تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

آبشار دوقلو

ما برای آنکه ایران . . .  گوهری تابان شود

خون دلها خورده ایم . . . خون دلها خورده ایم

ما برای آنکه ایران . . . خانه خوبان شود

رنج دوران برده ایم . . . رنج دوران برده ایم

 از سربند که بسمت پناهگاه شیرپلا حرکت می کنیم می توانیم زیباترین آبشارهای ناحیه شمیران را ببینیم .

برای دیدن این آبشارها بایستی ابتدا از دربند و سپس روستای قدیمی پس قلعه گذشت و پس از طی ۲ تا ۳ ساعت کوهپیمایی به پناهگاه شیرپلا به ارتفاع ۲۷۵۰ متر برسیم .

آبشار پسنگ

 این مسیر کوهنوردی یکی از زیباترین و جذاب ترین مناطق کوهپیمایی در اطراف تهران است که علاقمندان زیادی را از گوشه و کنار تهران به خودش جلب می کند . و در طی این مسیر با دهها آبشار کوچک و بزرگ روبرو می شویم .

 

 معروف ترین آبشارهای پس قلعه تا شیرپلا عبارتند از آبشار پسنگ - آبشار دو قلو و آبشار دو قلو شیر پلا و همچنین آبشار رجب

آبشار دو قلو

 در تاریخ ۲۴/۰۳/۱۳۸۷ صبح جمعه ساعت ۴:۵۰ اینجانب به همراه همنوردان خوبم آقایان شاهی - صارمی - میرصالحیان - نزیه و آقا و خانم وحیدی به قصد قله توچال از میدان سربند یا همان مجسمه شروع به حرکت نمودیم .

ما ساعت ۷:۱۵ دقیقه یعنی تقریبا" ۲:۳۰ به قهوه خانه ای در پایین پناهگاه شیرپلا رسیدیم و پس کمی استراحت و یک دوپینگ کوچولو حدود ساعت ۸ صبح بسمت قله توچال حرکت کردیم . که بخاطر ازدحام عکسها ترجیح دادم این برنامه را در دو پست برایتان به نمایش بگذارم .

 در طول مسیر کوه پیمایی توجه هر کوهنوردی بغیر از زیباییهای محیط اطراف و آبشارهای دیدنی که آرام بخش روح و جان است به زحماتی که فدراسیون کوهنوردی کشیده نیز جلب میشود

که قابل تقدیر و تشکر است زیرا که در طی سالیان گذشته دهها جوان و نوجوان کم تجربه از همین صخره ها و کوهها به پایین پرتاب شده اند و جان خود را از دست داده اند .

 

آبشار دوقلوی شیرپلا

لطفا"  ادامه این برنامه را در پست بعدی مشاهده بفرمایید . پست بعدی قله توچال یا بام تهران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 8:16  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

آبشار و تنگه آیینه ورزان

ای مهربان مهد امید . آخر تویی ماوای من

هم مسکنم ، هم لانه ام ، كاشانه ي زيباي من

 آيينه ورزان روستايي است در هفتاد كيلومتري تهران در جاده فيروزكوه بعد از گيلاوند ، روبروي روستاي آبسرد . در اين روستاي سرسبز و آباد درختان زيادي همچون گيلاس ، زردآلو ، سيب ، گردو ، آلبالو و . . . وجود دارد و آب و هواي عالي آن زبانزد عام .

اين روستا به ۲ بخش تقسيم شده ده پايين كه در دشت قرار دارد و ده بالا كه بر روي كوه قرار گرفته . يكي از مسيرهاي قله زرين كوه يا زرينه كوه به ارتفاع ۳۴۵۲ متر غير از روستاهاي جابان و خسروان از اين روستا ميگذرد . با صعود بر روي اين قله دورنمايي زيبا از درياچه هاي تار و هوير را خواهيم داشت كه در نقشه بالا اين دو درياچه ديده ميشوند.

روستاي آيينه ورزان يا عين ورزان روستايي است نشسته بر دامن البرز شرقي با طبيعتي بسيار سبز و محصور كننده . يكي از زيباترين روستاهاي استان تهران كه با وجود درختان گوناگون و جويبارهاي فراوانش گو اين كه طبيعت از سر مهر انسان را به دامن خويش فرا مي خواند .

 

 در تاريخ ۱۵/۰۳/۱۳۸۷ اينجانب به اتفاق يك جمع دوستانه به آبشار و تنگه عين ورزان رفتم . براي رفتن به اين آبشار و تنگه فقط كافي است كه نهر پر آب روستا را به سمت شمال تعقيب كنيم.

 

 بعد از خانه هاي مسكوني روستا با يك شيب تند حدود  ۴۵ درجه روبرو خواهيم شد . بعد از نيم ساعت كوهپيمايي و پشت سر گذاشتن اين شيب تند به يك جاده خاكي در سمت چپ برمي خوريم كه تقريبا" ۳ كيلومتري درازا دارد .

در نهايت دوباره در مسير رودخانه قرار خواهيم گرفت و با يك صعود نيم ساعته به آبشار زيباي اول مي رسيم كه ارتفاع آن به ۲۰ متري مي رسد.

پس از استراحت و تماشاي ريزش آب از اين آبشار زيبا و گرفتن انرژي مضاعف ، مسير را از بالاي آبشار ادامه مي دهيم و كمتر از ۱۰ دقيقه به يك تنگه باريك كه عرض آن تقريبا" ۲ متر است مي رسيم.

 با گذر از پيچ و خم تنگه ، ياد و و خاطره تنگه واشي در ذهنم زنده شد با اين تفاوت كه در اين تنگه فقط ما چند نفر بوديم ولي در تنگه واشي هر هفته هزاران نفر بازديد كننده داره كه متاسفانه همين امر باعث شده كه تنگه واشي جذابيت خودش را از دست بده و مهمترين عامل هم انبوه زباله بخاطر عدم رعايت مردم عزيز ميهنمان است .

 از تنگه به بعد براي ادامه مسير چاره اي نيست بايد دل را به آب زد . راه رفته را بايد رفت . مناظر آنقدر زيبا و خنكي آب آنقدر دلچسب كه تمام مشكلات شهر و شهرنشيني را فراموش مي كنيم .

 ديواره هاي بلند و سر به فلك كشيده از دو طرف ما را راهنمايي مي كنند تا به آبشار دوم برسيم . آبشاري زيباتر ولي كوتاه تر از آبشار اول .

 

ديواره ها بسيار بلند هستند و بالا رفتن از اين ديواره ها فقط با داشتن تجهيزات فني و سنگنوردي مقدور ميباشد . و مسير آبشار هم بطوري است كه ادامه راه مقدور نيست مگر اينكه از زير آب سرد آبشار صعود كنيم كه با بدنهاي گرم و عرق كرده ، كار عاقلانه اي بنظر نمياد. 

 

با حسرت مسير را چك مي كنيم ولي ادامه كار خطرناك است . دو نفر از همراهان كم تجربه من اصرار به ادامه كار داشتند ولي با مخالفت من روبرو شدند و برگشتند .

 

نتيجه گيري : كوهها زيبا هستند ولي ارزش مردن ندارند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/23ساعت 8:41  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

قله ، دشت و چشمه پیاز چال

اي وطن ، اي مادر ايران من

مادر اجداد و فرزندان من

خانه من ، بانه من ، طوس من

هر وجب از خاك تو ناموس من

Acantholimon یا "کلاه میرحسن"

 يكي از ورزشهاي خوب ، كوهنوردي است كه در سرزمين ما محلهاي بسيار متناسب براي اين ورزش وجود دارد كه كوهنوردان ايراني منجمله اينجانب و دوستانم در تلاش براي شناساندن اين اماكن به هموطنان عزيزمان هستيم.

مثلا" در همين تهران خودمان دره هاي زيبايي است كه تماشاي آن روح را نوازش مي دهد و در تمام فصول سال بخصوص در فصل بهار آب بسيار گوارايي از اين دره هاي زيبا به سمت جنوب جريان دارد .

كفش دوزك

كه شرب آن لذت بسياري به انسان مي بخشد . يكي از اين محلها پياز چال نام دارد و در نزديكي توچال قرار دارد.

سنگ عقاب در تنگ يخك

روز جمعه ۱۰/۰۳/۱۳۸۷ اينجانب همراه دوستان و همنوردان خوبم آقايان شاهي و ميرصالحيان ساعت ۵:۵۰  دقيقه از پارك جمشيديه به مقصد دشت و گردنه پياز  چال به ارتفاع ۳۲۶۰ متر شروع به حركت نموديم . 

 

 ولي در طول مسير تصميم گرفتيم ابتدا به قله پياز چال به ارتفاع ۳۳۴۰ متر صعود كنيم و سپس به دشت و گردنه و چشمه پياز چال ارتفاع كم كنيم .

قله دماوند (۵۶۷۱ متر) و قله دارآباد (۳۱۷۰ متر)  و پناهگاه قله دارآباد در عكس ديده ميشوند 

 

قله پياز چال از نماي نزديك

به همين منظور با قدمهاي كوتاه ولي منظم و مصمم به سمت قله حركت كرديم . ما ساعت ۷:۳۰ دقيقه به پناهگاه كلك چال رسيديم .

چشمه پياز چال 

براي صعود به قلل كلك چال و پياز چال كه هر دو در جوار يكديگر قرار دارند . از پناهگاه كلك چال حدودا" ۲ تا ۲:۳۰ دقيقه زمان لازم است .

 گردنه پياز چال

 مسير صعود به اين قلل به طور معمول از مسير قله اسپيلت انجام مي گردد . ولي ما از طريق تنگ يخك يعني دقيقا" جهت مخالف ، به قله پياز چال صعود كرديم .

باز هم چشمه پياز چال و كوهنوردان

 ما در ساعت ۹:۵۰ دقيقه بر روي قله ايستاده بوديم يعني صعود ما ۴ ساعت به طول انجاميد.

اشتباه نكنيد اين عكسها مربوط به املش و يا مناطق شمال كشور نيست باور كنيد اين سبزينگي و زيبايي در همين نزديكي تهران است ، پياز چال

باور كردنش سخته ولي ممكنه

 

يك ملخ كه خودش را با طبيعت همرنگ كرده

 برگشت ما در ساعت ۱۰:۳۰ دقيقه و از طريق دشت پياز چال و سپس چشمه پياز چال انجام گرديد .

دشت پياز چال ، دشتي است بكر كه در فصل بهار و در اوج زيبايي طبيعت هر كوهنوردي را با صداي دلنشين جويبارهايش مسحور خود ميكند.

 واقعا" دل كندن از اين طبيعت دلنشين كار سختي است . بهرحال بايد بگذاريم و بگذريم. براي همين ما ساعت ۱ بعد از ظهر در پارك جمشيديه بوديم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/16ساعت 6:46  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

قله دارآباد

ای ایران     

ای سر به زیر         

ای سرافراز         

ای سربلند                              

ای پرشکوه         

ای پرغرور    

ای پرتوان     همچو کوهی     دوستت دارم 

 دره زیبای دارآباد با مسیرهای متنوع کوهپیمایی یکی از تفرجگاههای نزدیک کلان شهر تهران است که در ایام تعطیل ، هزاران پير و جوان خسته از زندگي ماشيني را براي تمديد قوا در كنار صخره ها ، چشمه ها و درختان بيد به سمت خود ميكشد.

 دارآباد در مقايسه با ساير دره هاي مشرف به تهران مانند دره دركه و دربند از مزاياي كوهنوردي بيشتري برخوردار است چون در دركه و دربند به علت ساخت و ساز غير اصولي به صورت مغازه ، كافه ، قهوه خانه و استراحتگاه حتي در ارتفاعات بالا خودنمايي ميكند .

و اجازه نمي دهند كه ذهن آدمي از مظاهر شهري فارغ شود به عبارتي در تمام طول مسير همواره زندگي ماشيني را در خاطر زنده نگه مي دارد.

اما شرايط در دره دارآباد كاملا" متفاوت است چون بلافاصله بعد از يك قهوه خانه ( غلاك ) منطقه كاملا" از ديد مستقيم مظاهر شهري جدا ميشود.

يكي از شرقي ترين قلل رشته كوه توچال قله دارآباد يا مون چال است . اين قله كه ارتفاع آن ۳۱۷۰ متر از سطح دريا ميباشد در گذشته هاي نه چندان دور يكي از مسيرهاي كساني بوده كه از اوشان و حاجي آباد به سمت تهران در رفت و آمد بوده اند. 

 در تاريخ ۳/۳/۱۳۸۷ روز جمعه ، من به همراه همنوردان خوبم آقايان صارمي - شاهي - ميرصالحيان - ذاكري - وحيدي و خانم وحيدي ساعت ۶ صبح از دارآباد به مقصد قله شروع به حركت نموديم . 

 گروه كوچك ما پس از گذر از قهوه خانه سربند غلاك بر روي يالي بنام شن سياه قرار گرفت و پس از تقريبا" ۲ ساعت كوهپيمايي به بالاي يال و درست در كنار سيم خاردارهاي ارتش رسيد.

 چای کوهی

 ( بعد از يال شن سياه بسمت شرق منطقه نظامي محسوب ميگردد و از تردد كوهنوردان به اين سمت بوسيله سيم هاي خاردار و مامور جلوگيري ميشود. )

از آنجا به بعد مسير به سمت چپ يعني يال معروف به پادگان كج ميشود و از آنجا تا قله حدود ۲ كيلومتر از بُعد مسافتي راه مانده است و پس از گذر از ساختمان ارتش و سپس برج ديده باني ، گروه ما دقيقا" ساعت ۱۰ صبح بر روي قله رسيد.

 

بالاي قله ، آنقدر آسمان و هوا بود كه سهم سالهاي قفس را نيز مي شد از آن زلال بخواهيم.  

جانپناه قله دارآباد

اين پناهگاه سنگي با زير بناي ۴۰ متر مربع در سال ۱۳۷۵ توسط كمكهاي شهرداري تهران بر روي قله ساخته شده است . اين پناهگاه داراي يك سقف شيرواني ، يك اطاق مستطيلي و بدنه اي سنگي است كه در آن حدود ۱۵ نفر ميتوانند استراحت كنند .

در اين پناهگاه هيچگونه امكاناتي همچون غذا و ساير وسايل به مراجعين ارائه نمی گردد . در ضمن وظيفه حفظ و نگهداري آن نيز بر عهده خود كوهنوردان و استفاده كنندگان ميباشد. 

 

قله دارآباد يكي از بهترين گزينه ها و پيش برنامه ها براي آمادگي جسماني جهت رفتن به قله هاي بالاتر از ۴۰۰۰ متر ميباشد.

قله توچال

در اين برنامه ، طبيعت دارآباد مخصوصا" در فصل زيباي بهار واقعا" سنگ تمام گذاشته بود. من فكر ميكنم اين برنامه صعود به يك قله نبود بلكه بازديد از يك نمايشگاه گل و گياه بود .

 ما انواع و اقسام گلها با رنگهاي الوان و متنوع را ديديم كه انسان را واقعا" به وجد مي آورد .

 ما پس از نيم ساعت استراحت و صرف صبحانه و ديدن مناظر زيباي اطراف و شناسايي قله هاي اطراف ساعت ۱۰:۳۰ مسير برگشت را انتخاب كرديم و در ساعت ۱ بعد از ظهر در پايين كوه بوديم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/09ساعت 6:57  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

املش - هلو دشت (قسمت آخر)

ترا اي كهن پير جاويد برنا      

ترا دوست دارم ، اگر دوست دارم

ترا اي گرانمايه ، ديرينه ايران      

ترا اي گرامي گهر دوست دارم

همه كشتزارانت ، از ديم و فاراب    

همه دشت و در ، جوي و جر دوست دارم

" اخوان ثالث"

. . . . . . . . . . .ادامه از پست قبلي

پس از گذر از شهر زيباي لاهيجان ما به شهر املش رسيديم . براي رسيدن به هلو دشت ابتدا بايستي  به سمت بلور دكان كه در ۱۵ كيلومتري املش قرار دارد مي رفتيم .

 از املش كه بسمت بلور دكان حركت مي كنيم جاده شما را با يك شيب ملايم به داخل جنگل راهنمايي ميكند و در دو طرف جاده ، شاليزارهاي برنج و كشاورزان زحمت كش خطه شمال جلب توجه ميكنند .

 خود بلور دكان از مناطق ييلاقي املش محسوب ميشود كه يك پل قديمي مربوط به زمان شاه عباس صفوي نيز در ابتداي اين منطقه قرار دارد.

 از بلور دكان بسمت هلو دشت جاده اسفالته آهسته آهسته شيب تندتري به خود ميگيرد و جاده بصورت مارپيچ بسمت ارتفاعات ادامه پيدا ميكند. در طول مسير و در ارتفاعات ، هواي مه آلود ، زيبايي غير قابل وصفي به محيط اطراف بخشيده بود.

پس از طي حدود ۱۰ كيلومتر از بلور دكان ، در ساعت ۶ بعد از ظهر ۲۵/۲/۱۳۸۷ به هلو دشت رسيديم . در هلو دشت از هلو خبري نبود ولي مراتع پر از توت فرنگي وحشي بود .

ما شب را با اجاره کردن یک سوئیت کوجک تا صبح سپری کردیم . البته ساعت ۴ صبح با صدای یک موش کوچولو که با یک پلاستیک بازی می کرد از خواب بیدار شدیم . این باعث شد که ما از محل استراحتمان خارج شویم و چشممان به آسمان لایتنهایی با میلیاردها ستاره ریز و درخشان و کهکشان راه شیری بیفتد .

روز پنج شنبه ۲۶/۲/۱۳۸۷ ساعت ۶:۴۵ صبح راهپیمایی خود را به سمت خسیل دشت شروع کردیم و از هلو دشت تا خسیل دشت که فاصله آن ۶ کیلومتر بود  را در مدت ۲ ساعت طی نمودیم .

هلو دشت

 در خسیل دشت با راهنمایی افراد بومی صعود به یکی از قلل محل را ادامه دادیم . از اینجا به بعد مناظر اطراف واقعا" تحسین برانگیز بود.

و گلها و گیاهان مرتعی و خوش بو زینت بخش دامنه تا قله بود . بر روی قله هم طبیعت ، با اخلاص بیشتری ، چيزي را از زيبايي براي ارائه به بازديد كنندگان كم نگذاشته بود.

ما ساعت ۱۱ صبح به قله رسيديم و يكساعتي را محو تماشاي مناظر اطراف از جمله قله سماموس به ارتفاع ۳۶۲۰ متر و قله دُرفك  به ارتفاع ۲۷۰۵ متر گذرانيديم .

 قله سماموس

 ما ساعت ۳ بعد از ظهر دوباره در هلو دشت بوديم و پس از جمع و جور كردن وسايلمان ساعت ۴ به سمت تهران حركت كرديم و ساعت ۱۰ شب در تهران بوديم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت 12:21  توسط پرویز شجاعی پارسا  |