تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

قلعه الموت

زپوچ جهان هيچ اگر دوست دارم          ترا ، اي كهن بوم و بر دوست دارم

 
در تاريخ ۱۱/۰۵/۱۳۸۶ به اتفاق اميد - محسن و امير حسين شجاعي پارسا به قلعه زيبا و افسانه اي الموت رفتيم كه مدتها آرزوي رفتن به آنجا را داشتم .
 

 
براي رفتن به اين قلعه بايستي ابتدا مسير ۱۴۰ كيلومتري قزوين را طي نمود. نرسيده به شهر قزوين سمت راست يك تابلوي بزرگ شما را به قلعه الموت راهنمايي ميكند كه از آنجا ۱۰۸ كيلومتر تا قلعه فاصله داريد و بخاطر دره ها و پرتگاه ها و باريك بودن جاده اين مسير بين ۲ تا ۳ ساعت طول ميكشد. همانطور كه در نقشه ديده ميشود پس از معلم كلايه روستاي گازرخان ( قلعه حسن صباح )  با خودكار مشخص شده.
 
 
 
البته اگر اين مسير را صبح زود در بهار يا تابستان برويد خيلي فرحبخش است و لذتي وافر از ديدن مناظر زيبا خواهيد برد
 
 
 ضلع جنوبي قلعه
 
قلعه الموت را مردم محل قلعه حسن مي نامند . حسن صباح در سال۴۸۳ هجري قمري اين قلعه را تصرف كرد كه در شمال شرقي روستاي گازرخان بر فراز كوهي از سنگ به ارتفاع ۲۱۰۰ متر از سطح دريا قرار دارد .
 
 
قلعه بالا
 
اين قلعه به دو بخش تقسيم مي شود . قلعه بالا و قلعه پايين . قلعه بالا يا قلعه بزرگ كه از سنگ و ملات گچ ساخته شده ، كمتر از ساير قسمتها آسيب ديده و در حال حاضر سازمان ميراث فرهنگي در حال مرمت آن ميباشد و متاسفانه طي ساليان گذشته اين قلعه هم از دست انسانهاي طمعكار در جستجوي گنج در امان نبوده و شديدا" صدمه ديده كه خوشبختانه در حال حاضر تحت حفاظت نگهبانان ميراث فرهنگي ميباشد.
 
 
 
 
ديوارهاي ساخته شده از سنگ و ملات گچ
 
اين قلعه در سال ۶۵۴ هجري قمري به دستور هلاكوخان به آتش كشيده شد و ويران گرديد و در دوره هاي مختلف تاريخ ، بعنوان زندان و تبعيدگاه مورد استفاده واقع مي شده است.
 
پلكاني كه به سردخانه ، محل نگهداري آذوقه منتهي ميشد 
 
گذري كوتاه در رابطه با حسن صباح :
حسن صباح از ايرانياني بود كه در دوره سلجوقي قيام كرد و از مخالفان سرسخت تسلط اعراب و تركان سلجوقي بر ايران بود . مذهب وي و پيروانش اسماعيليه بود كه شاخه اي از تشيع است با اين تفاوت كه آنان به هفت امام اعتقاد دارند و امامت را بعد از امام جعفر صادق(ع) حق فرزند وي اسماعيل دانسته اند. 
 
 
قلعه پايين
 
حسن صباح سالها با اشغالگران مبارزه نمود و نقش بزرگي هم در گسترش زبان فارسي و عقب زدن زبان عربي در ايران داشت .
شيوه حسن صباح در از بين بردن مخالفان ، كشتن مستقيم افراد به همراه  جانفشاني قاتل يعني همان چيزي كه امروز ترور ميناميم بود.
 
 
آيا ميدانيد واژه الموت ( اله - اموت ) ا ، ل ، ه ، ا ، م ، و ، ت به حساب ابجد ( ۱ - ۳۰ - ۵ - ۱ - ۴۰ - ۶ - ۴۰۰ ) سال ورود حسن صباح به دژ يعني ۴۸۳ برابر است كه پيروان حسن اين تصادف محض را از كرامات او مي دانند.
 
 
تونلي كه در دل كوه بر فراز قلعه كنده شده و با گذر از اين تونل ، قلعه بالا كه روي شيب ساخته شده است و همچنين روستاي گازرخان ودره الموت كاملا" نمايان ميشود.ابعاد اين تونل ۶ متر طول ، ۲ متر عرض و ۲ متر ارتفاع ميباشد.
 
 
روستاي گازرخان
 
به گفته اهالي روستا ، گازرخان نام يكي از سرداران سپاه هلاكوخان بوده كه پس از قلع و قمع اسماعيليان و نابودي قلعه الموت ، والي منطقه الموت شده 
 
 
 
اصطبل در قلعه بالا در حال مرمت
 
نكته : لطفا" قبل از رفتن به اين قلعه افسانه اي حتما" كتاب خداوند الموت نوشته پل آمير ترجمه ذبيح ا... منصوري را مطالعه بفرمائيد تا از سفرتان لذتي دو چندان ببريد.
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/22ساعت 14:34  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

تنگه واشي و آبشار ساواشي

جهان را بلندي و پستي تويي          ندانم چه اي هر چه هستي تويي

 (تاریخ جهانگشای جوینی)

 
در تاريخ ۱۲/۱۱/۸۶ همراه دوستان خوبم آقايان رضا صارمي و عبدالحسين شاهي ابتدا بخاطر برف شبانگاهي تصميم گرفتيم به پارك جمشيديه برويم ولي تصميم عوض شد و به دارآباد - كوهپايه چهارم رفتيم ( بخاطر مسير راحتش ) همان مسيري كه به قله عرقچين ميرود و تا كلبه مخروبه جنگلباني بالا رفتيم. چيزي كه در اين برنامه توجه ما را جلب كرد صداي زياد جريان برق در زير دكلهاي برق بود . ولي امروز تصميم گرفتم در رابطه با تنگه واشي صحبت كنيم و بريم تو دل تابستان . خودم هم از برف خسته شدم .
 
 
 در سال ۸۶ دو بار سعادت حضور در اين تنگه زيبا و طبيعي را داشتم يكبار در تاريخ ۱۵/۴/۸۶ باتفاق يك گروه ۴ نفره و بار ديگر در تاريخ ۲۶/۵/۸۶ در يك جمع خانوادگي ۹ نفره و متاسفانه هر دو بار روز جمعه.
 
 
 
 واشي يا سوباشي به معني سر - چشمه ( به زبان تركي ) ميباشد . براي رفتن به اين تنگه بايستي پس از طي مسير ۱۲۰ كيلو متر از تهران به سمت جاده فيروزكوه و حدود ۲ كيلومتر مانده به شهر فيروزكوه - وارد يك جاده فرعي سمت چپ ( جنب بيمارستان ) ميشويم . پس از طي ۱۳ كيلومتر به روستاي سرسبز جليزجند با كشتزارهاي حاصلخيز و يك رودخانه پر آب ميرسيم كه در بدو ورود شوراي ده جليزجند با گرفتن ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان براي هر وسيله نقليه جهت راهسازي و نظافت منطقه به شما خيرمقدم ميگويد. پس از ده جليزجند باز بايستي ۵ كيلومتر مسير خاكي را طي نمود تا به پاركينگهاي تنگه واشي برسيم و ماشين را پارك نمائيم.
 
 
از پاركينگ تا تنگه اول حدود ۱۰ دقيقه پياده روي ميباشد . به تنگه كه رسيديد پاچه هاي شلوارتان را لازم نيست بالا بزنيد چون كاري بيهوده است . ارتفاع آب در بعضي از نقاط تا يك متر هم ميرسد پس نترسيد با كفش كتاني به دل آب بزنيد .
 
 
 
در همان تنگه اول كتيبه اي را مشاهده خواهيد كرد كه از دوران قاجار به يادگار مانده . اين كتيبه كه جزو سه كتيبه معروف دوران قاجار است به دستور فتحعلي شاه حكاكي شده است . اين كتيبه ها در تنگه واشي - چشمه علي شهر ري و تونل وافه در جاده هراز ميباشند.
اين كتيبه كه بصورت نقش برجسته و به ابعاد ۶ متر عرض و ۷ متر طول است فتحعلي شاه را در حين شكار گوزن با نيزه و همچنين عباس ميرزا - علي قلي ميرزا و علي نقي ميرزا - پسران فتحعلي شاه و نواده گانشان را نشان ميدهد.
 
 
اين  نقش برجسته در سال ۱۲۳۳ هجري قمري يعني ۱۸۶ سال پيش در دل كوه كنده كاري شده است و به گونه اي كنده شده كه در اثر بارش برف و باران و تابش آفتاب در امان است و روزانه فقط دو ساعت آفتاب به آن مي تابد.
 
 
پس از گذر از تنگه اول به مرغزاري سرسبز و پر از گل و گياه وارد مي شويم كه سزاوار براي اطراق با عطر خوش گياهان است . پس از اين مرغزار زيبا به تنگه دوم ميرسيم كه زيباتر از تنگه اول است
 
 
 و در انتهاي آن آبشار ساواشي ( سوباشي ) با ۸ متر ارتفاع كه در تابستان سرماي آن حریف مي طلبد و عظمت خود را به رخ مي كشد.
 
 
 متاسفانه تنگه واشي بخاطر انبوه گردشگران كه بيشتر از تهران مي آيند از گزند آلودگي در امان نمانده و با اينكه سطل هاي زباله هر چند صد متر نصب گرديده . باز شاهد انبوه زباله در جاي جاي اين منطقه زيبا ميباشيم .
 
 
 
نكته : اول اينكه اين مسير را بايستي حتما" در تابستان برويد بخاطر سردي آب - دوم اينكه سعي كنيد روز جمعه ها به اين منطقه نرويد چون جمعه ها بيش از ۱۰۰۰۰ نفر گردشگر از اين منطقه بازديد ميكند و لذتي نخواهيد برد . ( من روز پنج شنبه را پيشنهاد ميكنم )
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/14ساعت 8:1  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

پارك جمشيديه - كلكچال

كوه پشتوانه و پشتيبان زمين است زيرا به يمن وجود او زمين آرام مي يابد و زير پاي آدميان استوار ميگردد.

 

روز جمعه به اتفاق همنوردان خوبم آقايان رضا صارمي - خسرو نزيه - عبدالحسين شاهي - حسن ميرصالحيان - روزبه وحيدي و همسرشان در يك گروه ۷ نفره در ساعت ۷ صبح از پارك جمشيديه راهي پناهگاه كلكچال ( ۲۶۵۰ متر ) شديم.

 
همانطور كه قبلا هم در برنامه گلابدره - كلكچال - دره وزباد نوشته بودم يكي ديگر از راههاي رفتن به پناهگاه كلكچال پارك جمشيديه ميباشد.
 
 
 هوا بسيار عالي و آبي و آفتابي بود و بخاطر همين جمعيت زيادي از دوستداران طبيعت به كوه پناه آورده بودند. ما ساعت ۹:۱۵ به پناهگاه رسيديم و پس از صرف صبحانه مسير برگشت را طي نموديم
 
 
ماشاا... به اين  همنوردان ... خدا بيشترشان كنه .... پناهگاه كلكچال ساعت ۹:۳۰
 
 
تهران از دید درختان
 
طبق معمول آلودگي هوا بر روي تهران غوغا ميكرد و هر چه از روز مي گذشت و هوا گرمتر ميشد اين آلودگي به سمت بالا حركت ميكرد و به سمت كوه پيش ميرفت.
 
 
 
خداوندا ازت سپاسگزارم كه درختان را آفريدي كه من بتونم با دوربينم باهاشون اينقدر مانور بدم ولي واقعا اگه كوهها - درختها - آسمان آبي - دشت و كوير - درياچه ها و........ اين همه زيبايي در طبيعت نبود اونوفت دوربينها به چه درد ميخوردند .
 
 
 
نكته : تنها و مغرور به كوه نرويد 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 14:54  توسط پرویز شجاعی پارسا  | 

قله عرقچین

وقتی که روحمان را از زیر دست و پای اطرافیان بیرون می کشیم - مچاله و خیس و لگد مال شده - کجا را بهتر از پهنه فراخ طبیعت داریم تا آن را - روحمان را می گویم - در آن گسترده بی مرز - زیر آفتاب - دوباره خشک و صاف کنیم.

 
در تاریخ ۲۸/۱۰/۱۳۸۶ باتفاق همنوردان خوبم آقایان صارمی - شاهی و نزیه به پای قله عرقچین (۲۵۳۰ متر) صعود کردیم.
 
 
قله عرقچین
 
برای رفتن به این قله بایستی از دارآباد - کوهپایه چهارم و از پیست خاکی ( این پیست مخصوص به علاقمندان به رشته دوچرخه سواری و اسب سواری در کوهستان میباشد و در نهایت به سمت پارک جمشیدیه ختم می شود ) شروع بحرکت نمود.
 
 
گروه ما در ساعت ۷:۳۰ شروع به حرکت نمود و در ساعت ۹:۳۰ به پای قله عرقچین ( گوسفند سرا ) رسیدیم . بخاطر لغزنده بودن مسیر قله - از رفتن به خود قله صرفه نظر کردیم.
 
 
پس از این تابلو یعنی جنگلکاری رحمان آباد از مسیر پیست بایستی جدا شد و بسمت کلبه مخروبه جنگلبانی و سپس به قله عرقچین صعود کرد. در ضمن بهترين زمان رفتن به اين قله فصل بهار در اوج زيبايي طبيعت است .
 
 
وارونگی هوای تهران ساعت ۸ صبح
 
 
( در این نقشه قله عرقچين -پيست دوچرخه سواري - كلبه متروكه جنگلباني ديده ميشود.)
 
پس از صرف صبحانه در ساعت ۱۰ صبح در كلبه جنگلباني مسير برگشت را طي نموديم . راستي در گوسفندسرا استخري وجود دارد كه از چشمه اي در نزديكي آن پر ميشود و براي آبياري جنگلكاري رحمان آباد مورد استفاده واقع ميشود. همينطور در اين مكان مسير ديگري وجود دارد كه شما را به باغچه خليل راهنمايي ميكند
 
 
 
 
نكته : انسان ضعيف ترين موجود طبيعت است از اين رو بايد با شناخت صحيح و رعايت اصول ايمني در طبيعت قدم بگذاريم.
 
براي ديدن عكسهاي بيشتر اينجا http://www.dropshots.com/kimiaairline#date/2008-01-18 كليك كنيد
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/01ساعت 8:26  توسط پرویز شجاعی پارسا  |