تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

قله کلون بستك

 مي آميزم  سياهي شب را

با سفيدي روز

كه خود عصاره ي رنگين كمان است !

تا خاكستري را برگزينم

براي ترسيم آسمان سرزمين خويش

 كلون بستك قله اي است به ارتفاع ۴۲۰۰ متر كه روي خط الراس البرز مركزي قرار دارد . ويژگي اصلي اين قله بادهاي شديدي است كه از سمت غرب و شمال غرب مي وزد .

 

پيست اسكي ديزين از گردنه ديزين

مسير نرمال صعود به قله كلون بستك از طريق يال جنوبي ميباشد كه از اين مسير در تمامي فصول و با يك كوهپيمايي نه چندان دشوار و طولاني از طريق گردنه ۳۲۸۰ متري ديزين در عرض ۳ ساعت كوهپيمايي قابل دسترسي است.

 

 كوه و قله سي چال  از گردنه ديزین

به خاطر همین دسترسی ساده به قله از طریق گردنه دیزین صعود به کلون بستک یکی از ساده ترین صعودهای قلل ۴۰۰۰ متری البرز به حساب می آید.

 

 گروه ۸ نفره و مصمم ما راس ساعت ۵:۳۰ صبح در گردنه قوچک جمع شدند . با گذر از پیچ و خم جاده زیبای اوشان - فشم به شهر فشم می رسیم .

مسیر را به سمت چپ یعنی به سمت میگون ، دربندسر و شمشك ادامه مي دهيم . هر چه در جاده پيش ميرويم ارتفاع ما بيشتر و بيشتر و هوا ، خنك و خنكتر مي شود .

 پس از گذر از شمشك و دربندسر و نرسيده به پيست اسكي ديزين در گردنه ديزين ، ماشينها را پارك مي كنيم و ساعت ۶:۳۰ دقيقه صعود را شروع مي كنيم.

 روستاي دربندسر

كلون بستك را از مسير دربندسر نيز ميتوان صعود كرد . از دوستي شنيدم كه مي گفت اين مسير طولاني تر ولي زيباتر است .

 در همان ابتداي شروع به حركت باد شديدي در حال وزيدن بود و هوا هم به حدي سرد بود كه از پوششهاي زمستاني استفاده  كرديم .

قله سركچال  در خط الراس شرقي قله كلون بستك

كلون بستك در حقيقت از جمله مرتفع ترين قلل البرز است كه  به قول محلي ها به خورتونك هم معروف است يعني جايي كه صبح هنگام پرتوهاي طلايي خورشيد براي اولين بار در نوك آن جوانه مي زند .

ديواره هرزه كوه ها در ضلع شمالي  قله كلون بستك

در حين صعود هوا بسيار متغير بود و چند بار باران و تگرك هم شروع به باريدن كرد و گهگاهي آفتاب نيز از پشت ابرها خودنمايي مي كرد .

بهرحال در بيشتر اوقات لكه هاي ابر براي ما سايباني مي ساختند تا قدري جلوي نور خورشيد را بگيرند .

اندك اندك ارتفاع مي گيريم . مسير كاملا" سنگلاخي و تكه سنگها به رنگ آبي مي شوند كه به ما مي فهمانند به مرز ۴۰۰۰ متري قله نزديك ميشويم .

 هر چه به قله نزديك و نزديكتر مي شويم شكل ذوزنقه اي قله بيشتر خودش را نشان مي دهد . بلاخره با ۳ ساعت صعود ساعت ۹:۳۰ دقيقه  به بلنداي قله ۴۲۰۰ متر ي كلون بستك مي ايستيم .

پس از كمي استراحت به تماشاي قلل ديگر مي پردازيم . قله سركچال ،قله  آزاد كوه  ، ديواره هاي هرزه كوه و . . . .

قله آزاد كوه

و در زير پايمان دره و درياچه دريوك قرار دارد كه دورنمايي فوق العاده زيبا دارد .

دره و درياچه دريوك

لحظات به سرعت سپري مي شوند و زمان فرود فرا مي رسد . مسير را با احتياط بيشتري به سوي گردنه ديزين پشت سر مي گذاريم و پايين مي رويم .

و نهايتا"  ساعت ۱۲:۳۰ سوار بر اتومبيلها به سوي تهران رهسپار مي شويم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/25ساعت 16:10  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

غار رودافشان

اي مادر ، اي ايران من 

امروز اين منم كه ستايشگر توام

از توست ريشه و رگ  وخون و خروش من

فرزند حقگزار تو و شاكر توام

بس روزگار گشت و بهار و خزان گذشت

                           

 غار رودافشان در دهكده رودافشان از توابع شهرستان دماوند و در كوهستان البرز مركزي در ارتفاع ۱۹۴۵ متري واقع گرديده است .

ديدار از اين غار تجربه جالبي بود . بهرحال براي فرار از هواي دودآلود تهران هيچ كجا بهتر از آغوش پر مهر طبيعت نيست .

در تاريخ ۷/۴/۱۳۸۷ تصميم گرفتم به همراه جمعي از همكاران خوبم بنامهاي آقايان مصطفي حضرتي ، محمد حسين بابايي ، حميد فتحي به اتفاق محسن و اميرحسين شجاعي پارسا بازديدي داشته باشيم از غار زيباي رودافشان

 

 براي رسيدن به اين غار شگفت انگيز بايستي از طريق جاده فيروزكوه در كيلومتر۸۵ بعد از سربندان و پمپ بنزين سيد آباد وارد جاده اي در سمت راست شويم كه ما را مستقيما" پس از طي ۲۰ كيلومتر به روستاي رودافشان راهنمايي ميكند.

ماشين را در پاركينگي كه جهت بازديد كنندگان غار آماده شده پارك ميكنيم . با عبور از مزارع كشاورزي و رودخانه دليچاي و همچنين با ۲۰ دقيقه صعود به بالاي تپه اي كه مشرف بر روستا است ميرسيم .

زماني كه بر فراز تپه قرار مي گيريم . از يك سو چشم انداز روستا و از سوي ديگر منظره پرابهت بزرگترين دهانه غار ايران به ارتفاع تقريبي ۲۰ متر و طول ۲۹ متر ما را مبهوت خود ميكند .

 

دهانه ورودي بيضي شكل اين غار ، زيبا و ديدني است و هر بيننده اي را شگفت زده ميكند . به جرات ميتوان گفت دهانه عظيم غار ديدني تر از خود غار است .

حدود ۳۵ هزار سال پيش بر اثر وقوع آتشفشان در كوه دماوند ، دهانه فعلي كه در پشت صخرهاي عظيم قرار داشته شكاف برداشته و مي شكند و اين فضا بر اثر ترك و شكاف عميق ايجاد شده ، نمايان ميشود .

 هر چه به دهانه اصلي غار نزديك و نزديكتر ميشويم به عظمت غار بيشتر پي مي بريم . با ورود به دهانه اصلي تازه متوجه ميشويم كه بايستي ارتفاع كم كنيم تا به دهليز و سالي بزرگ در كف غار برسيم كه مسير كاملا" روشن و مشخص است .

از اينجا به بعد تازه راهپيمايي درون غار شروع ميشود كه با چراغ قوه اي كه همراه داشتم اين كار بسيار آسان ، لذت بخش البته كمي هم ترسناك بود .

 بر اساس بررسي هاي زمين شناسي اين غار بيشتر به صورت سفره هاي آب زير زميني بوده و مسيرهاي داخلي غار حاصل تراشيده شدن بدنه ها در اثر رسوبات آبهايي است كه در داخل آن جريان داشته است .

 اين غار از نوع غارهاي مرطوب با پوشش گياهي ( خزه ) است اما هيچگونه جريان آبي در داخل مسيرها و حفرهاي آن ديده نمي شود.

جنس اين غار از لحاظ مواد با توجه به تبلور و تلالويي كه دارد ، در اثر نورافشاني تقريبا" رنگ مرمرين به خود گرفته و داراي درخشندگي خاصي است .

 ما تا عمق ۳۰۰ يا ۴۰۰ متري پيش رفتيم . زمين خيس ، ناهموار و لغزنده بود و در بعضي از نقاط از نردبانهايي كه از قبل تهيه شده بود نيز استفاده كرديم . وجود قنديلها و ستونهاي استلاگميت و استلاكتيت واقعا" خيره كننده بود .

 ولي ادامه مسير بدون تجهيزات غارنوردي و يك راهنماي مجرب ، كاري بود خطرناك . لذا ترجيح داديم برگرديم .

 

 چيزي كه در اين برنامه خيلي ناراحت كننده بود و جاي تاسف نيز داشت . يكي وجود انبوه زباله در كف غار و شكستن سطلهاي زباله با سنگهاي بزرگ بود و ديگري  اينكه ، گروهي زحمت برق كشي و نصب پرژكتور را تا انتهايي ترين دهليزهاي غار كشيده بود ولي متاسفانه كليه پروژكتورها و فيوزهاي برق با سنگ خورد شده بود .  

و ديگر اينكه به علت بازديدهاي افرادي به ظاهر علاقمند ، از چكنده هاي سقف غار اثر زيادي باقي نمانده بود و مشخص بود با سنگ ، نشانه گيري شده است .

ولي واقعا" هدف اين جور افراد چيست ؟  چرا . . . ؟    كي . . . ؟

و چه زمان ما مي خواهيم . . . . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 11:35  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

دشت جانستون

آن رشته كوه محتشم

آن چشمه ها ، آن دره ها                                                            

اين دشتهاي باصفا

اين صحنه هاي دلگشا

آهو گرازد ، بره با بع بع كند شوري بپا . . .

بس بيكران است  اي وطن ، گردشگر زيباي تو

هم جلگه و هم دشت تو ، ييلاق تو ، صحراي تو

در رابطه با اين دشت اولين چيزي كه به ذهن هر كسي خطور مي كنه اسم فرنگي جانستون است .

براي همين من به همراه ۱۲ نفر ديگه بخاطر حس كنجكاويمان ساعت ۵:۳۰ صبح روز جمعه ۳۱/۳/۱۳۸۷ در گردنه قوچك قرار گذاشتيم .

 ما پس از گذر از جاده پرپيچ و خم اوشان فشم و رسيدن به فشم ، به يك دوراهي ميرسيم كه ما مسير سمت راست را ادامه داديم .

پس از گذشتن از زاگون و لالون به قريه زيباي آب نيك در سمت چپ جاده رسيديم .

آب نيك آبادي است كوچك و پنهان از جاده با باغهاي مصفا و دره اي زيبا و دوست داشتني

 كه همواره به عنوان يكي از تفرجگاههاي اطراف تهران در فصول مختلف سال مورد بازديد و گردش علاقمندان به طبيعت زيباي البرز مركزي بوده و هست .

اين روستا يكي از آباديهاي دور افتاده رودبار قصران در كنار جاده گرمابدر قرار دارد .

 ما ساعت ۶:۳۰ از كوچه باغهاي آب نيك در هوايي صاف و بسيار خنك شروع به حركت نموديم .

پس از مدتي راهپيمايي در امتداد رودخانه كه پر از گياهان گلپر است به نقطه اي ميرسيم كه گويا راه از هر طرف بسته شده است .

ديواره ها از هر سو  ، دره را در محاصره دارند . مسير را از راه پاكوب از كنار رودخانه ادامه مي دهيم و ارتفاع مي گيريم .

راه همچنان بالا و بالاتر ميرود تا به لب گردنه ميرسيم و در آخر پس از ۲ ساعت راهپيمايي خود را در ميان دشت زيباي جانستون مي يابيم .

 

دشت زيباي جانستون با گل ها و بوته زارهاي زيبايش را در حالي مي پيمايم كه جويبارها و سرچشمه هايش از نقاط مختلف دشت سرازير هستند .

 

 در دشت جانستون باقيمانده توده هاي برفي از زمستان سال گذشته كه بصورت غارهاي برفي زيبايي درآمده اند در ميان رودخانه منظره قشنگ و خيره كننده اي را بوجود آورده اند .

 پيرامون اين دشت مصفا قله هاي خرسنگ شمالي ( ۳۸۵۰متر) و جنوبي ( ۳۹۵۰ متر ) ، جانستون       (۴۱۰۰ متر) ، وزوا و برج وجود دارند .

چشمه جانستون هم يكي از پر آب ترين و زيباترين چشمه هاي اين منطقه است .

  

با ديدن اين چشمه آدمي به اين فكر فرو ميرود كه گويا دريايي از آب در پشت اين كوه نهان است كه اين حجم زياد آب از داخل آن به بيرون فوران ميزند.

 ما پس از صرف صبحانه در دشت جانستون بازديدي هم داشتيم از غار دست كن بيوك آقا . بد نيست بدانيد اين غار توسط شخصي بنام آقاي بيوك تبريزي كه هم اكنون ۷۶ سال سن دارد و از كوهنوردان قديمي است با دست كنده شده است .

نمونه ديگر اين غار دست كن كه توسط همين شخص كنده شده است در كنار آبشار سنگان ميباشد كه اون هم به همين نام شناخته شده است و نامي است آشنا براي كوهنوردان.

 

 خوشبختانه در اين برنامه موفق شدم ايشان را از نزديك ببينم و به اميد خدا در زماني مناسب به معرفي اين شخصيت ناشناخته و همينطور دو غاري كه ايشان بمنظور پناهگاه جهت كوهنوردان كنده مي پردازم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 6:59  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

قله توچال

ما براي پرسيدن نام گلي ناشناس

چه سفرها كرده ايم ، چه سفرها كرده ايم.

ما براي بوسيدن خاك سر قله ها

چه خطرها كرده ايم ، چه خطرها كرده ايم.

در ادامه پست قبلي ، ما ساعت ۸ صبح به همراه جمعي از دوستان در قالب يك تيم ۷ نفره از پناهگاه و آبشار دو قلوي شيرپلا ( ارتفاع ۲۷۵۰ ) به سمت پناهگاه اميري يا سياه سنگ شروع به حركت نموديم.

 پناهگاه شيرپلا

پس از ۲:۳۰ دقيقه كوهپيمايي به پناهگاه اميري در ارتفاع ۳۴۸۰ متري رسيديم.در طول مسير نرسيده به پناهگاه اميري يا سياه سنگ ، چشمه نرگس را نيز از فاصله نه چندان دور مي بينيم كه به سمت پايين دره در جريان بود .

چشمه نرگس

خداوند را به خاطر اين همه نعمت شُكر مي كنيم چرا كه شُكر نعمت ، نعمتت افزون كند.

 

 هر چه به سياه سنگ نزديكتر ميشويم آن را به مانند يك دژ نفوذ ناپذير در نظر مجسم ميكنيم. در اين جانپناه تابلويي نصب گرديده به اين مضمون : 

اين جانپناه به همت خانواده علي اميري كه در تاريخ  ۱۹/۰۹/۱۳۷۳ بر اثر سانحه كوهنوردي در همين محل جان به جان آفرين تسليم كرد بنا گرديده است .

روحش شاد

اين جانپناه مكان بسيار مناسبي براي پناه گرفتن كوهنورداني است كه در زمستانهاي سخت به هنگام صعود يا فرود در هواي نامساعد و طوفاني گرفتار شده اند .

 

ما پس از نيم ساعت استراحت يعني در ساعت ۱۱ صبح دوباره كوله ها را بر دوش مي كشيم و به سوي قله زيباي توچال به ارتفاع ۳۹۶۵ متر صعود را شروع مي كنيم .

 قله توچال در فاصله ۱۵ كيلومتري شمال تجريش قرار دارد و بخاطر نزديكي به شهر تهران بيش از هر كوه ديگري به آن صعود شده است . اين قله ميعادگاه اصلي كوهنوردان تهراني است و ويژگي منحصر به فرد آن ايستگاه ۷ تله كابين توچال ميباشد كه در نزديكي قله بنا گرديده است .

ميل به كوهنوردي و كشش هاي اوليه دروني براي رفتن به كوه بطور معمول از سنين ۱۷ سالگي شروع ميشود . نقطه اوليه اين سرآغاز ، زيبا و فراموش نشدني است و تا آخر عمر با انسان باقي مي ماند .

عكسي كه ملاحظه مي كنيد متعلق به ۲۳ سال پيش ميباشد كه اينجانب در سن ۱۷ سالگي براي اولين بار به قله توچال رفته بودم. به نظر من فتح يك قله از لذت بخش ترين ، مفرح ترين و در عين حال باشكوهترين كارهاست.

ما پس از گذشتن از جانپناه اميري بر روي يال گوله بند ، مسير را به سمت قله ادامه مي دهيم . سينه كش تند و لكه هاي برف را در اطراف مان پيش رو داريم.

  

بر روي خط الراس توچال كه قرار مي گيريم ، قله هاي متعدد زيادي نم نمك نمايان ميشود . شور و شوق رسيدن به قله سرا پاي وجودمان را فرا گرفته . گامهاي آخر را برمي داريم .

 بلاخره در ساعت ۱۲:۳۰ دقيقه به قله مي رسيم . واقعا" چقدر كوهها باعظمت هستند . به راستي كه بايد درس استقامت و استواري را از آنها بياموزيم .از اون بالا روستاهاي زيادي در لا به لاي كوهها در سكوتي ژرف آرميده اند و منظره  زيبايي را بوجود آورده اند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/06ساعت 8:40  توسط پرویز شجاعی پارسا  |