادامه از پست قبلي


روز پنجشنبه به تاريخ 27/04/1387 در بارگاه سوم  به ارتفاع  4150 متر با جمع و جور كردن وسايلمان ، آنها را در داخل چادر گذاشتيم  و به خدا سپرديم و با برداشتن مقداري آذوقه اندك با كوله حمله  ساعت 6:15 دقيقه  صبح به سمت قله صعود خود را شروع كرديم .

ابتدا مسير را از كنار تيغه اي صخره اي شروع كرديم و سپس بر روي يال صخره اي قرار گرفتيم  . در ارتفاعات بالاتر سمت راست خود ، آبشار يخي را از دور نظاره گر هستيم كه لحظه به لحظه به آن نزديك و نزديكتر مي شديم  كه هميشه بصورت يخ  ميباشد .

  

شيب تند و نفس گير است . بلاخره  در ساعت 10:15 دقيقه به آبشار يخي به ارتفاع 5040 متري مي رسيم . فقط حدود 600 متر ديگر تا مقصد باقي مانده  است .


 پوشش گياهي بعد از بارگاه سوم به سمت قله  كمتر مشاهده  ميشود ولي  آنچه در محيط اطراف مشاهده ميشود آن قدر زيبا و جذاب است كه هر چه در آن سير ميكنيم باز احساس ميكنيم حتي جزو كوچكي از آن را حس نكرده ايم .

 

 پس از گذر از آبشار يخي و به پايان رسيدن يال سنگلاخي به ابتداي تپه گوگردي در ارتفاع 5300 متري مي رسيم كه باد سردي چهره خسته مان  را نوازش مي دهد .


فقط 300 متر تا قله فاصله داشتيم ولي ارتفاع  و كمبود اكسيژن  و همچنين بوي شديد دود گوگرد كه  از داخل زمين به بيرون فوران ميزد باعث شده بود كه تنفس به سختي انجام گيرد .

 


با هر قدمي كه به جلو برميداشتيم مجبور بوديم 5 دقيقه استراحت كنيم .

بهرحال با قدمهاي كوتاه ولي آهسته و پيوسته ساعت 14:15 دقيقه بر روي بام ايران قدم گذاشتيم  و سجده شكر بجا آورديم .

 

براي هر كسي كه بار اول پا بر روي قله دماوند ميگذارد اشك شوق از چشمانش سرازير ميشود كه من هم مستثني نبودم .


 گروههاي مختلف با رسيدن بر روي قله همديگر را به آغوش ميكشيدند و تبريك ميگفتند و اشك شوق مي ريختند و به ناگاه سرود اي ايران نيز بر روي قله طنين افكن شد كه واقعا" منظره ديدني و فراموش نشدني بود .

 


با ورود به  داخل كاسه  قله دماوند و ديدار از مناظر اطراف با وجود سرماي شديد حاكم بر قله ، محو زيبايي ها و عظمت كردگار بوديم .

 

پس از 45 دقيقه كه بر روي قله ايستاده بوديم آخرين جرعه هاي طبيعت بكر و زيبا را مزه مزه كرديم و آماده بازگشت مي شويم .

لاشه يك گوسفند و يك گرگ كه بر اثر سرما مرده اند از ديدنيهاي قله دماوند است.


براي بازگشت مسير شن اسكي را انتخاب كرديم و بصورت اسكي بر روي شن هاي روان با سرعت ، ارتفاع كم كرديم .

 

مسيري را كه 8 ساعته صعود كرده بوديم در عرض 2:15 دقيقه با خوشحالي فرود اومديم و خود را به بارگاه سوم رسانيديم .

 

 
شب دوم را با هوايي سردتر و بادي خشن تر ولي خلوت تر نسبت به شب اول  در پناهگاه بارگاه سوم در چادرمان سپري كرديم
.


صبح روز جمعه 28/04/1387 با جمع كردن چادرمان ساعت 6 صبح به سمت گوسفندسرا فرود نموديم  و 8:30 دقيقه سوار بر ماشين به سمت تهران حركت  كرديم .

 

دود گوگرد كه از داخل زمين به بيرون متساعد ميشود.

* مجموع صعود از گوسفند سراي احساني تا قله دماوند 13 ساعت و فرود 4:30 دقيقه بطول انجاميد


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/17ساعت 9:55  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

قله دماوند 1

 

اي قد به اوج سركشيده

اي قامت به آسمان رسيده

اي فخر زمين آريايي

روحيه ايستادگي دميده

تو آيه قدرت خدايي

تو مظهر ملت شجاعي

تو مادر شير سرزميني

بر ملك ادب نماد شاهي

اي نام قشنگ تو دماوند

هم قافيه گشته با خداوند

 

 

 

صعود به قله دماوند يا بام ايران و بلندترين قله در خاور ميانه آرزوي هر كوهنوردي است .

 

Climbing to Damavand mountain , which is the highest in Iran & meddle east , not only it is everyone`s wish but also my desire .     

 

 

به شكر خدا در تاريخ 26/4/1387 روز چهارشنبه لغايت 28/4/1387 طي يك برنامه 3 روزه در غالب يك تيم 3 نفره اين  صعود را با موفقيت انجام داديم .

 

That began to successfully on 16/07/2008 till 18/07/2008 in one 3 day trip in accompany of one team countaining 3 members of close freind of mine

 

 

قله دماوند مرتفع ترين قله ايران به ارتفاع 5671 متر واقع در استان مازندران بخش لاريجان است كه در فاصله 70 كيلومتري خط مستقيم از تهران – 58 كيلومتري شهرستان آمل و 65 كيلومتري سواحل خزر و 9 كيلومتري آبادي رينه قرار دارد .

 

Damavand peak with following conditions ( high 5671 meter ) located in mazandaran province in Larijan destrict which is in a distance of 70 KM a way from Tehran & 58 KM compairing to Amol , 65 KM from Caspian sea & 9 KM far from Reineh vilage .

 

 

 

قله دماوند داراي 16 مسير يا به قولي يال براي صعود ميباشد كه ما يال جنوبي را براي صعود انتخاب كرديم .

 

The fabulous Damavand mountain consist of 16 passages or puplic narriation it is called YAL to access to reaching the peak .

 

 

هر كدام از اين يال ها تا قله ادامه دارد .مسير يا يال جنوبي موسوم به بارگاه سوم از جمله ساده ترين و سهل الوصول ترين راههاي صعود به قله دماوند و از پر رفت و آمدترين مسيرها به شمار مي آيد . 

 

 We selected the southern passage to start climbing because it is the best & easy ones among them which is also very popualar & living

 

 

 مسير را بايستي از مكاني به بنام گوسفندسراي احساني به ارتفاع 2950 متر شروع كرد . براي رسيدن به گوسفندسرا بايستي از طريق جاده هراز و پس از گذر از گردنه امامزاده هاشم و رسيدن به پلور از جاده اصلي جدا شويم .

We contiued throuth the place with a name of Gosfansara in hight of 2950 meter . After passing haraz road nearby Amamzadeh Hashem . 

 

 

 

و در سمت چپ وارد جاده اي ميشويم كه ما را به سمت رينه و سد لار راهنمايي ميكند . پس از چند كيلومتري دوباره وارد جاده اي اسفالته در سمت راست ميشويم كه با فلش مشخص شده به سمت رينه .

We got Polor to direct us to Lar barrier & Reyneh village on the left hand side that .

 

 

نرسيده به رينه تابلويي توجه ما را جلب ميكند كه بر روي آن نوشته شده " به سمت گوسفند سرا و قله دماوند" به همين منظور وارد جاده اي خاكي ميشويم كه طول اين جاده 7 كيلومتر ميباشد .

it is well high lighted by arrow - toward peak -  so we have 7 KM road in front of ourselves

 

 

 

به هر زحمتي كه بود خودمان را به گوسفندسراي احساني ميرسانيم . ساعت 11:30 صبح روز چهارشنبه صعود را شروع مي كنيم و بر روي يالي نيمه صخره اي قرار ميگيريم كه بيشتر اين مسير خاكي و بسيار ساده با شيبي نسبتا" ملايم است .

 

بخاطر كوله كشي مسير را به كندي طي مي كنيم ولي بخاطر شقايق هاي وحشي كه سراسر منطقه را پوشانده اند خستگي را فراموش مي كنيم .

 

 

  

از يك سو زيبايي شقايق ها و از سوي ديگر دور نماي قله دماوند و از دگر سو ساحل ابري كه زير پايمان بود آنقدر عظيم و ديدني بود كه گويا طبيعت دهان باز كرده و مي خواست ما را ببلعد .

 

  

با هر قدمي به سمت بالا چشم اندازي نو در جلوي چشمانمان نمايان ميشد . در مدت 5 ساعت كوهپيمايي به پناهگاه بارگاه سوم به ارتفاع 4150 متر ميرسيم .

 

 

 

در بارگاه سوم كوهنوردان و مشتاقان زيادي را مشاهده ميكنيم كه از اقصي نقاط كشور براي صعود به قله آمده بودند.

 

 

 

طبق برنامه اي كه داشتيم شب اول را در بارگاه سوم اطراق كرديم . اين كار را به دو دليل انجام داديم يكي بخاطر هم هوايي و ديگري بخاطر تجديد قوا .

 

 

 

ما خيلي زود به داخل چادر و كيسه خوابمان رفتيم تا پس از كمي خواب و استراحت صبح زود به سمت قله صعود را شروع كنيم .

 

 

 

ولي از خواب خبري نبود چرا كه كوهنوردان عزيز تا پاسي از شب در داخل چادرهايشان در حال نقالي از خاطرات شيرين گذشته اشان بودند و ديگر اينكه صعود گروهاي مختلف هم از 1 بامداد شروع شد . فكر كنم در مجموع يكساعتي خوابيدم .

 

 

لطفا" ادامه اين پست را بخاطر حجم زياد عكسها هفته  آينده مشاهده بفرماييد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 6:57  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

دریاچه سد طالقان TALEGHAN LAKE

دلم مسحور اين و محو آن شد

به هر آبادي ايران روان شد

گذر كرد از ري و كرمان و شيراز

نهايت صيد ملك طالقان شد

طالقان در ۱۲۰ كيلومتري شمال غربي تهران واقع گرديده است و منطقه اي است متشكل از ۸۰ روستاي كوهستاني بطول ۱۳۰ كيلومتر و عرض ۱۵ كيلومتر .

  Talaghan is located in 120 KM from north west of tehran & containing 80 mountain villages .

طالقان در حال حاضر از طريق يك راه ۲۵ كيلومتري به اتوبان تهران - قزوين متصل است كه خصوصا" در ايام تعطيل بسيار پر تراكم و خطرناك است .

Now a days Taleghan is easy to access via 25 KM highway Tehran - Ghazvin which is really occupied merely in holidays.

 البته جاده اي از طريق كُردان به طالقان در حال ساخت است كه با راه اندازي آن حدود ۵۰ كيلومتر مسير دسترسي به طالقان نزديكتر مي شود .

But it is good to know that recently by prepration is being made , a road is constructed through Kordan to Talaghan that shorten this way into 50 KM. 

 

مردم طالقان مردمي خونگرم ، اهل كار و تلاش و دانش و معرفت هستند.براي مثال مي توان از مشاهيري همچون آيت ا... طالقاني ( مبارز نستوه ) ، جلال آل احمد ( نويسنده ) ، دكتر حشمت ( پزشك و مبارز نهضت جنگل ) و درويش خان ( موسيقيدان ) نام برد .

Lets know about the people living there ,  they are so interested in gaining  new in knowledge , so hard working , very helpful & hospitable. amoung them , we can see Mr. Taleghani ( famous clergyman in iran reveloution ) - Jalal Alahmad ( writer ) - Dr. heshmat ( jungle movement ) & Darvish khan ( as a musician ).

منطقه طالقان به جهت دارا بودن مناظر بكر كوهستاني ، هواي بسيار مطبوع ، رودخانه شاهرود و درياچه سد به عنوان يكي از مناطق گردشگري انتخاب شده است .

Due to nice weather , rivers & intact mountain view & being beside Shahrod river , It has been selected as a good seeing sight .

سد خاكي طالقان در سال ۱۳۸۰ توسط يك شركت چيني شروع شد و در سال ۱۳۸۵ به اتمام رسيد . كناره درياچه سد مكان بسيار مناسبي است براي كمپ و ماهيگيري .

sandy barrier has been built in 2000 by chinees contraction & finished in 2005 . Because of that it would be proper place for fishing .

اينجانب در تاريخ ۲۰/۰۴/۱۳۸۷ روز پنجشنبه تصميم گرفتم به گروهي ۱۲ نفره ملحق شوم كه قصد شب ماني در اطراف درياچه سد طالقان را داشتند .

I decide to join with a group ( 12 people ) to Talaghan lake on thursday on 10/07/2008 .

لذا ساعت ۱۷ از تهران شروع به حركت نمودم و با گذر از شهرهاي كرج و هشتگرد و همچنين كارخانه سيمان آبيك وارد اولين جاده در سمت راست شدم كه پس از طي ۲۵ كيلومتر و عبور از يك گردنه پر و پيچ و خم در ساعت ۱۹:۳۰ پا به منطقه زيباي طالقان گذاشتم .

So we left Tehran toward destination at 17:00 PM . we passed  by Karaj & Hashtgerd & also Abyek Cement factory with a first interance in the right hand side with distance of 25 KM after going from sharp curve at 19:30 PM , we got to the beautiful district of Taleghan.   

 پس از رسيدن به محل كمپينگ و آشنايي و چاق سلامتي با دوستان جديد و قديم تا پاسي از شب  مشغول عكسبرداري و تماشا و پياده روي در دور درياچه زيباي سد طالقان شدم .

After reaching the camp place meeting some new people & freinds , We started to take a photo up to mid night & what a good walking we had accross the river of Taleghan barreir .  

 گروهي از دوستان هم مشغول ماهيگيري و قايق سواري شدند. ماهيان درياچه بيشتر شامل قزل آلا و كپور است كه سهم دوستان من از كل ماهيها هيچ بود .

Some of my freinds going for boating & some fishing . ( most fishes there are in the kind of Kapor & Ghezelala )

        

در عوض من تونستم كلي عكس از غروب خورشيد صيد كنم . منظره غروب خورشيد بر روي درياچه آنقدر خيره كننده بود كه باعث شد دهها عكس ريز و درشت از اين غروب دل انگيز بگيريم .

 when you are  watching the beautiful sene of sunset you are geting amazed & thaughtful so it made me be attracted in a way that, a lot of photoes to be taken by me .  

        

 بهرحال شب را تا نيمه بيدار بوديم و از هواي مطبوع درياچه و همچنين گفت و شنود دوستان لذت برديم و در نهايت به درون چادرها خزيديم .

 Finally we had a friendly get to gether till mid night but gradually we went to the tent to sleep .

و صبح الي الطلوع ساعت ۵:۳۰ به عشق آبتني از خواب بيدار شدم و با دوست و همنورد خوبم روزبه تني به آب زديم و در حال شنا به تماشاي طلوع زيباي صبحگاهي نشستيم .

At the begining of the day when the sun lady rising , A friend of mine(rozbeh) & me got up and  went swimming in the lake while watching the sun rise .

در ساعت  ۱۰ صبح روز جمعه دوستان به خاطر ازدحام جمعيت گردشگر تصميم به مراجعت به تهران را گرفتند . لذا آنها را به خدا سپردم و خود به دنبال روستاي گِليرد ، زادگاه آيت ا... طالقاني روان شدم .

At 10:00 AM all together decided to gather all stuffs sooner to come back due to estimating high traffic would be in the road so we said goodbye with one another . During return, I was fond of visiting one village with a name of " GّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّILYARD " which has been  MR Taleghani's bornt place

با پرس و جوهاي فراوان و طي كردن حدود ۲۰ كيلومتر ديگر ، روستا را پيدا كردم . روستايي سرسبز با مردماني مهربان و خونگرم با خانه هاي كاهگلي و قديمي به رنگ صورتي با كوچه هايي سنگفرش شده .

For arriving there you should get a distance of 20 KM . The village with the nice people & conventional house in piled style.

 

به خاطر ازدحام عكسها ترجيح ميدهم عكسهاي روستاي گليرد و همچنين منزل مرحوم طالقاني را در زماني ديگر به نمايش بگذارم .

In spelling of density of photoes ,regarding the pictures of Taleghani's house & GILYARD village I would prefer to show those later on .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/03ساعت 6:46  توسط پرویز شجاعی پارسا  |