تبليغاتX
ایران سرزمین من

ایران سرزمین من

خاطره نویسی و اطلاعات در رابطه با مناطق مختلف ایران

قله سرکچال یک

بسوي كوه

بسوي قله هاي باشكوه

بسوي آبي سپهر

به راه زر نشان مهر

چو آرزوي ما

هوا خوش است و پاك

به روي قله ها

تن از غبار تيرگي رها

برآ چو جان تازه بر بلند خاك

هميشه بر فراز

هميشه سرافراز                                         " فريدون مشيري" 

قبل از شروع به توضيحات در باره اجراي برنامه قله سركچال يك ، بد نيست بدانيد افراد در برنامه هاي كوه ، از لحاظ تجربه ، توان ( روحي و جسمي ) و مسئوليت پذيري تقسيم مي شوند .

دیواره شمشک از نمای روستای سپیدستون
 
بايد بدانيد كه هميشه ميزان تجربه هر كوهنورد بستگي به كميت و كيفيت برنامه هاي موفق اجرا شده توسط  وي  و همچنين عملكردش در برنامه هاي گذشته و حال ، بهترين شاخص تجربه اوست . 
 

منظور از توان روحي نيز ، آمادگي ذهني مطلوب جهت تحمل فشارهاي رواني ناشي از محدوديتهاي صعود است و مكمل توان جسمي ميباشد و در اكثر مواقع ضعف در يكي ، باعث افت ديگري نيز خواهد شد .  

شمشک

و در نهايت لازمه شركت در گروههاي كوهنوردي ، قبول مسئوليت در حد توان و داشتن ديدگاههاي جمع گرايانه مي باشد و معمولا" سرپرست يك گروه كوهنوردي ، پرمسئوليت ترين فرد گروه است .

 افراد بايد از برخي خواستها و تمايلات خود بخاطر ديگران چشم پوشي نمايند و بجاي تلاش براي موفقيت شخصي به دنبال كسب پيروزي گروهي باشند . 

جانپناه لجنی

صبح روز جمعه 01/08/1388 ساعت 5:30 صبح از روبروي باشگاه دماوند به اتفاق 8 نفر از همنوردان به سمت شمشك حركت كرديم . اين اولين برنامه اي بود كه با باشگاه دماوند اجرا مي كردم .

ساعت 6:30 به شمشك و سپس روستاي سپيدستون رسيديم و پس از 15 دقيقه با جمع و جور شدن همنوردان و معرفي افراد به يكديگر صعود را شروع كرديم . هوا بحدي سرد بود كه بهتر ديدم از دستكش استفاده كنم .

 

خط الراس توچال و قله قلعه دختر

هدف ما صعود به قله 4124 متري سركچال يك بود . قله سركچال يك ، كوچكترين قله سركچالها ميباشد . سركچال دو با 4152 متر و سركچال سه با 4210 متر در يك خط الراس و در شمال آباديهاي شمشك و روته قرار دارند .

 سرپرست برنامه  آقاي وحيد طهوري از كوهنوردان با تجربه و با اخلاق  باشگاه دماوند بود كه از همان ابتداي مسير توضيحاتي در باره مسيرهاي زمستاني و غير زمستاني قله سركچال دادند .

مسیر طی شده از روستای سپیدستون تا قله با خط مشکی مشخص شده

و همچنين در طول صعود ، توضيحات و تذكراتي در باره اصول گامبرداري ، بستن صحيح كوله پشتي ، مضرات نداشتن باتون و همچنين آشنايي قلل اطراف كه از فاصله هاي دور و نزديك قابل مشاهده بودند  به همنوردان مي دادند .

با اولين تشعشعات نور خورشيد بر روي يالي كه ما را به سمت جانپناه لجني هدايت مي كرد ، سرپرست برنامه دستور توقف و استراحتي كوتاه داد . 

جانپناه لجنی و قلل سرکچال

خوب كه نگاه مي كردي ، از دورجانپناه لجني را بر روي يك گرده سنگي ميتوانستيم  رويت كنيم . و در روبرويمان ، ديواره اي سنگي معروف به ديواره شمشك يا ديواره بند بزرگ  قرار داشت . 

دیواره شمشک

روستاي سپيدستون آرام و ساكت به نظر مي رسد . باغداران در اين صبح سرد پاييزي ديگر كاري به زمين هاي كشاورزي و باغهاي خود ندارند . هنوز تا زماني كه برفهاي سنگين از راه برسند و سوز و سرما آغاز شود زمان زيادي باقي مانده است .

نمای روستای شمشک و دربندسر از فراز قله سرکچال یک

  در حال صعود ، ابرها خيلي سريع تشكيل شدند و براي مدتي سايباني ساختند كه كمي باعث نگراني من شد كه مبادا هوا خراب تر از اين شود و ما را از ادامه صعود باز دارد .

جانپناه لجنی بر روی صخره سنگی سمت راست قرار دارد

خوشبختانه و به لطف خدا هوا پس از اندك ساعتي باز شد و خورشيد ، با گرماي جان بخش خود دوباره شروع به تابيدن كرد . مسير را بايستي طوري انتخاب كنيم كه وارد دهليز شويم .

 پس از سه ساعت به جانپناه لجني در ارتفاع 3500 متري رسيديم . متاسفانه وضعيت داخلي جانپناه نابسامان و تقريبا" كثيف است .  پس از استراحتي نيم ساعته ، راه را دوباره از طريق يال پرشيب شمالي جانپناه بسوي قله مخروطي شكل  ادامه مي دهيم .

 

شيب مسير تقريبا" زياد است و باد سردي در حال وزيدن است و بيني و گونه هايمان را سرخ كرده بود ولي هر چه بالاتر مي رويم ، مناظر طبيعت فوق العاده زيباتر ميشود و روستاهاي شمشك ، روته و دربندسر ، كوچك و كوچكتر ميشوند .

قله روته

در نزديكي  قله شديدا" خسته شده بودم  و احساس ضعف در عضلاتم مي كردم . شايد دليلش اين بود كه از سال گذشته تا بحال پا بر روي قله بالاي 4000 متر نگذاشته بودم .

 

ساعت 13 پا بر روي قله سركچال يك مي گذريم . اولين كاري كه انجام داديم ، ولو شدن روي زمين بود . و پوشيدن لباسهاي گرم كه مبادا بدنهاي گرممان سرما بخورد .

 پس از كمي استراحت و خوردن مقداري غذا ، خود را در محاصره قلل 4000 متري يافتيم . قلل زيبايي كه يك لحظه هم ما را به خود وانگذاشتند .

افق تا افق ، قلل 4000 متري در زير تلالو نور بي رمق خورشيد  خودنمايي ميكنند . دماي هوا حدود سه درجه سانتي گراد را نشان ميدهد .

سئوالات پي در پي من از آقاي طهوري شروع مي شود و ايشان هم متواضعانه شروع به توضيحاتي در باره  قلل منطقه ميكنند . در سمت شمال ، خط الراس دندانه دار هرزه كوهها كه بلندترين قله آن دال كولي با 4250 متر ارتفاع

قله کلون بستک

 در سمت شمال شرق ، قله برج با 4335 متر و قله خلنو با 4375 متر ، در سمت شرق ، قلل سركچال دو و سه ، در سمت جنوب شرق ، قله آبك با 3488 متر و قله سنگي روته با 3200 متر و در فاصله اي دورتر در پشت آن قله جانستون با 3942 متر 

قله سرکچال دو و سه

در جنوب ، قله قلعه دختر با 3180 متر و در پشت آن خط الراس و قله توچال با 3996 متر ، در جنوب غرب ، قله سي چال با 3750 متر ، در غرب ، قله كلون بستك با 4200 متر و در سمت شمال غرب ، قله آزاد كوه 4395 متر ارتفاع خودنمايي مي كردند .

قله آزاد کوه

ساعت 13:40 دقيقه از طريق شن اسكي به سمت پايين حركت كرديم و در ساعت 14:40 به جانپناه لجني رسيدم . پس از صرف نهار ساعت 15:30 بسوي سپيدستون حركت كرديم و ساعت 17:30 پايان برنامه بود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/04ساعت 10:28  توسط پرویز شجاعی پارسا  |